زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

كرامتی شگفت از سالكی كم نظیر

مرحوم آیت الله العظمی حاج سید احمد خوانساری مرجعی بزرگ و عالمی ژرف اندیش بود ، وی در وادی سیر و سلوك و عرفان گام های بلندی برداشته بود ، آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری فرزند بزرگوار مؤسس حوزه ی علمیه ی قم این داستان را كه خود از زبان مرحوم آیت الله خوانساری شنیده بود نقل فرمود كه :
من پدر سالخورده ای داشتم ، در زمانی كه سفرها با مركب های حیوانی انجام می گرفت او را برای زیارت حضرت رضا (علیه السلام) به مشهد می بردم ، رسم كاروان این بود كه در منزل آخر استحمام می كرد و برای ورود به مشهد آماده می شد ، من در استحمام به پدرم كمك دادم و لباس های او را هم خود شستم ، هنگام شب چون بسیار خسته بودم با همان خستگی به خواب سنگینی فرو رفتم ، كاروان بدون توجه به من همان وقت شب حركت كرد و پدر سالخورده ام را نیز با خود برد ، نزدیك طلوع آفتاب از خواب بیدار شدم ، چیزی به قضا شدن نماز نمانده بود ، به سرعت تیمم كردم و نماز خواندم ، پس از نماز همه ی وجودم را در تنهایی
﴿صفحه 289﴾
بیابان ترس گرفت ، فكر پدرم كه اكنون با كاروان رفته و چه كسی از او مواظبت می كند و چه كسی در پیاده و سوار شدن و وضو گرفتن به او یاری می دهد مرا آزار می داد .
در این فكر بودم كه به ذهنم آمد آقا و مولای خود حضرت حجة بن الحسن را بخوانم . بلافاصله گفتم : یا اباصالح المهدی ادركنی . تا این استغاثه را نمودم ، ناگهان در برابر دیدگانم سرور مهربانم را دیدم كه فرمود : این راه را در پیش بگیر و برو . عظمت او به من مهلت نداد تا با جنابش سخن بگویم ، همان راهی را كه فرموده بودند طی كردم ، چند دقیقه ای بیشتر نرفته بودم كه منظره ای بهت انگیز پیدا شد ، قهوه خانه ای با باغی زیبا و درختانی شاداب و حوض آب و فواره ای روح انگیز ، پیاده شده و زیر درختان نشستم ، برایم چایی آوردند ، طعمش با چایی های دیگر تفاوت داشت ، دو سه لیوان چایی خوردم كه ناگهان متوجه شدم پول ندارم . به كسی كه چایی آورده بود گفتم : آقا من پول ندارم . گفت : كسی از تو پول نمی خواهد ، این چایی برای تو خلق شده است !!
وقتی خستگی ام برطرف شد از جای برخاستم و به راه افتادم ، چند دقیقه ای بیش راه نرفته بودم كه دیدم به قافله رسیدم . قافله ای كه از اول شب تا صبح راه رفته و اكنون قصد دارند اطراق كنند ، سراغ پدر رفتم دیدم منتظر است پیاده اش كنم . از من پرسید كجا بودی ؟ گفتم : عقب ماندم ، خوابم برد ، سپس او را پیاده كرده و مشغول خدمت او شدم .
آری ، امام زمان (علیه السلام) می تواند با یك اشاره آن قهوه خانه را با آن امكانات خلق كند و با یك اشاره مرحوم آیت الله خوانساری را طیّ الارض دهد و با یك چشم به هم زدن وی را به قافله برساند .

قال علی (علیه السلام) : أحسَنُ الأخلاقِ ما حَمَلَكَ عَلَی المَكارِم
غرر الحكم : 254 ، حدیث 5350

بخش سیزدهم: اخلاق كلید خیر دنیا و آخرت

كلید خیر دنیا و آخرت

آیین مقدّس اسلام و فرهنگ حیات بخش حق كه در قرآن مجید و سنت نبوی و روایات امامان معصوم جلوه كرده و ضامن سعادت دنیا و آخرت انسان است چنان كه از آیات قرآن مجید و روایات استفاده می شود از سه عنصر معنوی تركیب شده است : ایمان و عمل و اخلاق .
ایمان را می توان از راه تحصیل معارف اسلامی و مطالعه ی در حقایق هستی و گوش سپردن به عالمان ربّانی و متخصصان علوم اهل بیت به دست آورد .
عمل هم كه عبارت از ادای واجبات و ترك محرمات است می توان با شناخت واجبات و محرمات از طریق رساله های عملیه و كتاب های پرقیمت فقیهان و دانشمندان به مرحله ی ظهور آورد .
حسنات اخلاقی و مكارم نفسی را كه مواردش در قرآن و روایات به طور كامل بیان شده است را می توان با شناخت آنها و تمرین اجرای آن تحصیل كرد .
این سه حقیقت یعنی ایمان و عمل و اخلاق هم چون كلید سه دندانه ای است كه اگر در دست انسان باشد می تواند ، چه در دنیا و چه در آخرت ، همه ی درهای خیر و بویژه درهای رحمت الهی را به روی خود باز كند و از فیوضات و بركات الهی بهره مند شود و نهایتاً به مقام قرب حق و لقای محبوب برسد و در دنیا در خیمه ی حیات طیبه قرار گیرد و در آخرت برای ابد در بهشت عنبر سرشت جای گیرد .
﴿صفحه 294﴾