فهرست کتاب


زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

چهار خصلت اخلاقی

فضایل اخلاقی چنان كه از روایات استفاده می شود ، علاوه بر این كه زینت و آراستگی انسان است ، سبب شست و شوی گناه از پرونده و عامل جلب رحمت و مغفرت حضرت حق و موجب حفظ ارزش و قیمت انسان است .
كتاب شریف كافی كه از معتبرترین كتاب های شیعه و بازگو كننده ی مكتب اهل بیت (علیهم السلام) است روایت بسیار مهمی را از حضرت صادق (علیه السلام) در این زمینه نقل كرده است :
أربعُ مَن كُنَّ فیه كَمُلَ إیمانُهُ وَإن كانَ مِن قَرْنِهِ إلَی قَدَمِهِ ذُنُوباً لَم یَنْقُصْهُ ذَلِك ، قالَ : وَهُو الصّدقُ وأداءُ الأمانةِ وَالحَیاءُ وَحُسنُ الخُلُقِ(206) .
چهار خصلت است اگر در كسی باشد ایمانش كامل می شود ، اگرچه از سر تا پایش گناهانی باشد ، این گناهان چیزی از او نمی كاهد ; فرمود : و آن چهار چیز : صدق و ادای امانت و حیا و حسن خلق است .
﴿صفحه 166﴾
راستی كسی كه ظاهر و باطنش به صدق و درستی آراسته است ، یعنی زبان و دلش راستگو و صادق است و به جان و آبرو و مال و اسرار مردم امین است و در خلوت و آشكار از پروردگارش شرم می كند و با همه ی انسان هایی كه ارتباط دارد خوش اخلاق است چرا ایمانش كامل نشود ؟ در حالی كه این خصلت های عالی اخلاقی موجب جلب توفیق از جانب حق برای ازدیاد ایمان است ، و چرا گناهان گرچه سر تا پایش را فرا گرفته باشد چیزی از او بكاهد ؟ در حالی كه با بودن این چهار خصلت رحمت و مغفرت حق به جوش می آید و همه ی گناهان را از پرونده اش می شوید و چیزی از آنها باقی نمی ماند تا از ارزش وی بكاهد !
در این زمینه از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) روایت بسیار مهمی نقل شده است :
أربعٌ مَن كُنَّ فِیهِ كَمُلَ إیمانُهُ وَمُحِّصَتْ عَنْهُ ذُنوبه ولَقِیَ ربَّهُ وَهُو عَنهُ راض ، مَنْ وَفَی للهِ بِما جَعل عَلی نَفسِهِ لِلنّاسِ ، وَصَدقَ لِسانُهُ مَعَ النّاسِ ، وَاسْتَحْیَا مِن كُلِّ قَبیح عِند اللهِ وَعِند النّاسِ ، وَیَحسُنُ خُلُقُه مَعَ أهلِهِ(207) .
چهار چیز است كه اگر در كسی باشد ایمانش كامل می شود و گناهانش از پرونده اش پاك می گردد و پروردگارش را ملاقات می كند در حالی كه از او راضی و خشنود است : كسی كه آنچه از امور مثبت به نفع مردم بر عهده ی خود قرار داده برای خدا وفا كند ، و زبانش با مردم راست بگوید ، و از هر قبیح و زشتی در پیشگاه خدا و مردم شرم كند ، و اخلاقش با خانواده اش نیكو باشد .
ملاحظه كنید ! این روایت خصلت های باارزش اخلاقی را سبب كامل شدن ایمان و پاك شدن گناهان و موجب خشنودی خدا می داند . این كه در این نوشتار
﴿صفحه 167﴾
بر این معنی اصرار می شود كه خصلت های پاك و مكارم اخلاق و حسنات نفسی نخواهد گذاشت سیاهی گناه در اوراق پرونده باقی بماند بی دلیل نیست ; یكی از دلایلش همین روایتی است كه امام باقر (علیه السلام) از پدر بزرگوارش حضرت سجّاد (علیه السلام)نقل كرده است و گفتار حضرت سجّاد (علیه السلام) هم بر اساس یكی از آیات سوره ی مباركه ی نور است كه در آن آیه خدای مهربان پاره ای از خصلت های زیبای اخلاقی را سبب آمرزش گناهان می داند :
( ... وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا أَلاَ تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ)(208) .
و ] مردم [ باید ] در برابر خلاف كاریهای دیگران عفو و گذشت [ داشته باشند و ] از افراط در عكس العمل و خشونت و تجاوز از حدود الهی [صرف نظر كنند ، ] ای مردم ! [ آیا دوست ندارید خدا از شما بگذرد ؟
] ـ قطعاً دوست دارید پس برای بدست آوردن آمرزش و گذشت خدا گذشت كنید و صرف نظر نمایید ـ [ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است .
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در روایات بسیاری خصلت های اخلاقی را سبب ورود در بهشت می داند و زشتی های اخلاقی را موجب دچار شدن به آتش دوزخ قلمداد می كند :
. . . وَأكثَرُ مَا یَلِجُ بِهِ أُمَّتی الجنّةَ ، تَقوَی اللهِ وَحُسْنُ الخُلُق(209) .
اكثر چیزی كه به وسیله ی آن امت من وارد بهشت می شوند ، رعایت تقوا و پرهیزكاری و حسن خلق است .
امام صادق (علیه السلام) در روایتی حسن خلق را از دین و سبب زیاد شدن روزی می داند :
﴿صفحه 168﴾
حُسْنُ الخُلُقِ مِن الدّینِ وَهُو یَزِیدُ فِی الرِّزقِ(210) .
حسن خلق ریشه در دین دارد و سبب زیاد كردن روزی است .

تأخیر مرگ به سبب حسن خلق

پدر و مادر متدّین و باصفا و پاكی به یكی از پیامبران خدا به نام یهودا مراجعه كردند و گفتند : ما از زمان ازدواج اشتیاق به داشتن اولاد در قلبمان موج می زد ولی تاكنون كه سال هاست از ازدواج ما گذشته از نعمت اولاد بی بهره مانده ایم ، از شما درخواست دعا و شفاعت نزد حق داریم تا اگر مصلحت باشد فرزندی به ما عطا شود . خطاب رسید : به هر دو بگو من حاضرم پسری به آنان عنایت كنم ولی شب عروسی او شب مرگ اوست ، اگر می خواهند به آنان عطا نمایم !
وقتی پدر و مادر چنین خبری را شنیدند با یكدیگر مشورت كردند و نهایتاً گفتند : قبول كنیم شاید ما پیش از او بمیریم و حادثه ی تلخ مرگ او را نبینیم . فرزند به آنان عنایت شد . بیست و چند سال زحمت تربیت او را به دوش جان و دل كشیدند ، روزی به پدر و مادر گفت : جهت مصون ماندن از گناه نیازمند به ازدواجم . دختری آراسته را از خانواده ای معتبر نامزد او كردند . شوهر به همسرش گفت : داستان عجیبی است از یك طرف باید برای داماد لباس دامادی آماده كرد و از طرف دیگر كفن ، از جهتی باید شربت و شیرینی مهیا نمود و از جهتی دیگر سدر و كافور .
در هر صورت مجلس عروسی آماده شد . داماد و عروس را دست به دست دادند ، مهمانان و پدر و مادر نیمه شب به خانه های خود بازگشتند . پدر و مادر در انتظار حادثه نشستند ولی از خانه ی داماد خبری نیامد . هر دو به سوی خانه ی داماد رفتند تا جنازه ی او را از عروس تحویل بگیرند . هنگامی كه در زدند
﴿صفحه 169﴾
فرزندشان با كمال سلامت در را باز كرد ، چیزی نگفتند و به خانه ی خود باز گشتند .
مدتی گذشت ، خبری از مرگ جوان نشد . نزد یهودای پیامبر آمدند و سبب پرسیدند ، یهودا گفت : من از راز مطلب آگاهی ندارم ، باید از حضرت حق بپرسم اگر راز مطلب گفته شود به شما خبر دهم .
یهودا از حضرت حق سبب پرسید ، خطاب رسید شب عروسی هنگامی كه خلوت شد و داماد و عروس برای غذا خوردن كنار هم نشستند ، صدای ناله ای از بیرون شنیدند كه صاحب ناله می گفت تهیدستم ، دستم دچار بیماری فلج شده ، امشب گرسنه مانده ام و چیزی برای خوردن نصیبم نشده است . ای یهودا ! داماد با شوق فراوان ظرف غذای خود را نزد آن تهیدست آورد و گفت : هرچه می خواهی بخور . تهیدست وقتی سیر شد سر به دیوار خانه گذاشت و گفت : خدایا ! من كه عوضی ندارم به این جوان سخی مسلك و كریم دهم ، تو به عوض این محبتی كه در حق من كرد به عمرش بیفزا . من كه صاحب دفتر محو و اثباتم ، مرگ جوان را در آن شب از دفتر محو و حوادث تعلیقی محو كردم و هشتاد سال دیگر برای او ثبت نمودم .

تبلیغ اخلاق با آراسته بودن به اخلاق

هیچ راهی برای تبلیغ حسنات اخلاقی بهتر و نافذتر از این نیست كه خود انسان آراسته به حسنات باشد . مردم از آنجا كه عاشق زیبایی های ظاهر و زیبایی های معنوی هستند هنگامی كه مكارم اخلاقی را در انسان ببینند و خود را عاری و خالی از آن مشاهده كنند نسبت به خود دچار نهیب وجدان و شرم و حیا می شوند و خلأ حسنات اخلاقی در وجودشان به آنان سخت و دشوار می آید و سبب می شود كه به سوی زیبایی های اخلاقی كه در غیر خود می بینند
﴿صفحه 170﴾
و منافعش را در برخوردها و روابط ملاحظه می كنند روی آورند و آراسته به آن را الگو و اسوه ی خود قرار دهند .
اگر كسی آراسته به ارزش های اخلاقی نباشد ، و به تبلیغ آن در میان مردم بكوشد ، برای دعوتش ارجی نخواهند نهاد و سخن و كلامش در كسی نفوذ نخواهد كرد . ولی وقتی دعوت كننده ای را به زیورهای معنوی مزیّن ببینند سخنش را دلپذیر می یابند و كلامش را نافذ و مؤثّر حس می كنند و دعوتش را می پذیرند .
حضرت صادق (علیه السلام) در این زمینه روایت بسیار مهمی به این مضمون دارند :
كُونُوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَیْرِ ألْسِنَتِكُم ، لِیَرَوْا مِنكُم الوَرَعَ وَالإجتِهادَ وَالصَّلاةَ وَالخَیرَ فَإنَّ ذَلِك داعِیةٌ(211) .
دعوت كنندگان مردم ( به حسنات و مكارم به ) غیر زبانتان باشید ، ( با اعمال و اخلاق نیك خود مردم را به حقایق جذب كنید ، ) مردم باید ( از شما شیعیان ما ) پاك دامنی و كوشش در راه خدا و نماز و هر كار خیری را مشاهده كنند ; زیرا این واقعیات كشاننده ی آنان ( به عرصه ی پاكی و اخلاق و كردار نیك است ) .