فهرست کتاب


زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

اخلاص بی نظیر امام مخلصان

دشمنان خدا و پیامبر و مخالفان حق و حقیقت هنگامی كه از متوقف كردن دعوت رسول اسلام مأیوس شدند ، تصمیم گرفتند از چهل قبیله ی پرقدرت عرب چهل نفر را برای كشتن پیامبر استخدام كنند تا در تاریكی شب دزدانه به خانه ی حضرت هجوم برند و او را از میان بردارند تا قریش برای خونخواهی از آن حضرت نتواند در برابر چهل قبیله مقاومت كند و در نتیجه آن خون پاك و پرقیمت پایمال گردد .
پیامبر اسلام از جانب حضرت حق مأمور به هجرت شد . داستان هجرت و اجتماع كافران را برای كشتنش با علی (علیه السلام) كه در آن زمان بیش از بیست سال از عمر مباركش نگذشته بود در میان گذاشت و از او دعوت كرد كه برای حفظ حالت طبیعی خانه در بسترش بخوابد تا او بتواند از مكه به مدینه برود و دعوتش
﴿صفحه 228﴾
را برای نجات مردم از كفر و شرك و گناه و فساد ادامه دهد .
علی (علیه السلام) جانش را نثار خدا كرد و وجودش را به طاعت خدا فروخت و برای بذل كردن خون مباركش برای رهایی پیامبر از شرّ دشمنان اعلام آمادگی كرد .
او با این نیت در بستر پیامبر آرمید . دشمنان خانه را محاصره كردند و منتظر فرصت ماندند تا ناجوانمردانه به آن بستر هجوم كنند و نیت شوم خود را عملی سازند .
اگر چنین داد و ستدی اتفاق نمی افتاد ، تبلیغ دین ناتمام می ماند و جان پیامبر در معرض خطر قرار می گرفت و برای همیشه چراغ دین خاموش می شد و حسودان نابكار و دشمنان غدّار به اهداف شوم خود دست می یافتند !
دشمنان ، اوّل طلوع سپیده به خانه هجوم بردند . وقتی علی را دیدند كه در برابر آنان مقاومت كرد پراكنده شدند و از كشتن او منصرف شدند ; تدبیرشان نابود شد و خانه ی خیالات باطلشان فرو ریخت و به یأس و ناامیدی دچار گشتند و آرزوهایشان بر باد رفت . پیامبر به سلامت به مدینه رفت و امور دین نظام گرفت و چراغ اسلام ابدی شد و بنای ایمان به استواری رسید و شیطان به بند شكست افتاد و كافران و مشركان خوار شدند و این فضیلت و كرامت ـ كه احدی را در عالم هستی در آن شركت نیست ـ برای امیرالمؤمنین حضرت علی (علیه السلام) ثبت شد و این آیه ی شریفه برای نشان دادن اخلاص آن امام مخلصان نازل گشت(288) :
( وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ
﴿صفحه 229﴾
بِالْعِبَادِ )(289) .
كس دیگر از مردم برای جشن خشنودی خدا جان خویش را فدا كند . خدا بر این بندگان مهربان است .
در این بیع وشرا وخرید وفروش وداد وستد، فروشنده امیرالمؤمنین(علیه السلام)، خریدار خدا ، جنس جان ، و قیمت نه بهشت بلكه رضا و خشنودی خدا بود و شاید معنای ( وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ ) این باشد كه من با آفریدن علی و این كاری كه او در آن شب انجام داد زمینه ی استواری دین و رساندن رحمتم را برای شما فراهم آوردم ! و از طریق وجود علی راه نجات از مهالك و جاده ی رسیدن به سعادت ابد را برای شما آماده ساختم .

اخلاص بنا كننده ی مسجد گوهرشاد

این مسجد در زمان شاهرخ میرزا به وسیله ی زنی باكرامت كنار حرم حضرت امام رضا (علیه السلام) ساخته شد . شبانه روز چند هزار نفر در آن نماز واجب و مستحب می خوانند و صدها نفر از مواعظ و سخنرانی هایی كه عالمان ربّانی ایراد می كنند استفاده می نمایند ، و ده ها نفر كنار كرسی فقه و اصول و تفسیر علمای بزرگ بهره ها می برند و میلیون ها نفر به هنگام ازدحام زائران رو به حرم حضرت رضا در آن مكان شریف زیارت می خوانند و این همه حكایت از اخلاص سازنده ی آن دارد ; زیرا اگر اخلاص او نبود این همه سود معنوی از آن چشمه ی زلال ملكوتی جاری نمی شد .
﴿صفحه 230﴾

جوشش اخلاص از پاكدلی گمنام

عالمی بزرگوار و صاحب نفسی بردبار برایم حكایت كرد : اهل خیری ، كریم بزرگواری مسجدی را در محلّی مورد نیاز بنا كرد و آن را برای اقامه ی نماز و مجالس مذهبی آماده نمود ، ولی از این كه آن را بر اساس علاقه اش به جای گلیم و موكت مفروش به فرش های قابل توجه كند به خاطر كمبود مال بازماند .
خادم مسجد گفت : شبی به منزل یكی از اقوامم كه فاصله ای بسیار دور با مسجد داشت مهمان بودم ، به خاطر گذشتن وقت نتوانستم به مسجد بازگردم ، نزدیك اذان صبح جهت آماده كردن مسجد برای نماز جماعت به مسجد بازگشتم ، دیدم به جای قفل درب زنجیری به آن بسته شده ، به نظرم آمد دزدی به مسجد زده و آنچه را توانسته برده ، وقتی وارد مسجد شدم و چراغ ها را روشن كردم دیدم تمام محوطّه ی نمازخانه با فرش های دست بافت شهر مشهد مفروش شده و چندین جعبه و كارتن كه محتوی انواع ظروف جهت پذیرایی از چند صد نفر است در گوشه ی مسجد قرار دارد و نامه ای به این مضمون روی یكی از جعبه ها نهاده شده : ای خادم ! چند شب بود مسجد را زیر نظر داشتم تا شب گذشته دیدم مسجد را رها كردی و رفتی ، با استمداد از حق تمام شبستان را فرش كردم و این ظروف را برای مصرف در مجالس مذهبی محرم و صفر و افطار ماه رمضان آوردم ; اگر بخواهی مرا بشناسی كه كیستم و از كجایم ، قیامت از محضر حق بپرس ، اگر صلاح بود مرا معرفی می كند ، اگر صلاح نبود معرفی نمی نماید و من این كار را در دنیا فقط برای رضای محبوب انجام دادم و بس !!