منتهی الآمال تاریخ چهارده معصوم (جلد اول )

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه) تحقیق: صادق حسن زاده‏

[چادر نورانى و مسلمان شدن هشتاد یهودى ]

ابن شهر آشوب و قطب راوندى روایت كرده اند كه روزى حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) محتاج به قرض شد و چادر حضرت فاطمه(علیها السلام) را به نزد مرد یهودى كه نامش زید بود رهن گذاشت و آن چادر از پشم بود و قدرى از جو به قرض گرفت. پس یهودى آن چادر را به خانه برد و در حجره گذاشت، چون شب شد زن یهودى به آن حجره درآمد نورى از آن چادر ساطع دید كه تمام حجره را روشن كرده بود چون زن آن حالت غریب را مشاهده كرد به نزد شوهر خود رفت و آنچه دیده بود نقل كرد، پس یهودى از استماع آن حالت در تعجب شد و فراموش كرده بود كه چادر حضرت فاطمه(علیها السلام) در آن خانه است به سرعت شتافت و داخل آن حجره شد كه [دید ]شعاع چادر آن خورشید فلك عِصْمت است كه مانند بَدْر مُنیر خانه را روشن كرده است، یهودى از مشاهده این حالت تعجبش زیاده شد پس یهودى و زنش به خانه خویشان خود دویدند و هشتاد نفر از ایشان را حاضر گردانیدند و از بركت شعاع چادر فاطمه(علیها السلام) همگى به نور اسلام منوّر گردیدند.(488)
در «قُرْب الاسناد» به سند معتبر از حضرت امام محمد باقر(علیه السلام)روایت كرده است كه حضرت رسالت(صلى الله علیه و آله) مقرر فرمود كه هرچه خدمت بیرون در باشد از آب و هیزم و امثال اینها حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) به جا آورد و هرچه خدمت اندرون خانه باشد از آسیا كردن و نان و طعام پختن و جاروب كردن و امثال اینها با حضرت فاطمه(علیها السلام) باشد.(489)
و ابن بابویه به سند معتبر از حضرت امام حسن(علیه السلام) روایت كرده است كه آن حضرت فرمود كه در شب جمعه مادرم فاطمه(علیها السلام) در محراب خود ایستاده و مشغول بندگى حق تعالى گردید و پیوسته در ركوع و سجود و قیام و دعا بود و تا صبح طالع شد شنیدم كه پیوسته دعا مى كرد از براى مؤمنین و مؤمنات و ایشان را نام مى برد و دعا براى ایشان بسیار مى كرد و از براى خود دعائى نمى كرد، پس گفتم: اى مادر! چرا از براى خود دعا نكردى چنانكه از براى دیگران كردى؟ فرمود: یا بُنَىَّ! الْجارُ ثُمَّ الدّار؛ اى پسرجان من! اوّل همسایه را باید رسید و آخر خود را.(490)
ثَعْلَبى از حضرت صادق(علیه السلام) روایت كرده است كه روزى حضرت رسول(صلى الله علیه و آله) به خانه فاطمه(علیها السلام) درآمد فاطمه را دید كه جامه پوشیده از جُلهاى شتر و به دستهاى خود آسیا مى گردانید و در آن حالت فرزند خود را شیر مى داد، چون حضرت او را بر آن حالت مشاهده كرد آب از دیده هاى مباركش روان شد و فرمود: اى دختر گرامى! تلخیهاى دنیا را امروز بچش براى حلاوتهاى آخرت. پس فاطمه(علیها السلام) گفت: یا رسول اللَّه! حمد مى كنم خدا را بر نعمتهاى او و شكر مى كنم خدا را بر كرامتهاى او؛ پس حق تعالى این آیه را فرستاد:
«وَلَسَوْفَ یُعْطیكَ ربُّكَ فَتَرْضى»؛(491)یعنى حق تعالى در قیامت آن قدر به تو خواهد داد كه راضى شوى.(492)
و از حَسَن بَصْرى نقل شده كه مى گفت: حضرت فاطمه(علیها السلام) عابدترین امت بود و در عبادت حق تعالى آن قدر بر پا مى ایستاد كه پاهاى مباركش ورم مى كرد.(493) و وقتى پیغمبر خدا(صلى الله علیه و آله) به او فرمود چه چیز بهتر است از براى زن؟ فاطمه(علیها السلام) گفت: آنكه نبیند مردى را و نبیند مردى او را؛ پس حضرت نور دیده خود را به سینه چسبانید و فرمود: «ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ (494) (495)
و از «حلیه ابونُعَیْم» روایت شده كه حضرت فاطمه(علیها السلام) آن قدر آسیا گردانید كه دستهاى مباركش آبله پیدا كرد و از اثر آسیا دستهاى مباركش پینه كرد.(496)
و شیخ كلینى از حضرت صادق(علیه السلام) روایت كرده كه فرمود در روى زمین گیاهى اشرف و پرمنفعت تر از «خرفه» نیست و او سبزى فاطمه(علیها السلام) است پس فرمود: خدا لعنت كند بنى اُمیه را كه نامیدند خرفه را به بَقْلَة الحُمَقاء به جهت بغض و عداوتى كه با ما و فاطمه داشتند.(497)

[حجاب فاطمه (علیها السلام) در برابر مرد نابینا]

سید فضل اللَّه راوندى در «نَوادر» روایت كرده از امیرالمؤمنین(علیه السلام) كه شخص نابینائى اذن خواست از حضرت فاطمه(علیها السلام) كه داخل خانه شود، فاطمه(علیها السلام) خود را از او مستور كرد، پیغمبر خدا(صلى الله علیه و آله) به فاطمه(علیها السلام) فرمود: به چه سبب خود را مستور كردى و حال آنكه این مرد نابینا ترا نمى بیند؟ عرض كرد: اگر او مرا نمى بیند من او را مى بینم، اگر در پرده نباشم استشمام رایحه مى نماید. پس حضرت فرمود: شهادت مى دهم كه تو پاره تن من مى باشى. (498)
و نیز روایت كرده كه روزى حضرت رسول(صلى الله علیه و آله) از اصحاب خود از حقیقت زن سؤال فرمود، اصحاب گفتند كه زن عورت است؛ فرمود در چه حالى زن به خدا نزدیكتر است؟ اصحاب جواب نتوانستند، چون فاطمه(علیها السلام) این مطلب را شنید عرض كرد كه نزدیكترین حالات زن به خدا آن است كه ملازم خانه خود باشد و بیرون از خانه نشود. حضرت فرمود: فاطمه پاره تن من است. (499)

[اثر «تسبیحات» حضرت زهرا(علیها السلام) ]

مؤلف گوید: كه فضایل و مناقب آن مخدره زیاده از آن است كه در اینجا ذكر شود و ما چون بنابر اختصار داریم به همین قدر اكتفا مى كنیم و بركاتى كه از آن بى بى به ما رسیده از جمله «تسبیح» معروف آن حضرت است كه احادیث در فضیلت آن بسیار است و كافى است آنكه هر كه مداومت كند به آن، شقى و بدعاقبت نمى شود، و خواندن آن بعد از هر نمازى بهتر است نزد حضرت صادق(علیه السلام) از هزار ركعت نمازگزاردن در هر روزى،(500)و كیفیت آن عَلَى الْاَشْهَر سى و چهار مرتبه اللَّهُ اَكْبَرُ و سى و سه مرتبه اَلْحَمْدُللَّه و سى و سه مرتبه سُبْحانَ اللَّه است كه مجموع صد مى شود. و دیگر «دعاى نور» است كه آن حضرت تعلیم حضرت سلمان(رضى الله عنه) كرده و فرموده اگر مى خواهى در دنیا هرگز ترا تب نگیرد مداومت كن بر آن، و آن دعا این است:
بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحیم
بِسْمِ اللَّهِ النُّورِ بِسْمِ اللَّهِ نُورِ النُّورِ بِسْمِ اللَّهِ نُورٌ عَلى نُورٍ بِسْمِ اللَّهِ الذَّى هُوَ مُدَبِّرُ الاُمُورِ بِسْمِ اللَّهِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ اَلْحَمْدُ للَّهِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ وَ اَنْزَلَ النُّورَعَلَى الطُّورِ فى كِتابٍ مَسْطُورٍ فى رَقٍّ مَنْشُورٍ بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ عَلى نَبِىٍّ مَحْبُورٍ اَلْحَمْدُلِلّهِ الَذى هُوَ بِالْعِزِّ مَذْكُورٌ وَ بِالْفَخْرِ مَشْهُورٌ وَ عَلىَ السَّراءِ وَالضَّراء مَشْكُورٌ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ.
سلمان گفت چون از حضرت فاطمه(علیها السلام) آموختم آن را به خدا قسم به بیشتر از هزار نفر از اهل مكه و مدینه كه مبتلا به تب بودند آموختم پس همه شفا یافتند به اذن خداى تعالى.(501)و دیگر نماز استغاثه به آن مخدّره «صلوات اللّه علیها» است كه روایت شده هرگاه ترا حاجتى باشد به سوى حق تعالى و سینه ات از آن تنگ شده باشد پس دو ركعت نماز بكن و چون سلام نماز گفتى سه مرتبه تكبیر بگو و تسبیح حضرت فاطمه(علیها السلام) بخوان پس به سجده برو و صد مرتبه بگو یا مَولاتى یا فاطِمَةُ اَغیثینى ، پس جانب راست رو را بر زمین گذار و همین را صد مرتبه بگو، پس به سجده برو و همین را صد مرتبه بگو، پس جانب چپ رو را بر زمین گذار و صد مرتبه بگو، پس باز به سجده برو و صد و ده مرتبه بگو و حاجت خود را یاد كن، به درستى كه خداوند بر مى آورد آن را ان شاء اللَّه تعالى.(502)
و دیگر محدّث فیض در «خلاصةالاذكار» نقل كرده از حضرت زهرا(علیها السلام) روایت است كه حضرت رَسُول(صلى الله علیه و آله) بر من وارد شد در وقتى كه رختخواب خود را پهن كرده بودم و مى خواستم بخوابم، فرمود: اى فاطمه! مخواب مگر بعد از آنكه چهار عمل به جا آورى: ختم قرآن كنى، و پیغمبران را شفیعان خود گردانى، و مؤمنین را از خود خشنود گردانى، و حج و عمره بكنى. این را فرمود و داخل نماز شد، من توقف كردم تا نماز خود را تمام كرد، گفتم: یا رسول اللَّه(صلى الله علیه و آله) ! امر فرمودى به چهار چیزى كه من قدرت ندارم در این وقت آنها را به جا آورم؛ آن حضرت تبسّم كرد و فرمود: هرگاه بخوانى قُلْ هُوَ اللَّهُ را سه مرتبه، پس گویا ختم قرآن كردى و هرگاه صلوات بفرستى بر من و بر پیغمبران پیش از من، ما شفیعان تو خواهیم بود در روز قیامت و هرگاه استغفار كنى از براى مؤمنین، پس تمامى ایشان از تو خشنود شوند، و هرگاه بگوئى سبْحانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُ للَّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَاللَّهُ اَكْبَرُ پس گویا حج و عمره كرده اى.(503)
فقیر گوید: شیخ ما در «مستدرك» فرموده كه بعض معاصرین ما از اهل سنت در كتاب «خلاصة الكلام فى امرآء البلد الحرام» این دعا را از بعض عارفین نقل كرده:
اَللّهُمَّ رَبَّ الْكَعْبَةِ وَبانیها و فاطمةَ وَاَبیها وَبَعِلها وَبَنیها نَوِّرْ بَصَری وَ بَصیرتی وَسِرّی وَسَریَرتی و به تحقیق كه به تجربه رسیده این دعا براى روشنى چشم و هركه بخواند این دعا را در وقت سرمه كشیدن حق تعالى نورانى كند چشم او را.