منتهی الآمال تاریخ چهارده معصوم (جلد اول )

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه) تحقیق: صادق حسن زاده‏

[تسبیح گفتن انگور]

چهارم: به سند معتبر از امّ سلمه منقول است كه روزى فاطمه(علیها السلام)آمد به نزد حضرت رسول(صلى الله علیه و آله) و امام حسن و امام حسین را برداشته بود و حریره ساخته بود و با خود آورده بود چون داخل شد حضرت فرمود كه پسر عمّت را براى من بطلب. چون امیرالمؤمنین(علیه السلام) حاضر شد امام حسن را در دامن راست و امام حسین را در دامن چپ و على و فاطمه را در پیش رو و پسِ سر خود نشانید و عباى خیبرى بر ایشان پوشانید و سه مرتبه گفت: خداوندا! اینها اهل بیت من اند؛ پس از ایشان دور گردان شكّ و گناه را و پاك گردان ایشان را پاك كردنى. و من در میان عَتَبه در ایستاده بودم، گفتم: یا رسول اللَّه! من از ایشانم؟ فرمود: كه بازگشت تو به خیر است امّا از ایشان نیستى. پس جبرئیل آمد و طبقى از انار و انگور بهشت آورد چون حضرت رسول(صلى الله علیه و آله) انار و انگور را در دست گرفت هر دو تسبیح خدا گفتند و آن حضرت تناول نمود؛ پس به دست حسن و حسین داد و در دست ایشان سبحان اللَّه گفتند و ایشان تناول نمودند؛ پس به دست على(علیه السلام) داد تسبیح گفتند و آن حضرت تناول نمود؛ پس شخصى از صحابه داخل شد و خواست كه از انار و انگور بخورد. جبرئیل گفت: نمى خورد از این میوه ها مگر پیغمبر یا وصىّ پیغمبر یا فرزند پیغمبر.(96)

[معجزات نوع دوم ]

نوع دوم: معجزاتى است كه از آن حضرت در جمادات و نباتات ظاهر شده مانند سلام كردن سنگ و درخت بر آن حضرت (97) و حركت كردن درخت به امر آن حضرت (98) و تسبیح سنگریزه در دست آن حضرت (99) و حنین جذع (100) و شمشیر شدن چوب براى عُكّاشه در بَدْر(101) و براى عبداللَّه بن جَحْش در اُحُد(102)و شمشیر شدن برگ نخل براى ابودُجانه به معجزه آن حضرت (103) و فرو رفتن دستهاى اسب سُراقه بر زمین در وقتى كه به دنبال آن حضرت رفت در اوّل هجرت (104) و غیر ذلك و ما در اینجا اكتفا مى كنیم به ذكر چند امر:

[درخت حَنّانه ]

اوّل: خاصّه و عامّه به سندهاى بسیار روایت كرده اند كه چون حضرت رسول(صلى الله علیه و آله) به مدینه هجرت نمود و مسجد را بنا كرد در جانب مسجد درخت خرمائى خشك كهنه بود و هرگاه كه حضرت خطبه مى خواند بر آن درخت تكیه مى فرمود پس مردى آمد و گفت: یا رسول اللَّه، رخصت ده كه براى تو منبرى بسازم كه در وقت خطبه بر آن قرارگیرى و چون مرخص شد براى حضرت منبرى ساخت كه سه پایه داشت و حضرت بر پایه سوّم مى نشست، اوّل مرتبه كه آن حضرت بر منبر برآمد آن درخت به ناله آمد، مانند ناله اى كه ناقه در مفارقت فرزند خود كند؛ پس حضرت از منبر به زیر آمد و درخت را در برگرفت تا ساكن شد؛ پس حضرت فرمود: اگر من آن را در بر نمى گرفتم تا قیامت ناله مى كرد و آن را «حَنّانه» مى گفتند و بود تا آنكه بنى امیّه مسجد را خراب كردند و از نو بنا كردند و آن درخت را بریدند(105)و در روایت دیگر منقول است كه حضرت فرمود كه آن درخت را كندند و در زیر منبر دفن كردند.(106)