فهرست کتاب


زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

1 ـ ورع

یَا أحمد ! عَلَیكَ بِالوَرَعِ ، فَإنَّ الوَرَعَ رأسُ الدِّینِ وَوَسَطُ الدّینِ وآخَرُ الدِّینِ . إنَّ الوَرَعَ یُقَرِّبُ العَبدَ إلَی اللهِ تَعالَی . . .(250) .
ای احمد ! بر تو باد به ورع و اجتناب از گناه و حفظ خود از فساد ; زیرا ورع سرِ دین و وسط دین و پایان دین است . بی تردید ورع انسان را به خدای بزرگ نزدیك می كند .
در روایتی دیگر آمده است :
سُئِلَ أمیرُالمُؤمنین (علیه السلام) مَا ثَبَاتُ الإیمانِ ؟ فَقَالَ : الوَرَعُ . فَقِیلَ لَه مَا زَوالُهُ ؟ قَالَ : الطَّمَعُ(251) .
از امیرالمؤمنین (علیه السلام) پرسیدند : مایه ی استواری و پابرجایی ایمان چیست ؟ فرمود : اجتناب از گناه و پرهیزكاری ، به حضرت گفتند : سبب نابودی ایمان چیست ؟ فرمود : طمع .
حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود :
عَلَیكُم بِالوَرَعِ وَصِدقِ الحَدِیثِ وَأداءِ الأمانَةِ وَعِفَّةِ البَطنِ وَالفَرْجِ(252) .
بر شما باد به پرهیزكاری و اجتناب از گناه و راستی در گفتار و ادای امانت و پاك نگاه داشتن شكم و شهوت از حرام .
رعایت ورع و اجتناب از گناه در همه ی شؤون زندگی سبب بیرون آمدن از حجاب هایی است كه مانع پرواز انسان به سوی مقام قرب و عامل محروم ماندن
﴿صفحه 203﴾
انسان از دیدن انوار جلال و جمال و علت نرسیدن به مقام كمال و دور ماندن از تحقق آرزوها و آمال واقعی است .
برداشته شدن هر حجابی سبب درك و كشف حقیقتی است كه پیش از آن برای انسان نمودار و نمایان و قابل دیدن نبود . حجاب معنوی بدترین و ضخیم ترین پرده ای است كه دیده ی باطن عبد را از مشاهده ی جمال حضرت ربّ مانع می شود.
این حجاب ها از دلبستگی های بی مورد و وابستگی های بی حكمت و ارتباط های خالی از بصیرت به امور فریبنده ی مادی به صورت ، زیبا و به حقیقت ، دیو سیرت به وجود می آید و هر یك از این حجاب ها سبب روی كردن انسان به گناهی یا گناهانی است كه عاقبت و پایان آن گناهان غضب حق و آتش سوزان دوزخ است .

غفلت از حجاب درون

این حجاب ها آن چنان در باطن انسان ایجاد كدورت می نماید كه گاهی انسان از احساس این كه محجوب است غافل و بی خبر می ماند و همه ی سعادت را از دست می دهد و با دیوان و ددان كه غارت گر حالات انسانی اند همنشین می شود و سرمایه های معنوی خود را بدون این كه توجه داشته باشد به غارت می دهد !
افسوس كه گوهر نفس نفیس *** از كف دادی به متاع خسیس
از یوسف عشق گذشته به هیچ *** با گرگ هوا هم راز و انیس
بستی ز بساط سلیمان چشم *** با دیو طبیعت گشته جلیس
دردی كه تو راست دوا نكند *** صد جالینوس و ارسطالیس
از بحث و نظر سودی نبری *** هرچند كنی عمری تدریس
﴿صفحه 204﴾
همه ی حقایق معنوی به صورت مایه و استعدادهای ملكوتی به شكل سرمایه در درون انسان موجود است و بر اساس هر حقیقت و هر استعداد برای انسان دیده ای است كه به وسیله ی آن دیده می توان آن حقیقت یا آن استعداد را مشاهده و كشف كرد و آن را هم چون خورشید از افق وجود خود تحقق و طلوع داد و به این وسیله به مقام قرب رسید و این همه در گرو ورع و اجتناب از گناهان ظاهری و باطنی است كه سبب كشف حجاب ها و مشاهده ی حقایق و حركت مشتاقانه به سوی مقام قرب است .
سالك عارف و صادق عاشق و مؤمن لایق ، چون به جذبه ی ارادت و كمك صفای باطن و عشق به محبوب از اسفل سافلین طبیعت و چاه عمیق مادیّت و حالات پست حیوانیّت روی به اعلا علّیّین شریعت نهد و با صدق و درستی قدم در راه حقیقت بر اساس قانون ریاضت و مجاهدت در پناه بدرقه ی متابعت از فرمان های حق گذارد ، از حجاب ها گذر كند و با گذر از هر حجابی دیده ی مناسب آن مقام گشاده شود و احوال آن مقام منظور و مقصود نظر وی گردد .

حقیقت یقین

در این مسیر دیده ی عقل پس از گذشتن از حجاب جهل ، باز شود ، و به اندازه ی رفع حجاب و ظهور صفای عقل معانی معقول روی نماید و انسان تا حدّی به اسرار معقولات پی برد و چون از كشف معقولات عبور كند مكاشفات قلبی پدید آید و مقام كشف شهودی حاصل گردد و دیدار انواع انوار دست دهد .
پس از گذر از این ناحیه مكاشفات سرّی پیش آید و روزنه ی الهام به روی باطن باز شود و اسرار آفرینش و حكمت هستی و وجود رخ نماید و با گذر از این عرصه ی روحانی مكاشفات روحی نمایان گردد و پرده هایی از ملكوت را به انسان نشان دهند و رؤیت جنّات نعیم و دركات جحیم به انسان عرضه شود .
﴿صفحه 205﴾
چنان كه در روایتی آمده است : پیامبر به شخصی به نام حارثه فرمود : حقیقت ایمانت چیست ؟ گفت : نَفس خود را از دنیا كنار زدم ( از امور مادی بی مورد اعراض كردم ) ، روز را تشنه و شب را به عبادت گذراندم ، گویی آشكارا به عرش خدا می نگرم ، اهل بهشت را می بینم كه یكدیگر را دیدار می كنند ، و دوزخیان را مشاهده می كنم كه با یكدیگر در حال ستیز و جدالند . پیامبر فرمود : هركس می خواهد به بنده ای بنگرد كه خدا قلب او را نورانی ساخته ، به حارثه بنگرد(253) .
پیامبر بزرگ اسلام درباره ی حقیقت بینی خود فرموده است :
عُرِضَت عَلیَّ أهل الجنّة فرأیتُ أكثرُ أهلِها المَساكین ، وَعُرِضَت عَلَیَّ النّار فَرَأیْتُ أكثرُ أهلها النّساء وَالأغنیاء(254) .
اهل بهشت بر من عرضه شدند ، بیشتر آنان را تهیدستان دیدم ; و اهل دوزخ بر من عرضه شدند ، بیشتر آنان را زنان ـ مؤثر در فساد خانواده و جامعه ـ و ثروتمندان ـ طمعكار و بخیل ـ دیدم .
آری ، وقتی حجاب ها كه بدتر از همه ی آنها حجاب خودیّت و منیّت است از میان برود ، حقایق پشت پرده كشف می شود و كرامات و اطلاع بر خیالات دیگران و گذر از آب و طیّ الارض پدید می آید و این همه ، میوه ی شیرین ورع و محصول پرقیمت پرهیزكاری و اجتناب از گناهان است .
خدای مهربان در توصیه اش در مورد ورع به پیامبر فرمود :
ای احمد ! ورع مانند گوشواره ی بسیار زیبا و پرقیمت در میان زیورها و چون نان میان غذاهاست ، بی تردید ورع سر ایمان و ستون دین است ، ورع در مثل مانند كشتی در دریاست ، چنان كه از دریا مگر كسی كه سوار بر كشتی
﴿صفحه 206﴾
باشد نجات نمی یابد ، زاهدان هم جز با ورع به نجات نمی رسند(255) .
خدای عزیز ورع را مایه ی كمال و سرمایه ی جمال و لباس جلال و سر ایمان و ستون دین و چون كشتی نجات بخش خوانده است ، بر ماست كه از این حسنه ی اخلاقی و زیور باطنی استفاده كنیم و توشه ای قابل توجه برای آخرت خود از بركت آن فراهم آوریم .