فهرست کتاب


زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

اهل بیت و وفای به عهد

در شأن نزول آیه ی شریفه ی ( یُوفُونَ بِالنَّذْرِ )(411) شیعه و سنی روایت كرده اند كه درباره ی امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) نازل شده است .
داستان نزول آیه به این سبب است كه حضرت حسن و حسین بیمار شدند ،
﴿صفحه 305﴾
رسول خدا و جمعی از چهره های برجسته از آن دو بزرگوار عیادت كردند . پیامبر هنگام عیادت به امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود : اگر به خاطر بهبود دو فرزندت نذری را بر عهده می گرفتی در شفای آنان بی اثر نبود . آن حضرت و فاطمه ی زهرا (علیهما السلام)نذر كردند كه اگر خدای مهربان آن دو را شفا دهد سه روز روزه بگیرند ، فضه ی خادمه هم به دنبال آن دو بزرگوار متعهد سه روز روزه گرفتن شد .
حسن و حسین پس از آن نذر شفا یافتند در حالی كه خاندان طهارت پس از شروع روزه جهت افطار چیزی نداشتند ، امیرالمؤمنین(علیه السلام) سه پیمانه جو از بازار قرض گرفت كه در برابرش پارچه ای پشمین برای قرض دهنده ببافد ، جو را به خانه آورد ، حضرت زهرا (علیها السلام) آن را آسیاب كرد و نان پخت و علی (علیه السلام) پس از نماز مغرب نان را جهت افطار بر سر سفره گذاشت كه ناگهان مسكینی به آنان مراجعه كرد و درخواست كمك نمود ، همه ی اهل خانه نان خود را به او بخشیدند و با آب افطار كردند ; شب دوم هم یتیمی طلب غذا كرد باز همه ی خانواده نان خود را به او دادند ، و شب سوم اسیری دق الباب كرد و این بار هم همه ی خانواده سهم خود را به او بخشیدند و جز با آب افطار نكردند .
روز چهارم در حالی كه نذرشان را ادا كرده بودند ، علی (علیه السلام) همراه دو فرزندش نزد پیامبر آمدند ، چون پیامبر در حسن و حسین از شدت گرسنگی ضعف و ناتوانی دید گریست . در این وقت جبرئیل با سوره ی ( هل أتی ) به حضرت نازل شد(412) .
نتیجه ی وفای به عهد از طرف انسان این است كه خدای مهربان هم به
﴿صفحه 306﴾
وعده هایش نسبت به نیت های صادقانه و عمل های مثبت و خلق و خوی پسندیده ی مؤمن كه پاداش عظیم دنیایی و آخرتی است وفا كند ، چنان كه در قرآن مجید به این واقعیت خبر داده است :
( وَأَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِكُمْ )(413) .
به پیمان من ( كه فرمان ما و احكام و حلال و حرام من است ) وفا كنید تا من هم به عهدی كه نسبت به شما ( در جهت پاداش بخشی به شما ) دارم وفا كنم .
هشام بن سالم می گوید : به حضرت صادق (علیه السلام) گفتم : پسر پیامبر ، مؤمن را چیست كه وقتی دعا می كند چه بسا برای او مستجاب می شود ، و چه بسا مستجاب نمی شود ؟ در حالی كه خدا فرموده : ( ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ )(414) ; مرا بخوانید تا شما را اجابت كنم .
حضرت فرمود : هنگامی كه عبد ، خدا را در دعایش به نیت راستین و قلب مخلص بخواند دعایش پس از وفای به تعهداتش به خدا مستجاب می گردد ، و اگر خدا را بدون نیت راستین و بدون قلب مخلص بخواند دعایش مستجاب نمی شود ، آیا خدا نفرموده به عهدم وفا كنید تا به عهدی كه به شما دارم وفا كنم ؟ پس كسی كه وفا كند نسبت به او وفا خواهد شد(415) .

راستی در زبان

صدق در گفتار و راستگویی از عالی ترین صفاتی است كه حضرت حق از همه ی انسان ها خواسته است و همه ی پیامبران الهی و امامان معصوم و اولیای خدا به این صفت زیبا آراسته بودند .
﴿صفحه 307﴾
مؤمن ، خدعه در گفتار و غش در كلام و دروغ در سخن ندارد ، بلكه همه جا و با همه كس بر اساس دستور شرع و حكم عقل سخن به راستی و صدق می گوید و از دروغ و گفتار خلاف حقیقت می پرهیزد .
در فصول گذشته ی این نوشتار درباره ی زبان و وظایفش تا جایی كه اقتضا داشت مطالبی گفته شد .
آنچه كه در این بخش شایان ذكر است این است كه خدا و پیامبران و امامان به شدت از دروغ و دروغگو متنفرند و در آیات كتاب خدا لعنت و دوری از رحمت بر دروغگویان مقرّر شده است .
( فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَی الْكَاذِبِینَ )(416) .
پس لعنت و دوری از رحمت خدا را بر دروغگویان قرار می دهیم .
در روایتی بسیار عجیب می خوانیم كه : مردی خدمت امیرالمؤمنین(علیه السلام) آمد ، در حالی كه آن حضرت كنار یارانش قرار داشت ، به حضرت سلام كرد ، سپس گفت : به خدا سوگند من تو را دوست دارم و عاشق تو هستم . حضرت فرمود : دروغ گفتی . آن مرد گفت : به خدا سوگند دوستت دارم و این سخن را تا سه بار تكرار كرد . حضرت فرمود : دروغ گفتی ، آن گونه كه می گویی نیستی ; زیرا خدا ارواح را دو هزار سال پیش از بدن ها آفرید ، سپس دوستداران ما را به ما عرضه كرد ، به خدا سوگند روح تو را در آنان كه به ما عرضه شده اند نمی بینم . آن مرد ساكت شد و دیگر به گفتارش باز نگشت !(417)

حیا نمودن از امور زشت و ناپسند

﴿صفحه 308﴾
از امور بسیار پسندیده كه به انسان ارزش می دهد و مرتبه و مقام او را نزد حق و خلق رفعت می بخشد ، شرم و حیا كردن از امور قبیح و زشت است ; اموری كه خدا و انسان های والا و عاقل قبیح و زشت می شمارند .
حیا ، كه مایه ی اولی و اصلی اش از سوی خدا در وجود انسان نهاده شده است ، باید به وسیله ی مربیان دلسوز رشد و نمو داده شود و با نصیحت و موعظه و تذكر تقویت گردد تا وجود انسان در برخورد به امور قبیح و زشت از آلوده شدن و اتصال به خبائث امساك و امتناع ورزد .
مربیان باید این معنا را تعلیم دهند كه حیای مورد نظر حیای ناشی از عقل و خرد است كه قدم های انسان را از رفتن به سوی گناه باز می دارد و از گرفتار شدن نفس به آلودگیها مانع می شود ، نه حیایی كه ناشی از جهل و نادانی است كه سبب می شود انسان از پرسش های علمی و به جا و از قدم نهادن در وادی عبادت و خدمت به خلق باز بماند كه در این گونه موارد جای حیا كردن نیست ; زیرا این گونه حیا انسان را از رشد و كمال مانع می شود و در فیوضات الهی و رحمت حق را به روی او می بندد .
از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت شده است :
الحَیاءُ حَیاءَانِ : حَیاءُ عَقْل وَحَیاءُ حُمْق ، فَحَیاءُ العَقلِ هُوَ العِلْمُ ، وَحَیاءُ الحُمقِ هُوَ الجَهْلُ(418) .
حیا بر دو گونه است : حیای عقل و حیای حماقت ; حیای عقل ناشی از نادانی است و حیای حماقت ناشی از نادانی است .
حیای عاقلانه ، حیای پیامبران و امامان و اولیای الهی است كه در حیات آنان یكی از پرقدرت ترین اسلحه هایی بود كه با آن شیاطین را می راندند و آنان را با
﴿صفحه 309﴾
شكست مفتضحانه ای روبرو می كردند .
حیا ، حافظ زبان از انواع بدگویی ها و حافظ گوش از گوش فرا دادن به غیبت و تهمت و حافظ چشم از نظر دوختن به نامحرمان و حافظ شكم از خوردن حرام و حافظ قدم از رفتن به مجالس خلاف خداست .
امام صادق (علیه السلام) فرمود :
الحَیَاءُ مِنَ الایمَانِ وَالایمَانُ فِی الجَنَّةِ(419) .
حیا از جلوه های ایمان است و دارنده ی ایمان در بهشت است .
و نیز حضرت صادق (علیه السلام) فرمود :
لاَ إیمانَ لِمَن لاَ حَیاءَ لَهُ(420) .
كسی كه حیا ندارد ، ایمان ندارد .
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به روایت امام صادق (علیه السلام) از طریق پدران بزرگوارش فرمود :
إسْتَحْیُوا مِن اللهِ حقَّ الحَیاءِ . قالُوا وَما نَفْعَلُ یَا رَسُولَ الله ؟ قَالَ : فإن كُنتُم فَاعِلینَ فَلاَ یَبیتَنَّ أحدُكم إلاّ وأجلُه بَینَ عَیْنَیْهِ ، وَلْیَحْفَظ الرأسَ وَما وَعی ، والبطنَ وَما حَوی ، وَلْیذكُرَ القَبْرَ وَالبَلی . وَمَن أراد الآخِرَة فَلْیَدْعُ زِینَةَ الحَیاةِ الدُّنْیا(421) .
از خدا آن گونه كه شایسته ی حیا است حیا كنید . گفتند : ای پیامبر خدا ! چه كنیم ؟ فرمود : اگر حیا كننده هستید احدی از شما شب را به روز نیاورد مگر این كه مرگ خود را در برابر دو دیده ی خود بیند ، و سر و آنچه را از چشم و گوش و زبان در بر دارد حفظ كند ، و شكم و آنچه را از خوراك در خود
﴿صفحه 310﴾
می ریزد از حرام نگاه دارد ، و قبر و پوسیده شدن بدن را به یاد آورد . و كسی كه آخرت را می خواهد زیور دنیا را وا گذارد .
شخصی به پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) عرضه داشت : به من سفارشی ارائه دهید . حضرت فرمود:
استَحیِی مِن اللهِ كَما تَستَحْیِی مِن الرّجُلِ الصّالِحِ مِن قَومِكَ(422) .
از خدا چنان كه از مرد شایسته ای از قوم خود حیا می كنی حیا كن .