منتهی الآمال تاریخ چهارده معصوم (جلد اول )

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه) تحقیق: صادق حسن زاده‏

[شباهت درخت متحرك با جریان ابرهه ]

فقیر گوید: كه «صاحب ناسخ» نگاشته كه این معجزه كه حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) از حضرت رسول(صلى الله علیه و آله) در تحریك درخت نقل فرموده با قصّه «ابرهه» و ظهور ابابیل مشابهتى دارد؛ زیرا كه على(علیه السلام) خود را وصىّ پیغمبر(صلى الله علیه و آله) و امام مفترض الطّاعة مى شمرد و خود را صادق و مصدّق مى دانست در مسجد كوفه بر فراز منبر وقتى كه بیست هزار كس در پاى منبر او گوش بر فرمان او داشتند نتواند بود كه بر رسول خدا(صلى الله علیه و آله) دروغ بندد و بگوید پیغمبر درخت را پیش خود خواند و درخت فرمانبردار شد ؛ چه این هنگام كه على(علیه السلام) این روایت مى كرد جماعتى حاضر بودند كه با على(علیه السلام) هنگام تحریك درخت حاضر بودند و خطبه امیرالمؤمنین(علیه السلام) را كس نتواند تحریف كرد ؛ چه هیچ كس را این فصاحت و بلاغت نبوده و بر زیادت از صدر اسلام تا كنون خُطَب آن حضرت در نزد عُلما مضبوط و محفوظ است. انتهى.(108)

[درخت همیشه سبز]

سوّم: راوندى از حضرت صادق(علیه السلام) روایت كرده است كه چون حضرت رسول(صلى الله علیه و آله) به سوى «جِعرانه» (نام موضعى است) برگشت در جنگ حُنین و قسمت كرد غنایم را در میان صحابه، صحابه از پى آن حضرت مى رفتند و سؤال مى كردند و حضرت به ایشان عطا مى فرمود تا اینكه ملجأ كردند آن حضرت را كه به سوى درختى رفت و به درخت پشت خود را چسبانید و باز هجوم آوردند و آن حضرت را آزار مى كردند تا آنكه پشت مباركش مجروح شد و ردایش بر درخت بند شد پس از پیش درخت به سوى دیگر رفت و فرمود كه رداى مرا بدهید واللَّه كه اگر به عدد درختهاى مكّه و یمن گوسفند داشته باشم همه را در میان شما قسمت خواهم كرد و مرا ترسنده و بخیل نخواهید یافت. پس در ماه ذیقعده از جعرانه بیرون رفت و از بركت پشت مبارك هرگز آن درخت را خشك ندیدند و پیوسته تر و تازه بود در همه فصل كه گویا همیشه آب بر آن مى پاشیدند.(109)

[تازیانه نورانى ]

چهارم: «ابن شهر آشوب» روایت كرده كه قریش طُفَیْل بن عَمْرو را گفتند كه چون در مسجدالحرام داخل شوى پنبه در گوشهاى خود پر كن كه قرآن خواندن محمّد(صلى الله علیه و آله) را نشنوى مبادا ترا فریب دهد؛ چون داخل مسجد شد هر چند پنبه در گوش خود بیشتر فرو مى برد صداى آن حضرت را بیشتر مى شنید پس به این معجزه مسلمان شد و گفت: یا رسول اللَّه! من در میان قوم خود سركرده و مطاع ایشانم، اگر به من علامتى بدهى ایشان را به اسلام دعوت مى كنم. حضرت فرمود: خداوندا، او را علامتى كرامت كن؛ چون به قوم خود برگشت از سر تازیانه او نورى مانند قندیل ساطع بود.(110)