فهرست کتاب


زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

داستانی از توكل یك انسان باایمان

عبدالله هبیری كه از شخصیت های ایمانی و انسانی خدمتگذار و دلسوز بود سالیانی چند فقط به خاطر خدمت به مردم و پیش گیری از ظلم در ادارات بنی امیه كارگزار بود . پس از سقوط بنی امیه بیكار شد و از خدمت رسانی به مردم باز ماند و پس از هزینه كردن آخرین حقوق مالی اش در مضیقه و تنگدستی افتاد .
روزی از شدت تنگدستی و بیكاری به در خانه ی احمد بن خالد وزیر مأمون كه مردی بداخلاق و تندخو بود آمد . احمد كه او را می شناخت از دیدن او بسیار ناراحت شد و به او اعتنایی نكرد ، عبدالله به طور مكرر به خانه ی وزیر مراجعه كرد ولی پاسخی نشنید و محبتی ندید . احمد كه از پی در پی آمدن عبدالله به ستوه آمده بود به غلامش گفت او را به هر صورتی كه می دانی از در خانه ی من بران و به او اعلام كن كه من هیچ گونه كمكی به تو نخواهم كرد !
غلام كه عبدالله را آدم باشخصیت و انسان باوقار و بزرگواری می دید از دادن آن پیام تلخ خودداری كرد و خود از نزد خود سه هزار دینار طلا به خانه ی عبدالله برد و گفت : وزیر سلام رساندند و گفتند این مقدار پول را مصرف كنید كه برای آینده هم فكری خواهیم كرد .
عبدالله گفت : من به گدایی در آن خانه نیامدم ، نیازی به پول وزیر ندارم ، من اعتماد و توكلم به خداست ، خدا كلید حلّ مشكلات مشكل داران را به دست اهل قدرت و مكنت و ثروت و مال و منال قرار داده است ، امروز كه احمد بن خالد وزیر مملكت است ، كلید حل مشكل من از جانب خدا در دست اوست . من اگر در خانه ی او می آیم به شخص خودش كار ندارم ، مرتب می آیم كه اگر كلید حل مشكل من در دست اوست از آن دست بیرون آورم و اگر نیست پس از ثابت شدنش رفت و آمدم را قطع می كنم ، پول را به صاحبش برگردان كه من فردا هم به
﴿صفحه 367﴾
محل نخست وزیری خواهم آمد .
احمد بن خالد روز دیگر چون چشمش به عبدالله افتاد ، بسیار ناراحت شد و به ندیمش گفت : مگر پیام مرا به او نرساندی ؟ غلام داستان برخوردش را با عبدالله گفت . وزیر به خشم آمد و گفت : با قدرتی كه در اختیار دارم به حسابش خواهم رسید !
احمد بن خالد هنگامی كه پس از گفتگویش با غلام وارد بر مأمون شد ، مأمون گفت : یكی دو روز است تصمیم دارم برای استان مصر كه استانی ثروتمند است استانداری بفرستم . به نظر تو چه شخصی برای آن منطقه لیاقت دارد ؟
نخستوزیر كه تصمیم داشت یكی از دوستان نزدیكش را معرفی كند و به قول معروف رابطه را بر ضابطه ترجیح دهد خواست بگوید عبدالله زبیری ، زبانش بی اختیار پیچانده شد و گفت : عبدالله هبیری . مأمون گفت : مگر عبدالله هبیری زنده است ؟ او مردی است عاقل و كاردان و برای این پست بسیار مناسب است . وزیر گفت : او دشمن خاندان بنی عباس است . مأمون گفت : آنقدر به او محبت می كنیم تا دوست ما شود . وزیر گفت : او به سن كهولت رسیده و برای این پست شایسته نیست . مأمون گفت : او عقل فعال و دنیایی از تجربه است ، فعلا سیصد هزار درهم جهت خرج سفر در اختیارش بگذار تا به مصر رود و به كارگردانی آن منطقه ی حاصل خیز مشغول شود .
لقمان حكیم در پایان موعظه اش به فرزندش فرمود : باید عقل ملاح كشتی زندگی و قطب نمایش دانش و علم و سكّانش صبر باشد(520) ، بی تردید این گونه زندگی كه كشتی اش تقوا و بارش ایمان و بادبانش توكل و ملاحش عقل و قطب نمایش دانش و سكّانش صبر باشد زندگی معقول و پربار و مفیدی است و ساحل نجاتش بهشت الهی است .

قال علی (علیه السلام) : مَنْ أَحَبّنا فَلْیَعْمَل بِعَمَلِنا . . .
بحار الانوار : 71 / 174

بخش شانزدهم: راه بهشت

والاترین مكتب

مكتب اهل بیت (علیهم السلام) كه در حقیقت توضیحی جامع و تفسیری كامل بر آیات قرآن مجید و بیان كننده ی سنّت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) است راهنمای انسان به سوی سعادت دنیا و آخرت و ضامن امنیت و آرامش در دنیا و رفاه و آسایش ابدی در آخرت است .

در این مكتب انسان ساز تمام ملكات مثبت باطنی و زیبایی های اخلاقی وحسنات باطنی بیان شده و نسبت به همه ی زشتی های اخلاقی به انسان هشدار داده اند .
آنچه در این دو زمینه برای آبادی دنیا و آخرت بیان شده ، آگاهانه و به جرأت می توان گفت كه در هیچ مكتب و مدرسه ای و در هیچ آموزشگاه و دانشگاهی و از طرف هیچ استادی بیان نشده است .
من تا حدّی به خاطر نیازی كه برای سخنرانی ها و نوشتن كتاب هایم داشته ام به كتاب های اخلاقی و روانكاوی و روانشناسی شرق و غرب بویژه به نوشته ها و مقالات اساتید معروف یونان زمین و اسكندریه ی قدیم و پارسیان حكیم و فلوطونیان جدید و اروپاییان قرون وسطی و قرن هیجدهم به بعد مراجعه داشته و به دقت آنها را بررسی كرده ام ، خدا را گواه می گیرم و به همه ی حقایق سوگند می خورم آنچه در مسائل اخلاقی و روانی در مكتب اهل بیت دیده ام نمونه اش را در جایی نیافته ام .
بی توجهی به مدرسه ی اهل بیت و بی خبری از حقایقی كه آن بزرگواران برای
﴿صفحه 372﴾
انسان سازی بیان كرده اند و جایگزین كردن مكتب دیگر به جای مكتب آنان چه مكتب شرقی و چه مكتب غربی بزرگ ترین خسارتی است كه انسان به دست خود برای خود فراهم می آورد ، و كوبنده ترین ضربه ای است كه با دست خود بر ساختمان انسانیت خود وارد می كند ، و سخت ترین بلایی است كه جاهلانه به سر خود می آورد !
اهل بیت (علیهم السلام) با راهنمایی های خود ، بویژه با هدایت گری الهی و ملكوتی خود به سوی حسنات اخلاقی ، راه بهشت را به سوی انسان می گشایند و جاده ی خطرناك دوزخ را به روی انسان مسدود می كنند .
اهل بیت (علیهم السلام) هم چون پیامبران دلسوزترین معلمان نسبت به انسان هستند ، این انسان است كه باید با آگاه شدن از تعلیمات آنان و به كار گرفتن آن تعلیمات از وجود مباركشان قدردانی كند و نسبت به ساحت مقدسشان سپاس ورزد.
روایات فراوانی در كتاب های معتبر نقل شده است كه منظور از صدیقین و شهدا و صالحین در آیات قرآن مجید اهل بیت و ائمه ی طاهرین (علیهم السلام) هستند و روایات بسیاری به دنباله ی آیه ی شریفه ی
( وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولئِكَ رَفِیقاً)(521) .
نقل شده است كه هركس پس از خدا و پیامبر از اهل بیت كه مفسر قرآن و بیان كننده ی سنت واقعی پیامبرند اطاعت كند در قیامت با آنان خواهد بود و بر سر همان سفره ای متنعّم خواهد گشت كه آنان متنعم اند .
كمال اطاعت از خدا و پیامبر به این است كه از اهل بیت اطاعت شود ; زیرا خدا و پیامبر اطاعت آنان را به عنوان اولوالامر و اهل ذكر و دانایان واقعی واجب
﴿صفحه 373﴾
كرده اند و بدون اطاعت از آنان در حقیقت خدا و پیامبر اطاعت نمی شود .