زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

حسن خلق عامل نجات

امام سجاد (علیه السلام) می فرماید : سه نفر به لات و عزّی ( دو بت مشهور قریش ) سوگند یاد كردند كه پیامبر اسلام را به قتل برسانند . امیرالمؤمنین(علیه السلام) به تنهایی به سوی آنان رفت و یكی از آنان را كشت و دو نفر دیگر را زنده دستگیر كرد و همراه خود نزد پیامبر آورد . رسول خدا فرمود : یكی از این دو نفر را نزدیك من آور ، یكی را آورد . حضرت فرمود : بگو : لا اله الا الله واشهد انی رسول الله ، گفت : كوه ابوقبیس نزد من از گفتن این كلمه محبوب تر است . حضرت فرمود : او را ببر و گردنش را بزن .
سپس فرمود : آن دیگر را نزدیك كن . پس به او فرمود : دو كلمه ی شهادتین را بگو . گفت : مرا هم به دوستم ملحق كن . حضرت فرمود : یا علی او را هم ببر
﴿صفحه 314﴾
و گردن بزن . علی (علیه السلام) او را برد تا گردنش را بزند . جبرئیل به پیامبر نازل شد و گفت : یا محمد ! پروردگارت سلام می رساند و می گوید : او را نكش ; زیرا خوش اخلاق و در میان قومش اهل سخاوت است . حضرت فرمود : یا علی ! دست نگاهدار ، اینك فرستاده ی پروردگار من است كه به من خبر می دهد این بت پرست ، خوش اخلاق و در میان اقوامش اهل سخاوت است ، مشرك زیر شمشیر گفت : این فرستاده ی پروردگار تو است كه حسن خلق و سخاوت من را به تو خبر می دهد ؟ فرمود : آری . گفت : به خدا سوگند با داشتن برادری انسانی هرگز خود را مالك درهمی به حساب نیاوردم و در جنگ ترش رویی از خود نشان ندادم و اكنون می گویم اشهد ان لا اله الا الله و انك رسول الله . پس پیامبر فرمود : این مرد از كسانی است كه خوش اخلاقی و سخاوتش او را به بهشت ابدی و جاوید كشانید !(432)
مردی روبروی رسول خدا آمد و گفت : دین چیست ؟ فرمود : خوش اخلاقی . سپس از طرف راست پیامبر آمد و گفت : دین چیست ؟ فرمود : خوش اخلاقی . آن گاه از طرف چب پیامبر آمد و گفت : دین چیست ؟ فرمود : خوش اخلاقی . سپس از پشت سر رسول خدا آمد و گفت : دین چیست ؟ حضرت به او توجه فرمود و گفت : آیا دین را نفهمیدی ؟ دین این است كه به خشم نیایی(433) .

كمال خوش رفاقتی

﴿صفحه 315﴾
حضرت صادق (علیه السلام) از پدر بزرگوارش امام باقر (علیه السلام) روایت می كند : علی (علیه السلام) با مردی از اهل ذمّه همراه شد . مرد ذمّی به او گفت : ای بنده ی خدا ! قصد كجا داری ؟ حضرت فرمود : كوفه . هنگامی كه بر سر دوراهی راه ذمّی تغییر كرد حضرت هم مسیرش را از كوفه به مسیر ذمّی تغییر داد . ذمّی گفت : تو خیال كوفه نداشتی ؟ فرمود : آری خیال كوفه داشتم . ذمّی گفت : راه را رها كردی ؟ فرمود : دانستم . گفت : در حالی كه دانستی چرا همراه من شدی ؟ فرمود : این از كمال خوش رفاقتی است كه مرد دوستش را هنگام جدایی مشایعت كند و پیامبر ما این گونه به ما فرمان داده است . ذمّی گفت : پیامبر این چنین گفته است ؟ حضرت فرمود : آری . ذمّی گفت : تنها پیرو واقعی او كسی است كه از او در كارهای باارزش پیروی كرده است و من نزد تو شهادت می دهم كه من هم بر طریقه و روش تو هستم . پس ذمّی با علی (علیه السلام) بازگشت و زمانی كه حضرت را شناخت مسلمان شد(434) .
در هر صورت خوش خلقی با اهل و عیال و خانواده و با همه ی مردم از ارزش های باطنی و كرامت های روحی و سبب جلب محبت دیگران و مصون ماندن از بسیاری از شرور و باعث زیاد شدن روزی و جلب خشنودی و رضایت حق و عامل پاداش و جزای عظیم در قیامت و از علل بخشوده شدن گناهان و محو شدن سیئات است .
بد خلقی و ترش رویی و عبوسی و خشونت از صفات شیطان صفتان و خوی مردم بی دین و دور از انسانیت و سبب رمیده شدن مردم از انسان و رنجش خانواده و آزار مردم و باعث سخط و غضب حق و عامل دوزخی شدن انسان و بسته شدن درهای رحمت به روی اوست .
چه بسا خوش خلقانی كه در عرصه ی هولناك محشر با عمل اندك نجات
﴿صفحه 316﴾
یابند و چه بسا بد خلقانی كه با داشتن عمل بسیار طریق نجات به روی آنان مسدود و مستحق عذاب سخت دوزخند .

إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُم لاَِنْفُسِكُمْ . . .
اسراء ( 17 ) : 7

بخش چهاردهم: ( قسمت دوم روایت صفات پسندیده ) نیكی با دیگران

. . . وَأربعٌ مَن كُنّ فِیه مِن المُؤمِنِینَ أسكَنَه الله فِی أَعلَی عِلِیّینَ فِی غُرَف فَوقَ غُرَف فِی محلّ الشَّرَفِ كلّ أشرف : مَن آوَی الیتیمَ وَنَظَر لَهُ فَكان لَه ابا رَحیماً ، وَمن رَحِم الضّعیف وأعانَه وَكَفاه ، وَمن أنفقَ علَی والِدَیهِ ورَفَق بِهما وبِرَّهُما وَلَمْ یَحزُنْهُما ، وَمَن لَم یَخرِقَ بِمَملوكِه وَأعَنَه عَلی مَا یَكلِفُه وَلَم یَستَسِعَه فِیمَا لاَ یُطِیقُ(435) .
و چهار چیز است كسی كه از مؤمنین در او باشد خدا او را در اعلی علیین در غرفه هایی بالای غرفه ها در شریف ترین محل جای می دهد : كسی كه یتیمی را پناه دهد و به او نظر محبت اندازد و نسبت به وی پدری مهربان باشد ، و كسی كه به ناتوان رحم كند و او را یاری دهد و امورش را كفایت نماید ، و كسی كه هزینه ی پدر و مادرش را بپردازد و با آنان مدارا كند و نسبت به هر دو نیكی ورزد و آنان را غصه دار ننماید ، و كسی كه به حقوق غلام و كنیز و خدمتكارش تجاوز نكند و او را بر آنچه تكلیف می كند یاری دهد و او را در اموری كه در طاقت او نیست به كار نگیرد .