منتهی الآمال تاریخ چهارده معصوم (جلد اول )

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه) تحقیق: صادق حسن زاده‏

[شق القمر]

اوّل: در شقّ قمر است:
قال اللَّه تعالى «اِقْتَربَتِ السّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ وَ اِنْ یَرَوا آیَةً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ»؛(91)
یعنى نزدیك شد قیامت و به دو نیم شد ماه و اگر ببینند آیتى و معجزه اى رو مى گردانند و مى گویند سِحْرى است پیوسته.(92)
اكثر مفسّران خاصّه و عامّه روایت كرده اند كه این آیات وقتى نازل شد كه قریش در مكّه از آن حضرت معجزه طلب كردند حضرت اشاره به ماه فرمود، به قدرت حق تعالى به دو نیم شد و در بعضى روایات است كه آن در شب چهاردهم ذیحجة بود.(93)

[ردّ الشمس ]

دوم: علماء خاصّه و عامّه به سندهاى بسیار از اسماء بنت عُمَیْس و غیر او روایت كرده اند كه روزى حضرت رسول(صلى الله علیه و آله) حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) را پى كارى فرستاد و چون وقت نماز عصر شد و نماز عصر گزاردند حضرت امیر(علیه السلام) آمد و نماز عصر نكرده بود، حضرت رسول(صلى الله علیه و آله) سر مبارك خود را در دامن آن حضرت گزارد و خوابید و وحى بر آن حضرت نازل شد و سر خود را به جامه پیچیده و مشغول شنیدن وحى گردید تا نزدیك شد كه آفتاب فرو رود و چون وحى منقطع شد حضرت فرمود: یا على! نماز كرده اى؟ گفت: نه یا رسول اللَّه نتوانستم سر مبارك ترا از دامن خود دور كنم. پس حضرت فرمود كه خداوندا! على مشغول طاعت تو و طاعت رسول تو بود پس آفتاب را براى او برگردان! اسماء گفت: واللَّه! دیدم كه آفتاب برگشت و بلند شد و به جائى رسید كه بر زمینها تابید و وقت فضیلت عصر برگشت و حضرت نماز كرد و باز آفتاب فرو رفت.(94)

[ریزش باران ]

سوّم:ایضا خاصّه و عامّه روایت كرده اند كه چون قبایل عرب با یكدیگر اتّفاق كردند در اذیّت آن حضرت، حضرت فرمود كه خداوندا، عذاب خود را سخت كن بر قبایل مُضَر و بر ایشان قحطى بفرست مانند قحطى زمان یوسف؛ پس باران هفت سال بر ایشان نبارید و در مدینه نیز قحطى به هم رسید، اعرابى به خدمت آن حضرت آمد و از جانب عرب استغاثه كرد كه درختان ما خشكید و گیاههاى ما منقطع گردید و شیر در پستان حیوانات و زنان ما نمانده و چهار پایان ما هلاك شدند ؛ پس حضرت برمنبر آمد وحمد ثناى حق تعالى ادا نمود و دعاى باران خواند و در اثناى دعاى آن حضرت باران جارى شد و یك هفته بارید و چندان باران آمد كه اهل مدینه به شكایت آمدند و گفتند: یا رسول اللَّه! مى ترسیم غرق شویم و خانه هاى ما منهدم شود؛ پس حضرت اشاره فرمود به سوى آسمان و گفت:
«اَللَّهُمّ حَوالَیْنا وَلا عَلَیْنا»، خداوندا، بر حوالى ما بباران و بر ما مباران. و به هر طرف كه اشاره مى فرمود ابر گشوده مى شد پس ابر از مدینه برطرف شد و بر دور مدینه مانند اكلیل حلقه شد و بر اطراف مانند سیلاب مى بارید و بر مدینه یك قطره نمى بارید و یك ماه سیلاب در رودخانه ها جارى بود؛ پس حضرت فرمود: واللَّه اگر ابوطالب زنده مى بود دیده اش روشن مى شد.
بعضى از اصحاب عرض كردند: مگر این شعر را از او به خاطر آوردید؟
وَاَبْیَضُ یُسْتَسْقَى الْغَمامُ بِوَجْهِهِ ----- ثِمالُ الیَتامى عِصمَةٌ لِلأَرامِلِ
آن حضرت فرمود: چنین باشد.(95)