منتهی الآمال تاریخ چهارده معصوم (جلد اول )

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه) تحقیق: صادق حسن زاده‏

[درخت همیشه سبز]

سوّم: راوندى از حضرت صادق(علیه السلام) روایت كرده است كه چون حضرت رسول(صلى الله علیه و آله) به سوى «جِعرانه» (نام موضعى است) برگشت در جنگ حُنین و قسمت كرد غنایم را در میان صحابه، صحابه از پى آن حضرت مى رفتند و سؤال مى كردند و حضرت به ایشان عطا مى فرمود تا اینكه ملجأ كردند آن حضرت را كه به سوى درختى رفت و به درخت پشت خود را چسبانید و باز هجوم آوردند و آن حضرت را آزار مى كردند تا آنكه پشت مباركش مجروح شد و ردایش بر درخت بند شد پس از پیش درخت به سوى دیگر رفت و فرمود كه رداى مرا بدهید واللَّه كه اگر به عدد درختهاى مكّه و یمن گوسفند داشته باشم همه را در میان شما قسمت خواهم كرد و مرا ترسنده و بخیل نخواهید یافت. پس در ماه ذیقعده از جعرانه بیرون رفت و از بركت پشت مبارك هرگز آن درخت را خشك ندیدند و پیوسته تر و تازه بود در همه فصل كه گویا همیشه آب بر آن مى پاشیدند.(109)

[تازیانه نورانى ]

چهارم: «ابن شهر آشوب» روایت كرده كه قریش طُفَیْل بن عَمْرو را گفتند كه چون در مسجدالحرام داخل شوى پنبه در گوشهاى خود پر كن كه قرآن خواندن محمّد(صلى الله علیه و آله) را نشنوى مبادا ترا فریب دهد؛ چون داخل مسجد شد هر چند پنبه در گوش خود بیشتر فرو مى برد صداى آن حضرت را بیشتر مى شنید پس به این معجزه مسلمان شد و گفت: یا رسول اللَّه! من در میان قوم خود سركرده و مطاع ایشانم، اگر به من علامتى بدهى ایشان را به اسلام دعوت مى كنم. حضرت فرمود: خداوندا، او را علامتى كرامت كن؛ چون به قوم خود برگشت از سر تازیانه او نورى مانند قندیل ساطع بود.(110)

[معجزات نوع سوم ]

نوع سوّم: معجزاتى است كه در حیوانات ظاهر شده، مانند تكلّم كردن گوساله آل ذریح و دعوت او مردم را به نبوّت آن حضرت (111) و تكلّم اطفال شیرخواره با آن حضرت (112) و تكلّم گرگ و شتر و سوسمار و یعفور و گوسفند زهرآلوده و غیر ذلك (113)از حكایات بسیار و ما در اینجا اكتفا مى كنیم به ذكر چند امر: