فهرست کتاب


زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

غفلت از حجاب درون

این حجاب ها آن چنان در باطن انسان ایجاد كدورت می نماید كه گاهی انسان از احساس این كه محجوب است غافل و بی خبر می ماند و همه ی سعادت را از دست می دهد و با دیوان و ددان كه غارت گر حالات انسانی اند همنشین می شود و سرمایه های معنوی خود را بدون این كه توجه داشته باشد به غارت می دهد !
افسوس كه گوهر نفس نفیس *** از كف دادی به متاع خسیس
از یوسف عشق گذشته به هیچ *** با گرگ هوا هم راز و انیس
بستی ز بساط سلیمان چشم *** با دیو طبیعت گشته جلیس
دردی كه تو راست دوا نكند *** صد جالینوس و ارسطالیس
از بحث و نظر سودی نبری *** هرچند كنی عمری تدریس
﴿صفحه 204﴾
همه ی حقایق معنوی به صورت مایه و استعدادهای ملكوتی به شكل سرمایه در درون انسان موجود است و بر اساس هر حقیقت و هر استعداد برای انسان دیده ای است كه به وسیله ی آن دیده می توان آن حقیقت یا آن استعداد را مشاهده و كشف كرد و آن را هم چون خورشید از افق وجود خود تحقق و طلوع داد و به این وسیله به مقام قرب رسید و این همه در گرو ورع و اجتناب از گناهان ظاهری و باطنی است كه سبب كشف حجاب ها و مشاهده ی حقایق و حركت مشتاقانه به سوی مقام قرب است .
سالك عارف و صادق عاشق و مؤمن لایق ، چون به جذبه ی ارادت و كمك صفای باطن و عشق به محبوب از اسفل سافلین طبیعت و چاه عمیق مادیّت و حالات پست حیوانیّت روی به اعلا علّیّین شریعت نهد و با صدق و درستی قدم در راه حقیقت بر اساس قانون ریاضت و مجاهدت در پناه بدرقه ی متابعت از فرمان های حق گذارد ، از حجاب ها گذر كند و با گذر از هر حجابی دیده ی مناسب آن مقام گشاده شود و احوال آن مقام منظور و مقصود نظر وی گردد .

حقیقت یقین

در این مسیر دیده ی عقل پس از گذشتن از حجاب جهل ، باز شود ، و به اندازه ی رفع حجاب و ظهور صفای عقل معانی معقول روی نماید و انسان تا حدّی به اسرار معقولات پی برد و چون از كشف معقولات عبور كند مكاشفات قلبی پدید آید و مقام كشف شهودی حاصل گردد و دیدار انواع انوار دست دهد .
پس از گذر از این ناحیه مكاشفات سرّی پیش آید و روزنه ی الهام به روی باطن باز شود و اسرار آفرینش و حكمت هستی و وجود رخ نماید و با گذر از این عرصه ی روحانی مكاشفات روحی نمایان گردد و پرده هایی از ملكوت را به انسان نشان دهند و رؤیت جنّات نعیم و دركات جحیم به انسان عرضه شود .
﴿صفحه 205﴾
چنان كه در روایتی آمده است : پیامبر به شخصی به نام حارثه فرمود : حقیقت ایمانت چیست ؟ گفت : نَفس خود را از دنیا كنار زدم ( از امور مادی بی مورد اعراض كردم ) ، روز را تشنه و شب را به عبادت گذراندم ، گویی آشكارا به عرش خدا می نگرم ، اهل بهشت را می بینم كه یكدیگر را دیدار می كنند ، و دوزخیان را مشاهده می كنم كه با یكدیگر در حال ستیز و جدالند . پیامبر فرمود : هركس می خواهد به بنده ای بنگرد كه خدا قلب او را نورانی ساخته ، به حارثه بنگرد(253) .
پیامبر بزرگ اسلام درباره ی حقیقت بینی خود فرموده است :
عُرِضَت عَلیَّ أهل الجنّة فرأیتُ أكثرُ أهلِها المَساكین ، وَعُرِضَت عَلَیَّ النّار فَرَأیْتُ أكثرُ أهلها النّساء وَالأغنیاء(254) .
اهل بهشت بر من عرضه شدند ، بیشتر آنان را تهیدستان دیدم ; و اهل دوزخ بر من عرضه شدند ، بیشتر آنان را زنان ـ مؤثر در فساد خانواده و جامعه ـ و ثروتمندان ـ طمعكار و بخیل ـ دیدم .
آری ، وقتی حجاب ها كه بدتر از همه ی آنها حجاب خودیّت و منیّت است از میان برود ، حقایق پشت پرده كشف می شود و كرامات و اطلاع بر خیالات دیگران و گذر از آب و طیّ الارض پدید می آید و این همه ، میوه ی شیرین ورع و محصول پرقیمت پرهیزكاری و اجتناب از گناهان است .
خدای مهربان در توصیه اش در مورد ورع به پیامبر فرمود :
ای احمد ! ورع مانند گوشواره ی بسیار زیبا و پرقیمت در میان زیورها و چون نان میان غذاهاست ، بی تردید ورع سر ایمان و ستون دین است ، ورع در مثل مانند كشتی در دریاست ، چنان كه از دریا مگر كسی كه سوار بر كشتی
﴿صفحه 206﴾
باشد نجات نمی یابد ، زاهدان هم جز با ورع به نجات نمی رسند(255) .
خدای عزیز ورع را مایه ی كمال و سرمایه ی جمال و لباس جلال و سر ایمان و ستون دین و چون كشتی نجات بخش خوانده است ، بر ماست كه از این حسنه ی اخلاقی و زیور باطنی استفاده كنیم و توشه ای قابل توجه برای آخرت خود از بركت آن فراهم آوریم .

2 ـ احترام به محتاج و فقیر

خدای مهربان در یكی از توصیه هایش به موسی بن عمران فرمود :
أكرِمِ السائِلَ إذا أتاكَ ، بِرَدّ جَمیل أو إعطَاء یَسِیر(256) .
به درخواست كننده ی نیازمند ، با رد كردنش به صورتی زیبا ـ اگر مالی نداری ـ یا پرداخت به او ـ گرچه به مالی اندك ـ احترام بگذار و او را گرامی دار .
ثروت و مال در حقیقت امانتی از سوی خدا در اختیار انسان است تا انسان از آن مال احتیاجات و نیازهای خود را برآورده كند و به اندازه ی مسكن و پوشاك و خوراك و مركَب و مخارج ضروری دیگر از آن استفاده نماید و مازاد بر آن را به صورت انفاق ، صدقه ، زكات ، خمس به نیازمندان آبرودار و اقوام فقیر و از كار افتادگان و ایتام تهی دست بپردازد . بخل در پرداخت مال امری بسیار ناپسند و مذموم و موجب شقاوت و سبب دچار شدن انسان به آتش دوزخ است(257) .
حضرت علی (علیه السلام) درباره ی بهترین اموال می فرماید :
﴿صفحه 207﴾
أفضَلُ المالِ مَا وَقی بِه العِرضُ وَقُضِیَت بِهِ الحُقوقُ(258) .
برترین مال ، مالی است كه آبروی انسان به آن حفظ شود و به وسیله ی آن حقوق الهی و مردم ادا گردد .
أفضلُ الأموال أحسنُها أثراً عَلَیك(259) .
برترین اموال خوش اثرترین آنها بر تو است .
امام صادق (علیه السلام) فرمود :
المَالُ مَالُ اللهِ ، جَعَلَهُ وَدائِعَ عِندَ خَلْقِهِ ، وَأمَرَهُمْ : أن یَأْكُلُوا مِنهُ قَصْداً وَیَشْرِبُوا مِنهُ قَصْداً وَیَلْبِسُوا مِنهُ قَصداً وَیَنْكِحُوا مِنهُ قَصداً وَیَرْكِبُوا مِنهُ قَصداً ; فَمَن تَعَدّی ذَلِك كَانَ مَا أكَلَهُ حَراماً وَمَا رَكِبَهُ مِنْهُ حَراماً(260) .
مال ، مال خداست ، آن را نزد آفریده هایش به امانت نهاده ، و آنان را فرمان داده : از آن مال در حدّ میانه و بدون افراط و تفریط بخورند و بیاشامند و بپوشند و ازدواج كنند و بر مركب سواری بنشینند ; پس كسی كه از حد میانه در مصرف مال تجاوز كند ، آنچه از آن می خورد و بر آن سوار می شود حرام است .
حضرت علی (علیه السلام) درباره ی بدترین اموال می فرماید :
شرّ الأموَالِ مَا لَم یُغْنِ عَن صاحِبِه(261) .
بدترین اموال ، مالی است كه غضب و عذاب خدا را از صاحبش برطرف نكند .
﴿صفحه 208﴾
شَرّ المالِ مَا لَم یُنْفِقُ فِی سَبِیلِ اللهِ مِنهُ وَلَم تُؤدّ زَكاتُه(262) .
بدترین مال ، مالی است كه از آن در راه خدا انفاق نشود و زكاتش را نپردازند .
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) سبب دوام و بقای مال را هزینه كردن آن در راه خدا و رفع نیاز نیازمندان می داند :
مَن كَثُرَتْ نِعَمُ اللهِ عَلیهِ ، كَثُرَتْ حَوَائِجُ النّاسِ إلَیهِ ; فَمَنْ قَامَ للهِ فِیها بِمَا یَجِبُ فِیهَا عَرَّضَهَا لِلدَّوَامِ وَالبَقَاءِ ، وَمَن لَم یَقُم فِیهَا بِمَا یَجِبُ عَرَّضَهَا لِلزَّوالِ وَالفَنَاءِ(263) .
كسی كه نعمت خدا بر او زیاد شود ، نیازمندی های مردم به او زیاد می گردد ; پس كسی كه به پرداخت آنچه در مال واجب است برخیزد ، مال را در معرض دوام و بقا قرار داده و كسی كه به پرداخت آنچه در مال واجب است اقدام نكند ، آن را در معرض زوال و نابودی گذاشته است .