زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

7 ـ زبان و گفتار و خاموشی

زبان از بزرگ ترین نعمت های حضرت حق به انسان است .
زبان عضوی است كه اظهار خواسته های درون انسان و بیان نیازمندی های او را به عهده دارد .
زبان عضوی است كه رشته های مختلف علوم را از مغز و قلب انسان به دیگران انتقال می دهد .
زبان عضوی است كه با سخنان لطیف و محبت آمیزش غم و غصه را از دل ها می زداید .
زبان عضوی است كه گمراه را هدایت می كند و سرنگون شده در چاه ضلالت را نجات می دهد و دوزخی را به سوی بهشت راهنمایی می نماید .
زبان عضوی است كه می تواند با تشویقش انسان های به ضعف نشسته را توانایی بخشد و هنرهای آنان را آشكار كند و روح خلاقیّت را در وجودشان فعّال نماید و از بیكاری عاطل و باطل مانده ، متحرّكی پویا و سرزنده ای دانا بسازد .
﴿صفحه 252﴾
زبان اگر در مدار تربیت حق و هدایت خدای مهربان و تعلیمات پیامبران و امامان و اولیای الهی قرار گیرد ، تبدیل به كارگاهی بزرگ برای تولید خیر و نیكی می شود و از این طریق سودی سرشار و منفعتی فراوان به صاحبش و به دیگران می رساند .
زبان را باید در جایی كه خدا به آن اجازه ی سخن گفتن داده است آزاد گذاشت تا منافع دریا گونه اش را به سوی محتاجان امور معنوی و مادی سرازیر كند . و نیز باید در جایی كه به آن اجازه ی گفتار نداده اند به سكوت و خاموشی نشیند تا زیان گفتار باطل و بی جایش به كسی نرسد .
از گفتار زبان در موردی كه گفتن شایسته ی اوست تعبیر به قول حق ، قول عدل ، و قول میسور و قول بلیغ و قول حسن و قول احسن شده و در موردی كه باید از گفتار خودداری ورزد و خاموشی پیشه سازد تعبیر به صمت شده است .
صالحان و شایستگان كه هدایت حضرت حق چون خورشید از افق وجودشان طلوع دارد آنجا كه باید بگویند می گویند ، گرچه گفتارشان برای آنان عامل رنج و زحمت شود و جانشان را در معرض خطر قرار دهد ; و در موردی كه باید خاموشی و سكوت پیشه سازند به خاموشی و سكوت می نشینند ، گرچه بسیاری از منافع ظاهری را از دست بدهند .
صالحان با زبانشان به تجارتی برمی خیزند كه سودش ابدی و هرگز كسادی و زیان در آن راه ندارد .
روایات اهل بیت (علیهم السلام) در رابطه با زبان و منافع و سودش اشاراتی بس لطیف و باارزش دارند كه دانستنش بر همگان لازم است .
از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت شده است :
﴿صفحه 253﴾
الجَمالُ فِی اللِّسان(328) .
زیبایی در زبان است .
جَمالُ الرَّجُلِ فَصاحَةُ لِسَانِهِ(329) .
زیبایی مرد در گویایی و روشن گویی زبان اوست .
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در روایاتی می فرماید :
صورَةُ المَرءَةِ فِی وَجهِها وَصورَةُ الرَّجُلِ فِی مَنطِقِ(330) .
شكل و شمایل زن در چهره ی او و شكل و شمایل مرد در گفتار اوست .
الإنسانُ لُبُّه لِسانُه وَعقلُه دِینُه(331) .
مغز انسان زبان او و دینش پای بند اوست .
كَلامُ الرَّجُلِ مِیزانُ عَقلِهِ(332) .
سخن مرد ترازوی سنجش عقل اوست .

خطرات زبان

و نیز روایات اهل بیت (علیهم السلام) در رابطه با زبان و زیان ها و خطرات غیرقابل جبرانش مطالبی بسیار مفید و سودمند بیان كرده اند .
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در روایاتی می فرماید :
فِتنةُ اللِّسانِ أشَدُّ مِن ضَرْبِ السَّیْفِ(333) .
﴿صفحه 254﴾
فتنه ی زبان شدیدتر از ضربت شمشیر است .
بَلاءُ الإنسانِ مِنَ اللِّسانِ(334) .
بلای انسان از زبان است .
یَا عَلِیُّ ! مَن خَافَ النّاسُ لِسانَهُ فَهُو مِن أهلِ النّارِ(335) .
یا علی ! كسی كه مردم از زبانش بترسند اهل آتش است .
طُوبَی لِمَن أنفَقَ فَضَلاتَ مَالِه وَأمسَكَ فَضَلاتَ لِسانِهِ(336) .
خوشا به حال كسی كه اضافه های مالش را در راه خدا هزینه كند و از اضافه های گفتارش جلوگیری كند .
چون آدم ، فرزندانش و فرزندان فرزندانش زیاد شدند ، پیوسته نزد او سخن می گفتند و او ساكت بود . گفتند : پدر تو را چیست كه سخن نمی گویی . گفت : ای فرزندانم ! خدای بزرگ زمانی كه مرا از جوارش بیرون كرد از من تعهد گرفت و فرمود : گفتارت را كم كن تا به جوار من درآیی .
إن كانَ الشَرُّ فِی شَیء فَفِی اللِّسان(337) .
اگر شرّی در چیزی باشد پس در زبان است .
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در روایاتی می فرماید :
حَدُّ اللِسانِ أمضی مِن حَدِّ السَنان(338) .
تیزی زبان دردناك تر از تیزی نیزه است .
﴿صفحه 255﴾
اللِسانُ سَبُعٌ إن أطلَقْتَه عَقَر(339) .
زبان درنده ای است كه اگر رهایش كنی زخم می زند .
كلُّ إنسان مُؤاخِذٌ بِجِنایَةِ لِسانِهِ وَیَدِهِ(340) .
هر انسان به جنایت زبان و دستش مؤاخذه خواهد شد .
كَمْ مِن إنسان أهلَكه لِسان(341) .
چه بسیار انسانی كه زبان او را هلاك كرد .
صلاحُ الإنسانِ فِی حَبسِ اللِسان(342) .
مصلحت انسان در حبس زبان است .

خاموشی و اندیشه

اولیای الهی به خاطر شرور و فتنه های زبان صمت و سكوت را در مواردی كه لازم می دانستند برابر با فرمان های حق شعار خود قرار می دادند و از بیجا گفتن و بیهوده بافتن و كلام باطل و هر سخنی كه مورد پسند حق نبود خودداری می كردند و دنیای خلوت سكوت و خاموشی را برای تفكر و اندیشه در حقایق غنیمت می شمردند و برای یافتن واقعیات معنوی و الهامات غیبی به حركت فكری می پرداختند . چنان كه پیامبر بزرگ اسلام از حضرت حق روایت می كند كه به من سفارش فرمود :
أن یكونَ صَمتی فِكراً(343) .
﴿صفحه 256﴾
خاموشی و سكوتم اندیشه باشد .
انسان در عرصه گاه سكوت و خاموشی هنگامی كه به اندیشه می پردازد و عقل خداداده را به كار می گیرد ، اموری علمی و هنری و اجتماعی و مادی و معنوی به نظرش می رسد كه برای او و دیگران در صورتی كه عملی شود بسیار مفید و سودمند خواهد بود .
راستی شگفت آور است كه آیین مقدّس اسلام نمی خواهد و نمی پسندد حتی سكوت و خاموشی انسان بیهوده و باطل بگذرد ، بلكه می خواهد دنیای سكوت انسان هم با همراهی فكر و اندیشه به نتایج پربار و امور پرمحصول برسد .
روایات باب سكوت و خاموشی ، سكوتی را می گویند كه همراه با اندیشه و فكر باشد وگرنه سكوت بدون اندیشه كاری لغو و بیهوده است و اسلام انسان را از كار بیهوده نهی می كند .
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید :
عَلیكَ بِطولِ الصَمتِ فَإنّه مَطرَدَةٌ لِلشیطانِ وَعونٌ لَكَ عَلی أمرِ دِینِك(344) .
بر تو باد به طول سكوت و خاموشی زیرا سكوت موضع دور كننده ی شیطان و كمكی برای تو نسبت به كار دین تو است .
و نیز می فرماید :
ثَلاثٌ مُنجِیاتٌ : تَكُفُّ لِسانَكَ وَتَبكِی عَلَی خَطِیئَتِكَ وَتلزَمْ بَیتك(345) .
سه چیز نجات بخش است : این كه زبانت را از گناهان زبان نگاه داری و بر معاصی و خطاهایت گریه كنی و در صورتی كه بیرون رفتنت از خانه موجب شر است به خانه بنشینی .
﴿صفحه 257﴾
و در روایتی فرمود :
إذا رَأیتُمُ المُؤمِنَ صَمُوتاً فَادنُوا مِنهُ ; فَإنَّهُ یُلْقِی الحِكمَةَ(346) .
هنگامی كه مؤمن را بسیار ساكت و خاموش دیدید به او نزدیك شوید ; زیرا حكمت القا می كند .
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در روایاتی می فرماید :
اُصمُت دهرَك یجلّ أمرَك(347) .
همه ی روزگارت را ساكت و خاموش باش تا زندگی و كارت عظیم و بزرگ شود .
الصَمتُ رَوضَةُ الفِكر(348) .
سكوت و خاموشی باغستان اندیشه است .
اَلزِم الصَمتَ فأدنی نَفعَه السلامَة(349) .
ملازم سكوت باش كه كمترین سودش سلامت است .
طوبَی لِمَن صَمت إلاّ مِن ذِكرِ الله(350) .
خوشا به حال كسی كه سكوت پیشه كند مگر از ذكر خدا .
عَلیكَ بِلزومِ الصَمتِ ; فَإنّه یُلْزِمُك السَّلامةُ وَیؤمِنُك النّدامَة(351) .
بر تو باد به ملازمت سكوت و خاموشی ، زیرا تو را به عرصه ی سلامت
﴿صفحه 258﴾
می كشاند و از پشیمانی امانت می دهد .
لاَ خَیرَ فِی السّكوتِ عَن الحقّ كما أنّه لاَ خیرَ فِی القَولِ بِالجَهلِ(352) .
خیری در سكوت از گفتار حق نیست ، چنان كه خیری در گفتار باطل نیست .
لاَ عِبادَةَ كالصَّمت(353) .
هیچ عبادتی مانند سكوت و خاموشی نیست .
امام هشتم (علیه السلام) فرمود :
مِن عَلاَمَاتِ الفِقهِ : الحِلْمُ والعِلْمُ وَالصَّمتُ . إنَّ الصَّمْتَ بابٌ مِن أبوابِ الحِكمَةِ ، وَإنّ الصَّمتَ یَكْسِبُ المَحَبَّةَ ، إنَّه دَلِیلٌ عَلَی كُلِّ خَیر(354) .
از نشانه های فهم بردباری و دانش و سكوت است . همانا سكوت دری از درهای حكمت است و بی تردید سكوت برای انسان كسب محبت می كند ، یقیناً سكوت راهنمای به سوی همه ی خیرهاست .
هشدار كه هر ذره حساب است در اینجا *** دیوان حساب است و كتاب است در اینجا
حشرست و نشورست و صراط است وقیامت *** میزان و ثواب است و عقاب است در اینجا
آن را كه حساب عملش لحظه به لحظه است *** با دوست خطاب است و عتاب است در اینجا
آن را كه گشودست ز دل چشم بصیرت *** بیند چه حساب و چه كتاب است در اینجا
آن را كه قیامت خوش و نزدیك نماید *** از گرمی تعجیل دل آب است در اینجا(355)

﴿صفحه 259﴾
8 ـ گفتار ذكر گونه
پس از خاموشی به جا و سكوت عاقلانه ، نوبت به سخن گفتن در جایی كه باید سخن گفت می رسد .
رسول اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) در روایت مورد بحث كه هفت قسمتش در صفحات گذشته توضیح داده شد می فرماید : از جمله سفارشات حضرت ربّ العزه به من این بود كه گفتارم ذكر باشد .
شاید منظور از ذكر در این سفارش ملكوتی سخن گفتن به صورتی باشد كه گمراهی را هدایت كند ، یا حكمت و علم و دانشی به مردم بیاموزد ، یا فراهم آوردن زمینه ای برای رساندن صاحب حقی به حقش باشد ، یا گواهی و شهادتی كه قاضی را برای اجرای عدالت كمك كند ، یا غم و اندوهی را از دلی پاك نماید .
اگر انسان سخنی گوید كه گمراهی هدایت یابد ، مصداق این روایت بسیار بسیار مهم كه خطاب پیامبر به علی (علیه السلام) است می شود :
وَایْمُ اللهِ لأَن یَهدِیَ اللهُ عَلَی یَدَیكَ رَجُلا خیرٌ لَكَ مِمَّا طَلَعَت عَلَیهِ الشَّمسُ وَ غَرَبَتْ(356) .
سوگند به خدا اگر خدا مردی را به دست تو هدایت كند برای تو از آنچه خورشید بر آن طلوع كند و غروب می نماید بهتر است .
اگر انسان سخنی بگوید كه آن در سخن علم و دانش و حكمت به مردم بیاموزد مصداق این حدیث رسول خدا می شود كه فرمود :
مردی را روز قیامت به محشر می آورند كه برای او حسناتی چون ابرهای
﴿صفحه 260﴾
انباشته یا كوه های برافراشته است ، می گوید : پروردگارا ! این همه حسنات از كجا برای من فراهم شده در حالی كه من آنها را انجام نداده ام ؟ خدا می فرماید : این دانش تو است كه آن را به مردم آموختی و آنان پس از تو به آن عمل كردند !(357)
اگر انسان با سخن و كلام خود به مؤمنی كمك دهد تا حاجتش روا شود و به حقش برسد مصداق این روایت بسیار مهم می گردد :
مَن قَضَی لِمؤمن حاجَةً قَضَی اللهُ لَهُ حَوائِجَ كَثیرةً أدناهُنَّ الجَنَّةَ(358) .
كسی كه حاجت مؤمنی را به جا آورد و گره از كار او بگشاید ، خداوند حاجت های بسیار او را روا می كند كه كمترین آن ورود به بهشت است .
اگر انسان با كلام خود در دادگاهی شهادت به حق دهد تا قاضی دادگاه عادلانه حكمی صادر كند ، مصداق این روایت رسول خدا می شود :
مَن شَهِدَ شَهادَةَ حَقُّ لِیُحْیِیَ بِها حَقُّ امْرِئ مُسلم أَتَی یَومَ القِیامَةِ وَلِوَجْهِهِ نورٌ مَدَّ البَصَرِ یَعْرِفُهُ الخَلایِقَ بِاسْمِهِ وَنَسَبِهِ(359) .
كسی كه به حق گواهی دهد تا با گواهی اش حق انسان مسلمانی زنده شود روز قیامت می آید در حالی كه برای چهره اش نوری است كه دیده را به خود جلب می كند .
اگر انسان با سخن خود غم و اندوهی را از دلی بزداید ، مصداق این روایت
﴿صفحه 261﴾
امام صادق (علیه السلام) می گردد :
مِن أَحَبِّ الأعمالِ إلَی اللهِ عزَّ وَجَلَّ إدخالُ السُّرورِ عَلَی المُؤمِنِ ، إشبَاعُ جَوْعَتِهِ أو تَنْفِیسُ كُربَتِهِ أو قَضاءُ دَیْنِهِ(360) .
از محبوب ترین اعمال نزد خدای عزّ و جلّ وارد كردن خوشحالی و شادمانی بر مؤمن است : با سیر كردن گرسنگی اش یا برطرف كردن غم و اندوهش یا پرداخت قرض و وامش .