زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

پند و عبرت در غزل سعد كافی

بیدار شو دلا كه جهان پر مزور است *** بر نخل روزگار نه برگ است و نه بر است
﴿صفحه 268﴾
جام بلاست آن كه تو می گویی اش دلی است *** دیگ هواست آنكه تومی خوانی اش سراست
سیم حرام اگر چه سپید است هم چو شیر *** چندین مخور تو نیز كه نی شیر مادر است
طاووس را بدیدم می كند پرّ خویش *** گفتم مكن كه پر تو با زیب و زیور است
بگریست زار زار و بگفتا كه ای حكیم *** آگه نه ای كه دشمن جان من این پر است
ای خواجه پر و بال تو می دان كه زرّ توست *** زیرا كه شخص پاك تو طاووس دیگر است
پرهیز كن ز صحبت نا اهل هان و هان *** ار چند روزی تازه و بارز چو عبهر است
دانی چرا خروشد ابریشم رباب *** از بهر آن كه دایم هم كاسه ی خر است
زنهار سعد كافی بر خلق دل مبند *** دل در خدای بند كه خلاق اكبر است(372)

قال علی (علیه السلام) : الناسُ أبناءُ ما یُحسِنونَ
هدایة العلم : 127

بخش دوازدهم: آراستگی اهل معنی كسب حسنات

اهل معنی آن پاك دلانی هستند كه بر اثر تحصیل بصیرت ، دنیا را تجارتخانه ای برای كسب حسنات و فضایل می دانند و آن را كشتزاری برای به دست آوردن محصولات آخرت و جهان ابدی به حساب می آورند .
آنان دنیا را و هرچه در آن است با چشم دل مهمانخانه ی حضرت حق می بینند و خود را مهمانی كه باید با مصرف كردن نعمت های حضرت محبوب در كار بندگی خالصانه برای خدا و خدمت به مردم قرار گیرند . و توجه دارند كه جز از راه معرفت دینی و عمل به آیات الهی و آراسته شدن به حسناتی كه به آنان جمال معنوی و زیبایی باطنی می بخشد رسیدن به مقام عبادت و خدمت میسّر نیست .
آنان علاوه بر تأمین معاش مادی از راه كسب حلال بر اساس گفتار رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) كه فرمود :
الكاسِبُ حَبیبُ الله .
كسب كننده برای روزی حلال دوست و حبیب خداست .
به كسب حسنات و فضایل و امور معنوی و روحی و تأمین نیازهای باطنی و ساختن زندگی پاك و آخرت آباد اقدام می كنند و در این مسیر باارزش از هیچ كوششی دریغ نمیورزند . آنان بخشی از اوقات خود را به شناخت قرآن
﴿صفحه 272﴾
و روایات و فهم تكالیف و مسؤولیت ها اختصاص می دهند و می كوشند كه تمام حركات و اعمال و حالات خود را با آیات كتاب حق و روایات اهل بیت عصمت هماهنگ كنند .
این فقیر به برخی از آیات و روایاتی كه همیشه اهل معنی دنبال آن بودند تا خود را با آن آیات و روایات تطبیق دهند اشاره می كنم ، باشد كه همه ی ما از آن آراستگان به حقایق درس بگیریم و وجود مباركشان را در همه ی امور زندگی سرمشق خود قرار دهیم .

اهل معنی و توحید

اهل معنی با به كارگیری خرد و عقل ، حق را در همه ی شؤون پذیرفتند و از تكبر در برابر آن اجتناب ورزیدند و به دنبال این آیه ی كریمه با همه ی وجود تسلیم توحید شدند و از هر بت و طاغوتی دوری جستند و به رحمانیت و رحیمیت حضرت معبود متصل شدند :
( وَإِلهُكُمْ إِلهٌ وَاحِدٌ لاَ إِلهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ )(373) .
و معبود شما معبود یكتاست ، هیچ معبودی جز او نیست ، رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگی است .
اهل معنی در همه ی حالات و در همه ی شؤون و در همه ی شرایط و در حادثه های شیرین و تلخ ، شرك نمیورزند و از اتصال به وحدانیت حق یك چشم به هم زدن غفلت نمیورزند و هر معبود باطلی را از خیمه ی حیات خود نفی می كنند و در ظاهر و باطن با هر معبود باطلی در جنگ و ستیزند .
آنان مطلع الفجر توحید ذات و توحید افعال و توحید صفاتند ، و سراپا آیینه ی
﴿صفحه 273﴾
تمام نمای اسما و صفات حضرت محبوبند .
آنان قدمشان قدم عبادت ، و حركتشان در جهت خدمت به خلق ، و زبانشان زبان هدایت ، و گوششان گوش شنیدن حقایق و معارف ، و نیت و فكرشان خدا و آخرت ، و عملشان عمل صالح است ; و این همه را از بركت توحید و اتصال به حق و كرنش و فروتنی در برابر معبود یكتا دارند .
آنان به زبان حال و قال به محضر حضرت حبیب عرضه می دارند :
تن خاك راه دوست كنم حسبی الحبیب *** جان نیز در رهش فكنم حسبی الحبیب
چون عشق در سرای وجودم نزول كرد *** از خویشتن طمع بكنم حسبی الحبیب
دل سوخت چون در آتش سودای عشق او *** جان هم در آتشش فكنم حسبی الحبیب
چون ناصر من اوست چو منصور می روم *** خود را به دار عشق زنم حسبی الحبیب
حلاج عشق چون بزند پنبه ی تنم *** بر دست و بازوی كه تنم حسبی الحبیب
مهرش چو ذره ذره كند پیكر مرا *** من در هواش رقص كنم حسبی الحبیب
دل بر كنم چو فیض ز بود و نبود خویش *** بر هرچه رای اوست تنم حسبی الحبیب(374)