زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

اهل معنی و قرآن

اهل معنی قرآن را به عنوان كتاب زندگی ، كتاب فرمان ها و احكام حق ، كتاب دانش و بصیرت ، كتاب عرفان و حقیقت ، كتاب حق و واقعیت ، كتاب ذكر و حكمت و كتاب صدق و هدایت می نگرند .
قرآن را پیشوای زندگی ، دریای نور ، چراغ راهنما ، شفای دردها ، شفیع قیامت می دانند .
اهل معنی به این حقیقت یقین دارند كه نزول قرآن مجید برای راهنمایی انسان به سوی حقایق غیب و شهود است ، به این خاطر آنی از قرآن و هدایتش غفلت نمیورزند و صبح و شام همه ی حركات خود را با قرآن هماهنگ می كنند .
آنان بر این آیه ی شریفه تكیه دارند و از نور این آیه در همه ی شؤون زندگی و حیات بهره می گیرند :
( إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتی هِیَ أَقْوَمُ وَیُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبِیراً )(377) .
﴿صفحه 277﴾
بی تردید این قرآن به استوارترین راه هدایت می كند و مؤمنینی را كه همواره عمل شایسته انجام می دهند بشارت می دهد كه برای آنان پاداش بزرگی است .
اهل معنی به این آیه ی كریمه توجه قلبی و عملی دارند كه در آن چهار ویژگی به نفع انسان بیان می كند :
( یَا أیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُم مَوْعِظَةٌ مِن رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِی الصُّدُورِ وَهُدیً وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ )(378) .
ای مردم از سوی پروردگارتان برای شما كتابی سراسر پند و موعظه و درمان دردهایی كه در سینه هاست آمد و این كتاب برای مؤمنان هدایت و رحمت است .
اهل معنی پیوسته از پندها و موعظه های قرآن بهره می گیرند . دردهای معنوی و بیماری های اخلاقی و روحی خود را با عمل به آیات قرآن درمان می كنند و از هدایتش نصیب می برند و خود را به وسیله ی قرآن مجید به رحمت بی نهایت حق متصل می كنند .
اهل معنی نسبت به همه ی آیات قرآن كه به وسیله ی خدا و پیامبر و امامان برای هدایت مردمان قرائت شده است سراپا گوشند تا بشنوند و عمل كنند و سراپا هوشند تا حقایقش را بفهمند و سراپا سكوتند و هرگز از پیش خود قانونی و حكمی در برابر قرآن نمی آورند تا با این عمل و فهم و سكوت به رحمت خدا برسند .
( وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ )(379) .
و هنگامی كه قرآن قرائت شود به آن ( برای عمل كردن ) گوش فرا دهید
﴿صفحه 278﴾
و نسبت به آن سكوت ورزید ( و با آوردن حكم و قانونی در برابرش زبان درازی نكنید ) تا مورد رحمت قرار گیرید .
اهل معنی می دانند كه ایستادگی در برابر قرآن و آوردن قانونی و حكمی بر ضد آن نتیجه ای جز هلاكت و بدبختی ندارد و زبان بازان كه از پیش خود بر خلاف قرآن قانون و حكم می سازند و مردم را از ساحت كتاب حق دور می كنند به عذاب ابد و آتش همیشگی دچار می شوند .

داستانی از زیان شكستن سكوت

دو لك لك و یك لاك پشت در صحرایی سبز و خرم و در كنار درختانی پربار و چشمه ای از آب خوشگوار و رودی سرشار از مایه ی حیات ، روزگار به خوشی می گذراندند .
دو لك لك با فرا رسیدن فصل خزان و هجوم باد پاییزی به محلی دیگر كه دارای هوای مطبوعی بود و در آنجا آذوقه و غذا به وفور وجود داشت ، سفر می كردند و در اواسط بهار و سرسبزی صحرا به جایگاه اصلی باز می گشتند .
لاك پشت از غیبت چند ماهه ی دو یار دیرین خود غم و غصه داشت و علاقه مند بود همراه آن دو دوست مهربانش ییلاق و قشلاق كند .
نزدیك فصل خزان از دو لك لك درخواست كرد كه او را همراه خود به منطقه ای كه از خزان و سرمای زمستان در امان است ببرند .
به او گفتند : با این كیفیتی كه تو حركت می كنی همراهی با ما برایت میسر نیست ; زیرا ما این سفر را در مدتی كوتاه و طی چند روز به پایان می بریم و برای تو این قدرت نیست كه مسیر سفر را حتی در طول چند ماه طی كنی ، اگر علاقه داری با ما در این سفر همراه شوی باید در برابر نقشه ای كه ما برای بردن تو داریم تسلیم محض باشی و هرگز در طول سفر دهان برای سخن گفتن باز نكنی
﴿صفحه 279﴾
و سكوت حكیمانه و عاقلانه را نشكنی ; زیرا شكستن سكوتت با هلاكتت مساوی خواهد بود .
لاك پشت به دو یار مهربانش قول داد در طول سفر از سكوت دست برندارد و زبان به سخن گفتن باز نكند و از فضولی در برابر نقشه ی آنان بپرهیزد .
دو لك لك چوبی كوتاه و مناسب آوردند و به لاك پشت گفتند تو وسط این چوب را با دهانت محكم بگیر و ما هم دو سر چوب را با پای خود محكم می گیریم و سپس به پرواز می آییم و تو را به این صورت بدون كندی و معطّلی به قشلاق می بریم .
دو لك لك ، لاك پشت را با خود برداشتند و با پروازی تیز به سوی محل مورد نظر به حركت درآمدند . در راه از بالای قریه ای در حال عبور بودند كه اهل قریه با دیدن این منظره شگفت زده شدند و گفتند این چه داستانی است ؟ دو لك لك لاك پشتی را اسیر خود كرده و با مقید كردنش به چوبی خشك او را با خود به سفر می برند ! لاك پشت از سخن اهل قریه دلگیر شد ، خواست پاسخ آنان را بدهد ، مجبور به باز كردن دهان شد ، باز كردن دهان همان و از اوج هوا به زمین افتادن همان و به هلاكت رسیدن همان !!
آری ، سزای زبان درازان و قانون پردازان در برابر قرآن كه می خواهد انسان را به اوج معنویت و رشد و كمال پرواز دهد و دنیا و آخرتی آباد برای او بسازد جز سرنگونی و نگونساری و هلاكت چیزی نیست ، به همین خاطر قرآن مجید می گوید : در برابر من فقط گوش باشید ، برای به هوش بودن و عمل كردن ، و سكوت باشید برای نجات یافتن ، تا مورد رحمت خدا قرار گیرید و به سعادت دنیا و آخرت برسید .

اهل معنی و ولایت و امامت

اهل معنی از طریق قرآن به این حقیقت آگاهند كه دین بدون امام معصوم
﴿صفحه 280﴾
و رهبری و ولایت او كامل نیست و نعمت حق بیوجود او بر بندگان تمام نخواهد بود و اسلام بی امام معصوم مورد رضای خدا نمی باشد .
( الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَكُمُ الاِْسْلاَمَ دِیناً )(380) .
امروز دین شما را برایتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را برای شما ] به عنوان [ آیین برگزیدم .
این آیه بر اساس اغلب تفاسیر اهل سنت و همه ی تفاسیر شیعه در روز هجدهم ذوالحجه كه پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) به فرمان خدا علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به رهبری و ولایت و زمامداری امت نصب كرد نازل شد ، و به این خاطر خدای مهربان بیان داشت كه امروز كه علی بن ابی طالب به ولایت و رهبری و اداره ی امور امت منصوب شد دین شما را برایتان كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را با وجود علی برای شما به عنوان دین رضایت دادم .
اگر مردم پس از درگذشت پیامبر (صلی الله علیه وآله) ، ولایت و رهبری امیرالمؤمنین (علیه السلام) را می پذیرفتند و زیر بار غیر متخصص نمی رفتند به تدریج ملت های جهان به اسلام می گراییدند وسفره ی دانش و معرفت و عدل و عدالت و درستی و امانت و همبستگی و وحدت در پهنه ی زمین پهن می شد و انسان تا قیامت از تفرقه و فتنه و آشوب و پلیدی و بی دینی و فساد و شر و گناه و معصیت در امان می ماند .
حضرت باقر (علیه السلام) می فرماید : فریضه های الهی كه یكی پس از دیگری به تدریج نازل شد ، ولایت و رهبری آخرین فریضه ای بود كه اعلام شد و پس از
﴿صفحه 281﴾
آن ، آیه ی اكمال دین و اتمام نعمت نازل گشت(381) .
آری ، خدا فرایض را با ولایت امام معصوم كامل كرد ; زیرا پیامبر اسلام آنچه را خدا از دانش و معرفت و علم و بصیرت نزد او به ودیعت نهاده بود به آگاهی و اطلاع علی (علیه السلام) رساند و پس از علی (علیه السلام) در یازده فرزندش كه به فرمان حق اوصیا و جانشینان پیامبر بودند قرار گرفت و به همین خاطر اهل بیت (علیهم السلام) پس از قرآن به عنوان ثقل دیگر دین معرفی شدند و از سوی پیامبر اعلام شد كه اگر امت به این دو ثقل تمسك جویند هرگز چهره ی سیاه و زشت گمراهی را نخواهند دید .
حضرت باقر (علیه السلام) درباره ی اهمیت و عظمت ولایت و رهبری معصوم می فرماید :
بُنِیَ الإسلامُ عَلَی خَمس : عَلَی الصَّلاةِ وَالزَّكاةِ وَالصَّومِ وَالحَجِّ وَالوِلایَةِ ، وَلَم یُنادَ بِشیء كَما نُودِیَ بِالوَلایَةِ(382) .
اسلام بر پنج حقیقت بنا شده : بر نماز و زكات و روزه و حج و رهبری و ولایت ، و مردم را به چیزی هم چون ولایت ندا نداده اند .
اهل معنی پس از پیامبر و قرآن حقایق و معارف و احكام و سنن و حلال و حرام و رموز و اشارات و لطایف و معانی را از طریق دارنده ی ولایت و رهبری دریافت می كنند و احدی را به جای آن قبول ندارند و به دستور قرآن از صاحبان ولایت حقه به عنوان اولوالامر اطاعت و پیروی می نمایند .
از حضرت صادق (علیه السلام) در رابطه با معنای شجره ی طیّبه كه در آیه ی بیست و ششم سوره ی ابراهیم ذكر شده است(383) پرسیدند . حضرت پاسخ داد :
﴿صفحه 282﴾
رسول خدا ریشه ی درخت و امیرالمؤمنین تنه ی آن و امامان از نسل پیامبر و علی شاخه های آن و دانش و معرفت امامان میوه ی آن و شیعیانِ مؤمنشان برگ های آن هستند . . .(384) .