منتهی الآمال تاریخ چهارده معصوم (جلد اول )

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه) تحقیق: صادق حسن زاده‏

مقدمه محقق

بسم الله الرحمن الرحیم
كتاب ارزنده مُنْتَهى الآمال یكى از بهترین و شیواترین و مشهورترین كتب شیخ عباس قمى(رضى الله عنه) (تولد: حدود 1294ه .ق وفات: 1359ه .ق) به شمار مى آید. این كتاب با سبكى دلپذیر و با تبحّر كامل براى استفاد عموم بخصوص علما و مبلغین نگارش یافته است. چاپهاى متعدد آن با تیراژ زیاد حكایت از آن دارد كه منتهى الآمال جایگاه رفیعى در جامعه اسلامى ما پیدا كرده است و دانشمندان مسلمان با دیده اعتماد به این كتاب مى نگرند و مردم عادى نیز به خاطر پرمطلب و دلنشین بودن آن، استقبال گسترده اى از منتهى الآمال نموده اند.
چرا كه نویسنده آن عالمى متّقى و دانشمندى وارسته و آگاه به تمام ابعاد گسترده اسلام مى باشد و آن را با تمام عشق و اخلاص به معصومین(علیهم السلام) نگاشته و دقت كامل درنقل روایات و حكایات و مطالب آن داشته است.
شیخ عباس قمى(رضى الله عنه) با سخت كوشى و پشتكار شگفت انگیز خود به تألیف 85 جلد كتاب ارزنده و نفیس توفیق یافته و همه آنها مقبول همگان گشته كه از جمله آنها: مفاتیح الجنان، سفینةالبحار، منتهى الآمال، منازل الآخرة، نفس المهموم و.... مى باشد.
تلاش بى امان ایشان، تحسین همه را برانگیخته كه چگونه با كمترین امكانات آن عصر، مهمترین و بهترین و مفیدترین كتابها را به جهان اسلام عرضه كرده و نیاز جامعه اسلامى را بر آورده ساخته است.
محقق گرامى جناب استاد على دوانى درباره منتهى الآمال چنین مى نگارد: «به نظر بنده نویسنده قدر این كتاب گرانقدر درست شناخته نشده، و خاص و عام چنانكه باید تاكنون پى به اهمیت آن نبرده اند. علت این است كه از زمان محدث قمى كسى را درست سراغ ندارم كه اهل باشد و به نحو مستوفى در تاریخ زندگانى چهارده معصوم(علیهم السلام) غور و بررسى نموده، و در این باره مطالعات عمیق و همه جانبه كرده باشد. آنها كه در این باره كتاب نوشته اند معمولاً به چند كتاب مراجعه مى كنند و خواست خود را با جمع و جور مطالب آنها تأمین مى كنند!
آن هم فقط در تاریخ حیات آنها و رویدادهاى ایام زندگانى آن ذوات مقدّس، اما اگر كسى سالها در همه منابع عامه و خاصه از كتب تاریخ و رجال و تراجم و تفسیر مطالعه ممتد داشته باشد، سپس قلم به دست گیرد تا این برگزیدگان خدا و انسانهاى مافوق انسان قلم فرسائى كند، نه تنها حوادث و رویدادهاى عمر آنها را كه فرزندان و زنان و كسان و شهر و محل آنها، و نوادگان ایشان از علماى بزرگ و سادات نامى، و خلفاو اُمرا و وزراى معاصر آنان، آن هم از معتبرترین مآخذ و منابع كتابى تألیف كند، آن وقت قدر كتاب مستطاب منتهى الآمال را خواهد دانست، و پى به اهمیت كار بزرگ محدّث نامى حاج شیخ عباس قمى دراین كتاب با عظمت مى برد، وَ اِلاّ فَلا. اگر منتهى الآمال به زبان عربى بود به طور قطع اهمیت بیشترى پیدا مى كرد» (1)
فاضل محترم جناب آقاى بهاءالدین خرمشاهى نیز چنین اذعان داشته: «... كتابى به این اتقان و پر اطلاعى و خوشخوانى در سیره معصومین(علیهم السلام) ، نداریم و مؤلف كه محدّث بصیر و خبیرى است در هر مورد، منابع و رُوات هر خبرى یا رویدادى را یاد مى كند. منتهى الآمال نیز تصحیح و طبع شسته و رفته و محققّانه ندارد»(2)
محدّث قمى «منتهى الآمال» را درسال 1350 ه .ق یعنى هفتاد سال پیش، در مشهد مقدس تألیف كرده است و دهها بار این كتاب در قطع رحلى و وزیرى با خط طاهر خوشنویس و خط یوسف صدیقى خوانسارى و خط عباس فاضل زاده بدیع و خط مهدى مروج یا باحروفچینى و اخیراً با تایپ كامپیوترى به دوستداران اهل بیت(علیهم السلام) عرضه شده است ولى جاى بسى تأسف است كه پس از هفتاد سال هنوز متن صحیحى از آن در بازار یافت نمى شود. حتى در حیات آن مرحوم در منتهى الآمال دخل و تصرف نمودند؛ چنانكه ایشان خود این گله را از كاتبان و ناشران داشته است و مى فرماید: «... كتاب منتهى الآمال این اَحقر را تازه طبع كردند، بعضى از كُتّاب آن به سلیقه خود در آن تصرفاتى نموده، از جمله در احوال مالك بن یسر ملعون، نوشته: از دعاى امام حسین(علیه السلام) هر دو دست او از كار افتاده بود الحمدلله، و در زمستان خون از آنها مى چكید الحمدلله، و براین حال خسران مآل بود الحمدلله؛ دراین دو سطر عبارت چهار لفظ «الحمدلله» كاتب موافق سلیقه خود جزء كتاب كرده و نیز در بعضى جاها بعد از اسم جناب زینب یا ام كلثوم به سلیقه خود لفظ «خانم» زیاد كرده كه زینب خانم و ام كلثوم خانم گفته شود كه تجلیل از آن مخدّرات شود، و حمیدبن قحطبه را چون دشمن داشته به واسطه بدى او حمیدبن «قحبه»، نوشته و لكن احتیاط كرده قحطبه را نسخه بدل او نوشته و عبدرَبّه را صلاح دیده عبدالله نوشته و زحربن قیس كه به حاء مهمله است در هر كجا بوده به جیم نوشته و ام سلمه را غلط دانسته و تا ممكنش بوده ام السلمه كرده الى غیر ذالك. و غرضم از ذكر این مطلب در اینجا دو چیز بود: یكى آنكه تصرّفاتى كه این شخص كرده به سلیقه خود این را كمال دانسته و خلافش را ناقص فرض كرده و حال آنكه همین چیزى كه او كمال دانسته باعث نقصان شده، پس از اینجا قیاس كنیم كه چیزهایى را كه از روى جهل و نادانى در دعاها داخل مى كنیم یابه سلیقه ناقص خود بعض تصرّفات مى نماییم، و آن را كمال فرض مى نماییم بدانیم كه همان چیزهاپیش اهلش سبب نقصان و بى اعتبارى آن دعایا زیارت خواهد بود، پس شایسته است كه ما به هیچ وجه دراین باب مداخله نكنیم و هرچه دستورالعمل دادند به همان رفتار نموده و از آن تخطى ننماییم؛ و دیگر غرضم آن بود كه معلوم شود هرگاه نسخه اى كه مؤلفش زنده و حاضر و نگهبان او باشد اینطور كنند با او، دیگر باسایر نُسَخ چه خواهند كرد و به كتابهاى چاپى دیگر چه اعتماد است مگر كتابى كه از مصنّفات مشهور علماء معروفین باشد و به نظر ثقه از علماء فن رسیده و امضاء فرموده باشد...» (3)
چیزى كه در چاپ دوم [منتهى الآمال ] كه به خط طاهر خوشنویس است، یا از تصرف كاتب یا به سفارش ناشر یا دیگرى، دیده مى شود و كارى بچه گانه وممكن است به حساب محدّث قمى گذارده شود این است كه اسامى بعضى ملعونان تاریخ امثال معاویه، یزید، ابن زیاد، عمربن سعد، شمر، دركتابت وارونه نوشته شده كه خواسته اند بدین گونه آنها را رسواتر كنند، حال آنكه رسوائى آنها نیاز به این كار مضحك ندارد، و نباید آن را از محدّث قمى دانست. (4) شایان ذكر است كه غیر از این تصرّفات، افتادگى هایى نیز دارد.
در منتهى الآمال چاپ دو جلدى كه توسط یكى از انتشاراتى هاى قم طبع شده و تا كنون چهارده بار به چاپ رسیده و در اختیار جمع كثیرى از خوانندگان كتب مذهبى قرار گرفته، تصرفات جدیدى دیده مى شود.
دراین چاپ اسامى آنها وارونه نوشته نشده ولى كلمه «لعین» و «ملعون» را بعد از اسامى معاویه و شمر، یزید و غیره اضافه كرده اند، یعنى هشدار به شیخ عباس قمى كه چرا این مطلب را فراموش كرده است و همچنین افتادگى هایى دارد از جمله در جلد اول ص 365 این جمله حذف شده: «قاضى نورالله گفته اند كه در كتاب «خلاصه» مذكور است كه او از جمله خواص امیرالمؤمنین(علیه السلام) بود مشكور است» و در ص 587 «عبیدالله گفت:اى بى حمیّت زمسلم كن این وصیّت» و در ص 639 پاورقى سیزده سطرى شیخ عباس قمى(رضى الله عنه) را حذف كرده است؟ یا بعضى چیزها اضافه شده در ص 389 «كه خبرده مرا از لشكر من...دیدم» كلاً اضافه است و امثال این موارد نیز وجود دارد و فقط در جلد اول آن حدود پانصد غلط چاپى و اعرابى مشاهده شده كه بعضى از آنها آیات قرآن است كه در این رابطه مسئولیت بزرگى متوجه ناشر هست.
و مطلب دیگر كه در چاپ طاهر خوشنویس و در چاپ حروفى آن رعایت نشده تذكّر شیخ عباس قمى درباره كامل نوشتن عبارت صلوات هاو علیه السلام هاست: «...خوب تأمل كن در حال حضرت صادق(علیه السلام) و تعظیم و توقیر او از رسول خدا(صلى الله علیه و آله) كه در وقت نقل حدیث از آن حضرت و بردن اسم شریف آن جناب چگونه حالش تغییر كرده باآنكه پسر پیغمبر(صلى الله علیه و آله) و پاره تن اوست، پس یادبگیر این را و نهایت تعظیم و احترام اسم مبارك حضرت رسول(صلى الله علیه و آله) را ذكر كن و صلوات بعد از اسم مباركش بفرست و اگر اسم شریفش را در جائى نوشتى صلوات را بدون رمز و اشاره بعد از اسم مباركش بنویس و مانند بعضى از محرومین از سعادت به رمز«ص» و یا«صلعم» و نحو آن اكتفا مكن...» در حالى كه در خود این كتاب منتهى الآمال، ناشران این نكته را رعایت نكرده اند.
چاپهاى دیگر نیز ایراداتى دارد كه به خواست خدا در مقاله مفصّلى متذكر خواهیم شد از جمله منتهى الآمال چاپ انتشارات مهتاب تهران غلطهایى فراوان دارد و كلاً مقدمه شیخ عباس قمى را از اول كتاب حذف كرده است!
همه این عوامل دست به دست هم داد و مرا واداشت تا به فكر چاپ منقّح و صحیح «منتهى الآمال» باشم
و وقتى انتشارات محترم «مؤمنین» قم از این مطلب اطلاع یافت آمادگى خود را جهت چاپ آن اعلان نمود كه جاى دارد از مسئول محترم آن، جناب آقاى محمدتقى جعفرى و همكار گرامى اش جناب آقاى فخیم كمال تشكر را بنمایم و همچنین از حجةالاسلام جناب آقاى محمد على حسینى و حجة الاسلام جناب آقاى دماوندى وحجةالاسلام ناصر حسن زاده كه در ویرایش مقابله این كتاب كمال دقت را مبذول داشته اند و از جناب آقاى محمد رضا جعفرى نیا مسئول محترم «مؤسسه كامپیوتر كلمه» كه با حروفچینى چشم نواز و صفحه بندى خوب به زیبایى كتاب افزوده اند، تشكر كنم.
با این همه، مصحّح با آگاهى به قلّت بضاعت خویش، به یقین مى داند كه كتاب از كاستیهایى برخوردار است. لذا از صاحب نظران درخواست مى نمایم كه خطاها را گوشزد فرمایند تا مدّنظر قرارگیرد.

ویژگیهاى این چاپ

1- ارایه نسخه صحیحى از «منتهى الآمال» و رفع مطالب اضافى كه توسط ناشران و كاتبان به آن اضافه یا حذف شده بود.
2- اعراب گذارى صحیح اشعار و اشخاص و كتابها و مكانها و غیره.
3- تخرج مصادر و منابع «منتهى الآمال» كه اهمیت به سزائى دارد و تهیه فهرستهاى فنى براى كتاب كه بسیار ضرورى مى نمود.
روش تصحیح و ویرایش این كتاب:
1- اِعمال رسم و خط روز در تایپ كلمات از قبیل: اسمعیل به اسماعیل، حیوة به حیات، خانهابه خانه ها، نامه به نامه اى، رواة به روات، عداوة به عداوت، علماء به علما، سیّم به سوم.
2- استفاده از ویرگول و نقطه و غیره به اندازه ضرورى بدون افراط و تفریط، چرا كه این نوع كتابها ویژگى خاص خود را دارد و نباید ویرگول باران بشود.
3- پاره اى از كلمات كه پیوسته و سرهم نوشت شده بود، جدا نوشته شده كه هم خواندن آن راحت باشد و هم از نظر حروفچینى چشم نواز گردد از قبیل: كرا به كه را، بما به به ما، بجهة به به جهت، باو به به او...
4- دربعضى جاها اگر نیاز بوده كه كلمه اى اضافه شود تا متن سلیس و روان گردد با حفظ امانت، آن را در بین دو قلاب [ ] قرار دادیم.
5- تهیه عنوان و تیتر براى بعضى از مطالب كتاب آن نیز در دو قلاب [ ]قرار گرفته است.
6- این كتاب با چاپ اول منتهى الآمال كه در حیات خود مؤلف محترم چاپ شده بود مقابله شد، سپس با چاپ دوم كه به خط زیباى طاهر خوشنویس بود مقابله گردید و همه چاپهاى حروفى آن اعم از یك جلدى و دو جلدى، چاپ تهران یا قم، مدّنظر بوده و اینك پس از سالها انتظار، نسخه صحیح منتهى الآمال، آن طور كه مؤلف محترم آن مرحوم شیخ عباس قمّى مى خواسته، به اهل علم عرضه مى شود. امید آن است كه مورد پسند همگان و قبول درگاه خداوند منّان قرار گیرد.
قم پائیز 1378
صادق حسن زاده

پیشگفتار مؤلف

بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلوةُ وَالسَّلامُ عَلى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ وَاللَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَلى اَعْدآئِهِمْ اَجْمَعینَ.
وبَعد؛ چنین گوید این فقیر بى بضاعت و متمسِّك به اَذْیال اهل بیت رسالت، عبّاس بن محمّد رضا القمى خَتَمَ اللَّهُ لَهُما بِالْحُسنى وَالسَّعادة كه چون به مقتضاى اخبار بسیار ثابت شده كه از اعظم طاعات و اشرف قُربات احیاى احادیث ائمّه دین و مقرِّبان حضرت ربّ العالمین و گریستن بر بلایا و مِحَن آن سادات مظلومین است؛ چنانكه از حضرت صادق(علیه السلام) روایت شده كه از فُضَیْل بن یَسار پرسید كه آیا شما شیعیان در مجالس با یكدیگر مى نشینید و حدیث ما را ذكر مى كنید؟ گفت: بلى فدایت شوم ،حضرت فرمود كه من آن مجالس را دوست مى دارم پس زنده گردانید امر ما را اى فضیل؛ و خدا رحمت كند كسى را كه احادیث ما را ذكر كند و امر ما را و دین ما را زنده بدارد. آیا شما شیعیان در مجالس با یكدیگر مى نشینید و حدیث ما را ذكر مى كنید؟ اى فُضَیْل، هر كه ما را یاد كند یا ما را نزد او یاد كنند و از دیده او مثل پَر مگسى آب بیرون آید خدا گناهان او را بیامرزد اگرچه بیشتر از كف دریا باشد!(5)
و به سندهاى معتبره از مولاى ما حضرت امام زین العابدین(علیه السلام)مروى است كه هر مؤمنى از دیده او براى قتل حسین بن على(علیهماالسلام) قطره اى آب بیرون آید كه بر روى او جارى شود حقّ تعالى در بهشت براى او غرفه ها كرامت فرماید، و هر مؤمنى كه آبى از دیده او بیرون آید و بر روى او جارى گردد براى آزارى كه از دشمن به ما رسیده است در دنیا، حق تعالى در بهشت مكان نیكى براى او مهیّا گرداند، و هر مؤمنى كه به او برسد آزارى به سبب ولایت و محبّت ما و از شدّت و حرقت آن مصیبت آب از دیده او بر روى او روان شود حق تعالى از روى او بگرداند هر آزارى را و ایمن گرداند او را در قیامت از غضب خود و از آتش جهنّم.(6)
لهذا به خاطر داعى رسید تألیف كتابى در ذكر ولادت و مصائب حضرت سیّدالمرسلین و عترت طیّبین آن جناب صلوات اللَّه علیهم اجمعین و ذكر قلیلى از فضایل و مناقب و اخلاق آن بزرگواران تا مؤمنان به خواندن و شنیدن آن به ثواب احیاء احادیث ایشان فائز گردند، و به محزون بودن و گریستن بر مصائب عظیم ایشان به درجات مُقرّبین رسند.
پس این كتاب شریف را در كمال ایجاز و اختصار جمع نموده و نامیدم آن را به «مُنْتَهَى الآمال فى تَواریخ النّبىّ وَ الْآل». و مرتّب گردانیدم آن را بر چهارده باب به عَدَد مُقرّبان حَضرت رَبّ الأرباب.