منتهی الآمال تاریخ چهارده معصوم (جلد اول )

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه) تحقیق: صادق حسن زاده‏

[یارى كردن على(علیه السلام) به پیامبر اسلام(صلى الله علیه و آله) ]

وجه چهاردم: اختصاص آن حضرت است به فضیلت نصرت و یارى كردن حضرت رسول(صلى الله علیه و آله) چنانچه حق تعالى فرموده:
«فَاِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْریلُ وَصالِحُ الْمُؤمِنینَ».(602)
«مولى» در اینجا به معنى «ناصر» است و به اتفاق مفسّرین مراد از «صالح المؤمنین»، امیرالمؤمنین(علیه السلام) است. و نیز اختصاص آن جناب است به اُخوّت و برادرى با رسول خدا(صلى الله علیه و آله) و به پا نهادن بر دوش پیغمبر(صلى الله علیه و آله) و شكستن بُتها و به فضیلت «خبر طائر» و «حدیث منزلت» و «رایت» و «خبر غدیر» و غیره.
وَلَقَدْ اَحْسَنَ مَنْ قالَ:
غیر على(علیه السلام) كس نكرد خدمت احمد(صلى الله علیه و آله) ----- غم خور موسى نباشد الا هارون
كرد جهانى زتیغ زنده به معنى ----- از دم تیغش اگرچه ریخت همى خون
صورت انسانى و صفات خدائى ----- سُبحان اللَّه از این مركّب معجون
ساحت جاهش به عقل پى نتوان برد ----- نتوان با موزه در گذشت زجیحون
سوى شریعت گراى و مهر على جوى ----- از بن دندان اگر نه قلبى و واروُن
وبالجمله؛ در كمالات نفسانیّه و بدنیّه و خارجیّه، آن حضرت متمیّز بود از سایرین؛ چه كمالات نفسانیة آن جناب مانند علم و حلم و زهد و شجاعت و سخاوت و حُسن خلق و عفّت و غیرها به مرتبه اى بود كه احدى را معشار آن نبود و دشمنانش اعتراف به آن مى نمودند و انكار آن نمى توانستند نمود و جوانمردى و ایثار او به مرتبه اى بود كه در فراش رسول خدا(صلى الله علیه و آله) خوابید و شمشیرهاى برهنه كفّار قریش را در عوض رسول خدا(صلى الله علیه و آله) به جان خود خرید و در غزوه اُحد به اندازه اى جوانمردى و فتوّت از آن حضرت ظاهر شد كه از جانب ملا اعلا نداى لاسَیْفَ اِلا ذُوالفِقار وَلافَتى اِلاّ عَلى بلند شد.

[شجاعت شگفت انگیز على(علیه السلام) ]

امّا كمالات بدنیّه آن حضرت را همه مى دانند كه احدى همپایه او نبود، قوّت و زورش ضرب المثل است در آفاق و هیچ كس به قوّت او نبوده. به اتفاق دَر خیبر را به دست معجزنماى خویش از جاى كند و جماعتى نتوانستند حركتش دهند و سنگى عظیم را از سر چاهى بر گرفت كه لشكر از تحریكش عاجز بودند، شجاعتش شجاعت گذشتگان را از یاد برده و نام آیندگان را بر زبانهاى مردم فسرده، مقاماتش در حروب مشهور و حروبش تا قیامت معروف و مذكور است. شجاعى است كه هرگز نگریخته و از هیچ لشكرى نترسیده هرگز خصمى در برابر نیامده كه از او نجات یافته باشد مگر در ایمان آوردن، هرگز ضربتى نزده كه محتاج به ضربت دیگر باشد، و شجاعى را كه آن حضرت مى كشت قوم او افتخار مى كردند به آنكه امیرالمؤمنین(علیه السلام) او را كشته؛ و لهذا خواهر عمروبن عبدودّ در مرثیه برادر خویش اشعارى خواند به این مضمون كه اگر كشنده عمرو غیر امیرالمؤمنین(علیه السلام) بود من تا زنده بودم بر او مى گریستم امّا چون قاتلش یگانه است در شجاعت و ممتاز است به كرامت، كشته او را عارى و ننگى نیست. و شجاعى كه لحظه اى در مقابل آن حضرت مى ایستاد پیوسته به آن افتخار مى نمود و از قوّت قلب و دلیرى خود مى سرود. پادشاهان بلاد كفر صورت آن جناب را در معبد خود نقش مى كردند و جمعى از ملوك ترك و آل بویه براى تیمّن و تبرّك صورت او را بر شمشیرهاى خود از جهت ظفر و نصرت بر دشمن نگاشته و با خود مى داشتند و این بود قوّت و زور او با آنكه نان جو مى خورد و غذا كم تناول مى نمود و مأكول و ملبوسش از همه كس درشت تر بود و همیشه صائم و قائم و عبادت او دائم بود.(603)

[نَسَب شریف حضرت على(علیه السلام) ]

امّا كمالات خارجیّه او یكى نسب شریف او است كه پدرش ابوطالب سیّد بطحاء و شیخ قریش و رئیس مكّه معظمه بوده و كفالت نمود حفظ كردن حضرت رسول(صلى الله علیه و آله) را از اَوان صِغَر تا ایّام كبر و آن حضرت را از مشركین و كفّار، محافظت و حمایت مى نمود و تا او در حیات بود حضرت رسول(صلى الله علیه و آله) محتاج به هجرت و اختیار غربت نشد تا هنگامى كه ابوطالب از دنیا رحلت كرد، بى یار و ناصر شد از مكّه به مدینه هجرت كرد. و مادر امیرالمؤمنین(علیه السلام) فاطمه بنت اسد بن هاشم بود كه حضرت رسول(صلى الله علیه و آله) او را به رداى خویش تكفین فرمود. پسر عمّ آن حضرت سیّد الاوّلین والآخرین محمّد بن عبداللَّه خاتم النّبییّن(صلى الله علیه و آله) بود و برادرش جعفر طیّار ذوالجناحین و عمّش حمزه سید الشهداء«سلام اللَّه علیهم اجمعین» بود.
وبالجمله؛ پدرانش، پدران رسول خدا و مادرانش، مادران خیر خلق اللَّه، گوشت و خونش با گوشت و خون او مقرون و نور روحش با نور او متصل و مضموم؛ پیش از خلق آدم تا صُلْب عبدالمطّلب و بعد از صُلْب عبدالمطّلب در صُلْب عبداللَّه و ابوطالب از هم جدا شدند و دو سیّد عالم به هم رسیدند، اوّل مُنْذِر و ثانى هادى. و دیگر از كمالات خارجیه او مصاهرت او است كه رسول خدا(صلى الله علیه و آله) تزویج فرمود فاطمه(علیها السلام) را به او كه اشرف دختران خویش و سیّده زنان عالمیان بود و به مرتبه اى رسول خدا(صلى الله علیه و آله) او را دوست مى داشت كه از براى آمدن او تواضع مى نمود و از جاى خویش برمى خاست و او را مى بوسید و مى بوئید. و معلوم است كه محبّت پیغمبر(صلى الله علیه و آله) فاطمه(علیها السلام) را نه از جهت آن بود كه فاطمه(علیها السلام) دختر او بود بلكه از جهت كثرت شرافت و محبوبیت او نزد حق تعالى بود. شعر:
این محبت ها از محبت ها جداست ----- حُبّ محبوب خدا حُبّ خداست
بارها رسول خدا(صلى الله علیه و آله) مى فرمود كه فاطمه پاره تن من است اذیّت او اذیّت من، رضاى او رضاى من، غضب او غضب من است.(604)
دیگر از كمالات خارجیّه آن حضرت حكایت اولادهاى او است و حاصل نشد از براى احدى آنچه از براى آن جناب حاصل شد از شرف اولاد؛ چه آنكه حضرت حسن و حسین(علیهماالسلام) كه دو اولاد آن جناب اند دو امام و سیّد جوانان اهل بهشت اند و محبّت حضرت رسول(صلى الله علیه و آله) در باب آنها به مرتبه اى بود كه بر احدى مخفى نیست. و دیگر جناب عباس و محمّد و حضرت زینب و امّ كلثوم و غیر ایشان كه جلالت و مرتبه ایشان اوضح از بیان است و از براى هر یك از جناب امام حسن و امام حسین(علیه السلام) اولادهائى بود كه به نهایت شرف رسیده بودند.
امّا از امام حسن(علیه السلام) ؛ پس قاسم و عبداللَّه و حسن مثنّى و مثلّث و عبداللَّه محض ونفس زكیّه و ابراهیم قتیل باخمرى و على عابد و حسین بن على بن الحسن مقتول فخّ و ادریس بن عبداللَّه و عبدالعظیم وسادات بطحانى و شجرى وگلستانه و آل طاوس و اسماعیل بن ابراهیم بن الحسن بن الحسن بن على(علیهم السلام) ملقب به طباطبا و غیر ایشان رضوان اللَّه علیهم اجمعین كه در باب اولادهاى امام حسن(علیه السلام) اسامى ایشان به شرح خواهد رفت.
و امّا از جناب امام حسین(علیه السلام) ؛ پس به هم رسید امامان بزرگواران مانند امام زین العابدین و حضرت باقر العلوم و جناب امام جعفر صادق و حضرت امام موسى كاظم و جناب امام رضا و حضرت محمد جواد و جناب على هادى و حضرت حسن عسكرى و حضرت حجة بن الحسن مولانا صاحب العصر والزّمان صلوات اللَّه وسلامه علیهم اجمعین.
اَلْحَمْدُللَّهِ الَّذى جَعَلَنامِنَ الْمُتَمسِّكینَ بِوِلایَةِ اَمیرِالْمُؤْمِنین وَالاَئمَّةِ عَلَیْهِم السَّلام.
مَوآهِبُ اللَّهِ عِنْدی جاوَزَتْ أَمَلی ----- وَلَیْسَ یَبْلُغُها قَوْلى وَلا عَمَلی
لَكِنَّ اَشْرَفُها عِنْدی وَاَفْضَلُها ----- وَلایَتی لاَمیرِالْمُؤْمِنینَ عَلِىٌ (605)
یارَبِّ فَاحْشُرْنى فِى الاخِرَةِ مَعَ النَّبِىَ وَالْعِتْرَةِ الطّاهِرَةِ.