زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

همه ی موجودات در خدمت انسان

قرآن همه ی موجودات مادی را چه آسمانی و چه زمینی برای انسان ، و انسان را برای خدا می داند ، قرآن در زمینه ی امور مادی كه در خدمت انسان قرار دارند می فرماید :
( أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَا فِی السَّماوَاتِ وَمَا فِی الاَْرْضِ )(389) .
آیا شما انسان ها به حقیقت مشاهده نكردید كه خدا آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است مسخر و رام شما قرار داد ؟
و در زمینه ی امر معنوی می فرماید :
( وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِی )(390) .
و تو را برای خود انتخاب كردم .
این كه انسان برای خدا انتخاب شده ، مرتبه و درجه ی بسیار بالایی است و از همه ی درجات و مراتبی كه برای انسان مقرر است بالاتر است . راستی چه شگفت آور است كه همه ی موجودات آسمان و زمین برای انسان و انسان برای خداست و این انسان است كه باید این درجات بالقوه را به خصوص این درجه ی اخیر را به مرحله ی فعلیت برساند و تا آنجا پیش رود كه در محضر معنوی حق بار یابد و به قول اهل دل انسان كامل گردد .
اگر انسان مركب وجود خود را ـ كه به تعبیر اهل حال بُراق انسانیت برای
﴿صفحه 286﴾
رسیدن به معراج معنوی است و آن مركب و براق عبارت از جسم و متعلقات آن از قبیل شكم و شهوت است ـ با قواعد الهی و ریاضات شرعی كنترل كند ، ترقی به آن مرتبه ی والا برای او حاصل می شود ; یعنی به آنجا می رسد كه جز خدا نداند و جز خدا نبیند و در حدّ وسع وجودش و قدرت های معنوی اش كارهای شگفت انگیز از او سر می زند !
بی تردید انسان در وادی سیر و سلوك و حركت به سوی معراج انسانیت ، براق لازم دارد و این جسم مادی براق اوست ; و این جسم هنگامی می تواند براق قابل توجهی برای حركت روح به سوی معراج معنوی باشد كه تحت كنترل امور شرعیه درآید .
نكته ی بسیار مهم در این زمینه این است كه : اگر سالك به درستی و راستی سلوك كند و از پیچ و خم های وادی طلب بر اساس موازین شرعی گذر كند شك نیست كه بُراقش كه در ابتدای كار صبغه ی جسمانی دارد به تدریج صبغه ی روح به خود می گیرد و كارهای خارق العاده از او سر می زند ; یعنی همان كارهایی كه از روح برمی آید جسم نیز انجام می دهد مثلا طی الارض ، طی اللسان و طی الخلق پیدا می كند .
همه ی ما از نظر روحی و در عالم ذهن و باطن طی الارض و طی اللسان و طی الخلق داریم ; یعنی می توانیم در حالی كه جسممان در محلی قرار دارد روحمان در یك چشم به هم زدن در مكه و یا دورترین نقاط عالم باشد و یا می توانیم در ذهن خود باغی با درختان بسیار عالی و مناظر دلنواز و دارای همه گونه امكانات خلق كنیم .
بی تردید هر كسی می تواند از نظر ذهنی و روحی این كارها را انجام دهد و این سفرهای دور و دراز را در عالم باطنش تحقق دهد و این امور را بیافریند و اگر با ریاضت های مشروع و انجام عبادت ها و اخلاص جسمش رنگِ روح به خود
﴿صفحه 287﴾
گیرد ، یقیناً طی الارض و طی الخلق و طی اللسان جسمانی پیدا می كند . برای اطمینان یافتن شما به این حقیقت حقّه لازم است چند نمونه از كردار سالكان به حق رسیده نقل شود .

طی اللسان عارف وارسته شیخ نخودكی

نخودك نام قریه ای است نزدیك مشهد مقدس . عالم بزرگ و عارف وارسته حاج شیخ حسن علی نخودكی در این قریه اقامت داشت ، وی هر شب به حرم مطهر حضرت امام رضا (علیه السلام) مشرف می شده و دوباره به روستای نخودك برمی گشته است . او در این رفت و برگشت كه نزدیك به هشت فرسنگ می شده ، یك ختم قرآن می خوانده است ! یعنی پانزده جزء آن را هنگام رفتن و پانزده جزء دیگر را هنگام بازگشت قرائت می كرده است . اما چگونه و به چه كیفیت ؟ مگر ممكن است انسان در چنین مسیری با پای پیاده آن هم هر شب یك ختم قرآن بخواند ؟ آری ، او این قدرت را داشته است چون به مقام طی اللسانی رسیده بود واین همان مقامی است كه برای حبیب بن مظاهر هم حاصل شده بود ، آن انسان كم نظیر و عارف مخلص كه حضرت حسین (علیه السلام) كنار بدن قطعه قطعه اش خطاب به دشمن گفت : كسی را به شهادت رساندید كه هر شب یك ختم قرآن می نمود !

پدید آمدن چشمه ی آب با دم عیسویِ عارفی وارسته

حضرت آیت الله العظمی حاج سید عبدالهادی شیرازی كه از مراجع بزرگ شیعه و عارفی وارسته و سالكی ریاضت كشیده بود ، كرامتی عجیب دارد كه مرحوم آیت الله حاج شیخ غلامرضا یزدی معروف به فقیه خراسانی نقل كرده است . او می گوید : با گروهی از علما در معیت آیت الله شیرازی از نجف به سوی كربلا می رفتیم ، در میان راه به شدّت تشنه شدیم به صورتی كه راه رفتن برایمان
﴿صفحه 288﴾
بسیار مشكل شد .
آن مرد الهی و دارنده ی دم عیسوی فرمود : بیایید پشت این تپه تا به شما آب بدهم . همه ی ما به پشت تپه رفتیم و دیدیم چشمه ی آبی فوران می كند ، همه آب خوردیم و تجدید وضو كردیم و لُنگ ها و چپیه های خود را خیس كرده به روی سر انداختیم و پس از رفع خستگی به راه افتادیم ، ولی من ناگهان متوجه شدم كه در مسیر نجف به كربلا آب نبوده ، لذا به پشت تپه برگشتم و دیدم چشمه ی آبی وجود ندارد . شیخ می گوید : لنگ خیس روی سر من بود ولی از چشمه ی آب خبری نبود !! این است معنای طی الخلق .