فهرست کتاب


زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

1 ـ اخلاص

باارزش ترین و مفیدترین و نجات بخش ترین عمل مؤمن ، عملی است كه با هیچ هدفی جز به دست آوردن خشنودی حق انجام نگیرد و مایه ی آن جز رضای خدا چیزی نباشد و مدح و مذمت مردم در انجام یا تركش اثر نداشته باشد و از هر جهت خالص و بی غل و غش و پاك از همه ی شوائب برای خدا انجام گیرد .
مؤمن باید با به كارگیری معرفت و بصیرتش و با به میدان آوردن اراده و همتش و با مواظبت كامل از رفتار و منشش پیوسته زبان قال و عملش به پیشگاه پروردگارش اعلام كند :
( إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُكِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ )(279) .
بی تردید نمازم و همه ی عباداتم و حیات و مرگم فقط برای خدا ، پروردگار جهانیان است .
عبادت كننده باید این حقیقت را به خود تلقین كند كه : كدام چرخ در آسمان ها و زمین به اراده ی مردم می چرخد ، كدام فعل و انفعالات در عرصه ی هستی به خواست مردم انجام می گیرد ، كدام موجود به اراده ی مردم به وجود می آید و می میرد ، كدام كلید از كلیدهای بهشت و دوزخ به دست مردم است كه من عبادت و كار خیرم را برای خوشایند آنان و جلب نظرشان انجام دهم ؟!
اخلاص ورزیدن در همه ی كارها بویژه عبادت و طاعات از آثار سودمند فراوانی برخوردار است از جمله : رساندن انسان به مقام قرب و سبب پذیرفته
﴿صفحه 223﴾
شدن اعمال و نجات از دوزخ و راه یافتن به بهشت و به خصوص باز شدن چشمه های حكمت از قلب و جاری شدنش بر زبان ، چنان كه حضرت رضا (علیه السلام)از پدرانش از پیامبر اسلام روایت كرده است :
مَا أخلصَ عبدٌ للهِ عَزّ وَجلّ أربَعین صَباحاً إلاّ جَرَت یَنابِیعَ الحِكمةِ من قَلبِهِ عَلی لِسانِه(280) .
بنده ای چهل روز نسبت به خدا اخلاص نورزید مگر این كه چشمه های حكمت از قلبش بر زبانش جاری شد .
اسماعیل بن یسار می گوید : از حضرت صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود :
إنّ رَبَّكُم لَرَحیمٌ ، یَشكُرُ القلِیلَ ; إنّ العبدَ لَیُصلِّی الركعتَیْنِ یُریدُ بِها وجهَ اللهِ فَیُدخِلهُ اللهُ بِه الجَنّةَ(281) .
همانا پروردگارتان مهربان است ، عمل اندك را پاداش می دهد ، عبد دو ركعت نماز به خاطر خشنودی خدا به جا می آورد ، خدا به سبب آن او را وارد بهشت می كند .
حضرت امام جواد (علیه السلام) فرمود :
أفضلُ العِبادَةِ الإخلاَص(282) .
برترین عبادت اخلاص است .
و نیز حضرت امام عسكری (علیه السلام) فرمود :
لَو جَعلْتُ الدُّنیا كُلَّها لُقْمَةً وَاحِدةً ولَقَمْتُها من یَعبُدُ اللهَ خَالِصاً لَرَأَیْتُ أنِی مُقَصِّرٌ
﴿صفحه 224﴾
فی حقِّهِ(283) .
اگر همه ی دنیا را یك لقمه كنم و آن را در دهان كسی كه خدا را خالصانه عبادت می كند بگذارم فكر می كنم در حق او كوتاهی كرده ام !! »
حضرت صدیقه ی كبری فاطمه ی زهرا (علیها السلام) می فرماید :
مَن أصعَد إلی اللهِ خالِصَ عِبادَتِه ، أهبَط اللهُ عزّ وجلّ إلیه أفضلَ مَصلَحَتِهِ(284) .
كسی كه عبادت خالصش را به سوی خدا بالا فرستد ، خدای ( عز و جل ) برترین مایه ی شایستگی و صلاحیت او را به سوی او فرود آورد .

سفارش پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به معاذ

پیامبر در ضمن روایتی بسیار مفصل ، به معاذ بن جبل برای خالص شدنش سفارشاتی دارند كه دانستنش بر همه ی مؤمنان واجب است . در بخشی از آن روایت به معاذ می فرماید :
زبانت را از بدگویی به برادران دینی ات و قاریان قرآن قطع كن ، گناهانت را بر عهده ی خود گیر ، بر عهده ی برادران دینی ات بار مكن ، با زشت گویی از دیگران خود را از عیوب پاك مدار ، با پایین بردن برادرانت خود را بالا مبر ، با كارهایت ریا مكن ، با امور دنیایی و مادی آخرت نمایی نداشته باش ، در نشست و برخاستت فحش مده كه به خاطر اخلاق بدت از تو بپرهیزند ، در حالی كه كسی نزدت قرار دارد درِ گوشی با كسی حرف نزن ، بر مردم تكبّر نورز كه همه ی خوبی های دنیا از تو قطع می شود ، وحدت مردم را به پراكندگی نینداز كه سگان دوزخ پاره پاره ات خواهند كرد . . . .
معاذ می گوید به پیامبر خدا گفتم : چه كسی طاقت این خصلت ها را دارد ؟
﴿صفحه 225﴾
فرمود : معاذ بر كسی كه خدا بر او آسان گیرد آسان است(285) .
در هر صورت اخلاص در نیت و عمل چه در پنهان و چه در آشكار از توصیه های بسیار مهم حضرت حق به رسول باكرامت اسلام و به همه ی امت است .

معنای اخلاص

هنگامی كه انسان در زندگی اش نسبت به همه ی امور ، خدا را مورد نظر قرار دهد و هر كار پسندیده ای را بدون توجه به مردم و تنها برای طلب خشنودی خدا انجام دهد ، خورشید اخلاص از افق قلبش طلوع می كند و این اخلاص به هر كاری كه انجام می دهد ، ارزشی فوق العاده می بخشد و آن را به نقطه ی قبولی حق می رساند و سبب ورود انسان به حیات طیّبه در دنیا و ورود به بهشت و رضوان الهی در آخرت می گردد .
برای این كه بدانیم آیا اخلاص در دل ما ظهور كرده است یا نه ، باید تعریف و ستایش و مذمت و سرزنش مردم را نسبت به كار مثبت خود ملاك و معیار قرار دهیم ، اگر از تعریف و ستایش مردم خوشحال شویم و از مذمت سرزنش آنان رنجیده خاطر گردیم هنوز به مقام اخلاص دست نیافته ایم ، و اگر ستایش و سرزنش مردم برای ما تفاوتی نداشته باشد و هر ستایش و سرزنشی نسبت به حال ما یكسان باشد به توفیق حق به نقطه ی اخلاص رسیده ایم .
امام صادق (علیه السلام)در این زمینه روایت بسیار جالب و كلامی حكیمانه به این مضمون دارند :
لاَ یصیرُ العَبدُ عَبداً خالِصاً للهِ عَزّ وَجلّ حتّی یَصیرَ المَدحُ وَالذمُّ عِندَه سَواءٌ ; لاَِنّ
﴿صفحه 226﴾
المَمدوحَ عِند اللهِ ( عَزّ وَجلّ ) لاَ یصیرُ مَذموماً بِذمِّهِم وَكَذلِكَ المذمومُ ، فَلاَ تَفرَحْ بِمدحِ أحد ; فَإنّه لاَ یزیدُ فِی منزِلَتِك عِندَ اللهِ ( عَزّ وَجلّ ) وَلاَ یُغنیكَ عَن المَحكومِ لَك وَالمَقدورِ عَلَیك(286) .
هیچ بنده ای به مقام اخلاص ، نسبت به بندگی خدای ( عزّ و جلّ ) نایل نمی شود مگر این كه مدح و ستایش و مذمّت و سرزنش نزد او یكسان گردد ، زیرا انسانی كه نزد خدا مورد ستایش است با مذمت مردم مذموم نمی شود و كسی كه نزد خدا مذموم است با مدح مردم ممدوح نمی گردد ، هرگز به مدح مردم شادمان مشو ، زیرا مقام و منزلتت را نزد خدا نمی افزاید و آن حكم و مقدری را كه درباره ی تو لازم شده از تو برطرف نمی كند .
مخلصین آن چهره های برجسته ای هستند كه با معرفت كامل راه زندگی را طی می كند و با مقید كردن هوا و شهوت به قیود الهی و ملكوتی عمر خود را با عمل كردن به دستورات و فرمان های حق می گذرانند و دیگران را هم با نفس پاك و دم الهی خود به حقایق دعوت می كنند .
از پیام سلیمان به ملكه ی سبا استفاده می شود كه آن حضرت بر اساس اخلاص و مقام نبوت خود ، به ملكه ی سبا اعلام می كند كه هم اكنون برخیز و بیا ، من پیامبرم و كاری جز عمل به فرمان های حق و سر نهادن به پیشگاه ربّ و دعوت به سوی خدا ندارم ، من عامل مقیّد كردن هوا و شهوت به قیود الهیه ام نه شهوت پرست . اگر شهوتی دارم بر آن چیره ام نه این كه اسیر شهوت زیبارویان باشم ، ریشه ی وجودی ام مانند ابراهیم خلیل و دیگر پیامبران بت شكنی است .
اگر روزی گذر ما به بتكده افتد ، نه تنها به بت سجده نمی كنیم بلكه بت در آن معبد پیش پای ما به سجده می افتد .
﴿صفحه 227﴾
آری ، چنین است آن چهره ی برجسته ی اخلاص و عمل ، محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) و آن برده ی هوا و شهوت ، ابوجهل ، هر دو گام به بتخانه گذاشتند ولی تفاوت زیادی است میان آن دو گام !
پیامبر اسلام قدم در بتخانه گذاشت و بت ها همگی در برابرش روی زمین افتادند ، در حالی كه ابوجهل از اعماق جانش برای سجده ی بر بت ها سر به زمین سایید .
این جهان كه نام دیگرش شهوت سراست بتخانه ای است كه آشیانه ی هر دو گروه متضاد پیامبران و كفّار است ، با این تفاوت كه شهوت ، برده ی پاكان اولاد آدم است ، چنان كه آتش طلا را نمی سوزاند تا تبدیل به خاكسترش كند هم چنان شهوت نمی تواند پاكان اولاد آدم را بسوزاند و تباهشان سازد(287) .