زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

بزرگترین معلم اخلاق

پیامبر اسلام كه مبلغ دین در میان مردم بود ، علاوه بر این كه عشق شدیدی به حسنات و مكارم داشت و از زشتی های اخلاق بسیار بسیار متنفّر بود ، عملا به همه ی حسنات و مكارم اخلاقی آراسته بود ، و آراستگی اش به ارزش های اخلاقی سبب دین دار شدن مردم و تا اندازه ای آراسته شدنشان به حسنات
﴿صفحه 171﴾
اخلاقی و ارزش های عملی بود .
او چنان شیفته ی مكارم و ارزش های اخلاقی بود كه پیوسته از خدای مهربان می خواست او را به آداب نیك و محاسن اخلاق آراسته كند ، و همیشه این دعا به زبان مباركش با حال تضرّع و زاری جاری بود :
اللهمّ حَسِّن خُلْقِی وَاللّهمّ جَنّبنی مُنكرات أخلاق(212) .
خدایا ! اخلاقم را نیكو گردان ، خدایا ! مرا از زشتی های اخلاق بركنار بدار .
حسنات اخلاقی او و پاكی اش از زشتی های اخلاق در حدی بود كه از اخلاق او تعبیر شد به این كه خلق و خویش قرآن است .
كانَ خُلقُ رَسولُ اللهِ القُرآن(213) .
اخلاق پیامبر خدا قرآن بود .
خدای بزرگ در قرآن مجید اجرای عدالت را در همه ی امور و احسان به همگان و پرداخت مال به خویشان و صبر در برابر حوادث و استقامتورزی در وظایف و عفو و گذشت و چشم پوشی و مهرورزی و دفع بدی را به نیكی و فرو خوردن خشم و روی گردانی از جاهلان و صله ی رحم و رفق و مدارا و رأفت و رحمت به دیگران را از او خواست ; و او هم با همه ی وجود خواسته های پروردگارش را عملی كرد تا جایی كه خدا از اخلاقش به عنوان اخلاق عظیم یاد كرد(214) .
او با قلب مهربان و زبان نرم و ملكوتی و رفق و نرمی و مدارایش ـ در حالی كه خود آراسته به همه ی مكارم اخلاقی و فضایل معنوی و حسنات نفسی بود ـ در
﴿صفحه 172﴾
طول بیست و سه سالی كه در میان مردم بود بیوقفه و بدون خستگی بلكه در كمال نشاط و رغبت افراد و خانواده ها و جامعه را به آراسته شدن به مكارم اخلاقی سفارش كرد ، و حتی زمینه ی آراسته شدنشان را نیز در آن محیط فراهم آورد ; زیرا برای حضرتش روشن و یقینی بود كه امنیّت فرد و خانواده و جامعه و ظهور فضای اعتماد و صفا و سلامت و كرامت با مزیّن بودن مردم به حسنات اخلاقی میسّر است ، و خلأ حسنات سبب ناامنی و اضطراب و دعوا و نزاع و فساد و تیره بختی و از هم گسستن روابط انسان ها و زن و شوهرها و نهادهای اجتماعی و موجب نابودی وحدت و یكپارچگی امت اسلامی است .
او با این كه به عموم مردم در مسجد و در كوچه و بازار و در اجتماعات و حتی در میدان های جنگ و در مسیر سفرها آراسته شدن به حسنات اخلاقی را سفارش می كرد ، از این كه سفارش خود را در هر مكانی یا حتی در جای خلوتی متوجه یك فرد نماید امتناع نداشت .

رسیدن به عرفان عملی در پرتو حسنات اخلاقی

انتخاب روش پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله وسلم) چه در عمل و چه در گفتار و چه در اخلاق ، در حقیقت انتخاب صراط مستقیم ، و اجرای این حقایق با نیت پاك بندگی خدا و آراسته شدن به عرفان عملی است .
عارف واقعی در اسلام جز انسانی كه پس از روشن بودن قلبش به نور ایمان آراسته به این حقایق است كسی نیست .
عارفی كه شیخ الرئیس ابن سینا در اشارات می گوید :
عارف خواستار حق اوّل است و فقط شیفته ی اوست نه چیز دیگر ، و او را بر همه چیز ترجیح می دهد و از این جهت او را می پرستد ; زیرا فقط او را شایسته ی
﴿صفحه 173﴾
پرستش می داند(215) .
چنین انسانی است كه قلبش تسلیم خدا و باور دارنده ی قیامت و مطیع فرامین خدا و رسول و آراسته به مكارم اخلاقی و فضایل معنوی است .
صدر المتألّهین فیلسوف بزرگ اسلامی و عارف نامدار می فرماید :
مراتب قوّه ی عملیّه چهار قسم است :
1 ـ تهذیب و پیرایش منش ظاهر ، با به كار گرفتن قوانین آسمانی قرآن ، مانند قیام به عبادات و كفّ نفس از مشتهیات ممنوعه كه زمینه ی سازش روزه داری است .
2 ـ پاك كردن درون از عادت های زشت و بد و خلق و خوی ناپسند و پست .
3 ـ آرایش نفس و روان با صورت های قدسی .
4 ـ فنا و نیستی در ذات خود با ملاحظه ی جمال و جلال حضرت ربّ العالمین .
این كه در روایتی از رسول خدا نقل شده :
مَا أخلصَ عَبد للهِ أربعینَ صَباحاً إلاَّ جَرَت یَنابِیعُ الحِكْمةِ مِن قَلبِه عَلی لِسانهِ(216) .
عبد خود را به مدت چهل روز برای خدا خالص نمی كند ، مگر این كه چشمه های حكمت از دلش بر زبانش جاری می شود.
منظور از این خلوص ، یقیناً خلوص نیّت و پاك كردن باطن از همه ی رذایل و پاكیزه كردن ظاهر از خبائث اعمال است .
عطار عارف نامدار در این زمینه می فرماید :
﴿صفحه 174﴾
هر كه باشد اهل ایمان ای عزیز *** پاك دارد چار چیز از چار چیز
از ریا اوّل زبان را پاك دار *** خویشتن را بعد از این مؤمن شمار
پاك دار از كذب و از غیبت زبان *** تا كه ایمانت نیفتد در زبان
پاك اگر داری عمل را از ریا *** شمع ایمان تو را باشد ضیا
چون شكم را پاك داری داری از حرام *** مرد ایمان دار باشی والسلام
هر كه دارد این صفت باشد شریف *** ور ندارد دارد ایمان ضعیف
هر كه باطن از حرامش پاك نیست *** روح او را ره سوی افلاك نیست
هر كه را اندر عمل اخلاص نیست *** در جهان از بندگان خاص نیست
هر كه را كارش برای حق بود *** كار او پیوسته با رونق بود(217)

وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا
حشر ( 59 ) : 7

بخش هشتم: تعالیم اخلاقی حیات بخش پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم)