زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

تأخیر مرگ به سبب حسن خلق

پدر و مادر متدّین و باصفا و پاكی به یكی از پیامبران خدا به نام یهودا مراجعه كردند و گفتند : ما از زمان ازدواج اشتیاق به داشتن اولاد در قلبمان موج می زد ولی تاكنون كه سال هاست از ازدواج ما گذشته از نعمت اولاد بی بهره مانده ایم ، از شما درخواست دعا و شفاعت نزد حق داریم تا اگر مصلحت باشد فرزندی به ما عطا شود . خطاب رسید : به هر دو بگو من حاضرم پسری به آنان عنایت كنم ولی شب عروسی او شب مرگ اوست ، اگر می خواهند به آنان عطا نمایم !
وقتی پدر و مادر چنین خبری را شنیدند با یكدیگر مشورت كردند و نهایتاً گفتند : قبول كنیم شاید ما پیش از او بمیریم و حادثه ی تلخ مرگ او را نبینیم . فرزند به آنان عنایت شد . بیست و چند سال زحمت تربیت او را به دوش جان و دل كشیدند ، روزی به پدر و مادر گفت : جهت مصون ماندن از گناه نیازمند به ازدواجم . دختری آراسته را از خانواده ای معتبر نامزد او كردند . شوهر به همسرش گفت : داستان عجیبی است از یك طرف باید برای داماد لباس دامادی آماده كرد و از طرف دیگر كفن ، از جهتی باید شربت و شیرینی مهیا نمود و از جهتی دیگر سدر و كافور .
در هر صورت مجلس عروسی آماده شد . داماد و عروس را دست به دست دادند ، مهمانان و پدر و مادر نیمه شب به خانه های خود بازگشتند . پدر و مادر در انتظار حادثه نشستند ولی از خانه ی داماد خبری نیامد . هر دو به سوی خانه ی داماد رفتند تا جنازه ی او را از عروس تحویل بگیرند . هنگامی كه در زدند
﴿صفحه 169﴾
فرزندشان با كمال سلامت در را باز كرد ، چیزی نگفتند و به خانه ی خود باز گشتند .
مدتی گذشت ، خبری از مرگ جوان نشد . نزد یهودای پیامبر آمدند و سبب پرسیدند ، یهودا گفت : من از راز مطلب آگاهی ندارم ، باید از حضرت حق بپرسم اگر راز مطلب گفته شود به شما خبر دهم .
یهودا از حضرت حق سبب پرسید ، خطاب رسید شب عروسی هنگامی كه خلوت شد و داماد و عروس برای غذا خوردن كنار هم نشستند ، صدای ناله ای از بیرون شنیدند كه صاحب ناله می گفت تهیدستم ، دستم دچار بیماری فلج شده ، امشب گرسنه مانده ام و چیزی برای خوردن نصیبم نشده است . ای یهودا ! داماد با شوق فراوان ظرف غذای خود را نزد آن تهیدست آورد و گفت : هرچه می خواهی بخور . تهیدست وقتی سیر شد سر به دیوار خانه گذاشت و گفت : خدایا ! من كه عوضی ندارم به این جوان سخی مسلك و كریم دهم ، تو به عوض این محبتی كه در حق من كرد به عمرش بیفزا . من كه صاحب دفتر محو و اثباتم ، مرگ جوان را در آن شب از دفتر محو و حوادث تعلیقی محو كردم و هشتاد سال دیگر برای او ثبت نمودم .

تبلیغ اخلاق با آراسته بودن به اخلاق

هیچ راهی برای تبلیغ حسنات اخلاقی بهتر و نافذتر از این نیست كه خود انسان آراسته به حسنات باشد . مردم از آنجا كه عاشق زیبایی های ظاهر و زیبایی های معنوی هستند هنگامی كه مكارم اخلاقی را در انسان ببینند و خود را عاری و خالی از آن مشاهده كنند نسبت به خود دچار نهیب وجدان و شرم و حیا می شوند و خلأ حسنات اخلاقی در وجودشان به آنان سخت و دشوار می آید و سبب می شود كه به سوی زیبایی های اخلاقی كه در غیر خود می بینند
﴿صفحه 170﴾
و منافعش را در برخوردها و روابط ملاحظه می كنند روی آورند و آراسته به آن را الگو و اسوه ی خود قرار دهند .
اگر كسی آراسته به ارزش های اخلاقی نباشد ، و به تبلیغ آن در میان مردم بكوشد ، برای دعوتش ارجی نخواهند نهاد و سخن و كلامش در كسی نفوذ نخواهد كرد . ولی وقتی دعوت كننده ای را به زیورهای معنوی مزیّن ببینند سخنش را دلپذیر می یابند و كلامش را نافذ و مؤثّر حس می كنند و دعوتش را می پذیرند .
حضرت صادق (علیه السلام) در این زمینه روایت بسیار مهمی به این مضمون دارند :
كُونُوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَیْرِ ألْسِنَتِكُم ، لِیَرَوْا مِنكُم الوَرَعَ وَالإجتِهادَ وَالصَّلاةَ وَالخَیرَ فَإنَّ ذَلِك داعِیةٌ(211) .
دعوت كنندگان مردم ( به حسنات و مكارم به ) غیر زبانتان باشید ، ( با اعمال و اخلاق نیك خود مردم را به حقایق جذب كنید ، ) مردم باید ( از شما شیعیان ما ) پاك دامنی و كوشش در راه خدا و نماز و هر كار خیری را مشاهده كنند ; زیرا این واقعیات كشاننده ی آنان ( به عرصه ی پاكی و اخلاق و كردار نیك است ) .

بزرگترین معلم اخلاق

پیامبر اسلام كه مبلغ دین در میان مردم بود ، علاوه بر این كه عشق شدیدی به حسنات و مكارم داشت و از زشتی های اخلاق بسیار بسیار متنفّر بود ، عملا به همه ی حسنات و مكارم اخلاقی آراسته بود ، و آراستگی اش به ارزش های اخلاقی سبب دین دار شدن مردم و تا اندازه ای آراسته شدنشان به حسنات
﴿صفحه 171﴾
اخلاقی و ارزش های عملی بود .
او چنان شیفته ی مكارم و ارزش های اخلاقی بود كه پیوسته از خدای مهربان می خواست او را به آداب نیك و محاسن اخلاق آراسته كند ، و همیشه این دعا به زبان مباركش با حال تضرّع و زاری جاری بود :
اللهمّ حَسِّن خُلْقِی وَاللّهمّ جَنّبنی مُنكرات أخلاق(212) .
خدایا ! اخلاقم را نیكو گردان ، خدایا ! مرا از زشتی های اخلاق بركنار بدار .
حسنات اخلاقی او و پاكی اش از زشتی های اخلاق در حدی بود كه از اخلاق او تعبیر شد به این كه خلق و خویش قرآن است .
كانَ خُلقُ رَسولُ اللهِ القُرآن(213) .
اخلاق پیامبر خدا قرآن بود .
خدای بزرگ در قرآن مجید اجرای عدالت را در همه ی امور و احسان به همگان و پرداخت مال به خویشان و صبر در برابر حوادث و استقامتورزی در وظایف و عفو و گذشت و چشم پوشی و مهرورزی و دفع بدی را به نیكی و فرو خوردن خشم و روی گردانی از جاهلان و صله ی رحم و رفق و مدارا و رأفت و رحمت به دیگران را از او خواست ; و او هم با همه ی وجود خواسته های پروردگارش را عملی كرد تا جایی كه خدا از اخلاقش به عنوان اخلاق عظیم یاد كرد(214) .
او با قلب مهربان و زبان نرم و ملكوتی و رفق و نرمی و مدارایش ـ در حالی كه خود آراسته به همه ی مكارم اخلاقی و فضایل معنوی و حسنات نفسی بود ـ در
﴿صفحه 172﴾
طول بیست و سه سالی كه در میان مردم بود بیوقفه و بدون خستگی بلكه در كمال نشاط و رغبت افراد و خانواده ها و جامعه را به آراسته شدن به مكارم اخلاقی سفارش كرد ، و حتی زمینه ی آراسته شدنشان را نیز در آن محیط فراهم آورد ; زیرا برای حضرتش روشن و یقینی بود كه امنیّت فرد و خانواده و جامعه و ظهور فضای اعتماد و صفا و سلامت و كرامت با مزیّن بودن مردم به حسنات اخلاقی میسّر است ، و خلأ حسنات سبب ناامنی و اضطراب و دعوا و نزاع و فساد و تیره بختی و از هم گسستن روابط انسان ها و زن و شوهرها و نهادهای اجتماعی و موجب نابودی وحدت و یكپارچگی امت اسلامی است .
او با این كه به عموم مردم در مسجد و در كوچه و بازار و در اجتماعات و حتی در میدان های جنگ و در مسیر سفرها آراسته شدن به حسنات اخلاقی را سفارش می كرد ، از این كه سفارش خود را در هر مكانی یا حتی در جای خلوتی متوجه یك فرد نماید امتناع نداشت .