فهرست کتاب


زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

مراتب حیات

برای این كه بتوان به بخشی از آثار مكارم اخلاق و جایگاهی كه در زندگی
﴿صفحه 157﴾
دارد و این كه در خیمه ی حیات چه نور پرفایده ای را می افشاند باز گفت ، ناچار باید مقدمه ای را در رابطه با حیات ذكر كرد ; مقدمه ای كه از مضامین آیات قرآن و روایات اهل بیت استفاده شده است .
حیات و زندگی از نظر آیات و روایات دارای چهار مرتبه است :
1 ـ حیات طبیعی . 2 ـ حیات معنوی و انسانی . 3 ـ حیات طیّبه . 4 ـ حیات برتر و ملكوتی ; كه هر یك از آنها آثاری از خود در دنیا و آخرت آشكار می كنند .

حیات طبیعی یا مادّی

حیات مادّی از نظر ماهیّت ، مساوی با حیات حیوانات است ، ولی از نظر آثار به خاطر این كه صاحبش دارای آزادی و اختیار است و حیاتش عاری از قیود عقلی و فطری و دینی است با آثار حیات حیوانی متفاوت است .
انسان در چهارچوب حیات طبیعی و مادّی دنیا را آخرین منزل می داند و تمام اهدافش خلاصه ی در به چنگ آوردن جاه و مقام و مال و ثروت می شود . در حصار این حیات از دیدن حقایق كور ، و از شنیدن مواعظ كر ، و از گفتن حق و پرسیدن از معارف لال ، و از فهم واقعیات عاجز و ناتوان است .
در خیمه ی این حیات تمام همّت انسان ، لذّت بری و پیروی از شهوات و بندگی نسبت به هوا و هوس است ; و اگر نتواند مقاصد شومش را تأمین كند تا جایی كه قدرتش اقتضا كند به درندگی و ستم و تجاوز و غارت حقوق مردم دست می زند ، و از نظر رفتار و منش از هر جنبنده ای شرورتر می گردد . در این زمینه فقط به دو آیه از آیات بسیاری كه از انسان چنین چهره ای را نشان می دهد بسنده می شود :
( لَهُمْ قُلُوبٌ لاَیَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَیُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَیَسْمَعُونَ
﴿صفحه 158﴾
بِهَا أُولئِكَ كَالاَْنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ )(194) .
برای آنان دل هایی است كه با آن به فهم و درك حقایق برنمی خیزند ، و دیدگانی است كه با آن واقعیات را نمی نگرند و گوش هایی است كه با آن صدای حق را نمی شنوند ، اینان چون چهارپایان بلكه گمراه ترند و اینان بی خبرانند .
( وَالَّذِینَ كَفَرُوا یَتَمَتَّعُونَ وَیَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْویً لَهُمْ )(195) .
و كسانی كه به انكار حقایق برخاستند همواره دنبال لذت جویی و چون چهارپایان دنبال شكم پر كردن هستند و آتش جایگاه آنان است .

حیات معنوی

حیات معنوی ، حیاتی است كه از آراسته شدن به ایمان و عمل صالح و حسنات اخلاقی به دست می آید . مقدمه ی ظهور این حیات گوش دادن به ندای حق و پیام پیامبران و صدای عرشی و ملكوتی امامان و باور كردن حقایق و به كار گرفتن واقعیات است .
خدا در قرآن انسان را پیش از ورود به این حیات پرارزش ـ گرچه از حیات طبیعی و مادی برخوردار باشد ـ مرده می داند :
( إِنَّكَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَی وَلاَ تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ . . . )(196) .
یقیناً تو نمی توانی به این مردگان ] زنده نما و لجوجان متعصّب [ چیزی را بشنوانی ، و نمی توانی به كران صدایت را برسانی .
﴿صفحه 159﴾
انسان پس از این كه قلبش با وحی الهی بیعت كرد و گوشش وقف شنیدن صدای حق شد ، و آماده ی انجام فرمان های پروردگار گشت ، به عرصه ی حیات معنوی وارد می شود و از آثار آن كه تجلی فیوضات حق و رفتار نیك با مردم و توشه برداری برای آخرت است بهره مند می شود(197) .
( وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لاَنُكَلِّفُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَهَا أُولئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ )(198) .
و آنان كه ایمان آوردند و كارهای شایسته انجام دادند اهل بهشتند و در آن جاودانه اند ، ما كسی را جز به اندازه ی وسع و گنجایشش به دینداری و اجرای وظایف تكلیف نمی كنیم . تا همه بدانند كه ورود به حیات معنوی انحصاری و مربوط به ارواح قدسیه نیست بلكه همگان تا قیامت می توانند از این نوع حیات بهره مند شوند .
بركت یافتن در زندگی ، چشیدن طعم ایمان ، امین بودن ، بصیرت ، توبه ، جهاد با مال و جان ، احسان ، انفاق ، مهر ورزی ، حلم و بردباری و . . . از آثار پرقیمت و باارزش حیات معنوی است .