فهرست کتاب


زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

حضرت یحیی و حق گویی

اكثر مورّخان مسلمان و نیز منابع معروف مسیحی جریان جگر خراش شهادت حضرت یحیی را به خاطر بیان حق و اظهار حقیقت بر ضد طاغوت زمان خود دانسته اند و چنین بازگو كرده اند : یحیی قربانی روابط نامشروع طاغوت زمان خود با یكی از محارم خویش شد . به این ترتیب كه هیردویس پادشاه هوسباز فلسطین عاشق هیرودیا دختر برادر خود شد و زیبایی وی دل او را در گرو عشق آتشین قرار داد ، لذا تصمیم به ازدواج با او گرفت !
﴿صفحه 190﴾
این خبر به پیامبر بزرگ خدا یحیی رسید . او صریحاً اعلام كرد كه این ازدواج نامشروع است و مخالف دستورات تورات می باشد و من به مبارزه با چنین كاری قیام خواهم كرد .
سر و صدای این مطلب در همه ی شهر پیچید و به گوش آن دختر رسید . او همت گماشت كه از یحیی بزرگ ترین مانع راه خویش در فرصتی مناسب انتقام گیرد و این مانع را از سر راه هوس های خود بردارد .
ارتباط خود را با عمویش بیشتر كرد و زیبایی خویش را دامی برای او قرار داد و چنان در وی نفوذ كرد كه روزی هیردویس به او گفت : هر آرزویی داری از من بخواه كه بی تردید تو را به آرزویت خواهم رسانید .
هیرودیا گفت : من چیزی جز سر یحیی را نمی خواهم ! زیرا او نام من و تو را بر سر زبان ها انداخته و همه ی مردم را به عیب جویی ما واداشته است ، اگر می خواهی دلم آرام شود و خاطرم شاد گردد باید این كار را انجام دهی !!
هیرودیس كه دیوانهوار به آن زن عشق میورزید ، بی توجه به عاقبت این كار ، تسلیم شد و چیزی نگذشت كه سر یحیی را نزد آن زن بدكار حاضر ساختند ، ولی عواقب دردناك این عمل سرانجام دامان او را گرفت(232) .

ابن سكّیت و حق گویی

او از بزرگان دانشمندان مكتب اهل بیت (علیهم السلام) بود و بسیاری از تاریخ نویسان اسلامی از او یاد كرده و بر وی مدح و ثنا گفته اند . علمای شیعه او را بزرگ و مورد وثوق و اطمینان شمرده و از یاران خاص حضرت امام جواد و حضرت امام هادی (علیهما السلام) دانسته اند .
این مرد بزرگ در پنجم رجب سال 244 به دستور متوكّل فرعون صفت به
﴿صفحه 191﴾
شهادت رسید . سبب شهادت او این بود كه روزی متوكل به او گفت : دو فرزند من معتز و مؤید نزد تو محبوب ترند یا حسن و حسین ؟ ابن سكّیت در پاسخ آن مرد یاوه گو و ستمگر خیانت پیشه فریاد زد : به خدا سوگند قنبر خادم علی بن ابی طالب (علیه السلام) از تو و دو فرزندت نزد من بهتر است .
متوكل به كارگزارانش گفت : زبانش را از پشت سرش بیرون بكشید . آن خادمان طاغوت هم به فرمان ارباب خود این كار را انجام دادند و آن مرد الهی با چشیدن این زجر و آسیب دردآور به شرف شهادت رسید .
علامه ی مجلسی می فرماید : گرچه این بزرگان وجوب تقیه را می دانستند ولی خشمشان برای خداگویی هنگام شنیدن این اباطیل احتیاط از كفشان می برد و وادارشان می كرد كه حق را بگویند گرچه به زیان آنان باشد(233) .

4 ـ صله ی رحم

زیارت اقوام و خویشان و رفت و آمد با آنان و گره گشایی از مشكلات ایشان و شاد كردن قلوبشان از اموری است كه در قرآن مجید و روایات به انجام آن سفارش بسیار و تأكید فراوان شده است گرچه آنان پیوندشان را با انسان بریده باشند .
از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت شده است :
صِل مَن قَطَعَكَ(234) .
با خویشاوندی كه پیوندش را با تو بریده است صله ی رحم داشته باش .
سِرْ سَنَةً ، صِلْ رَحِمَكَ(235) .
﴿صفحه 192﴾
یكسال طی مسافت كن برای این كه صله ی رحم به جای آوری .
إنَّ أعجَلَ الخَیْرِ ثَواباً صِلَةُ الرَّحِمِ(236) .
كار خیری پاداشش شتابان تر از صله ی رحم به انسان نمی رسد .
صِلُوا أرحامَكُم فِی الدُّنیا وَلَو بِالسَّلامِ(237) .
در دنیا با خویشاوندانتان صله ی رحم كنید گرچه به یك سلام باشد .
حضرت علی (علیه السلام) فرمود :
وَأكْرِمْ عَشِیرتَكَ ; فَإنَّهم جَنَاحُكَ الّذی بِهِ تَطِیرُ ، وأصلُكَ الَّذِی إلیهِ تَصِیرُ ، وَیَدُك الّتِی بِهَا تَصُولُ(238) .
خویشاوندان خود را گرامی دار ; زیرا آنان بال و پر تو هستند كه با آنان به پرواز می آیی ، و ریشه ات هستند كه به آنان باز می گردی ، و دستت هستند كه به سبب آنان نیرومند می شوی .
پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
مَن سَرَّه أن یَبسُطَ لَه فی رِزقه وینسأ لَه فی أجلِه فَلْیَصِل رَحِمَه(239) .
كسی كه او را خوشحال می كند كه در رزق و روزی اش گشایشی ایجاد شود و در مرگش تأخیر افتد صله ی رحم كند .
امام باقر (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت می كند كه آن حضرت فرمود : جبرئیل مرا خبر داد :
﴿صفحه 193﴾
إنّ رِیحَ الجَنّةِ توجَدُ مِن مسیرةِ ألفَ عام ، مَا یَجِدُها عَاقٌ وَلاَ قاطِعُ رَحم وَلاَ شیخٌ زان(240) .
بی تردید بوی بهشت از هزار سال راه به مشام می رسد ولی به مشام عاق پدر و مادر و قطع كننده ی رحم و پیرمرد زناكار نمی رسد .
امام صادق (علیه السلام) فرمود :
مردی به محضر رسول خدا آمد و گفت : برای من اقوامی است كه نسبت به آنان صله ی رحم دارم ولی آنان مرا آزار می دهند ، قصد كرده ام به زیارتشان نروم و آنان را ترك كنم . حضرت فرمود : این هنگام خدا همه ی شما را ترك خواهد كرد . گفت : چه كنم ؟ فرمود : به كسی كه تو را محروم كرده عطا كن ، و با كسی كه از تو بریده صله ی رحم كن ، و از كسی كه به تو ستم ورزیده درگذر ; چون این گونه رفتار كردی خدای عزّ و جلّ پشتیبان تو و بر ضدّ آنان است(241) .