فهرست کتاب


زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

اهل معنی و نبوت

دل باختگان به حق ، بصیران عاشق ، عارفان صادق با توجه به حقایق اصیل و دلایل قویم و براهین جلی به این واقعیت آگاه شدند كه معلمان واقعی و راهنمایان حقیقی و دل سوزان شفیق و مصلحان رفیق و آنان كه خیر دنیا و آخرتشان را تضمین می كنند و خوشبختی و سعادت امروز و فردایشان را تأمین می نمایند ، پیامبران الهی هستند .
اهل معنی وجودشان را به این شجره ی طیّبه و درخت ملكوتیّه پیوند زدند
﴿صفحه 274﴾
و سراپا تسلیم آن بزرگواران شدند و در همه ی شؤون زندگی به آن انوار الهی اقتدا كردند .
آنان به این حقیقت قرآنی با عمق باطن توجه نمودند كه امید مثبت بستن به خدا و طمع در آخرتِ آباد ورزیدن و غرق شدن در یاد خدا ، فقط و فقط در سایه ی اقتدا به نبوت و رسالت و اسوه و سرمشق قرار دادن پیامبر حاصل می شود :
( لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَن كَانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَالْیَوْمَ الاْخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِیراً )(375) .
یقیناً برای شما در همه ی شؤون رسول خدا سرمشق نیكویی است ، سرمشق نیكو برای كسی كه پیوسته به خدا و روز قیامت امید می بندد و بسیار یاد خدا می كند .
اهل معنی نوحوار به اجرای مسؤولیت ها و تكالیف خود ادامه می دهند و در این راه از هیچ حادثه ای نمی هراسند و سستی و خستگی به خود راه نمی دهند .
اهل معنی ابراهیموار با بت و بت پرست و طاغوت و طاغوت پرست مبارزه می كنند و از آتش كینه و دشمنی دشمنان و آزار و اذیت آنان هراسی به دل نمی گیرند .
اهل معنی موسیوار با فرعون درون و برون و با فرعونیان پست و زبون و با قارون ها و هامان های زمانه مبارزه می كنند و تا هلاك شدن ستمگران از پای نمی نشینند .
اهل معنی عیسیوار به نجات مردم از شرّ یهودیان مادی گر و تحریف گران از خدا بی خبر و ثروتمندان غرق شده در شهوت و دنیا پرستان ستمگر برمی خیزند
﴿صفحه 275﴾
و به احیای قلب و جان مردگان اقدام می كنند و كوردلان غافل را چشم بصیرت می بخشند ، و بیماران فكری و روانی را شفا می دهند .
اهل معنی احمدوار قدم به بتخانه ی درون و برون می گذارند و با دست عقل ، علی صفت بت ها را می شكنند و از خانه ی دل ها بیرون می ریزند و قلب را تبدیل به عرش رحمان و حرم محبوب می كنند و ابوجهل ها و ابولهب های درونی و برونی را از سر راه زندگی بندگان خدا برمی دارند .
اهل معنی ایوبوار در راه خدا صبر و استقامت میورزند و برای حل مشكلات در آب خنك رحمت و اراده ی خدا فرو می روند و از این راه به بهره های فراوان مادی و معنوی دست می یابند و خود را با بندگی خالص به اوج رضای دوست می رسانند .
اهل معنی یوسفوار بر آزار برادران استقامت میورزند و در تاریكی چاه دنیا از طریق بندگی و راز و نیاز به خدا متوسل می شوند و در كاخ شهوت و ثروت با زلیخای نفس مبارزه می كنند و در زندان دنیا به خاطر خدا پایداری و صبر می نمایند و خود را از نردبان تقوا و استقامت به عزیزی مصر وجود می رسانند .
اهل معنی خضروار به دنبال چشمه ی معرفت و عرفانند ، تا با نوشیدن از آن مایه ی حیات به حیات جاودان رسند و به كشف اسرار نایل آیند و مردمان را از ظلمت تن رهایی بخشند و آنان را به این معنی آگاهی دهند كه علم و معرفت و عرفان و بصیرت سرمایه ی جاودانی و دست مایه ی خیر دنیا و آخرت و كیمیای طلا كننده ی مس وجود و روزنه ی ورود به حقایق غیب و شهود است .
آن را كه فضل و دانش و تقوا مسلم است *** هرجا قدم نهد قدمش خیر مقدم است
كس را به مال نیست بر اهل كمال فخر *** علم است آن كه مفخر اولاد آدم است
در پیشگاه علم مقامی عظیم نیست *** كز هر مقام و مرتبه ای علم اعظم است
﴿صفحه 276﴾
جاهل اگر چه جست تقدّم مؤخّر است *** عالم اگر چه زاد مؤخّر مقدّم است
عالم به نور علم و یقین كاشف الغطاست *** كانوار علم كاشف اسرار مبهم است
ای طالب فضیلت و ای سالك طریق *** ای آن كه آرزوی بهشتت فراهم است
غافل مشو كه صحبت ارباب معرفت *** آب حیات و چشمه ی صافی زمزم است
دامن بكش ز صحبت نادان كه فی المثل *** جهل آتش است و صحبت جاهل جهنّم است
در معرض سوانح و در عرصه ی زمان *** عالم كسی كه واقف از اوضاع عالم است(376)

اهل معنی و قرآن

اهل معنی قرآن را به عنوان كتاب زندگی ، كتاب فرمان ها و احكام حق ، كتاب دانش و بصیرت ، كتاب عرفان و حقیقت ، كتاب حق و واقعیت ، كتاب ذكر و حكمت و كتاب صدق و هدایت می نگرند .
قرآن را پیشوای زندگی ، دریای نور ، چراغ راهنما ، شفای دردها ، شفیع قیامت می دانند .
اهل معنی به این حقیقت یقین دارند كه نزول قرآن مجید برای راهنمایی انسان به سوی حقایق غیب و شهود است ، به این خاطر آنی از قرآن و هدایتش غفلت نمیورزند و صبح و شام همه ی حركات خود را با قرآن هماهنگ می كنند .
آنان بر این آیه ی شریفه تكیه دارند و از نور این آیه در همه ی شؤون زندگی و حیات بهره می گیرند :
( إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتی هِیَ أَقْوَمُ وَیُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبِیراً )(377) .
﴿صفحه 277﴾
بی تردید این قرآن به استوارترین راه هدایت می كند و مؤمنینی را كه همواره عمل شایسته انجام می دهند بشارت می دهد كه برای آنان پاداش بزرگی است .
اهل معنی به این آیه ی كریمه توجه قلبی و عملی دارند كه در آن چهار ویژگی به نفع انسان بیان می كند :
( یَا أیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُم مَوْعِظَةٌ مِن رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِی الصُّدُورِ وَهُدیً وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ )(378) .
ای مردم از سوی پروردگارتان برای شما كتابی سراسر پند و موعظه و درمان دردهایی كه در سینه هاست آمد و این كتاب برای مؤمنان هدایت و رحمت است .
اهل معنی پیوسته از پندها و موعظه های قرآن بهره می گیرند . دردهای معنوی و بیماری های اخلاقی و روحی خود را با عمل به آیات قرآن درمان می كنند و از هدایتش نصیب می برند و خود را به وسیله ی قرآن مجید به رحمت بی نهایت حق متصل می كنند .
اهل معنی نسبت به همه ی آیات قرآن كه به وسیله ی خدا و پیامبر و امامان برای هدایت مردمان قرائت شده است سراپا گوشند تا بشنوند و عمل كنند و سراپا هوشند تا حقایقش را بفهمند و سراپا سكوتند و هرگز از پیش خود قانونی و حكمی در برابر قرآن نمی آورند تا با این عمل و فهم و سكوت به رحمت خدا برسند .
( وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ )(379) .
و هنگامی كه قرآن قرائت شود به آن ( برای عمل كردن ) گوش فرا دهید
﴿صفحه 278﴾
و نسبت به آن سكوت ورزید ( و با آوردن حكم و قانونی در برابرش زبان درازی نكنید ) تا مورد رحمت قرار گیرید .
اهل معنی می دانند كه ایستادگی در برابر قرآن و آوردن قانونی و حكمی بر ضد آن نتیجه ای جز هلاكت و بدبختی ندارد و زبان بازان كه از پیش خود بر خلاف قرآن قانون و حكم می سازند و مردم را از ساحت كتاب حق دور می كنند به عذاب ابد و آتش همیشگی دچار می شوند .

داستانی از زیان شكستن سكوت

دو لك لك و یك لاك پشت در صحرایی سبز و خرم و در كنار درختانی پربار و چشمه ای از آب خوشگوار و رودی سرشار از مایه ی حیات ، روزگار به خوشی می گذراندند .
دو لك لك با فرا رسیدن فصل خزان و هجوم باد پاییزی به محلی دیگر كه دارای هوای مطبوعی بود و در آنجا آذوقه و غذا به وفور وجود داشت ، سفر می كردند و در اواسط بهار و سرسبزی صحرا به جایگاه اصلی باز می گشتند .
لاك پشت از غیبت چند ماهه ی دو یار دیرین خود غم و غصه داشت و علاقه مند بود همراه آن دو دوست مهربانش ییلاق و قشلاق كند .
نزدیك فصل خزان از دو لك لك درخواست كرد كه او را همراه خود به منطقه ای كه از خزان و سرمای زمستان در امان است ببرند .
به او گفتند : با این كیفیتی كه تو حركت می كنی همراهی با ما برایت میسر نیست ; زیرا ما این سفر را در مدتی كوتاه و طی چند روز به پایان می بریم و برای تو این قدرت نیست كه مسیر سفر را حتی در طول چند ماه طی كنی ، اگر علاقه داری با ما در این سفر همراه شوی باید در برابر نقشه ای كه ما برای بردن تو داریم تسلیم محض باشی و هرگز در طول سفر دهان برای سخن گفتن باز نكنی
﴿صفحه 279﴾
و سكوت حكیمانه و عاقلانه را نشكنی ; زیرا شكستن سكوتت با هلاكتت مساوی خواهد بود .
لاك پشت به دو یار مهربانش قول داد در طول سفر از سكوت دست برندارد و زبان به سخن گفتن باز نكند و از فضولی در برابر نقشه ی آنان بپرهیزد .
دو لك لك چوبی كوتاه و مناسب آوردند و به لاك پشت گفتند تو وسط این چوب را با دهانت محكم بگیر و ما هم دو سر چوب را با پای خود محكم می گیریم و سپس به پرواز می آییم و تو را به این صورت بدون كندی و معطّلی به قشلاق می بریم .
دو لك لك ، لاك پشت را با خود برداشتند و با پروازی تیز به سوی محل مورد نظر به حركت درآمدند . در راه از بالای قریه ای در حال عبور بودند كه اهل قریه با دیدن این منظره شگفت زده شدند و گفتند این چه داستانی است ؟ دو لك لك لاك پشتی را اسیر خود كرده و با مقید كردنش به چوبی خشك او را با خود به سفر می برند ! لاك پشت از سخن اهل قریه دلگیر شد ، خواست پاسخ آنان را بدهد ، مجبور به باز كردن دهان شد ، باز كردن دهان همان و از اوج هوا به زمین افتادن همان و به هلاكت رسیدن همان !!
آری ، سزای زبان درازان و قانون پردازان در برابر قرآن كه می خواهد انسان را به اوج معنویت و رشد و كمال پرواز دهد و دنیا و آخرتی آباد برای او بسازد جز سرنگونی و نگونساری و هلاكت چیزی نیست ، به همین خاطر قرآن مجید می گوید : در برابر من فقط گوش باشید ، برای به هوش بودن و عمل كردن ، و سكوت باشید برای نجات یافتن ، تا مورد رحمت خدا قرار گیرید و به سعادت دنیا و آخرت برسید .