زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

كلید خیر دنیا و آخرت

آیین مقدّس اسلام و فرهنگ حیات بخش حق كه در قرآن مجید و سنت نبوی و روایات امامان معصوم جلوه كرده و ضامن سعادت دنیا و آخرت انسان است چنان كه از آیات قرآن مجید و روایات استفاده می شود از سه عنصر معنوی تركیب شده است : ایمان و عمل و اخلاق .
ایمان را می توان از راه تحصیل معارف اسلامی و مطالعه ی در حقایق هستی و گوش سپردن به عالمان ربّانی و متخصصان علوم اهل بیت به دست آورد .
عمل هم كه عبارت از ادای واجبات و ترك محرمات است می توان با شناخت واجبات و محرمات از طریق رساله های عملیه و كتاب های پرقیمت فقیهان و دانشمندان به مرحله ی ظهور آورد .
حسنات اخلاقی و مكارم نفسی را كه مواردش در قرآن و روایات به طور كامل بیان شده است را می توان با شناخت آنها و تمرین اجرای آن تحصیل كرد .
این سه حقیقت یعنی ایمان و عمل و اخلاق هم چون كلید سه دندانه ای است كه اگر در دست انسان باشد می تواند ، چه در دنیا و چه در آخرت ، همه ی درهای خیر و بویژه درهای رحمت الهی را به روی خود باز كند و از فیوضات و بركات الهی بهره مند شود و نهایتاً به مقام قرب حق و لقای محبوب برسد و در دنیا در خیمه ی حیات طیبه قرار گیرد و در آخرت برای ابد در بهشت عنبر سرشت جای گیرد .
﴿صفحه 294﴾

اخلاقی كه خدا می پسندد

اموری كه ذاتاً بلند مرتبه و شریف و پرقیمت و باارزش است و سبب ظهور خیر دنیا و آخرت و سعادت و خوشبختی برای انسان است ، چنان كه در آیات قرآن و روایات آمده ، محبوب خداست ، و اموری كه ذاتاً پست و بی ارزش است و سبب تیره بختی انسان در دنیا و آخرت است ـ همان گونه كه در قرآن و روایات آمده ـ منفور و مبغوض حق است .
بنابراین هر انسانی كه آراسته به امور شریفه و حسنات اخلاقی است محبوب خداست و هر انسانی كه آلوده به امور پست و بی ارزش است مورد نفرت پروردگار است .
زیباییهای اخلاق و حسنات باطنی و حالات عالی درونی از مصادیق قطعی امور شریفه و باارزش ، و زشتی های اخلاقی و سیئات باطنی و حالات پست از مصادیق یقینی امور پست و بی ارزش است . در این زمینه به دو روایت بسیار مهم دقت كنید .
امام باقر (علیه السلام) از پدرانش از امیرالمؤمنین (علیه السلام) و امیرالمؤمنین از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم)روایت می كند كه آن حضرت فرمود :
إنّ اللهَ عَزَّ وجَلَّ یُحِبُّ الجودَ وَمَعالِیَ الأُمُورِ وَیَكْرَهُ سَفْسَافَهَا . . .(391) .
بی تردید خدای عز و جل بخشندگی و گشاده دستی و امور شریفه و باارزش را دوست دارد و نسبت به امور پست و بی ارزش كراهت و نفرت میورزد .
نیز از حضرت حسین (علیه السلام) از رسول خدا روایت شده است :
﴿صفحه 295﴾
إنّ اللهَ یُحبُّ مَعالِیَ الأمورِ وَیَكرَهُ سَفْسافَها(392) .
به یقین خدا امور شریفه و باارزش را دوست دارد و امور پست و بی ارزش نزد او منفور و مبغوض است .
مسلماً وقتی انسان ظرف ارزش های اخلاقی و امور شریف شود محبوب خدا و هنگامی كه منبع زشتی های اخلاقی و امور پست و بی ارزش گردد مورد نفرت خداست .
امور شریفه ی زندگی ، انسان را در دنیا غرق امنیت و سلامت و خوشی و رفاه و وسعت رزق می كند و سبب ورود انسان در عرصه ی قیامت به رضوان و بهشت الهی است ، و امور پست و بی ارزش ، زندگی را در دنیا دچار ناامنی و اضطراب و نگرانی و غم و اندوه و تنگی رزق می نماید و در آخرت سبب ورود به خشم و سخط حق و دخول در عذاب دردناك دوزخ است .
انسان اگر به خود معرفت پیدا كند و از طریق قرآن و معارف به حقیقت خود واقف شود كه از جهتی خلیفه ی خدا و قائم مقام حضرت رب در زمین است ، چنان كه قرآن می فرماید :
( . . . إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً . . . )(393) .
من در زمین جانشین خواهم گماشت .
و از طرف دیگر جلوه گاه اسما و صفات حضرت حق است ، آن گونه كه قرآن خبر می دهد :
( وَعَلَّمَ آدَمَ الاَْسْماءَ كُلَّهَا . . . )(394) .
﴿صفحه 296﴾
و ] خدا [ همه ی ] معانی [ نامها را به آدم آموخت .
و به عنوان مسجود فرشتگان است به طوری كه قرآن می گوید :
( فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ )(395) .
پس وقتی آن را درست كردم و از روح خود در آن دمیدم ، پیش او به سجده در افتید .
و در مرحله ی دیگر امین الله است ، یعنی موجودی است كه پس از این كه آسمان ها و زمین و كوهها به خاطر عدم ظرفیت از پذیرش امانت روی تافتند به قبول امانت تن داد ، چنان كه قرآن به این حقیقت ناطق است :
( إِنَّا عَرَضْنَا الاَْمَانَةَ عَلَی السَّماوَاتِ وَالاَْرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَن یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الاِْنسَانُ . . . )(396) .
ما امانت ] الهی و بار تكلیف [ را بر آسمانها و زمین و كوهها عرضه كردیم ، پس از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسناك شدند ، ] ولی [ انسان آن را برداشت .
و از جهت دیگر در جنبه ی معنوی روح الله است آن گونه كه قرآن دلالت دارد :
( فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی )(397) .
پس وقتی كه آن را درست كردم از روح خود در آن دمیدم .
هرگز و تحت هیچ شرایطی اجازه نمی دهد كه ظرف وجودش از ارزش ها و امور شریف خالی بماند و شیطان ها و هوای نفس او را برای آلوده كردن باطنش
﴿صفحه 297﴾
به زشتی ها و امور پست و بی ارزش مورد تاخت و تاز قرار دهند ، بلكه می كوشد قلب را تبدیل به حرم خدا و عرش رحمان نماید و عمق دل را آیینه ی جلوه ی الهامات كند و نفس و باطن را با امور ارزشی و حقایق عرشی زینت دهد و دایره ی وجودش را محل تجلی معارف الهی قرار دهد و اعضا و جوارحش را در خدمت به خلق و عبادت ربّ به كار گیرد و از وجود خویش منبعی از فضایل و كرامات بسازد و با كلید ایمان و عمل و اخلاق تمام درهای رحمت و سعادت را به روی خود باز كند و خویش را مطلع الفجر آیات حضرت رب العزّه نماید .
ای دل ار ننگ داری از نقصان *** جز سلوك ره كمال مكن
هرچه عقل اندر او بود دستور *** جز بدان كار اشتغال مكن
شرف نفس اگر همی خواهی *** با فرومایه قیل و قال مكن
عرض نفس نفیس را هرگز *** در پی مال پایمال مكن
منت از دوست بهر دیناری *** ور بود حاتم احتمال مكن
عجز و بیچارگی به هیچ سبیل *** دشمن ار هست پور زال مكن
بشنو اندرزهای ابن یمین *** چون مفید است ز آن ملال مكن(398)
***

سخنی از عبدالرزاق كاشانی

حكیم بزرگ كمال الدین عبدالرزاق كاشانی در شرح منازل السائرین در معرفی آنان كه همه ی عمر دنبال آراسته شدن به ارزش ها بودند و از این طریق به مقصد اعلی رسیدند می فرماید :
زحمت كشیدگان در این راه كه خود را به وسیله ی ایمان و عمل در اختیار حضرت حق قرار دادند ، كسانی هستند كه خدای مهربان هنگامی كه شایستگی
﴿صفحه 298﴾
و لیاقت در آنان دید ، آنان را بر ترك لذت های حرام و خوشی های ناباب و شهوات حیوانی و امیال بی محاسبه و خواسته های نامشروع برانگیخت و به ملازمت داشتن با معرفت دینی و شریعت حق همراه با هماهنگ نمودن عمل بر اساس سنت و حقایق الهیه توفیق داد و آنان را بر تمایل داشتن به رسیدن به درجات نهایی معنوی یاری داد تا امید و آرزویشان این شد كه خود را به نقطه ای برسانند كه در آنجا افكارشان از تعلق به غیر خدا كه ریشه ی تفرقه و پریشانی باطن است تصفیه شود و اندیشه ای جز طلب حق در سایه ی توحید فكر نداشته باشند و چیزی جز تعلق به حق در باطن آنان نماند و همه ی خواسته هایشان جز یك خواسته و آن هم بندگی حق نباشد و از همه ی امور پست و بی ارزش دور بمانند و با خسّت و دنائت و برنامه های پوك و پوچ شركت نورزند و چنان كه در حدیث آمده : « إنّ الله یحبّ مَعالِی الأمورَ وَأشرافَها وَیُبغِضُ سَفسافَها ; خدا امور باارزش و شریف را دوست دارد و نسبت به امور پست و بی ارزش دشمن است » .
كوشیدند تا به امور باارزش آراسته شوند و از امور پست پاك بمانند تا مورد محبت خدا قرار گیرند و از خشم و غضبش در امان بمانند .
اینان چون با آراسته شدن به كرامت ها و پیراسته ماندن از دنائت ها به عزیزترین و شریف ترین حقیقت كه حضرت حق است اتصال پیدا كردند و قلبشان به حضرت ربّ العزه تعلق گرفت از توجه و التفات به امور خسیسه و پست خودداری نمودند(399) .
و مثل اعلای بندگی و عبادت و انسانیت و آدمیت شدند و برای هم نوعان خود اسوه و سرمشق حسنه گشتند .