زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

بخش دوازدهم: آراستگی اهل معنی كسب حسنات

اهل معنی آن پاك دلانی هستند كه بر اثر تحصیل بصیرت ، دنیا را تجارتخانه ای برای كسب حسنات و فضایل می دانند و آن را كشتزاری برای به دست آوردن محصولات آخرت و جهان ابدی به حساب می آورند .
آنان دنیا را و هرچه در آن است با چشم دل مهمانخانه ی حضرت حق می بینند و خود را مهمانی كه باید با مصرف كردن نعمت های حضرت محبوب در كار بندگی خالصانه برای خدا و خدمت به مردم قرار گیرند . و توجه دارند كه جز از راه معرفت دینی و عمل به آیات الهی و آراسته شدن به حسناتی كه به آنان جمال معنوی و زیبایی باطنی می بخشد رسیدن به مقام عبادت و خدمت میسّر نیست .
آنان علاوه بر تأمین معاش مادی از راه كسب حلال بر اساس گفتار رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) كه فرمود :
الكاسِبُ حَبیبُ الله .
كسب كننده برای روزی حلال دوست و حبیب خداست .
به كسب حسنات و فضایل و امور معنوی و روحی و تأمین نیازهای باطنی و ساختن زندگی پاك و آخرت آباد اقدام می كنند و در این مسیر باارزش از هیچ كوششی دریغ نمیورزند . آنان بخشی از اوقات خود را به شناخت قرآن
﴿صفحه 272﴾
و روایات و فهم تكالیف و مسؤولیت ها اختصاص می دهند و می كوشند كه تمام حركات و اعمال و حالات خود را با آیات كتاب حق و روایات اهل بیت عصمت هماهنگ كنند .
این فقیر به برخی از آیات و روایاتی كه همیشه اهل معنی دنبال آن بودند تا خود را با آن آیات و روایات تطبیق دهند اشاره می كنم ، باشد كه همه ی ما از آن آراستگان به حقایق درس بگیریم و وجود مباركشان را در همه ی امور زندگی سرمشق خود قرار دهیم .

اهل معنی و توحید

اهل معنی با به كارگیری خرد و عقل ، حق را در همه ی شؤون پذیرفتند و از تكبر در برابر آن اجتناب ورزیدند و به دنبال این آیه ی كریمه با همه ی وجود تسلیم توحید شدند و از هر بت و طاغوتی دوری جستند و به رحمانیت و رحیمیت حضرت معبود متصل شدند :
( وَإِلهُكُمْ إِلهٌ وَاحِدٌ لاَ إِلهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ )(373) .
و معبود شما معبود یكتاست ، هیچ معبودی جز او نیست ، رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگی است .
اهل معنی در همه ی حالات و در همه ی شؤون و در همه ی شرایط و در حادثه های شیرین و تلخ ، شرك نمیورزند و از اتصال به وحدانیت حق یك چشم به هم زدن غفلت نمیورزند و هر معبود باطلی را از خیمه ی حیات خود نفی می كنند و در ظاهر و باطن با هر معبود باطلی در جنگ و ستیزند .
آنان مطلع الفجر توحید ذات و توحید افعال و توحید صفاتند ، و سراپا آیینه ی
﴿صفحه 273﴾
تمام نمای اسما و صفات حضرت محبوبند .
آنان قدمشان قدم عبادت ، و حركتشان در جهت خدمت به خلق ، و زبانشان زبان هدایت ، و گوششان گوش شنیدن حقایق و معارف ، و نیت و فكرشان خدا و آخرت ، و عملشان عمل صالح است ; و این همه را از بركت توحید و اتصال به حق و كرنش و فروتنی در برابر معبود یكتا دارند .
آنان به زبان حال و قال به محضر حضرت حبیب عرضه می دارند :
تن خاك راه دوست كنم حسبی الحبیب *** جان نیز در رهش فكنم حسبی الحبیب
چون عشق در سرای وجودم نزول كرد *** از خویشتن طمع بكنم حسبی الحبیب
دل سوخت چون در آتش سودای عشق او *** جان هم در آتشش فكنم حسبی الحبیب
چون ناصر من اوست چو منصور می روم *** خود را به دار عشق زنم حسبی الحبیب
حلاج عشق چون بزند پنبه ی تنم *** بر دست و بازوی كه تنم حسبی الحبیب
مهرش چو ذره ذره كند پیكر مرا *** من در هواش رقص كنم حسبی الحبیب
دل بر كنم چو فیض ز بود و نبود خویش *** بر هرچه رای اوست تنم حسبی الحبیب(374)

اهل معنی و نبوت

دل باختگان به حق ، بصیران عاشق ، عارفان صادق با توجه به حقایق اصیل و دلایل قویم و براهین جلی به این واقعیت آگاه شدند كه معلمان واقعی و راهنمایان حقیقی و دل سوزان شفیق و مصلحان رفیق و آنان كه خیر دنیا و آخرتشان را تضمین می كنند و خوشبختی و سعادت امروز و فردایشان را تأمین می نمایند ، پیامبران الهی هستند .
اهل معنی وجودشان را به این شجره ی طیّبه و درخت ملكوتیّه پیوند زدند
﴿صفحه 274﴾
و سراپا تسلیم آن بزرگواران شدند و در همه ی شؤون زندگی به آن انوار الهی اقتدا كردند .
آنان به این حقیقت قرآنی با عمق باطن توجه نمودند كه امید مثبت بستن به خدا و طمع در آخرتِ آباد ورزیدن و غرق شدن در یاد خدا ، فقط و فقط در سایه ی اقتدا به نبوت و رسالت و اسوه و سرمشق قرار دادن پیامبر حاصل می شود :
( لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَن كَانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَالْیَوْمَ الاْخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِیراً )(375) .
یقیناً برای شما در همه ی شؤون رسول خدا سرمشق نیكویی است ، سرمشق نیكو برای كسی كه پیوسته به خدا و روز قیامت امید می بندد و بسیار یاد خدا می كند .
اهل معنی نوحوار به اجرای مسؤولیت ها و تكالیف خود ادامه می دهند و در این راه از هیچ حادثه ای نمی هراسند و سستی و خستگی به خود راه نمی دهند .
اهل معنی ابراهیموار با بت و بت پرست و طاغوت و طاغوت پرست مبارزه می كنند و از آتش كینه و دشمنی دشمنان و آزار و اذیت آنان هراسی به دل نمی گیرند .
اهل معنی موسیوار با فرعون درون و برون و با فرعونیان پست و زبون و با قارون ها و هامان های زمانه مبارزه می كنند و تا هلاك شدن ستمگران از پای نمی نشینند .
اهل معنی عیسیوار به نجات مردم از شرّ یهودیان مادی گر و تحریف گران از خدا بی خبر و ثروتمندان غرق شده در شهوت و دنیا پرستان ستمگر برمی خیزند
﴿صفحه 275﴾
و به احیای قلب و جان مردگان اقدام می كنند و كوردلان غافل را چشم بصیرت می بخشند ، و بیماران فكری و روانی را شفا می دهند .
اهل معنی احمدوار قدم به بتخانه ی درون و برون می گذارند و با دست عقل ، علی صفت بت ها را می شكنند و از خانه ی دل ها بیرون می ریزند و قلب را تبدیل به عرش رحمان و حرم محبوب می كنند و ابوجهل ها و ابولهب های درونی و برونی را از سر راه زندگی بندگان خدا برمی دارند .
اهل معنی ایوبوار در راه خدا صبر و استقامت میورزند و برای حل مشكلات در آب خنك رحمت و اراده ی خدا فرو می روند و از این راه به بهره های فراوان مادی و معنوی دست می یابند و خود را با بندگی خالص به اوج رضای دوست می رسانند .
اهل معنی یوسفوار بر آزار برادران استقامت میورزند و در تاریكی چاه دنیا از طریق بندگی و راز و نیاز به خدا متوسل می شوند و در كاخ شهوت و ثروت با زلیخای نفس مبارزه می كنند و در زندان دنیا به خاطر خدا پایداری و صبر می نمایند و خود را از نردبان تقوا و استقامت به عزیزی مصر وجود می رسانند .
اهل معنی خضروار به دنبال چشمه ی معرفت و عرفانند ، تا با نوشیدن از آن مایه ی حیات به حیات جاودان رسند و به كشف اسرار نایل آیند و مردمان را از ظلمت تن رهایی بخشند و آنان را به این معنی آگاهی دهند كه علم و معرفت و عرفان و بصیرت سرمایه ی جاودانی و دست مایه ی خیر دنیا و آخرت و كیمیای طلا كننده ی مس وجود و روزنه ی ورود به حقایق غیب و شهود است .
آن را كه فضل و دانش و تقوا مسلم است *** هرجا قدم نهد قدمش خیر مقدم است
كس را به مال نیست بر اهل كمال فخر *** علم است آن كه مفخر اولاد آدم است
در پیشگاه علم مقامی عظیم نیست *** كز هر مقام و مرتبه ای علم اعظم است
﴿صفحه 276﴾
جاهل اگر چه جست تقدّم مؤخّر است *** عالم اگر چه زاد مؤخّر مقدّم است
عالم به نور علم و یقین كاشف الغطاست *** كانوار علم كاشف اسرار مبهم است
ای طالب فضیلت و ای سالك طریق *** ای آن كه آرزوی بهشتت فراهم است
غافل مشو كه صحبت ارباب معرفت *** آب حیات و چشمه ی صافی زمزم است
دامن بكش ز صحبت نادان كه فی المثل *** جهل آتش است و صحبت جاهل جهنّم است
در معرض سوانح و در عرصه ی زمان *** عالم كسی كه واقف از اوضاع عالم است(376)