زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

پنج ویژگی و خصلت از نیكان

عَن أبی جعفر (علیه السلام) قَال : سُئِلَ النَّبیُّ عَن خِیارِ العِبادِ ، فَقَال : الَّذِینَ إذَا أحْسَنُوا
﴿صفحه 127﴾
اسْتَبشَرُوا ، وَإذَا أساؤُوا اسْتَغفَرُوا ، وَإذَا أُعْطُوا شَكَرُوا ، وَإذَا ابْتُلُوا صَبَرُوا ، وَإذَا غَضِبُوا غَفَرُوا(157) .
امام باقر (علیه السلام) فرمود : از پیامبر درباره ی بهترین بندگان سؤال شد ، حضرت فرمود : كسانی اند كه چون كار نیكی انجام دهند خوشحال و شاد می شوند ، و هنگامی كه كار زشتی از آنان سر زند از خدا طلب مغفرت می كنند ، و زمانی كه نعمتی به آنان عطا شود سپاس می گزارند ، و چون به بلا و آزمایشی مبتلا شوند صبر و شكیبایی میورزند ، و هنگامی كه از كسی به خشم آیند گذشت می كنند .
آری ، یكی از نشانه های بندگان حق این است كه چون كار نیكی مانند عبادت و خدمت به خلق و به كارگیری حسنات از آنان صادر می شود خوشحال می گردند ; و خوشحالی آنان به خاطر این است كه خدای مهربان توفیق انجام نیكی ها را رفیق راهشان كرد و شادمان از اینند كه جسم و جان و وقت را برای خدا هزینه كرده اند .
ولی آلودگان به رذایل اخلاقی به اختیار خود و برای خدا به عبادت قیام نمی كنند ; عبادات آنان به خاطر اهدافی پلید و برای خودنمایی است و چون خود را در میان اهل ایمان می بینند به اجبار و زور باطنی به گردونه ی عبادت درمی آیند و در حال عبادت هم از این كه ناچار به عبادت شده اند ناراحتند و عبادت را از روی بی میلی و كسالت انجام می دهند ; چنان كه قرآن درباره ی منافقان فرموده :
( إِنَّ الْمُنَافِقِینَ یُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَی الصَّلاَةِ قَامُوا كُسَالی یُرَاءُونَ النَّاسَ وَلاَ یَذْكُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِیلاً )(158) .
﴿صفحه 128﴾
یقیناً منافقان با خدا خدعه می كنند و خدا كیفر خدعه ی آنان را خواهد داد و هنگامی كه به نماز برمی خیزند با كسالت و بی میلی برمی خیزند ، در عبادت خود ریاكارند و خدا را جز بسیار اندك یاد نمی كنند .
( وَمَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلاَّ أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلاَ یَأْتُونَ الصَّلاَةَ إِلاَّ وَهُمْ كُسَالَی وَلاَ یُنفِقُونَ إِلاَّ وَهُمْ كَارِهُونَ )(159) .
و چیزی آنان را از پذیرفته شدن انفاق هایشان باز نداشت جز این كه به خدا و به رسولش كفر ورزیدند و جز با كسالت به سوی نماز نمی آیند و جز با بی میلی انفاق نمی كنند .
قرآن مجید و روایات ، از طرفی به انسان نسبت به حقایق آگاهی و معرفت می دهند ، و از سوی دیگر با بیان واقعیات اخلاقی درونش را تلطیف می كنند تا آماده ی پذیرفتن احكام حق و اجرای فرامین خدا گردد .
انسان اگر از قرآن و روایات كسب آگاهی و معرفت نكند و موارد اخلاقی را از آن دو منبع گرانبها نشناسد ، به كفر و شرك و نفاق باقی می ماند و هیچ كار پسندیده ای را از روی شوق و ذوق انجام نمی دهد ، و در هیچ امری تقوای الهی را رعایت نمی كند و خود را ملزم به بندگی حق و ادای حقوق مردم نخواهد دانست .

جایگاه اخلاق در معارف الهی

ما اگر در آیات قرآن به مسائل فقهی دقت كنیم خواهیم یافت كه آیات مربوط به احكام فقهی نزدیك به پانصد آیه می شود ; ولی در رابطه با حقایق اخلاقی و حسنات نفسانی از ابتدا تا انتهای قرآن مجید سوره به سوره و صفحه به صفحه به مكارم اخلاقی اشاره شده و كثرت روایات هم در این زمینه به اندازه ای است كه از مجموع آنها كتاب ها به وجود آمده است .
﴿صفحه 129﴾
شما در كتابهای كافی ، وافی ، وسائل الشیعه ، محجة البیضاء و بحار الانوار و همه ی تفاسیر قرآن و كتب معتبر روایی ، صفحه ای را نمی بینید مگر این كه حدیثی یا احادیثی در رابطه با مكارم اخلاق در آن هست . این همه آیه و روایت درباره ی ارزش های اخلاقی نشانگر جایگاه ویژه ی اخلاق در معارف الهی است ، و بر ماست كه به حسنات اخلاقی با دیدی دیگر بنگریم و برای این حقایق پرارزش حسابی دیگر باز كنیم و بكوشیم كه وجود ما از هیچ یك از آن حسنات خالی نباشد ; زیرا حسنات و مكارم اخلاقی بهترین بستر برای پذیرفتن حقایق و اجرای آنها در همه ی شؤون زندگی است .

برگشت به اخلاق راه نجات از مفاسد

خلأ زندگی از حسنات اخلاقی بسیار خطرناك و وحشت زا و عاملی برای آماده كردن سقوط انسان از انسانیت و وسیله ای برای نابودی و هلاكت جامعه است .
هرگاه افراد جامعه ولااقل اكثریت آن به فضایل اخلاق متصف نباشند ، و غرایز نفسانی لگامی از عقل و ایمان و تقوا نداشته باشند ، سیر زندگی بس صعب و دشوار و جامعه كه برای تعاون و در نتیجه سعادت افرادش شكل گرفته تبدیل به جهنمی سوزان خواهد شد ، مانند جامعه ی امروزی بشر كه سرا پا شراره ی سوزان و شكنجه است !
قباحت از قبایح برداشته شده و در همه ی شؤون زندگی بیماری مهلك فساد رخنه كرده است . هركس دستش برسد از خون دیگران تغذیه می كند و اگر ضعیف و ناتوان یا ـ به ندرت به خاطر تقوا ـ گرگ و زالو نبود باید بمیرد .
ملت هایی كه مرگ و انقراض آنان را در نیستی فرو بُرد و اكنون نامی از ایشان نمانده ، و قرن ها دارای عظمت و آبرو بودند ، به حكم همان تواریخی كه نامشان را در آنجا می خوانیم عیناً در چنگال مفاسدی افتاده بودند كه جامعه ی بشری
﴿صفحه 130﴾
امروز غرق در آن مفاسد است !
با كمال تأسف پرتگاه نیستی ، غرقاب فنا برای سقوط ، و فرو بردن جامعه ی فعلی در همه ی مناطق جهان، دهان گشاده وتمام موجبات سقوط وانقراض مهیاست.
ملت ها به مفاسد خو گرفته اند و فساد در نظرشان عادی شده است . هر روز كم و بیش فقر عمومی ـ چه در جهت مادی و چه در جهت معنوی و نتایج شوم آن ـ و شیوع فحشا و علنی بودن آن ، بدون پرده در جراید و مجلات دنیا منعكس است و نیاز به تفصیل ندارد .
بشر برای نجات از این همه مفاسد و مهالك هیچ راهی جز برگشت به گردونه ی ایمان به خدا و قیامت و آراسته شدن به حسنات اخلاقی ندارد . بشر آن گاه از همه ی جانداران برتر می شود كه از خود شخصیت اخلاقی بسازد ، علم فقه و حقوق و هندسه و ریاضی و پزشكی گرچه برای رفاه جامعه لازم است ـ اما نه به صورت واجب عینی بر همه كس ـ ولی دارا بودن راستی و امانت و معاونت با غیر و سایر فضایل اخلاقی بر فرد فرد بشر واجب عینی است و اگر چند تنی در جامعه و ملتی یا در جهان به این فضایل ممتاز بودند این تكلیف حیاتی از دیگران ساقط نیست .
همه كس و هر فرد باید راستگو و صریح و شجاع و امین و دارای اخلاق و ملكات فاضله باشد ، تا به حق انسانیت خود كه عبارت از تربیت جهت ممتازه است قیام كند وگرنه انسان نیست ; یعنی آنچه را كه در پرتو آن از جانوران برتری یافته ضایع و باطل كرده است و نشاید كه نامش نهند آدمی ، به همین خاطر خطاب های قرآن « یا أیها النّاس » است و دیدیم كه از پرتو تابش انوار هدایت چه آلودگانی كه خواستند از آلودگی برهند به راه راست آمده و پاك شدند و به مقاماتی رسیدند(160)


ارْحَمُوا تُرْحَموا وَاغفِروا یُغْفَرْ لَكُم
كنز العمال : 3 / 164