فهرست کتاب


منتهی الآمال تاریخ چهارده معصوم (جلد اول )

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه) تحقیق: صادق حسن زاده‏

باب سوّم :در تاریخ ولادت و شهادت سیدالاوصیاء و امام أتقیاء حضرت امیرالمؤمنین على بن ابى طالب(علیه السلام)

فصل اوّل :در ولادت باسعادت امیرالمؤمنین(علیه السلام)

مشهور آن است كه آن حضرت در روز جمعه سیزدهم ماه رجب بعد از سى سال از عام الفیل در میان كعبه معظمه متولد شده است،(522) پدر آن حضرت ابوطالب پسر عبدالمطّلب بوده كه با عبداللَّه پدر حضرت رسول(صلى الله علیه و آله) برادر اعیانى (پدرى و مادرى) بوده و مادر آن حضرت، فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبدمناف بوده و آن حضرت و برادرانش اوّل هاشمى بودند كه پدر و مادرشان هر دو هاشمى بودند. و در كیفیت ولادت آن جناب روایات بسیار است و آنچه به سندهاى بسیار وارد شده آن است كه روزى عباس بن عبدالمطّلب با یزید بن قعنب و با گروهى از بنى هاشم و جماعتى از قبیله بنى العزّى در برابرخانه كعبه نشسته بودند ناگاه فاطمه بنت اسد به مسجد درآمد و به حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) نُه ماه آبستن بود و او را درد زائیدن گرفته بود، پس در برابر خانه كعبه ایستاد و نظر به جانب آسمان افكند و گفت:پروردگارا! من ایمان آورده ام به تو و به هر پیغمبر و رسولى كه فرستاده اى و به هر كتابى كه نازل گردانیده اى و تصدیق كرده ام به گفته هاى جدّم ابراهیم خلیل كه خانه كعبه بنا كرده او است، پس سؤال مى كنم از تو به حق این خانه و به حق آن كسى كه این خانه را بنا كرده است و به حق این فرزندى كه در شكم من است و با من سخن مى گوید و به سخن گفتن خود مونس من گردیده است و یقین دارم كه او یكى از آیات جلال و عظمت تو است كه آسان كنى بر من ولادت مرا.
عباس و یزید بن قعنب گفتند كه چون فاطمه از این دعا فارغ شد دیدیم كه دیوارِ عقب خانه شكافته شد فاطمه از آن رخنه داخل خانه شد و از دیده هاى ما پنهان گردید، پس شكاف دیوار به هم پیوست به اذن خدا. و ما چون خواستیم در خانه را بگشاییم چندان كه سعى كردیم در گشوده نشد دانستیم كه این امر از جانب خدا واقع شده و فاطمه سه روز در اندرون كعبه ماند اهل مكّه در كوچه ها و بازارها این قصّه را نقل مى كردند و زنها در خانه ها این حكایت را یاد مى كردند و تعجب مى نمودند تا روز چهارم رسید پس همان موضع از دیوار كعبه كه شكافته شده بود دیگر باره شكافته شد فاطمه بنت اسد بیرون آمد و فرزند خود اَسَداللَّه الغالب على بن ابى طالب(علیه السلام) را در دست خویش داشت و مى گفت: اى گروه مردم! به درستى كه حق تعالى برگزید مرا از میان خلق خود و فضیلت داد مرا بر زنان برگزیده كه پیش از من بوده اند؛ زیرا كه حق تعالى برگزید آسیه دختر مزاحم را و او عبادت كرد حق تعالى را پنهان در موضعى كه عبادت در آنجا سزاوار نبود مگر در حال ضرورت یعنى خانه فرعون؛ و مریم دختر عمران را حق تعالى برگزید و ولادت حضرت عیسى(علیه السلام) را بر او آسان گردانید و در بیابان درخت خشك را جنبانید و رُطَب تازه از براى او از آن درخت فرو ریخت و حق تعالى مرا بر آن هر دو زیادتى داد و همچنین بر جمیع زنان عالمیان كه پیش از من گذشته اند؛ زیرا كه من فرزندى آورده ام در میان خانه برگزیده او و سه روز در آن خانه محترم ماندم و از میوه ها و طعامهاى بهشت تناول كردم و چون خواستم كه بیرون آیم در هنگامى كه فرزند برگزیده من بر روى دست من بود، هاتفى از غیب مرا ندا كرد كه اى فاطمه! این فرزند بزرگوار را «على» نام كن به درستى كه منم خداوند علىّ اعلا و او را آفریده ام از قدرت و عزّت و جلال خود و بهره كامل از عدالت خویش به او بخشیده ام و نام او را از نام مقدّس خود اشتقاق نموده ام و او را به آداب خجسته خود تأدیب نموده ام و اُمور خود را به او تفویض كرده ام و او را بر علوم پنهان خود مطلع كرده ام و در خانه محترم من متولّد شده است و او اول كسى است كه اذان خواهد گفت بر روى خانه من و بتها را خواهد شكست و آنها را از بالاى كعبه به زیر خواهد انداخت و مرا به عظمت و مجد و بزرگوارى و یگانگى یاد خواهد كرد و اوست امام و پیشوا بعد از حبیب من برگزیده از جمیع خلق من محمد(صلى الله علیه و آله) كه رسول من است و او وصى او خواهد بود خوشا حال كسى كه او را دوست دارد و یارى كند او را، و واى بر حال كسى كه فرمان او نبرد و یارى او نكند و انكار حق او نماید.(523)
و در بعضى روایات است كه چون حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام)متولد شد ابوطالب او را بر سینه خود گرفت و دست فاطمه بنت اسد را گرفته به سوى ابطح آمدند و ندا كرد به این اشعار:
یارَبِّ یاذَا الْغَسَقِ الدُّجِىِّ ----- وَالْقَمَرِ الْمبْتَلَجِ الْمضِىِ
بَیِّنْ لَنا مِنْ حُكْمِكَ المَقْضیِّ ----- ماذا تَرى فى اِسْمِ ذَا الصَّبِىِ
؛مضمون این اشعار آن است كه اى پروردگارى كه شب تار و ماه روشن و روشنى دهنده را آفریده اى، بیان كن از براى ما كه این كودك را چه نام گذاریم؟ ناگاه مانند ابر چیزى از روى زمین پیدا شد نزدیك ابوطالب آمد، ابوطالب او را گرفت و با على(علیه السلام) به سینه خود چسبانید و به خانه برگشت چون صبح شد دید كه لوح سبزى است در آن نوشته شده است:
خُصِّصْتُما بِالْوَلَدِ الْزَّكِىِّ ----- وَالطّاهِرِ الْمُنْتَجَبِ الْرَّضِىِ
فَاِسْمُهُ مِنْ شامِخٍ عَلِىٍّ ----- عَلِىٌّ اشْتُقَ مِنَ الْعَلِىِ
؛حاصل مضمون آنكه مخصوص گردیدید شما اى ابوطالب و فاطمه به فرزند طاهر پاكیزه پسندیده، پس نام بزرگوار او على(علیه السلام) است و خداوند على اعلا نام او را از نام خود اشتقاق كرده است.
پس ابوطالب آن حضرت را على نام كرد و آن لوح را در زاویه راست كعبه آویخت و چنان آویخته بود تا زمان هشام بن عبدالملك كه آن را از آنجا فرود آورد و بعد از آن ناپیدا شد.(524)
و اخبار در باب ولادت آن حضرت و كیفیت آن بسیار است و مقام را گنجایش بیش از این نیست و این فضیلت از خصایص آن حضرت است؛ چه اشرف بِقاع حَرَمِ مكه است و اشرف مواضع حرم مسجد است و اشرف موضع آن كعبه است و احدى غیر از حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) در چنین مكانى متولد نشده، و نیز متولّد نشده مولودى در سیّد ایّام كه روز جمعه باشد در شهر حرام كه ماه رجب باشد در بیت الحرام سواى امیرالمؤمنین(علیه السلام) ابوالائمّة الكرام عَلَیه وَ آلِهِ آلاف السَّلام.
وفى حدیقة الحقیقة:
هذِهِ مِنْ عُلاهُ اِحْدىَ الْمَعالى ----- وَعَلیهذِهِ فَقِسْ ماسِواها
اى سنائى بقوّت ایمان ----- مدح حیدر بگو پس از عثمان
با مدیحش مدایح مُطلق ----- زَهَقَ الْباطِلَ است و جاءَ الْحَقّ
در پس پرده آنچه بود آمد ----- اَسَد اللَّه در وجود آمد
وَلَنِعْمَ ما قالَ الْحِمْیَرى:
وَلَدَتْهُ فی حَرَمِ الاِلهِ وَاَمْنِهِ ----- وَالْبَیْتُ حَیْثُ فِنآئُهُ وَالْمَسْجِدُ
بَیْضآءَ طاهِرَةَ الثِّیابِ كَریمَةً ----- طابَتْ وَطابَ وَلیدُها وَالمَوْلِدُ
فی لَیْلَةٍ غابَتْ نُحُوسُ نُجُومِها ----- وَبَدَتْ مَعَ الْقَمَرِ المُنیرِ الاسْعَدُ
مالُفَّ فی خِرَقِ الْقَوابِلِ مِثْلُهُ ----- اِلاَّ ابْنُ آمِنَةَ النَّبِىُّ مُحَمَّدٌ.(525)
* * *
على است صاحب عزو جلال و رفعت و شأن ----- على است بحر معارف، على است كوه وقار
دلیل رفعت شأن على اگرخواهى ----- بدین كلام دمى گوش خویشتن مى دار
چه خواست مادرش از بهر زادنش جائى ----- درون خانه خاصش بداد جا جَبّار
زبهر مدخل آن پیشواى خیل زنان ----- شكافت حضرت ستّار كعبه را دیوار
پس آن مطهّره با احترام داخل شد ----- در آن مكان مقدّس بزاد مَرْیم وار
برون چه خواست كه آید پس از چهارم روز ----- ندا شنید كه رو نام او على بگذار
فداى نام چنین زاده اى بود جانم ----- چنین امام گزینید یا اوْلِى الابْصار

فصل دوّم :در بیان فضائل امیرالمؤمنین(علیه السلام) است:

بر اهل دانش و بینش مخفى نیست كه فضائل امیرالمؤمنین على(علیه السلام) را هیچ بیان و زبان برنسنجد و در هیچ باب و كتاب نگنجد بلكه ملائكه سموات ادراك درجات او نتوانند كرد، و فى الحقیقة فضائل آن حضرت را اِحْصاء نمودن، آب دریا را به غرفه پیمودن است. و در احادیث وارد شده كه مائیم كلمات پروردگار كه فضائل ما را احصا نمى توان كرد.(526)وَلَنِعْمَ ما قیلَ:
كتاب فضل ترا آب بحر كافى نیست ----- كه تر كنم سر انگشت و صفحه بشمارم
و به همین ملاحظه این احقر را جرئت نبود كه قلم بر دست گیرم و در این باب چیزى نویسم لیكن چون حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) معدن كرم و فتوت است رجاء واثق آن است كه بر من ببخشاید و این مختصر خدمت را قبول فرماید. وَما تَوْفیقى اِلا بِاللَّهِ عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ وَاِلَیْهِ اُنیبُ.
بدان كه فضائل یا نفسانیّه است یا بدنیّه و امیرالمؤمنین(صلى الله علیه و آله) اَكْمَل و اَفْضَل تمام مردم بود بعد از رسول خدا(صلى الله علیه و آله) در این دو نوع فضایل به وجوه عدیده. و ما در اینجا به ذكر چهارده وجه از آن اكتفا مى كنیم و به این عدد شریف تبرّك مى جوئیم: