زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

برگشت به اخلاق راه نجات از مفاسد

خلأ زندگی از حسنات اخلاقی بسیار خطرناك و وحشت زا و عاملی برای آماده كردن سقوط انسان از انسانیت و وسیله ای برای نابودی و هلاكت جامعه است .
هرگاه افراد جامعه ولااقل اكثریت آن به فضایل اخلاق متصف نباشند ، و غرایز نفسانی لگامی از عقل و ایمان و تقوا نداشته باشند ، سیر زندگی بس صعب و دشوار و جامعه كه برای تعاون و در نتیجه سعادت افرادش شكل گرفته تبدیل به جهنمی سوزان خواهد شد ، مانند جامعه ی امروزی بشر كه سرا پا شراره ی سوزان و شكنجه است !
قباحت از قبایح برداشته شده و در همه ی شؤون زندگی بیماری مهلك فساد رخنه كرده است . هركس دستش برسد از خون دیگران تغذیه می كند و اگر ضعیف و ناتوان یا ـ به ندرت به خاطر تقوا ـ گرگ و زالو نبود باید بمیرد .
ملت هایی كه مرگ و انقراض آنان را در نیستی فرو بُرد و اكنون نامی از ایشان نمانده ، و قرن ها دارای عظمت و آبرو بودند ، به حكم همان تواریخی كه نامشان را در آنجا می خوانیم عیناً در چنگال مفاسدی افتاده بودند كه جامعه ی بشری
﴿صفحه 130﴾
امروز غرق در آن مفاسد است !
با كمال تأسف پرتگاه نیستی ، غرقاب فنا برای سقوط ، و فرو بردن جامعه ی فعلی در همه ی مناطق جهان، دهان گشاده وتمام موجبات سقوط وانقراض مهیاست.
ملت ها به مفاسد خو گرفته اند و فساد در نظرشان عادی شده است . هر روز كم و بیش فقر عمومی ـ چه در جهت مادی و چه در جهت معنوی و نتایج شوم آن ـ و شیوع فحشا و علنی بودن آن ، بدون پرده در جراید و مجلات دنیا منعكس است و نیاز به تفصیل ندارد .
بشر برای نجات از این همه مفاسد و مهالك هیچ راهی جز برگشت به گردونه ی ایمان به خدا و قیامت و آراسته شدن به حسنات اخلاقی ندارد . بشر آن گاه از همه ی جانداران برتر می شود كه از خود شخصیت اخلاقی بسازد ، علم فقه و حقوق و هندسه و ریاضی و پزشكی گرچه برای رفاه جامعه لازم است ـ اما نه به صورت واجب عینی بر همه كس ـ ولی دارا بودن راستی و امانت و معاونت با غیر و سایر فضایل اخلاقی بر فرد فرد بشر واجب عینی است و اگر چند تنی در جامعه و ملتی یا در جهان به این فضایل ممتاز بودند این تكلیف حیاتی از دیگران ساقط نیست .
همه كس و هر فرد باید راستگو و صریح و شجاع و امین و دارای اخلاق و ملكات فاضله باشد ، تا به حق انسانیت خود كه عبارت از تربیت جهت ممتازه است قیام كند وگرنه انسان نیست ; یعنی آنچه را كه در پرتو آن از جانوران برتری یافته ضایع و باطل كرده است و نشاید كه نامش نهند آدمی ، به همین خاطر خطاب های قرآن « یا أیها النّاس » است و دیدیم كه از پرتو تابش انوار هدایت چه آلودگانی كه خواستند از آلودگی برهند به راه راست آمده و پاك شدند و به مقاماتی رسیدند(160)


ارْحَمُوا تُرْحَموا وَاغفِروا یُغْفَرْ لَكُم
كنز العمال : 3 / 164

بخش ششم: كشتزار دنیا و دروگاه آخرت

دنیا مزرعه ی آخرت

از آیات قرآن و روایات استفاده می شود كه خدای مهربان دنیا را برای بندگانش به منزله ی مزرعه و كشتزار برای آخرت قرار داده است . انسان باید در سایه ی تعالیم وحی و هدایت انبیا و امامان چند روزی كه در دنیاست مانند زارعی عاقل و دهقانی بصیر بذر ایمان و عمل صالح و حسن خلق را در این كشتزار بپاشد ، و پس از ورود به آخرت بهترین محصول و میوه را كه رضای حق و بهشت جاوید است تحصیل كند .
انسان با همه ی وجود باید مواظب باشد زرق و برق امور مادی ، و ظاهر دل فریب اجناس و عناصر ، او را از زراعت برای آخرت غافل نكند ، و به هوا و هوس و شهوات نامناسب دچار ننماید ، و از شاهراه هدایت به دركات انحراف و ضلالت نیندازد ، كه اگر چنین شود از وجود او موجودی چون فرعون و قارون و نمرود و شداد و معاویه و یزید ساخته می شود كه به چیزی در دنیا جز آدم كشی و غارتگری و پایمال كردن حقوق انسان ها و مخالفت با حقایق و ضدّیت با پیامبران و امامان رضایت نخواهد داد .
آنان كه با بی خبری از حقایق و جهل به معارف و جدای از هدایت حق زندگی می كنند ، منتهای آرزو و آخرین هدف و تنها مقصدشان دنیاست ، و ماورای آن چیزی را نمی بینند . آنان با چنین اندیشه ای یقیناً گرد حقایق نمی گردند ، و به شجره ی طیبه ی ایمان وصل نمی شوند ، و عمل صالحی را انجام نمی دهند ، و به
﴿صفحه 134﴾
مكارم اخلاقی آراسته نمی گردند ; وجودشان از نظر سیرت و حركات از هر حیوانی حیوان تر و از هر درنده ای درنده تر و از هر شیطانی خبیث تر است .
اینان به خاطر گرایش غلط و اشتباه و باطلشان به دنیا ، قلبشان هم چون سنگی سخت و بلكه سخت تر از سنگ است كه هیچ بذری از بذرهای معنوی و الهی و ملكوتی در قلبشان رشد و نمو نمی كند ، بلكه بذرهای معنوی در قلب آنان تباه و ضایع می گردد .
اینان به خاطر این كه از این حقیقت ناب كه در كلام معصوم آمده كه :
الدُّنیا مَزْرَعَةُ الآخِرَة(161) .
دنیا مزرعه ی آخرت است .
غافلند . در شوره زار وجودشان جز بذر گناه و معصیت نمی كارند ; بذری كه محصولش خشم و نفرت خدا و عذاب دردناك دوزخ است .
دنیایی كه در قرآن و روایات مذمت شده در حقیقت نگاه این گونه بی خبران و برداشت اشتباه آنان و اندیشه ی باطل و غلط ایشان است كه به سبب انحراف در نگاه و برداشت و اندیشه عناصر و اجناس و مواد و ابزار را جز در مسیر شهوات حیوانی و غرایز نفسانی و هرگونه گناه و معصیت و زشتی و آلودگی به كار نمی گیرند ، و خود را به خسارت ابدی و زیان همیشگی دچار می كنند .
اتصال به چنین دنیایی با چنین نگاه و برداشت و اندیشه ای عامل تخریب انسانیت و از دست دادن آخرت آباد و محروم ماندن از فیوضات حضرت رب الارباب و دور شدن از رحمت حق و دچار شدن به پوچی و پوكی و بر باد رفتن استعدادهای معنوی و سقوط در منجلاب معاصی و ورود به هلاكت ابدی و باز ماندن از سعادت و خوشبختی همیشگی و سرمدی است .
﴿صفحه 135﴾
از دیدگاه قرآن و روایات ، دنیا مدرسه ای است كه باید در آن معرفت آموخت ; خزینه ای است كه باید در آن گنج سعادت اندوخت ; خیاط خانه ای است كه باید در آن برای جسم و جان لباس طاعت و عبادت دوخت ; و گذرگاهی است كه باید از آن به سوی آخرت كوچید ; و مزرعه ای است كه باید در آن بذر ایمان و عمل و اخلاق كاشت .
بدان ای دل اگر هستی تو عاقل *** كه یك دم می نشاید بود غافل
به روز و شب عبادت كرد باید *** دل و جانت قرین درد باید
از آن بخشیدت ای جان زندگی را *** كه تا بندی كمر مر بندگی را
به راه بندگی چون اندر آیی *** به قدر وسع خود جهدی نمایی
عبادت را اساس راه دین دان *** عبادت بود مقصودش یقین دان
به كارت هرچه آمد ظاهر شرع *** بیاموز از فقیهی اصل تا فرع
وضو و غسل و اركان طهارت *** تمامت فهم كن اندر عبادت
همان حكم نماز و روزه ی خویش *** بخوان و فهم كن آن گه بیندیش
همان حكم زكات و حج یك سر *** اگر مالت بود بر خوان ز دفتر
همان حكم حلال و هر حرامی *** همی خوان تا كه یابی نیك نامی
ز شخص عالم این یكسر بیاموز *** كه تا روزت شود پیوسته فیروز
ز غیر حق تبری كن تو جانا *** كه تا بینا شوی در راه و دانا