فهرست کتاب


زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

خاموشی و اندیشه

اولیای الهی به خاطر شرور و فتنه های زبان صمت و سكوت را در مواردی كه لازم می دانستند برابر با فرمان های حق شعار خود قرار می دادند و از بیجا گفتن و بیهوده بافتن و كلام باطل و هر سخنی كه مورد پسند حق نبود خودداری می كردند و دنیای خلوت سكوت و خاموشی را برای تفكر و اندیشه در حقایق غنیمت می شمردند و برای یافتن واقعیات معنوی و الهامات غیبی به حركت فكری می پرداختند . چنان كه پیامبر بزرگ اسلام از حضرت حق روایت می كند كه به من سفارش فرمود :
أن یكونَ صَمتی فِكراً(343) .
﴿صفحه 256﴾
خاموشی و سكوتم اندیشه باشد .
انسان در عرصه گاه سكوت و خاموشی هنگامی كه به اندیشه می پردازد و عقل خداداده را به كار می گیرد ، اموری علمی و هنری و اجتماعی و مادی و معنوی به نظرش می رسد كه برای او و دیگران در صورتی كه عملی شود بسیار مفید و سودمند خواهد بود .
راستی شگفت آور است كه آیین مقدّس اسلام نمی خواهد و نمی پسندد حتی سكوت و خاموشی انسان بیهوده و باطل بگذرد ، بلكه می خواهد دنیای سكوت انسان هم با همراهی فكر و اندیشه به نتایج پربار و امور پرمحصول برسد .
روایات باب سكوت و خاموشی ، سكوتی را می گویند كه همراه با اندیشه و فكر باشد وگرنه سكوت بدون اندیشه كاری لغو و بیهوده است و اسلام انسان را از كار بیهوده نهی می كند .
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید :
عَلیكَ بِطولِ الصَمتِ فَإنّه مَطرَدَةٌ لِلشیطانِ وَعونٌ لَكَ عَلی أمرِ دِینِك(344) .
بر تو باد به طول سكوت و خاموشی زیرا سكوت موضع دور كننده ی شیطان و كمكی برای تو نسبت به كار دین تو است .
و نیز می فرماید :
ثَلاثٌ مُنجِیاتٌ : تَكُفُّ لِسانَكَ وَتَبكِی عَلَی خَطِیئَتِكَ وَتلزَمْ بَیتك(345) .
سه چیز نجات بخش است : این كه زبانت را از گناهان زبان نگاه داری و بر معاصی و خطاهایت گریه كنی و در صورتی كه بیرون رفتنت از خانه موجب شر است به خانه بنشینی .
﴿صفحه 257﴾
و در روایتی فرمود :
إذا رَأیتُمُ المُؤمِنَ صَمُوتاً فَادنُوا مِنهُ ; فَإنَّهُ یُلْقِی الحِكمَةَ(346) .
هنگامی كه مؤمن را بسیار ساكت و خاموش دیدید به او نزدیك شوید ; زیرا حكمت القا می كند .
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در روایاتی می فرماید :
اُصمُت دهرَك یجلّ أمرَك(347) .
همه ی روزگارت را ساكت و خاموش باش تا زندگی و كارت عظیم و بزرگ شود .
الصَمتُ رَوضَةُ الفِكر(348) .
سكوت و خاموشی باغستان اندیشه است .
اَلزِم الصَمتَ فأدنی نَفعَه السلامَة(349) .
ملازم سكوت باش كه كمترین سودش سلامت است .
طوبَی لِمَن صَمت إلاّ مِن ذِكرِ الله(350) .
خوشا به حال كسی كه سكوت پیشه كند مگر از ذكر خدا .
عَلیكَ بِلزومِ الصَمتِ ; فَإنّه یُلْزِمُك السَّلامةُ وَیؤمِنُك النّدامَة(351) .
بر تو باد به ملازمت سكوت و خاموشی ، زیرا تو را به عرصه ی سلامت
﴿صفحه 258﴾
می كشاند و از پشیمانی امانت می دهد .
لاَ خَیرَ فِی السّكوتِ عَن الحقّ كما أنّه لاَ خیرَ فِی القَولِ بِالجَهلِ(352) .
خیری در سكوت از گفتار حق نیست ، چنان كه خیری در گفتار باطل نیست .
لاَ عِبادَةَ كالصَّمت(353) .
هیچ عبادتی مانند سكوت و خاموشی نیست .
امام هشتم (علیه السلام) فرمود :
مِن عَلاَمَاتِ الفِقهِ : الحِلْمُ والعِلْمُ وَالصَّمتُ . إنَّ الصَّمْتَ بابٌ مِن أبوابِ الحِكمَةِ ، وَإنّ الصَّمتَ یَكْسِبُ المَحَبَّةَ ، إنَّه دَلِیلٌ عَلَی كُلِّ خَیر(354) .
از نشانه های فهم بردباری و دانش و سكوت است . همانا سكوت دری از درهای حكمت است و بی تردید سكوت برای انسان كسب محبت می كند ، یقیناً سكوت راهنمای به سوی همه ی خیرهاست .
هشدار كه هر ذره حساب است در اینجا *** دیوان حساب است و كتاب است در اینجا
حشرست و نشورست و صراط است وقیامت *** میزان و ثواب است و عقاب است در اینجا
آن را كه حساب عملش لحظه به لحظه است *** با دوست خطاب است و عتاب است در اینجا
آن را كه گشودست ز دل چشم بصیرت *** بیند چه حساب و چه كتاب است در اینجا
آن را كه قیامت خوش و نزدیك نماید *** از گرمی تعجیل دل آب است در اینجا(355)

﴿صفحه 259﴾
8 ـ گفتار ذكر گونه
پس از خاموشی به جا و سكوت عاقلانه ، نوبت به سخن گفتن در جایی كه باید سخن گفت می رسد .
رسول اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) در روایت مورد بحث كه هفت قسمتش در صفحات گذشته توضیح داده شد می فرماید : از جمله سفارشات حضرت ربّ العزه به من این بود كه گفتارم ذكر باشد .
شاید منظور از ذكر در این سفارش ملكوتی سخن گفتن به صورتی باشد كه گمراهی را هدایت كند ، یا حكمت و علم و دانشی به مردم بیاموزد ، یا فراهم آوردن زمینه ای برای رساندن صاحب حقی به حقش باشد ، یا گواهی و شهادتی كه قاضی را برای اجرای عدالت كمك كند ، یا غم و اندوهی را از دلی پاك نماید .
اگر انسان سخنی گوید كه گمراهی هدایت یابد ، مصداق این روایت بسیار بسیار مهم كه خطاب پیامبر به علی (علیه السلام) است می شود :
وَایْمُ اللهِ لأَن یَهدِیَ اللهُ عَلَی یَدَیكَ رَجُلا خیرٌ لَكَ مِمَّا طَلَعَت عَلَیهِ الشَّمسُ وَ غَرَبَتْ(356) .
سوگند به خدا اگر خدا مردی را به دست تو هدایت كند برای تو از آنچه خورشید بر آن طلوع كند و غروب می نماید بهتر است .
اگر انسان سخنی بگوید كه آن در سخن علم و دانش و حكمت به مردم بیاموزد مصداق این حدیث رسول خدا می شود كه فرمود :
مردی را روز قیامت به محشر می آورند كه برای او حسناتی چون ابرهای
﴿صفحه 260﴾
انباشته یا كوه های برافراشته است ، می گوید : پروردگارا ! این همه حسنات از كجا برای من فراهم شده در حالی كه من آنها را انجام نداده ام ؟ خدا می فرماید : این دانش تو است كه آن را به مردم آموختی و آنان پس از تو به آن عمل كردند !(357)
اگر انسان با سخن و كلام خود به مؤمنی كمك دهد تا حاجتش روا شود و به حقش برسد مصداق این روایت بسیار مهم می گردد :
مَن قَضَی لِمؤمن حاجَةً قَضَی اللهُ لَهُ حَوائِجَ كَثیرةً أدناهُنَّ الجَنَّةَ(358) .
كسی كه حاجت مؤمنی را به جا آورد و گره از كار او بگشاید ، خداوند حاجت های بسیار او را روا می كند كه كمترین آن ورود به بهشت است .
اگر انسان با كلام خود در دادگاهی شهادت به حق دهد تا قاضی دادگاه عادلانه حكمی صادر كند ، مصداق این روایت رسول خدا می شود :
مَن شَهِدَ شَهادَةَ حَقُّ لِیُحْیِیَ بِها حَقُّ امْرِئ مُسلم أَتَی یَومَ القِیامَةِ وَلِوَجْهِهِ نورٌ مَدَّ البَصَرِ یَعْرِفُهُ الخَلایِقَ بِاسْمِهِ وَنَسَبِهِ(359) .
كسی كه به حق گواهی دهد تا با گواهی اش حق انسان مسلمانی زنده شود روز قیامت می آید در حالی كه برای چهره اش نوری است كه دیده را به خود جلب می كند .
اگر انسان با سخن خود غم و اندوهی را از دلی بزداید ، مصداق این روایت
﴿صفحه 261﴾
امام صادق (علیه السلام) می گردد :
مِن أَحَبِّ الأعمالِ إلَی اللهِ عزَّ وَجَلَّ إدخالُ السُّرورِ عَلَی المُؤمِنِ ، إشبَاعُ جَوْعَتِهِ أو تَنْفِیسُ كُربَتِهِ أو قَضاءُ دَیْنِهِ(360) .
از محبوب ترین اعمال نزد خدای عزّ و جلّ وارد كردن خوشحالی و شادمانی بر مؤمن است : با سیر كردن گرسنگی اش یا برطرف كردن غم و اندوهش یا پرداخت قرض و وامش .

9 ـ نظر به عبرت

از سفارشاتی كه خدای مهربان به پیامبرش داشت این بود كه نظرش را به آنچه نظر می كند نظر عبرت و پند گرفتن قرار دهد .
نظر ، از جهت لغت به معنای با دقت و تأمّل نگریستن به دنیا و حوادث و احوال امت های گذشته برای پندگیری و عبرت گرفتن است .
مثلا انسان هنگامی كه به خانه ی مخروبه ای می گذرد باید با نظر عبرت به آن بنگرد و دقت كند كه گویا آن خانه ی مخروبه پرده ی گذشته اش را نشان می دهد كه معمار و بنا و كارگری كه مرا ساختند و فروشندگانی كه مصالح مرا تأمین نمودند و مالكانی كه مرا خرید و فروش كردند و عروس و دامادی كه در من حجله آراستند و مهمانانی كه با ذوق و شوق در اتاق هایم بر سر سفره نشستند همه و همه پس از مدتی كوتاه با داشتن هزاران آرزو سر به تیره ی تراب نهادند و بدنهایشان پوسید و خوراك مار و مور شد و من برای عبرت دیگران به صورت مخروبه به جا مانده ام . تو مواظب باش كه به عناصر مادی مغرور نشوی و از رعایت حلال و حرام و حقوق مردم باز نمانی كه به همین نزدیكی روابط
﴿صفحه 262﴾
و علایقت با همه ی امور مادی و خانه و زندگی قطع می شود و به سرای دیگر برای حساب پس دادن انتقال می یابی . و این مقدار امور مادی از دست رفتنی ارزش ندارد كه تو از جان و بدن و بویژه دین و ایمانت برای به دست آوردن آن مایه بگذاری !
قرآن مجید می فرماید :
( قُل سِیرُوا فِی الاَْرْضِ ثُمَّ انظُرُوا كَیْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِینَ )(361) .
بگو در زمین گردش كنید ، سپس با تأمّل و دقت بنگرید كه سرانجام تكذیب كنندگان حقایق چگونه بود ؟!
( قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الاَْعْمَی وَالْبَصِیرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ )(362) .
بگو آن كه كور دل است و حقایق و حوادث را با دیده ی دل نمی نگرد با كسی كه بصیر و روشن بین است یكسانند ، آیا اندیشه نمی كنید ؟
( لَقَدْ كَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لاُِولِی الاَْلْبَابِ . . . )(363) .
یقیناً در داستانهای ایشان ( كه قرن هاست گذشته اند ) برای صاحبان خرد پند و عبرت است .
( قُلْ سِیرُوا فِی الاَْرْضِ فَانظُرُوا كَیْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُـجْرِمِینَ )(364) .
بگو : در زمین گردش كنید پس با تأمّل و دقت بنگرید كه سرانجام گنهكاران چگونه بود ؟!
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در روایاتی می فرماید :
﴿صفحه 263﴾
إذَا أحبّ اللهُ عَبداً وَعَظَه بِالعِبَر(365) .
هنگامی كه خدا بنده ای را دوست بدارد او را با عبرت ها موعظه می كند .
فِی كُلِّ نَظرَة عِبرة(366) .
در هر تماشای بادقت و تأملی عبرتی است .
إنّ ذِهاب الذاهِبین لَعِبرةٌ لِلقومِ المُتَخَلِّفین(367) .
در رفتن رفتگان عبرتی است برای گروه بازماندگان .
مَا أكثَرَ العِبَرَ وَأقَلَّ الإعتِبارَ(368) .
عبرت ها چه زیاد و فراوان است و عبرت گیرنده چه كم و اندك است .
از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است :
كَانَ أكثَرَ عِبادَةِ أبی ذرٍّ رَحِمهُ اللهُ عَلیه التَفَكُّرُ والإعتِبارُ(369) .
بیشتر عبادت ابوذر ( رحمه الله علیه ) دو خصلت بود : اندیشه و عبرت آموزی .
امام صادق (علیه السلام) در روایتی پندآموز فرموده است :
به آنچه از دنیا گذشته عبرت گیرید ، آیا دنیا برای كسی بقا و دوام داشته است ؟ یا كسی از بلندقدر و فرومایه و توانگر و تهیدست و دوست و دشمن باقی می ماند ؟ همچنین آنچه از دنیا نیامده با آنچه گذشته از آب به آب شبیه تر است . پیامبر فرمود : مرگ به عنوان پند دهنده و عقل از جهت
﴿صفحه 264﴾
راهنمایی و تقوا از نظر زاد و توشه و عبادت و بندگی به عنوان شغل و خدا از جهت مونس بودن و قرآن از نظر روشنگری برای شما كافی است(370) .

عبرت ها در رباعیات بابا طاهر

به گورستان گذر كردم كم و بیش *** بدیدم حال دولتمند و درویش
نه درویشی به گوری بی كفن ماند *** نه دولتمند برد از یك كفن بیش
* * *
به قبرستان گذر كردم صباحی *** شنیدم ناله و افغان آهی
شنیدم كله ای با خاك می گفت *** كه این دنیا نمی ارزد به كاهی
* * *
اگر شیری اگر ببری اگر گور *** سرانجامت بود جا در ته گور
تنت در خاك باشد سفره گستر *** به گردش موش ومار وعقرب ومور
* * *
اگر زرّین كلاهی عاقبت هیچ *** اگر خود پادشاهی عاقبت هیچ
اگر ملك سلیمانت ببخشند *** در آخر خاك راهی عاقبت هیچ
* * *
مو از « قالو بلی » تشویش دیرم *** گنه از برگ و باران بیش دیرم
﴿صفحه 265﴾
اگر لا تقنطوا دستم نگیرد *** مو از یا ویلنا اندیش دیرم
* * *
مو از جور بتان دل ریش دیرم *** ز لاله داغ بر دل بیش دیرم
چو فردا نامه خوانان نامه خوانند *** من شرمنده سر در پیش دیرم
* * *
صدای چاوشان مردن آیو *** به گوش آوازه ی جان كندن آیو
رفیقان می روند نوبت به نوبت *** وای آن ساعت كه نوبت وا من آیو
* * *
درخت غم به جانم كرده ریشه *** به درگاه خدا نالم همیشه
رفیقان قدر یكدیگر بدانید *** اجل سنگ است و آدم مثل شیشه
* * *
دلا غافل ز سبحانی چه حاصل *** مطیع نفس و شیطانی چه حاصل
بود قدر تو افزون از ملایك *** تو قدر خود نمی دانی چه حاصل
* * *
دلا اصلا نترسی از ره دور *** دلا اصلا نترسی از ته گور
دلا اصلا نمی ترسی كه روزی *** شوی بنگاه مار و لانه ی مور
* * *
﴿صفحه 266﴾