زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

زیبایی های اخلاقی از دیدگاه لقمان حكیم

حضرت موسی بن جعفر (علیهما السلام) در ضمن توضیح و تفسیر عقل و بیان جنود و لشكر این نعمت بی نظیر و اشاره به منافع این گوهر و درّ گرانمایه عرصه ی هستی برای شاگرد كم نظیر مكتب اسلام ، آگاه خبیر و دانای بصیر ، هشام بن حكم از قول لقمان حكیم آن یگانه ی فرزانه ، كه پروردگار مهربان او را به خاطر آراسته بودنش به حسنات اخلاقی به مقام حكمت برگزید در نصیحت به فرزندش روایت می كند كه به فرزندش فرمود :
تَواضَعْ لِلحَقِّ تَكُنْ أعقَلَ النّاسِ وَإنَّ الكَیِّسَ لَدَی الحَقِّ یَسیرٌ . یَا بُنَیَّ ! إنَّ الدُّنیا بَحرٌ عَمِیقٌ قَد غَرِقَ فِیها عالَمٌ كَثِیر ، فَلْتَكُن سَفِینَتُكَ فِیهَا تَقوَی اللهِ ، وَحَشْوُهَا
﴿صفحه 350﴾
الإیمانَ ، وشِراعُهَا التَوَكُّلَ ، وَقَیِّمُها العَقلَ ، وَدَلیلُهَا العِلمَ ، وَسُكَّانُهَا الصَّبرَ(485) .
در برابر حق تواضع و فروتنی كن تا عاقل ترین مردم به حساب آیی و بی تردید انسان زرنگ و زیرك نزد حق بی مقدار و اندك است ; زیرا ارزش انسان در تواضع به حق است نه زیركی و زرنگی . پسرم ! دنیا دریایی ژرف و عمیق است ، خلق بسیاری در آن غرق شده اند ، پس باید كشتی تو در این دریا برای رسیدن به ساحل نجات تقوای الهی و پرهیزكاری باشد ، و بارش ایمان ، و بادبانش توكل ، و ملاحش عقل ، و قطب نمایش علم ، و سكانش استقامت و صبر .
در این قطعه ی ناب به حقایقی سعادت بخش و واقعیاتی باارزش چون تواضع و تقوا ، ایمان ، توكل ، عقل ، علم و صبر اشاره شده است كه هر یك از آنها به تناسب این نوشتار نیاز به توضیح دارد .

تواضع

تواضع و فروتنی كه از زیباترین خصلت های اخلاقی است حالتی در باطن است كه انسان را وادار می كند در برابر خدا و پیامبران و امامان و اولیا و مردمی كه شایسته هستند به آنان تواضع شود نرمی نشان دهد و به خواسته های ثمربخش آنان گردن نهد و حق را در همه ی شؤونش بپذیرد .
تواضع حالتی ضد كبر است ; كبر یعنی : آن مایه ی آلوده ای كه از آن ابلیس به وجود می آید و شیاطین جنی و انسی از آن شكل می گیرند ، و چون در زمامداری قرار گیرد او را تبدیل به فرعون می كند ، و چون سراغ ثروتمندی رود وی را به صورت قارون نمایان می كند ، و هنگامی كه در مردم قرار گیرد از آنان فاسد
﴿صفحه 351﴾
و مفسد و یاغی و طاغی و مجرم و منافق و مشرك و كافر می سازد .
به راستی تواضع و فروتنی سر رفعت انسان را به عرش محبوبیت نزد خدا و خلق خدا می رساند ، مردم از متكبر فخرفروش طبیعتاً نفرت دارند و از متواضع خاكسار با جان و دل استقبال می كنند .

داستانی از تواضع امیرالمؤمنین (علیه السلام)

حضرت امام عسكری (علیه السلام) می فرماید : آگاه ترین مردم به حقوق برادران دینی و سخت كوش ترینشان در برآوردن حاجات آنان ، برترینشان از نظر شأن و مقام نزد خدا هستند و هركس در دنیا به برادران دینی اش تواضع و فروتنی كند نزد خدا از صدیقین به شمار می آید و شیعه ی به حق علی بن ابی طالب (علیه السلام) است .
سپس حضرت عسكری (علیه السلام) می فرماید : دو برادر دینی علی (علیه السلام) ـ پدر و فرزندی ـ مهمان آن حضرت شدند . امام برای خدمت به آنان برخاست و مقدمشان را گرامی داشت و هر دو را بالای مجلس نشاند و روبروی آنان نشست ، سپس فرمان داد برای هر دو غذا آوردند و آنان از آن غذا خوردند . آن گاه قنبر طشت و آفتابه و حوله ای آورد و خواست دست پدر را بشوید ، حضرت از جا جست و آفتابه را از دست قنبر گرفت تا آب روی دست آن مرد بریزد . مرد دستش را به خاك مالید و گفت : یا امیرالمؤمنین ! خدا مرا ببیند كه تو بر دست من با این مقام و عظمتت آب می ریزی ؟! حضرت فرمود : بنشین و دستت را بشوی ; زیرا خدا تو را و برادر دینی ات را می بیند كه در این زمینه ها امتیازی به تو ندارد و در خدمت به تو فضیلتی برای او نیست ، برادر دینی ات می خواهد با شستن دست تو در بهشت زمینه ی خدمت به نفع خودش فراهم سازد ، آن هم خدمتی ده ها برابر عدد اهل دنیا و بر شمار خدمتكارانی كه در دنیا هستند !
﴿صفحه 352﴾
پس مرد نشست و علی (علیه السلام) به او گفت : تو را به حقی كه از من می شناسی و آن را عظیم و بزرگ می شماری و تواضعی كه برای خدا داری تا به آن پاداشت دهند سوگند می دهم كه مرا به آنچه كه از خدمتم به تو افتخارت داده اند واگذاری و آنچنان با آرامش دستت را به وسیله ی من بشویی كه گویا قنبر آب روی دستت می ریزد !
آن مرد تسلیم تواضع علی (علیه السلام) شد و دستش را با آب ریختن امیرالمؤمنین (علیه السلام)شست . وقتی كار تمام شد آفتابه را به فرزندش محمد بن حنفیه داد و فرمود : پسرم اگر فقط فرزند این مرد مهمان من بود من خود آب به روی دستش می ریختم ولی خدای عزّ و جلّ نمی پسندد كه بین پدر و پسر را چون با هم هستند فرق نگذارم ، پدر به روی دست پدر آب ریخت و باید در این موقعیت پسر روی دست پسر آب بریزد . پس محمد حنفیه به روی دست پسر آب ریخت و پسر دستش را شست . آن گاه حضرت عسكری (علیه السلام) فرمود : كسی كه علی (علیه السلام) را در تواضع و فروتنی پیروی كند شیعه ی واقعی او است(486) .
حضرت صادق (علیه السلام) از پدرانش روایت می كند :
إنّ مِن التَّواضُعِ أن یَرضَی الرَّجُلُ بِالمَجلسِ دُونَ المَجلسِ ، وأن یُسلِّمَ عَلی مَن یَلقی ، وَأن یَترُكَ المِراءَ وإن كانَ مُحِقّاً ، وَلاَ یُحِبُّ أن یُحمَدَ عَلَی التَّقْوَی(487) .
بخشی از تواضع به این است كه انسان در هر مجلسی وارد شد هرجا كه جا هست بنشیند و برای خود جای نشستن خاصی را در نظر نداشته باشد ، و هركه را ملاقات می كند به او سلام دهد ، و جدال و ستیز در سخن را واگذارد ، گرچه حق با او باشد ، و دوست نداشته باشد كه او را بر تقوایی كه
﴿صفحه 353﴾
دارد ستایش كنند .
امام صادق (علیه السلام) فرمود :
التَّواضُعُ أصلُ كُلِّ خَیر نَفیس وَمَرتَبة رَفِیعَة ، وَلو كَانَ لِلتَّواضُعِ لُغَةٌ یَفْهَمُهَا الخَلْقُ لَنَطَق عَن حَقایِقِ مَا فِی مَخفیّاتِ العَوَاقِبِ ، وَالتَّوَاضُعُ مَا یكونُ للهِِ وفِی اللهِ وَمَا سَواهُ مَكرٌ ، وَمَن تَواضَعَ للهِِ شَرَّفَهُ اللهُ عَلی كَثیر مِن عبادِهِ(488) .
فروتنی ریشه ی هر خیر باارزشی است و مرتبه و مقام بلندی است ، اگر برای تواضع لغتی وجود داشت كه مردمان آن را می فهمیدند ، هر آینه از حقایق آنچه در پنهان سرانجام ها بود سخن می گفت و تواضع آن است كه در راه خدا و برای خداست و جز آن مكر و حیله است و كسی كه برای خدا تواضع كند ، خدا او را بر بسیاری از بندگانش شرافت می دهد .