فهرست کتاب


زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

حقیقت یقین

در این مسیر دیده ی عقل پس از گذشتن از حجاب جهل ، باز شود ، و به اندازه ی رفع حجاب و ظهور صفای عقل معانی معقول روی نماید و انسان تا حدّی به اسرار معقولات پی برد و چون از كشف معقولات عبور كند مكاشفات قلبی پدید آید و مقام كشف شهودی حاصل گردد و دیدار انواع انوار دست دهد .
پس از گذر از این ناحیه مكاشفات سرّی پیش آید و روزنه ی الهام به روی باطن باز شود و اسرار آفرینش و حكمت هستی و وجود رخ نماید و با گذر از این عرصه ی روحانی مكاشفات روحی نمایان گردد و پرده هایی از ملكوت را به انسان نشان دهند و رؤیت جنّات نعیم و دركات جحیم به انسان عرضه شود .
﴿صفحه 205﴾
چنان كه در روایتی آمده است : پیامبر به شخصی به نام حارثه فرمود : حقیقت ایمانت چیست ؟ گفت : نَفس خود را از دنیا كنار زدم ( از امور مادی بی مورد اعراض كردم ) ، روز را تشنه و شب را به عبادت گذراندم ، گویی آشكارا به عرش خدا می نگرم ، اهل بهشت را می بینم كه یكدیگر را دیدار می كنند ، و دوزخیان را مشاهده می كنم كه با یكدیگر در حال ستیز و جدالند . پیامبر فرمود : هركس می خواهد به بنده ای بنگرد كه خدا قلب او را نورانی ساخته ، به حارثه بنگرد(253) .
پیامبر بزرگ اسلام درباره ی حقیقت بینی خود فرموده است :
عُرِضَت عَلیَّ أهل الجنّة فرأیتُ أكثرُ أهلِها المَساكین ، وَعُرِضَت عَلَیَّ النّار فَرَأیْتُ أكثرُ أهلها النّساء وَالأغنیاء(254) .
اهل بهشت بر من عرضه شدند ، بیشتر آنان را تهیدستان دیدم ; و اهل دوزخ بر من عرضه شدند ، بیشتر آنان را زنان ـ مؤثر در فساد خانواده و جامعه ـ و ثروتمندان ـ طمعكار و بخیل ـ دیدم .
آری ، وقتی حجاب ها كه بدتر از همه ی آنها حجاب خودیّت و منیّت است از میان برود ، حقایق پشت پرده كشف می شود و كرامات و اطلاع بر خیالات دیگران و گذر از آب و طیّ الارض پدید می آید و این همه ، میوه ی شیرین ورع و محصول پرقیمت پرهیزكاری و اجتناب از گناهان است .
خدای مهربان در توصیه اش در مورد ورع به پیامبر فرمود :
ای احمد ! ورع مانند گوشواره ی بسیار زیبا و پرقیمت در میان زیورها و چون نان میان غذاهاست ، بی تردید ورع سر ایمان و ستون دین است ، ورع در مثل مانند كشتی در دریاست ، چنان كه از دریا مگر كسی كه سوار بر كشتی
﴿صفحه 206﴾
باشد نجات نمی یابد ، زاهدان هم جز با ورع به نجات نمی رسند(255) .
خدای عزیز ورع را مایه ی كمال و سرمایه ی جمال و لباس جلال و سر ایمان و ستون دین و چون كشتی نجات بخش خوانده است ، بر ماست كه از این حسنه ی اخلاقی و زیور باطنی استفاده كنیم و توشه ای قابل توجه برای آخرت خود از بركت آن فراهم آوریم .

2 ـ احترام به محتاج و فقیر

خدای مهربان در یكی از توصیه هایش به موسی بن عمران فرمود :
أكرِمِ السائِلَ إذا أتاكَ ، بِرَدّ جَمیل أو إعطَاء یَسِیر(256) .
به درخواست كننده ی نیازمند ، با رد كردنش به صورتی زیبا ـ اگر مالی نداری ـ یا پرداخت به او ـ گرچه به مالی اندك ـ احترام بگذار و او را گرامی دار .
ثروت و مال در حقیقت امانتی از سوی خدا در اختیار انسان است تا انسان از آن مال احتیاجات و نیازهای خود را برآورده كند و به اندازه ی مسكن و پوشاك و خوراك و مركَب و مخارج ضروری دیگر از آن استفاده نماید و مازاد بر آن را به صورت انفاق ، صدقه ، زكات ، خمس به نیازمندان آبرودار و اقوام فقیر و از كار افتادگان و ایتام تهی دست بپردازد . بخل در پرداخت مال امری بسیار ناپسند و مذموم و موجب شقاوت و سبب دچار شدن انسان به آتش دوزخ است(257) .
حضرت علی (علیه السلام) درباره ی بهترین اموال می فرماید :
﴿صفحه 207﴾
أفضَلُ المالِ مَا وَقی بِه العِرضُ وَقُضِیَت بِهِ الحُقوقُ(258) .
برترین مال ، مالی است كه آبروی انسان به آن حفظ شود و به وسیله ی آن حقوق الهی و مردم ادا گردد .
أفضلُ الأموال أحسنُها أثراً عَلَیك(259) .
برترین اموال خوش اثرترین آنها بر تو است .
امام صادق (علیه السلام) فرمود :
المَالُ مَالُ اللهِ ، جَعَلَهُ وَدائِعَ عِندَ خَلْقِهِ ، وَأمَرَهُمْ : أن یَأْكُلُوا مِنهُ قَصْداً وَیَشْرِبُوا مِنهُ قَصْداً وَیَلْبِسُوا مِنهُ قَصداً وَیَنْكِحُوا مِنهُ قَصداً وَیَرْكِبُوا مِنهُ قَصداً ; فَمَن تَعَدّی ذَلِك كَانَ مَا أكَلَهُ حَراماً وَمَا رَكِبَهُ مِنْهُ حَراماً(260) .
مال ، مال خداست ، آن را نزد آفریده هایش به امانت نهاده ، و آنان را فرمان داده : از آن مال در حدّ میانه و بدون افراط و تفریط بخورند و بیاشامند و بپوشند و ازدواج كنند و بر مركب سواری بنشینند ; پس كسی كه از حد میانه در مصرف مال تجاوز كند ، آنچه از آن می خورد و بر آن سوار می شود حرام است .
حضرت علی (علیه السلام) درباره ی بدترین اموال می فرماید :
شرّ الأموَالِ مَا لَم یُغْنِ عَن صاحِبِه(261) .
بدترین اموال ، مالی است كه غضب و عذاب خدا را از صاحبش برطرف نكند .
﴿صفحه 208﴾
شَرّ المالِ مَا لَم یُنْفِقُ فِی سَبِیلِ اللهِ مِنهُ وَلَم تُؤدّ زَكاتُه(262) .
بدترین مال ، مالی است كه از آن در راه خدا انفاق نشود و زكاتش را نپردازند .
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) سبب دوام و بقای مال را هزینه كردن آن در راه خدا و رفع نیاز نیازمندان می داند :
مَن كَثُرَتْ نِعَمُ اللهِ عَلیهِ ، كَثُرَتْ حَوَائِجُ النّاسِ إلَیهِ ; فَمَنْ قَامَ للهِ فِیها بِمَا یَجِبُ فِیهَا عَرَّضَهَا لِلدَّوَامِ وَالبَقَاءِ ، وَمَن لَم یَقُم فِیهَا بِمَا یَجِبُ عَرَّضَهَا لِلزَّوالِ وَالفَنَاءِ(263) .
كسی كه نعمت خدا بر او زیاد شود ، نیازمندی های مردم به او زیاد می گردد ; پس كسی كه به پرداخت آنچه در مال واجب است برخیزد ، مال را در معرض دوام و بقا قرار داده و كسی كه به پرداخت آنچه در مال واجب است اقدام نكند ، آن را در معرض زوال و نابودی گذاشته است .

3 ـ مایه های تقرب به خدا

حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود :
خدای متعال به موسی وحی كرد : بی تردید چیزی عبد را محبوب تر از سه چیز نزد من ، به من نزدیك نمی كند . موسی گفت : آن سه چیز كدام است ؟ فرمود : زهد و بی رغبتی به دنیا ، و اجتناب از گناهان ، و گریه از بیم من . موسی گفت : برای كسی كه این سه حقیقت را به كار گیرد چیست ؟ خدا فرمود : حكومت و تفویض هركاری را در بهشت برای زاهدان قرار می دهم و همه ی مردم را نسبت به اعمالشان بازرسی می كنم ، ولی پرونده ی اجتناب كنندگان از گناه را تفتیش نخواهم كرد ، اما گریه كنندگان در رفیق
﴿صفحه 209﴾
اعلایند و كسی با آنان در این مقام شریك نخواهد بود(264) .
خدای مهربان در وصیتی به موسی (علیه السلام) فرمود :
یَابنَ عِمرانَ ! هَب لِی مِن قَلبِكَ الخُشُوعَ وَمِن بَدنِكَ الخُضُوعَ وَمِن عَینَیكَ الدُّمُوعَ فِی ظُلَمِ اللَّیلِ وَادْعُنی فَإنّكَ تَجِدُنِی قَرِیباً مُجِیباً(265) .
پسر عمران ! برای من در تاریكی های شب از دلت خشوع و از بدنت فروتنی و از دو دیده ات اشك بیاور و مرا بخوان كه بی تردید مرا نزدیك و اجابت كننده خواهی یافت .
حضرت امام باقر (علیه السلام) می فرماید : موسی بن عمران از پروردگار درخواست وصیت و سفارش كرد و گفت : پروردگارا ! مرا سفارش و وصیت كن . خطاب رسید : تو را به توحید و عبادت خود سفارش می كنم . باز گفت : پروردگارا ! مرا سفارش و وصیت كن . سه بار جواب آمد تو را به توحید و عبادت خود سفارش می كنم . دیگر بار گفت : مرا وصیت كن . پاسخ آمد تو را به رعایت و حفظ حقوق مادرت وصیت می كنم . گفت : باز هم مرا وصیت كن . خطاب رسید : تو را به رعایت و حفظ حقوق مادرت وصیت می كنم . موسی گفت : باز هم مرا سفارش و وصیت كن . جواب آمد : تو را به رعایت حقوق پدرت سفارش می كنم . حضرت باقر (علیه السلام) فرمود : به این خاطر گفته اند نیكی به مادر سه و به پدر یك سوم(266) .
﴿صفحه 210﴾