زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

پاداش صبر و بردباری

آری ، صبر نمودن و پایداری نشان دادن و ثبات قدم داشتن در امر معنوی ، و در برابر تلخی ها و برخوردهای نامناسب دیگران برای استوار شدن حقایق اخلاقی در عمق نفس عبادتی بسیار مهم و دارای پاداشی باارزش است .
امام باقر (علیه السلام) از پدرانش از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت می كند :
إذا كانَ یَومَ القیامَة جَمَعَ الله عزّ وجلّ الخلائِقَ فِی صَعید وَاحد ، ونادی مُناد مِن عند اللهِ یَسمَعُ آخرُهم كما یَسمَعُ أوّلُهم یقولُ : أین أهلُ الصبرِ ؟ قَالَ : فیقومُ عُنُقٌ مِن النّاسِ مُستَقبِلُهم زُمرةٌ مِن المَلائِكةِ فیقولونَ لَهُم : ما كانَ صبرُكُم هَذا الَّذی صَبَرتُم؟ فیقولون : صَبَرنا أنفُسنا علی طاعةِ الله وصَبَرناها عَن مَعصِیةِ الله . قال: فَیُنادی مُناد مِن عِندَ الله : صَدَقَ عِبادِی خَلَوْا سبیلَهُم لِیدخُلوا الجنّةَ بِغَیرِ
﴿صفحه 338﴾
حساب(473).
هنگامی كه روز قیامت شود خدا همه را در یك سرزمین جمع می كند و از جانب خدا ندا دهنده ای ندا می دهد كه اولین و آخرین آن ندا را می شنوند می گوید : اهل صبر و شكیبایی كجایند ؟ پس گروهی از مردم از جای برمی خیزند و دسته ای از فرشتگان از آنان استقبال می كنند و به آنان می گویند : صبر شما چه بود ؟ می گویند : ما وجودمان را بر طاعت خدا نگاه داشتیم و نسبت به معصیتش حبس نمودیم . پس ندا دهنده ای از سوی خدا ندا می دهد : بندگانم راست می گویند ، راه را به روی آنان باز كنید تا بدون حساب وارد بهشت شوند .

پیوند میان خالق و مخلوق

امیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرماید : خدا حسنات اخلاقی را پیوند بین خود و بندگانش به شمار آورده و در این زمینه روایت بسیار مهمی از حضرت نقل شده ، كه نمونه ی آن در كتاب های روایی بسیار كم است :
أنّه قَالَ لِوَلَدِهِ إنّ اللهَ عَزَّ وَجلَّ جَعَلَ مَحاسِنَ الأخلاَقِ وُصلَةً بَینَهُ وَبَیْنَ عِبَادِهِ فیجب أحَدَكُم أن یتمسَكَ بِخُلُق مُتَّصل باللهِ(474).
به فرزندانش فرمود : بی تردید خدای عزّ و جلّ زیبایی های اخلاق را پیوند میان خود و بندگانش قرار داده ، پس به هر یك از شما واجب است متمسك به اخلاق متصل به خدا شود .
امام صادق (علیه السلام) در رابطه با زیبایی های اخلاقی می فرماید :
﴿صفحه 339﴾
اخلاق نیكو و خصلت های زیبا جمال در دنیا و نگاه دارنده ی انسان از عذاب در آخرت است ، كمال دین به آن است ، و مایه ی تقرب به سوی خداست ، و حسنات اخلاقی در همه ی انبیا و اولیا و اوصیا موجود بوده است . . . و آنچه در حقیقت زیبایی های اخلاقی است جز خدا كسی نمی داند ، پیامبر فرمود : حاتم روزگار ما حسن خلق و صفات حسنه است و حسن خلق لطیف ترین حقیقت در دین و سنگین ترین مایه در میزان است(475) .

دارنده ی حسنات اخلاقی عاشقانه آن را هزینه می كند

حسنات اخلاقی هنگامی كه در انسان جلوه می كند چون كریم گشاده دستی هر لحظه می خواهد خیرش را به دیگران برساند ، صاحب حسنات اخلاقی در هزینه كردن این مایه های ملكوتی نسبت به دیگران حتی حیوانات سر از پا نمی شناسد و زمان و مكان برایش مطرح نیست .
زینب كبری (علیها السلام) قهرمان كربلا و مثل اعلای ایمان و عمل ، داستان عجیبی را از همسرش عبدالله بن جعفر به این مضمون نقل می كند كه عبدالله گفت : من از سفری باز می گشتم در حال خستگی به نزدیك قریه ای رسیدم ، باغی سرسبز و خرّم در بیرون آن قریه بود ، پیش خود گفتم بروم از صاحب باغ اجازه بگیرم تا اندك زمانی از خستگی راه بیاسایم.
﴿صفحه 340﴾
كنار در ایستادم و سلام كردم ، غلام سیاه نزدیك من آمد و با محبت مرا به درون باغ دعوت كرد ، من بدون این كه خود را معرفی كنم وارد باغ شدم . او گفت : من مالك باغ نیستم ، مالك باغ در قریه است ولی این اجازه را دارم كه عزیزی چون شما را بپذیرم . میان باغ رفتم و نقطه ای را برای استراحت در نظر گرفتم ، نزدیك ظهر بود ، غلام سفره ی نانش را باز كرد ، تا خواست بسم الله بگوید و لقمه ی اوّل را از سفره بردارد ، سگی وارد باغ شد ، از خوردن باز ایستاد ، در چهره ی سگ دقت كرد ، او را گرسنه یافت ، یك قرص نان نزد سگ گذاشت و سگ هم با حرص هرچه تمام تر خورد ، قرص دوم و سوم را هم به سگ داد ، وقتی خیالش از سیر شدن سگ آسوده شد ، سفره ی خالی را جمع كرد و در گوشه ای گذاشت .
به او گفتم : خود غذا نمی خوری ؟ گفت : ندارم ، جیره ام در روز همین سه قرص نان است . گفتم : چرا همه ی آن را به این سگ دادی ؟ گفت : قریه ی ما سگ ندارد ، این سگ از جای دیگر به این باغ آمد و معلوم بود خیلی گرسنه است و من تحمل گرسنگی این مهمان ناخوانده ی زبان بسته را نداشتم . گفتم : پس با گرسنگی خود چه می كنی ؟ گفت : با صبر و حوصله روز را به شب می آورم !
عبدالله گفت : من از كرامت و اخلاق و مهرورزی و برخوردش با سگی كه از جای دیگر آمده بود شگفت زده شدم ، پس از استراحت به قریه رفتم و سراغ صاحب باغ را گرفتم . وقتی او را یافتم خود را معرفی كردم كه من عبدالله بن جعفر داماد امیرالمؤمنین (علیه السلام) هستم . گفت : فدای قدمت ، و به من اصرار ورزید كه به خانه اش بروم . گفتم : مسافرم و برای رفتن عجله دارم ، آمده ام باغ تو را بخرم . گفت : شما كه زندگی و كارت در مدینه است ، این باغ را برای چه می خواهی ؟ جریان را به او گفتم و پس از اصرار زیاد باغ را خریدم . گفتم : غلام را هم به من بفروش . غلام را هم فروخت . به باغ برگشتم و به غلام گفتم : تو را
﴿صفحه 341﴾
و باغ را از مالكت خریدم و تو را در راه خدا آزاد كردم و باغ را نیز به تو بخشیدم !
آری ، به قول قرآن اگر خوبی كنید به خود خوبی كرده اید .
( اِنْ أَحْسَنْتُم أَحْسَنْتُم لاَِنْفُسِكُم )(476) .
اگر نیكی كنید به خود نیكی كرده اید .
و به قول امیرالمؤمنین(علیه السلام) حسنات اخلاقی پیوندی میان خدا و بندگان اوست .

قال امیرالمؤمنین(علیه السلام) : حُسْن الخُلقِ رَأسُ كُلّ برّ
هدایة العلم : 182