زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

معنای اخلاص

هنگامی كه انسان در زندگی اش نسبت به همه ی امور ، خدا را مورد نظر قرار دهد و هر كار پسندیده ای را بدون توجه به مردم و تنها برای طلب خشنودی خدا انجام دهد ، خورشید اخلاص از افق قلبش طلوع می كند و این اخلاص به هر كاری كه انجام می دهد ، ارزشی فوق العاده می بخشد و آن را به نقطه ی قبولی حق می رساند و سبب ورود انسان به حیات طیّبه در دنیا و ورود به بهشت و رضوان الهی در آخرت می گردد .
برای این كه بدانیم آیا اخلاص در دل ما ظهور كرده است یا نه ، باید تعریف و ستایش و مذمت و سرزنش مردم را نسبت به كار مثبت خود ملاك و معیار قرار دهیم ، اگر از تعریف و ستایش مردم خوشحال شویم و از مذمت سرزنش آنان رنجیده خاطر گردیم هنوز به مقام اخلاص دست نیافته ایم ، و اگر ستایش و سرزنش مردم برای ما تفاوتی نداشته باشد و هر ستایش و سرزنشی نسبت به حال ما یكسان باشد به توفیق حق به نقطه ی اخلاص رسیده ایم .
امام صادق (علیه السلام)در این زمینه روایت بسیار جالب و كلامی حكیمانه به این مضمون دارند :
لاَ یصیرُ العَبدُ عَبداً خالِصاً للهِ عَزّ وَجلّ حتّی یَصیرَ المَدحُ وَالذمُّ عِندَه سَواءٌ ; لاَِنّ
﴿صفحه 226﴾
المَمدوحَ عِند اللهِ ( عَزّ وَجلّ ) لاَ یصیرُ مَذموماً بِذمِّهِم وَكَذلِكَ المذمومُ ، فَلاَ تَفرَحْ بِمدحِ أحد ; فَإنّه لاَ یزیدُ فِی منزِلَتِك عِندَ اللهِ ( عَزّ وَجلّ ) وَلاَ یُغنیكَ عَن المَحكومِ لَك وَالمَقدورِ عَلَیك(286) .
هیچ بنده ای به مقام اخلاص ، نسبت به بندگی خدای ( عزّ و جلّ ) نایل نمی شود مگر این كه مدح و ستایش و مذمّت و سرزنش نزد او یكسان گردد ، زیرا انسانی كه نزد خدا مورد ستایش است با مذمت مردم مذموم نمی شود و كسی كه نزد خدا مذموم است با مدح مردم ممدوح نمی گردد ، هرگز به مدح مردم شادمان مشو ، زیرا مقام و منزلتت را نزد خدا نمی افزاید و آن حكم و مقدری را كه درباره ی تو لازم شده از تو برطرف نمی كند .
مخلصین آن چهره های برجسته ای هستند كه با معرفت كامل راه زندگی را طی می كند و با مقید كردن هوا و شهوت به قیود الهی و ملكوتی عمر خود را با عمل كردن به دستورات و فرمان های حق می گذرانند و دیگران را هم با نفس پاك و دم الهی خود به حقایق دعوت می كنند .
از پیام سلیمان به ملكه ی سبا استفاده می شود كه آن حضرت بر اساس اخلاص و مقام نبوت خود ، به ملكه ی سبا اعلام می كند كه هم اكنون برخیز و بیا ، من پیامبرم و كاری جز عمل به فرمان های حق و سر نهادن به پیشگاه ربّ و دعوت به سوی خدا ندارم ، من عامل مقیّد كردن هوا و شهوت به قیود الهیه ام نه شهوت پرست . اگر شهوتی دارم بر آن چیره ام نه این كه اسیر شهوت زیبارویان باشم ، ریشه ی وجودی ام مانند ابراهیم خلیل و دیگر پیامبران بت شكنی است .
اگر روزی گذر ما به بتكده افتد ، نه تنها به بت سجده نمی كنیم بلكه بت در آن معبد پیش پای ما به سجده می افتد .
﴿صفحه 227﴾
آری ، چنین است آن چهره ی برجسته ی اخلاص و عمل ، محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) و آن برده ی هوا و شهوت ، ابوجهل ، هر دو گام به بتخانه گذاشتند ولی تفاوت زیادی است میان آن دو گام !
پیامبر اسلام قدم در بتخانه گذاشت و بت ها همگی در برابرش روی زمین افتادند ، در حالی كه ابوجهل از اعماق جانش برای سجده ی بر بت ها سر به زمین سایید .
این جهان كه نام دیگرش شهوت سراست بتخانه ای است كه آشیانه ی هر دو گروه متضاد پیامبران و كفّار است ، با این تفاوت كه شهوت ، برده ی پاكان اولاد آدم است ، چنان كه آتش طلا را نمی سوزاند تا تبدیل به خاكسترش كند هم چنان شهوت نمی تواند پاكان اولاد آدم را بسوزاند و تباهشان سازد(287) .

اخلاص بی نظیر امام مخلصان

دشمنان خدا و پیامبر و مخالفان حق و حقیقت هنگامی كه از متوقف كردن دعوت رسول اسلام مأیوس شدند ، تصمیم گرفتند از چهل قبیله ی پرقدرت عرب چهل نفر را برای كشتن پیامبر استخدام كنند تا در تاریكی شب دزدانه به خانه ی حضرت هجوم برند و او را از میان بردارند تا قریش برای خونخواهی از آن حضرت نتواند در برابر چهل قبیله مقاومت كند و در نتیجه آن خون پاك و پرقیمت پایمال گردد .
پیامبر اسلام از جانب حضرت حق مأمور به هجرت شد . داستان هجرت و اجتماع كافران را برای كشتنش با علی (علیه السلام) كه در آن زمان بیش از بیست سال از عمر مباركش نگذشته بود در میان گذاشت و از او دعوت كرد كه برای حفظ حالت طبیعی خانه در بسترش بخوابد تا او بتواند از مكه به مدینه برود و دعوتش
﴿صفحه 228﴾
را برای نجات مردم از كفر و شرك و گناه و فساد ادامه دهد .
علی (علیه السلام) جانش را نثار خدا كرد و وجودش را به طاعت خدا فروخت و برای بذل كردن خون مباركش برای رهایی پیامبر از شرّ دشمنان اعلام آمادگی كرد .
او با این نیت در بستر پیامبر آرمید . دشمنان خانه را محاصره كردند و منتظر فرصت ماندند تا ناجوانمردانه به آن بستر هجوم كنند و نیت شوم خود را عملی سازند .
اگر چنین داد و ستدی اتفاق نمی افتاد ، تبلیغ دین ناتمام می ماند و جان پیامبر در معرض خطر قرار می گرفت و برای همیشه چراغ دین خاموش می شد و حسودان نابكار و دشمنان غدّار به اهداف شوم خود دست می یافتند !
دشمنان ، اوّل طلوع سپیده به خانه هجوم بردند . وقتی علی را دیدند كه در برابر آنان مقاومت كرد پراكنده شدند و از كشتن او منصرف شدند ; تدبیرشان نابود شد و خانه ی خیالات باطلشان فرو ریخت و به یأس و ناامیدی دچار گشتند و آرزوهایشان بر باد رفت . پیامبر به سلامت به مدینه رفت و امور دین نظام گرفت و چراغ اسلام ابدی شد و بنای ایمان به استواری رسید و شیطان به بند شكست افتاد و كافران و مشركان خوار شدند و این فضیلت و كرامت ـ كه احدی را در عالم هستی در آن شركت نیست ـ برای امیرالمؤمنین حضرت علی (علیه السلام) ثبت شد و این آیه ی شریفه برای نشان دادن اخلاص آن امام مخلصان نازل گشت(288) :
( وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ
﴿صفحه 229﴾
بِالْعِبَادِ )(289) .
كس دیگر از مردم برای جشن خشنودی خدا جان خویش را فدا كند . خدا بر این بندگان مهربان است .
در این بیع وشرا وخرید وفروش وداد وستد، فروشنده امیرالمؤمنین(علیه السلام)، خریدار خدا ، جنس جان ، و قیمت نه بهشت بلكه رضا و خشنودی خدا بود و شاید معنای ( وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ ) این باشد كه من با آفریدن علی و این كاری كه او در آن شب انجام داد زمینه ی استواری دین و رساندن رحمتم را برای شما فراهم آوردم ! و از طریق وجود علی راه نجات از مهالك و جاده ی رسیدن به سعادت ابد را برای شما آماده ساختم .

اخلاص بنا كننده ی مسجد گوهرشاد

این مسجد در زمان شاهرخ میرزا به وسیله ی زنی باكرامت كنار حرم حضرت امام رضا (علیه السلام) ساخته شد . شبانه روز چند هزار نفر در آن نماز واجب و مستحب می خوانند و صدها نفر از مواعظ و سخنرانی هایی كه عالمان ربّانی ایراد می كنند استفاده می نمایند ، و ده ها نفر كنار كرسی فقه و اصول و تفسیر علمای بزرگ بهره ها می برند و میلیون ها نفر به هنگام ازدحام زائران رو به حرم حضرت رضا در آن مكان شریف زیارت می خوانند و این همه حكایت از اخلاص سازنده ی آن دارد ; زیرا اگر اخلاص او نبود این همه سود معنوی از آن چشمه ی زلال ملكوتی جاری نمی شد .
﴿صفحه 230﴾