زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

بخش پانزدهم: آراستگی به خوشخویی

این كه گفته می شود حسنات اخلاقی و خصایل مثبت نفسانی سبب نجات انسان در دنیا و آخرت است ، سخنی به حق و كلامی بر اساس صدق و راستی است .
بسیار اتفاق افتاده كه برخی از حسنات اخلاقی در برخی از كافران و مشركان عامل نجات آنان از اعدام و روی آوردنشان به اسلام و سبب نجاتشان در آخرت شده است .
مگر نه این كه تعدادی از بت پرستان ، و عقیده مندان به معبودهای باطل به دعوت پیامبران پاسخ گفتند و از آلودگی بت پرستی و بی دینی درآمدند و به طهارت و پاكی معنوی آراسته شدند ، آیا روی آوردنشان به دعوت پیامبران عاملی جز تواضع و فروتنی در برابر حق بوده است ؟
مگر تواضع وفروتنی رشته ای از حسنات اخلاقی وزیبایی های معنوی نیست؟
وقتی حسنات اخلاقی در دنیا عامل نجات باشد ، یقیناً نجات بخشی اش در آخرت كه زمان جلوه ی كامل رحمت خداست بیشتر است .
امیرالمؤمنین(علیه السلام) كه به فرموده ی قرآن مجید در آخرین آیه ی سوره ی رعد همه ی دانش كتاب نزد او بوده(477) ، و در یك كلمه ، علم او متصل به علم حضرت
﴿صفحه 346﴾
حق است ، و پس از پیامبر هیچ انسانی هم چون او قواعد و مایه های تربیتی و معارف الهی و انسانی را بیان نكرده است و باید انصاف داد كه نمونه ی راهنمایی هایش در هیچ یك از فرهنگ های بشری هرچند از مایه های معنوی برخوردار باشد یافت نمی شود ، درباره ی حسنات اخلاقی می فرماید :
رَأسُ الإیمانِ حُسنُ الخُلقِ وَالتَحلّی بالصِدق(478) .
سر ایمان حسنات اخلاقی و آراستگی به صدق و راستی است .
راستی عجیب است انسان با نماز و روزه و حج و زكات و خمس و صدقه كه وظیفه ی بندگی اوست خداگونه نمی شود ، ولی با آراسته شدن به حسنات اخلاقی در حقیقت جلوه گاه صفات حضرت رب و به تعبیر دیگر خداگونه می شود .
تعبیر از حسنات اخلاقی و آراستگی به صدق به سر ایمان تعبیر عجیبی است . بدن دارای اسكلتی منظم و دست و پا و شكم و شهوت و خون و گوشت و رگ و پی و عصب و پوست است ، ولی حیات او مرهون سر اوست ، اگر سر را از بدن جدا كنند حیاتی باقی نمی ماند ، همین گونه اگر جای حسنات اخلاقی و صدق و راستی در وجود انسان خالی باشد از ایمان هم خبری نخواهد بود ، و در نتیجه انسان از انسانیت كه هویت و تشخّص او به آن است محروم می ماند و به قول قرآن ( كَالأَنْعَام ) می شود و به قول امیرالمؤمنین(علیه السلام) :
﴿صفحه 347﴾
فَالصُّورَةُ صُورَةُ إنسان وَالقَلْبُ قَلبُ حَیَوان(479) .
صورتش صورت انسان ولی از نظر باطن و سیرت حیوان است .
امیرالمؤمنین(علیه السلام) صبر در امور را هم تشبیه به سر فرموده ، چنان كه در روایت آمده است :
والصَّبرُ فِی الأمورِ بِمَنزِلَةِ الرَأسِ مِن الجَسَدِ ، فَإذَا فَارَقَ الرَّأسُ الجَسَدَ فَسَدَ الجَسَدُ ، وَإذا فَارَق الصَّبرُ الأمورَ فَسَدَتِ الأُمُورُ(480) .
استقامت و پایداری در امور و نگاه داشتن خویش در مرزهای معنوی و مقررات دینی به منزله ی سر نسبت به بدن است ، هنگامی كه سر از بدن جدا شود ، بدن فاسد می گردد ، و زمانی كه صبر از خیمه ی امور رخت بربندد امور با رنگ گرفتن از هوای نفس و شیطان فاسد می شود .
حضرت سجاد (علیه السلام) نیز صبر را نسبت به ایمان به منزله ی سر برای بدن دانسته اند :
الصَّبرُ مِن الإیمانِ بِمنزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الجَسَدِ وَلاَ إیمانَ لِمَنْ لاَ صَبْرَ لَه(481) .
صبر نسبت به ایمان هم چون سر نسبت به بدن است و برای كسی را كه در برابر حوادث تلخ و شیرین و اقبال و ادبار دنیا صبر و پایداری نیست ، ایمان نیست .

ارزش تحصیل ادب

چه مطلب شگفت آوری است كه از امام به حق ناطق حضرت صادق (علیه السلام)
﴿صفحه 348﴾
روایت شده است كه ارزش آداب انسانی و حسنات اخلاقی به اندازه ای است كه اگر دو روز عمرت را به تأخیر انداختند ، یك روزش را برای تحصیل حسنات و آداب بگذار ، نه برای نماز و روزه و حج و روز دیگرش را برای كمك گرفتن از حسنات برای مرگی آبرومند و معنوی :
إن أُجِّلَتْ فِی عُمُرِكَ یَوْمَینِ فَاجْعَل أحَدَهُما لاَِدَبِك لِتَسْتَعِینَ بِهِ عَلَی یَومِ مَوتِكَ(482) .
اگر دو روز عمرت را به تأخیر انداختند ، یكی از آن دو روز را برای به دست آوردن ادب كه حسنات اخلاقی و حقایق معنوی است قرار داده تا به وسیله ی آن برای روز مرگت یاری بجویی .
ادب و آراستگی و حسنات اخلاقی وقتی بر صفحه ی باعظمت وجود انسان نقش می بندد ، انسان احساس شرافت و بزرگواری و ارزش و كرامت می كند و چون دریایی از خصلت های مثبت و ملكات معنوی را با خود دارد ، دنیا و عناصرش در دیده ی او كوچك می نماید و به همین سبب خود را به امور مادی هرچه باشد و هرچند باشد نمی فروشد ، بلكه دنیا و عناصرش را نیز مطابق با مقررات قرآن و آثار اهل بیت (علیهم السلام) برای بیشتر كردن كرامت و شرافتش به كار می گیرد .
از حضرت سجاد (علیه السلام) روایت شده است :
مَن كَرُمَتْ عَلَیهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَیهِ الدُّنیا(483) .
كسی كه احساس شرافت و بزرگواری می نماید ، دنیا نزد او خوار و بی مقدار است .
﴿صفحه 349﴾
آری ، كسی كه دریایی بی ساحل از شرافت و كرامت و زیبایی های اخلاقی را با خود دار حكومت دنیایی و امارت بردم اگر در دست او همراه با عدالت ورزی نباشد در نظرش از كفش كهنه و پاره ای كه جز خودش حوصله ی وصله بر آن را ندارد خوارتر و حقیرتر است و این ارزیابی از شخصیتی الهی و ملكوتی كه همه ی هستی گنجایش عظمتش را نداشت چون امیرالمؤمنین(علیه السلام) است ، همان انسان والایی كه وقتی اهل تقوا و اولیای الهی را برای صحابی بزرگوارش معرفی می كند ، در بخشی از گفتارش می فرماید :
عَظُمَ الخَالِقُ فِی أنفُسِهِم فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أعیُنِهِم(484) .
آفریننده ی هستی در باطنشان عظیم و غیر او در دیدگانشان كوچك و حقیر است .

زیبایی های اخلاقی از دیدگاه لقمان حكیم

حضرت موسی بن جعفر (علیهما السلام) در ضمن توضیح و تفسیر عقل و بیان جنود و لشكر این نعمت بی نظیر و اشاره به منافع این گوهر و درّ گرانمایه عرصه ی هستی برای شاگرد كم نظیر مكتب اسلام ، آگاه خبیر و دانای بصیر ، هشام بن حكم از قول لقمان حكیم آن یگانه ی فرزانه ، كه پروردگار مهربان او را به خاطر آراسته بودنش به حسنات اخلاقی به مقام حكمت برگزید در نصیحت به فرزندش روایت می كند كه به فرزندش فرمود :
تَواضَعْ لِلحَقِّ تَكُنْ أعقَلَ النّاسِ وَإنَّ الكَیِّسَ لَدَی الحَقِّ یَسیرٌ . یَا بُنَیَّ ! إنَّ الدُّنیا بَحرٌ عَمِیقٌ قَد غَرِقَ فِیها عالَمٌ كَثِیر ، فَلْتَكُن سَفِینَتُكَ فِیهَا تَقوَی اللهِ ، وَحَشْوُهَا
﴿صفحه 350﴾
الإیمانَ ، وشِراعُهَا التَوَكُّلَ ، وَقَیِّمُها العَقلَ ، وَدَلیلُهَا العِلمَ ، وَسُكَّانُهَا الصَّبرَ(485) .
در برابر حق تواضع و فروتنی كن تا عاقل ترین مردم به حساب آیی و بی تردید انسان زرنگ و زیرك نزد حق بی مقدار و اندك است ; زیرا ارزش انسان در تواضع به حق است نه زیركی و زرنگی . پسرم ! دنیا دریایی ژرف و عمیق است ، خلق بسیاری در آن غرق شده اند ، پس باید كشتی تو در این دریا برای رسیدن به ساحل نجات تقوای الهی و پرهیزكاری باشد ، و بارش ایمان ، و بادبانش توكل ، و ملاحش عقل ، و قطب نمایش علم ، و سكانش استقامت و صبر .
در این قطعه ی ناب به حقایقی سعادت بخش و واقعیاتی باارزش چون تواضع و تقوا ، ایمان ، توكل ، عقل ، علم و صبر اشاره شده است كه هر یك از آنها به تناسب این نوشتار نیاز به توضیح دارد .