فهرست کتاب


زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

سفارش خدا به پیامبران

در میان توصیه های حضرت حق به پیامبرانش ، بیشترین توصیه ای كه به چشم می خورد ، توصیه به حسنات اخلاقی است ; زیرا ظهور حسنات اخلاقی در افق وجود انسان سبب خوشبختی او در دنیا و آخرت و عامل جذب مردم به پاكی ها و نیكی هاست .
﴿همه ی پیامبران توصیه های حضرت حق را با دل و جان پذیرفتند و حقایق سفارش شده را بر صفحه ی نفس ثابت و استوار نمودند و هر عاقل منصفی را به خاطر آراسته بودنشان به حسنات اخلاقی به خود و آیین نجات بخششان جذب كردند.
توصیه های حضرت حق به پیامبران گاهی خطاب به همه ی آنان و گاهی به فردی خاص است . بخشی از این توصیه ها در قرآن مجید است ، مانند : توصیه به عفو و گذشت ، دوری جستن از انتقام بی مورد ، فرو خوردن خشم ، نیكی با دیگران ، انفاق ، صدقه ، رعایت حق ایتام و مساكین و مستضعفان ، اصلاح میان مردم ، دعوت به صلح و آشتی و آرامش و اتحاد و وحدت ، پیروی از حق ، حركت در راه راست ، امر به معروف و نهی از منكر ، مشورت با اهل عقل و درایت ، رعایت حقوق همسایه و دوست و زیردست ، داوری به عدالت ، رعایت ادب ضیافت و میهمانی ، تشویق به كار خیر و برّ و احسان ، رعایت حقوق اسیران و بردگان و پرهیز از ستم و تجاوز .
بخشی از توصیه های حق در احادیث قدسی است كه لازم می دانم به مواردی از آن اشاره كنم .
﴿صفحه 202﴾

1 ـ ورع

یَا أحمد ! عَلَیكَ بِالوَرَعِ ، فَإنَّ الوَرَعَ رأسُ الدِّینِ وَوَسَطُ الدّینِ وآخَرُ الدِّینِ . إنَّ الوَرَعَ یُقَرِّبُ العَبدَ إلَی اللهِ تَعالَی . . .(250) .
ای احمد ! بر تو باد به ورع و اجتناب از گناه و حفظ خود از فساد ; زیرا ورع سرِ دین و وسط دین و پایان دین است . بی تردید ورع انسان را به خدای بزرگ نزدیك می كند .
در روایتی دیگر آمده است :
سُئِلَ أمیرُالمُؤمنین (علیه السلام) مَا ثَبَاتُ الإیمانِ ؟ فَقَالَ : الوَرَعُ . فَقِیلَ لَه مَا زَوالُهُ ؟ قَالَ : الطَّمَعُ(251) .
از امیرالمؤمنین (علیه السلام) پرسیدند : مایه ی استواری و پابرجایی ایمان چیست ؟ فرمود : اجتناب از گناه و پرهیزكاری ، به حضرت گفتند : سبب نابودی ایمان چیست ؟ فرمود : طمع .
حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود :
عَلَیكُم بِالوَرَعِ وَصِدقِ الحَدِیثِ وَأداءِ الأمانَةِ وَعِفَّةِ البَطنِ وَالفَرْجِ(252) .
بر شما باد به پرهیزكاری و اجتناب از گناه و راستی در گفتار و ادای امانت و پاك نگاه داشتن شكم و شهوت از حرام .
رعایت ورع و اجتناب از گناه در همه ی شؤون زندگی سبب بیرون آمدن از حجاب هایی است كه مانع پرواز انسان به سوی مقام قرب و عامل محروم ماندن
﴿صفحه 203﴾
انسان از دیدن انوار جلال و جمال و علت نرسیدن به مقام كمال و دور ماندن از تحقق آرزوها و آمال واقعی است .
برداشته شدن هر حجابی سبب درك و كشف حقیقتی است كه پیش از آن برای انسان نمودار و نمایان و قابل دیدن نبود . حجاب معنوی بدترین و ضخیم ترین پرده ای است كه دیده ی باطن عبد را از مشاهده ی جمال حضرت ربّ مانع می شود.
این حجاب ها از دلبستگی های بی مورد و وابستگی های بی حكمت و ارتباط های خالی از بصیرت به امور فریبنده ی مادی به صورت ، زیبا و به حقیقت ، دیو سیرت به وجود می آید و هر یك از این حجاب ها سبب روی كردن انسان به گناهی یا گناهانی است كه عاقبت و پایان آن گناهان غضب حق و آتش سوزان دوزخ است .

غفلت از حجاب درون

این حجاب ها آن چنان در باطن انسان ایجاد كدورت می نماید كه گاهی انسان از احساس این كه محجوب است غافل و بی خبر می ماند و همه ی سعادت را از دست می دهد و با دیوان و ددان كه غارت گر حالات انسانی اند همنشین می شود و سرمایه های معنوی خود را بدون این كه توجه داشته باشد به غارت می دهد !
افسوس كه گوهر نفس نفیس *** از كف دادی به متاع خسیس
از یوسف عشق گذشته به هیچ *** با گرگ هوا هم راز و انیس
بستی ز بساط سلیمان چشم *** با دیو طبیعت گشته جلیس
دردی كه تو راست دوا نكند *** صد جالینوس و ارسطالیس
از بحث و نظر سودی نبری *** هرچند كنی عمری تدریس
﴿صفحه 204﴾
همه ی حقایق معنوی به صورت مایه و استعدادهای ملكوتی به شكل سرمایه در درون انسان موجود است و بر اساس هر حقیقت و هر استعداد برای انسان دیده ای است كه به وسیله ی آن دیده می توان آن حقیقت یا آن استعداد را مشاهده و كشف كرد و آن را هم چون خورشید از افق وجود خود تحقق و طلوع داد و به این وسیله به مقام قرب رسید و این همه در گرو ورع و اجتناب از گناهان ظاهری و باطنی است كه سبب كشف حجاب ها و مشاهده ی حقایق و حركت مشتاقانه به سوی مقام قرب است .
سالك عارف و صادق عاشق و مؤمن لایق ، چون به جذبه ی ارادت و كمك صفای باطن و عشق به محبوب از اسفل سافلین طبیعت و چاه عمیق مادیّت و حالات پست حیوانیّت روی به اعلا علّیّین شریعت نهد و با صدق و درستی قدم در راه حقیقت بر اساس قانون ریاضت و مجاهدت در پناه بدرقه ی متابعت از فرمان های حق گذارد ، از حجاب ها گذر كند و با گذر از هر حجابی دیده ی مناسب آن مقام گشاده شود و احوال آن مقام منظور و مقصود نظر وی گردد .