فهرست کتاب


زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

داستانی از تواضع امیرالمؤمنین (علیه السلام)

حضرت امام عسكری (علیه السلام) می فرماید : آگاه ترین مردم به حقوق برادران دینی و سخت كوش ترینشان در برآوردن حاجات آنان ، برترینشان از نظر شأن و مقام نزد خدا هستند و هركس در دنیا به برادران دینی اش تواضع و فروتنی كند نزد خدا از صدیقین به شمار می آید و شیعه ی به حق علی بن ابی طالب (علیه السلام) است .
سپس حضرت عسكری (علیه السلام) می فرماید : دو برادر دینی علی (علیه السلام) ـ پدر و فرزندی ـ مهمان آن حضرت شدند . امام برای خدمت به آنان برخاست و مقدمشان را گرامی داشت و هر دو را بالای مجلس نشاند و روبروی آنان نشست ، سپس فرمان داد برای هر دو غذا آوردند و آنان از آن غذا خوردند . آن گاه قنبر طشت و آفتابه و حوله ای آورد و خواست دست پدر را بشوید ، حضرت از جا جست و آفتابه را از دست قنبر گرفت تا آب روی دست آن مرد بریزد . مرد دستش را به خاك مالید و گفت : یا امیرالمؤمنین ! خدا مرا ببیند كه تو بر دست من با این مقام و عظمتت آب می ریزی ؟! حضرت فرمود : بنشین و دستت را بشوی ; زیرا خدا تو را و برادر دینی ات را می بیند كه در این زمینه ها امتیازی به تو ندارد و در خدمت به تو فضیلتی برای او نیست ، برادر دینی ات می خواهد با شستن دست تو در بهشت زمینه ی خدمت به نفع خودش فراهم سازد ، آن هم خدمتی ده ها برابر عدد اهل دنیا و بر شمار خدمتكارانی كه در دنیا هستند !
﴿صفحه 352﴾
پس مرد نشست و علی (علیه السلام) به او گفت : تو را به حقی كه از من می شناسی و آن را عظیم و بزرگ می شماری و تواضعی كه برای خدا داری تا به آن پاداشت دهند سوگند می دهم كه مرا به آنچه كه از خدمتم به تو افتخارت داده اند واگذاری و آنچنان با آرامش دستت را به وسیله ی من بشویی كه گویا قنبر آب روی دستت می ریزد !
آن مرد تسلیم تواضع علی (علیه السلام) شد و دستش را با آب ریختن امیرالمؤمنین (علیه السلام)شست . وقتی كار تمام شد آفتابه را به فرزندش محمد بن حنفیه داد و فرمود : پسرم اگر فقط فرزند این مرد مهمان من بود من خود آب به روی دستش می ریختم ولی خدای عزّ و جلّ نمی پسندد كه بین پدر و پسر را چون با هم هستند فرق نگذارم ، پدر به روی دست پدر آب ریخت و باید در این موقعیت پسر روی دست پسر آب بریزد . پس محمد حنفیه به روی دست پسر آب ریخت و پسر دستش را شست . آن گاه حضرت عسكری (علیه السلام) فرمود : كسی كه علی (علیه السلام) را در تواضع و فروتنی پیروی كند شیعه ی واقعی او است(486) .
حضرت صادق (علیه السلام) از پدرانش روایت می كند :
إنّ مِن التَّواضُعِ أن یَرضَی الرَّجُلُ بِالمَجلسِ دُونَ المَجلسِ ، وأن یُسلِّمَ عَلی مَن یَلقی ، وَأن یَترُكَ المِراءَ وإن كانَ مُحِقّاً ، وَلاَ یُحِبُّ أن یُحمَدَ عَلَی التَّقْوَی(487) .
بخشی از تواضع به این است كه انسان در هر مجلسی وارد شد هرجا كه جا هست بنشیند و برای خود جای نشستن خاصی را در نظر نداشته باشد ، و هركه را ملاقات می كند به او سلام دهد ، و جدال و ستیز در سخن را واگذارد ، گرچه حق با او باشد ، و دوست نداشته باشد كه او را بر تقوایی كه
﴿صفحه 353﴾
دارد ستایش كنند .
امام صادق (علیه السلام) فرمود :
التَّواضُعُ أصلُ كُلِّ خَیر نَفیس وَمَرتَبة رَفِیعَة ، وَلو كَانَ لِلتَّواضُعِ لُغَةٌ یَفْهَمُهَا الخَلْقُ لَنَطَق عَن حَقایِقِ مَا فِی مَخفیّاتِ العَوَاقِبِ ، وَالتَّوَاضُعُ مَا یكونُ للهِِ وفِی اللهِ وَمَا سَواهُ مَكرٌ ، وَمَن تَواضَعَ للهِِ شَرَّفَهُ اللهُ عَلی كَثیر مِن عبادِهِ(488) .
فروتنی ریشه ی هر خیر باارزشی است و مرتبه و مقام بلندی است ، اگر برای تواضع لغتی وجود داشت كه مردمان آن را می فهمیدند ، هر آینه از حقایق آنچه در پنهان سرانجام ها بود سخن می گفت و تواضع آن است كه در راه خدا و برای خداست و جز آن مكر و حیله است و كسی كه برای خدا تواضع كند ، خدا او را بر بسیاری از بندگانش شرافت می دهد .

تواضع محمد بن مسلم

محمد بن مسلم چنان كه در كتاب های رجال آمده از اعاظم اصحاب حضرت امام باقر و حضرت امام صادق (علیهما السلام) و از راویان حدیث و بسیار مورد اطمینان و انسانی عادل است كه روایات اهل بیت او را جزء مقربان و صدّیقان دانسته اند .
ابونصر می گوید : از عبدالله بن محمد بن خالد درباره ی محمد بن مسلم پرسیدم ؟ گفت : مردی بسیار بزرگوار ولی از نظر مال دنیایی تنگدست بود ، امام باقر (علیه السلام) به او فرمود : ای محمد ! فروتنی پیشه كن . زمانی كه به كوفه بازگشت ظرفی بافته شده از نی كه معمولا در آن خرما می ریختند پر از خرما با ترازویی برداشت و كنار در مسجد جامع نشست و صدایش را به خرمافروشی بلند كرد .
عشیره ی او نزدش آمدند و گفتند : با این كاری كه پیشه كرده ای ما را رسوا
﴿صفحه 354﴾
ساختی این كار در شأن تو و قبیله ی ما نیست . گفت مولایم حضرت باقر (علیه السلام) مرا به یكی از خصلت های اخلاقی و حسنات نفسی كه تواضع است فرمان داده و من هرگز با پیشوا و رهبر الهی ام مخالفت نمیورزم و اینجا را ترك نمی كنم تا از فروش همه ی خرما آسوده شوم . قبیله اش به او گفتند : اكنون كه برای خود از شغل و كسب چاره ای نمی بینی ، پس در میان بازار آسیاب داران برو و آسیاب و شتری برای آسیا كردن گندم و جو آماده كن .

تواضع شگفت آور پیامبر

امام صادق (علیه السلام) می فرماید : مردی بیابانی نزد پیامبر اسلام آمد و گفت : ای پیامبر خدا ! با این ناقه ات با من مسابقه می دهی ؟ حضرت با او مسابقه داد و مرد بیابانی مسابقه را برد . پیامبر به او فرمود : شما شتر مرا بالا بردید ، خدا دوست داشت كه آن را پایین بیاورد ، كوه ها در برابر كشتی نوح گردنكشی كردند و كوه جودی نهایت تواضع را از خود نشان داد ، خدا هم كشتی نوح را بر آن فرود آورد(489) .
و نیز امام صادق (علیه السلام) می فرماید :
رسول خدا شب پنج شنبه ای در مسجد قبا افطار كرد ، پس از افطار فرمود آیا آبی برای خوردن یافت می شود ؟ اوس بن خولی انصاری قدحی بزرگ از آب مخلوط با عسل برای حضرت آورد ، هنگامی كه لب به آن قدح زد قدح را از لب مبارك دور كرد و فرمود : دو آشامیدنی است كه به یكی اكتفا می شود ، من
﴿صفحه 355﴾
این مخلوط را نمی خورم و بر مردم هم حرام نمی كنم ولی برای خدا فروتنی می نمایم ; زیرا هركس برای خدا فروتنی كند خدا او را رفعت می دهد و هركس تكبر ورزد خدا او را پست می نماید ، و كسی كه در معیشتش میانه روی پیشه كند خدا به او روزی می بخشد و كسی كه ولخرجی كند خدا او را محروم می نماید ، و كسی كه بسیار یاد مرگ كند خدا به او محبت میورزد(490) .
امام صادق (علیه السلام) فرمود : خدا به داود وحی كرد :
یَا دَاوُدَ كَما أنّ أقرَبَ النَّاسِ مِنَ اللهِ المُتَواضِعوُنَ ، كَذلِكَ أبعَدُ النّاسِ مِنَ اللهِ المُتَكبِّرُونَ(491) .
ای داود ! چنان كه نزدیك ترین مردم به خدا فروتنانند ، دورترین مردم از خدا متكبرانند .
علامه ی مجلسی در رابطه با تواضع می فرماید :
تواضع ترك تكبّر و ذلت و خاكساری در برابر پیامبر و امامان و مردم مؤمن است ، تواضع نفرت از رفعت و چیره گی است و همه ی این امور موجب قرب انسان به حق و ضدش موجب دوری انسان از خداست(492) .
در هر صورت تواضع و فروتنی در برابر حق و شؤون حق كه از جلوه هایش
﴿صفحه 356﴾
قبول فرمان های خدا و اوامر و نواهی پیامبر و خواسته های امامان و نرمی داشتن در برابر زن و فرزند و پدر و مادر و عموم مردم است از باارزش ترین زیبایی های اخلاق و از حسنات ملكوتیه و خصال عرشیه است .
لقمان حكیم پس از این كه فرزندش را به تواضع توجه می دهد می فرماید : آنان كه خود را زرنگ و تیز می دانند و تصور می كنند این زرنگی و تیزی آنان را از حق بی نیاز می نماید سخت در اشتباهند ; زیرا زرنگ و تیز با همه ی زرنگی و تیزیش نزد حق بی مقدار و ناچیز است و بدون حق ارزش قابل توجهی ندارد .