فهرست کتاب


منتهی الآمال تاریخ چهارده معصوم (جلد اول )

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه) تحقیق: صادق حسن زاده‏

فصل دوّم :در بیان فضائل امیرالمؤمنین(علیه السلام) است:

بر اهل دانش و بینش مخفى نیست كه فضائل امیرالمؤمنین على(علیه السلام) را هیچ بیان و زبان برنسنجد و در هیچ باب و كتاب نگنجد بلكه ملائكه سموات ادراك درجات او نتوانند كرد، و فى الحقیقة فضائل آن حضرت را اِحْصاء نمودن، آب دریا را به غرفه پیمودن است. و در احادیث وارد شده كه مائیم كلمات پروردگار كه فضائل ما را احصا نمى توان كرد.(526)وَلَنِعْمَ ما قیلَ:
كتاب فضل ترا آب بحر كافى نیست ----- كه تر كنم سر انگشت و صفحه بشمارم
و به همین ملاحظه این احقر را جرئت نبود كه قلم بر دست گیرم و در این باب چیزى نویسم لیكن چون حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) معدن كرم و فتوت است رجاء واثق آن است كه بر من ببخشاید و این مختصر خدمت را قبول فرماید. وَما تَوْفیقى اِلا بِاللَّهِ عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ وَاِلَیْهِ اُنیبُ.
بدان كه فضائل یا نفسانیّه است یا بدنیّه و امیرالمؤمنین(صلى الله علیه و آله) اَكْمَل و اَفْضَل تمام مردم بود بعد از رسول خدا(صلى الله علیه و آله) در این دو نوع فضایل به وجوه عدیده. و ما در اینجا به ذكر چهارده وجه از آن اكتفا مى كنیم و به این عدد شریف تبرّك مى جوئیم:

[مجاهدت حضرت على(علیه السلام) ]

وجه اول: آنكه آن جناب جهادش در راه خدا زیادتر و بلایش عظیم تر بود از تمامى مردم در غزوات پیغمبر(صلى الله علیه و آله) و هیچ كس به درجه او نرسید در این باب؛ چنانكه در غزوه بَدْر كه اول جنگى بود كه مؤمنین به آن مُمْتحَن شدند، جناب امیرالمؤمنین(علیه السلام) در آن جنگ به دَرك فرستاد ولید و شیبه و عاص و حنظله و طعمه و نوفل و دیگر شجاعان مشركین را و پیوسته قتال كرد تا نصف مشركین كه مقتول گشتند بر دست آن حضرت كشته گردیدند و نصف دیگر را باقى مسلمین با سه هزار ملائكه مُسَوّمین كشتند؛ و دیگر غزوه اُحُد بود كه مردم فرار كردند و آن حضرت ثابت ماند و لشكر دشمن را از دور پیغمبر(صلى الله علیه و آله) دور مى كرد و از آنها مى كشت تا زخمهاى كارى بر بدن مقدسش وارد شد با این همه رنج و تَعَب، آن حضرت را هول و هرب نبود و پیوسته اَبْطال رجال را كشت تا از حضرت جبرئیل در میان آسمان و زمین نداى لاسَیْفَ اِلا ذُوالْفِقار وَلا فَتى اِلا عَلىّ شنیده شد. و دیگر غزوه احزاب بود كه حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) عَمْروبن عَبْدَود را كشت و فتح بر دست آن حضرت واقع شد و پیغمبر(صلى الله علیه و آله) در حق او فرمود كه «ضربت على(علیه السلام) بهتر است از عبادت جن و انس». و دیگر جنگ خیبر بود كه مَرحَب یهودى بر دست آن حضرت كشته گشت و دَرِ قلعه را با آن عظمت به دست معجزنماى خود كَنْد و چهل گام دور افكند و چهل نفر از صحابه خواستند حركت دهند نتوانستند! و دیگر غزوه حُنَیْن بود كه حضرت رسول(صلى الله علیه و آله) با ده هزار نفر از مسلمین به جنگ رفت و ابوبكر از كثرت جمعیت تعّجب كرد و تمام منهزم شدند و با رسول خدا(صلى الله علیه و آله) باقى نماند مگر چند نفر كه رئیس آنها امیرالمؤمنین(علیه السلام) بود، پس آن حضرت اَبُوجَرْوَلْ را كشت تا آنكه مشركین دلشكسته شدند و فرار كردند و فرار كنندگان مسلمین برگشتند. و غیر این غزوات از جنگهاى دیگر كه ارباب سِیَر و تواریخ ضبط نموده اند و بر متتبّع آنها ظاهر است كثرت جهاد و شجاعت و بزرگى ابتلاء آن حضرت در آن غزوات.(527)

[علم على(علیه السلام) ]

وجه دوم: آنكه امیرالمؤمنین(علیه السلام) اَعْلَم و داناترین مردم بود و اعلمیّت آن جناب به جهاتى چند ظاهر است.
اوّل: آنكه آن جناب در نهایت فطانت و قوّت حدس و شدّت ذكاوت بود و پیوسته ملازم خدمت حضرت رسول(صلى الله علیه و آله) بود و از آن حضرت استفاده و از نور مشكات نبوّت اقتباس مى نمود و این برهانى است واضح بر اَعْلَمیت آن جناب بعد از نبى(صلى الله علیه و آله) ؛ بعلاوه آنكه رسول خدا(صلى الله علیه و آله) در هنگام رحلت از دنیا هزار باب علم تعلیم آن حضرت(علیه السلام) نمود كه از هر بابى هزار باب دیگر مفتوح مى شد؛ چنانكه از اخبار معتبره مستفیضه بلكه متواتره استفاده شده و شیعه و سنّى روایت كرده اند كه پیغمبر(صلى الله علیه و آله) در حق آن جناب فرمود: اَنَا مَدینَةُ الْعِلْمِ وَعَلِىُّ بابُها.(528) و معنى آن چنان است كه حكیم فردوسى گفته:
چه گفت آن خداوند تنزیل و وحى ----- خداوند امر و خداوند نهى
كه من شهر عِلمم عَلیّم در است ----- درست این سخن قول پیغمبر است
گواهى دهم كاین سخن راز او است ----- تو گوئى دو گوشم بر آواز اوست (529)
دوّم: آنكه بسیار اتّفاق افتاد كه صحابه احكام الهى بر آنها مشتبه مى شد و بعضى غلط فتوى مى دادند و رجوع به آن حضرت مى كردند و آن جناب ایشان را به طریق صواب مى داشت و هیچ گاهى نقل نشده كه آن حضرت در حكمى به آنها رجوع كند و این دلیل اَعْلَمیّت آن حضرت است و حكایت خطاهاى صحابه و رجوع ایشان به آن حضرت بر ماهر خبیر واضح و مستنیر است.
سوم: مفاد حدیث «اَقْضاكُمْ عَلِىٌّ»(530) است كه مستلزم است اعلمیّت را؛ چه قضا مستلزم علم است.