زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

2 ـ عشق ورزی به تهیدستان و فقیران

بسیاری از اولیای خدا و عارفان معارف و عابدان زاهد و شیداییان واله
﴿صفحه 182﴾
و مجذوبان عاشق در میان تهیدستان و فقیرانند . از این جهت نباید به احدی از این طایفه به چشم حقارت نظر كرد ، بلكه باید ادب و احترام و خوش اخلاقی و نیك رفتاری را نسبت به آنان رعایت نمود و آنان را از خود برتر و بهتر دانست .
اینان گروهی هستند كه خدای مهربان در قرآن مجید از آنان به خوبی یاد كرده و بزرگشان دانسته و پیامبرش را به احترام آنان فرمان اكید داده است(223) .
اینان چهره های معنوی وارسته و والایی هستند كه خدای بزرگ پیامبرش را به بودن با آنان امر می كند و اجازه نمی دهد به خاطر چیزی و كسی دست از آنان بردارد و روی از آنان بگرداند !(224)
خدای عزیز شب معراج به پیامبرش فرمود :
محبت برای خدا محبت به تهیدستان و فقیران و نزدیك شدن به ایشان است . پیامبر گفت : پروردگارا ! تهیدستان و فقیران كیانند ؟ خدا فرمود : كسانی كه به كم راضی اند و بر گرسنگی صابرند و بر آسانی شاكرند ، از گرسنگی و تشنگی خود شكایت نمی كنند و دروغ نمی گویند و بر پروردگارشان خشمگین نمی شوند و بر آنچه از دستشان رفته اندوه نمی خورند و به آنچه به آنان داده شده شاد نمی گردند .
ای احمد ! محبت من محبت به تهیدستان و فقیران است ، پس به آنان نزدیك شو و نشستن آنان را به خود نزدیك گردان تا به تو نزدیك شوم(225) .
﴿صفحه 183﴾
نشست و برخاست با فقیران ، به خانه ی آنان رفتن ، با آنان عاشقانه معاشرت كردن ، و به آنان محبت ورزیدن ، آلودگی كبر را از قلب می زداید و نقش زیبای تواضع را بر صفحه ی جان صورت گری می كند و بیماری نخوت و خودبینی و فخرفروشی را درمان می كند و راه رسیدن به فیوضات الهی را هموار می نماید و نهایتاً انسان را محبوب خدا می كند .
متكبّران ـ كه از رحمت پروردگار محرومند و از اخلاق پیامبران و امامان دورند و درونی آلوده دارند ـ از نشست و برخاست با فقیران امتناع میورزند و از نزدیك شدن به تهیدستان و افتادگان دوری می جویند . درِ خانه ی آنان به روی اینان كه گاهی در میانشان اهل الله هستند بسته است .
این خودخواهان مغرور و آلودگانی كه نشست و برخاست با فقیران و محبت ورزیدن به آنان را برای خود ننگ و عار می دانند گویا خبر ندارند كه پیامبر فرموده است :
لاَ یَدخُلُ الجَنّةَ مَن كَانَ فِی قَلْبِهِ مِثقالُ حَبّة مِن خَردَل مِنْ كِبْر . . .(226) .
كسی كه در دلش به وزن دانه ی خردلی از كبر است وارد بهشت نمی شود !
و گویا نمی دانند كه گاهی بندگان خاص خدا و عباد روشن ضمیر حق در میان این طایفه اند كه از هر جهت قابل احترامند .

داستان جنید بغدادی و مسكین

جنید می گوید : وارد مسجدی شدم ، فردی را دیدم كه به مردم می گفت : اگر امكان حل مشكل من برای شما فراهم است مشكلم را حل كنید . در دلم گذشت
﴿صفحه 184﴾
كه این بدبخت مفت خور و سربار مردم چهارچوب بدنش سالم است چرا از پی كاری نمی رود ؟
فردای آن روز كنار دجله آمدم ، دیدم آن مرد سائل خرده سبزی هایی كه مردم بالاتر از آن محل به آب می دهند از آب می گیرد و می خورد . تا چشمش به من افتاد گفت : دیروز بدون دلیل و علت در باطنت از من غیبت كردی و مرا هدف سوء ظن قرار دادی ، به خاطر این كه باطنت را آلوده نمودی و خود را از رحمت خدا محروم كردی توبه كن ، من گرچه چهارچوب بدنم سالم است ولی او خواسته كه در چهارچوب تنگ مادی گرفتار باشم و این مطلب ربطی به تو ندارد كه نسبت به آن قضاوت بی جا كنی من در عین تنگدستی و تهیدستی از پروردگارم راضی و خشنودم و كمترین گله و شكایتی از او ندارم !
آری ، در میان تهیدستان كسانی هستند كه آنچه بر دل انسان می گذرد می خوانند ، سپس آدمی را به حضرت حق و توبه ی از گناه راهنمایی می كنند .

عزّت نفس زنی تهیدست

دوستی داشتم كه در صبر و متانت ، جود و كرم و انجام كار خیر و به خصوص رسیدگی به تهیدستان ، انسان كم نمونه ای بود .
او نسبت به فقرا و نیازمندان و سائلان و مشكل داران محبت فوق العاده ای داشت و جانب احترام و ادب را درباره ی آنان رعایت می كرد .
می گفت : به واسطه ی یكی از دوستانم در یكی از محلات فقیر نشین قم به چند خانواده ی آبرومند در حدّ برطرف شدن نیازشان كمك می كردم و هر شب جمعه كه به قم مشرف می شدم احوال آنان را به توسّط دوستم خبر می گرفتم .
عصر پنج شنبه ای در گوشه ی مسجد معروف به مسجد طباطبایی كه وصل به حرم مطهر است و مخارج كاشی كاری آن را قبول كرده بودم به تماشای كار
﴿صفحه 185﴾
اساتید هنرمند كاشی كار ایستاده بودم ، زنی باوقار و متین سراغ مرا از یكی از خادمان حرم گرفت ، خود را به او معرفی كردم ، پولی بسیار اندك كه شاید قیمت دو گرده ی نان بود به من داد ، گفتم : چیست ؟ گفت : از شخصی كه هر هفته به من كمك می كرد به زحمت نام شما را پرسیدم ، من تا این هفته مستحق بودم ، ولی تنها فرزند یتیمم این هفته از خدمت سربازی آمد و مردی محترم او را برای كار به حجره اش برد و حقوقی كه برایش قرار داده كفاف هزینه ی ما را می كند و از شبی كه فرزندم حقوقش را به خانه آورد من از استحقاق درآمدم و این پول اندك كه از كمك شما نزد من مانده بود هزینه كردنش برای من شرعی نبود ، به این خاطر به شما برگرداندم !!
آری ، در میان تهیدستان و فقرا كه خدای مهربان به همگان سفارش فرموده است به آنان محبت ورزند و پیامبر بزرگ به ابوذر وصیت می كند كه به آنان عشق بورز و نزدیكشان رو ، چنین انسانهای باعزت و كرامتی هم یافت می شود .