زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

ادب حر بن یزید ریاحی

از چهره های برجسته و مشهوری كه مكارم اخلاقی و حسنات نفسانی و دارا بودن برخی از آداب شایستگان وی را از چنگال هوا و هوس و بندهای خطرناك ابلیس و گمراهی و ضلالت رهانید ، و مُهر سعادت و نیك بختی دنیا و آخرت را بر پیشانی حیات او زد ، و وجودش را به عرصه ی ملكوتیان و عرشیان كشانید ، و مقام اولیاء اللهی و احبّاء اللهی را در اختیارش قرار داد ، و سرِ كرامت و معنویت وشرافت وشخصیت او را از اوج گنبد هستی گذراند، وبه درجه ی رفیعه ی شهادت و لقای حق و مقام قرب و حقیقت وصال رسانید ، حر بن یزید ریاحی است .
﴿صفحه 115﴾
او تا پیش از رسیدن به این مقامات ، به خاطر پیروی از بنی امیه و گردن نهادن به دستورات آنان به فرموده ی قرآن و روایات آلوده به شرك بود . شركی كه از نظر وحی ستم و ظلم بزرگی است .
( لاَ تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ )(138) .
به خدا شرك نورز ، زیرا شرك بدون تردید ستمی عظیم است .
(( آری ، پیروی از طاغوت و خدمت به ستمگران و متابعت از فرهنگ های ضد خدا و فرود آمدن سر تواضع در برابر فرعون ها و نمرودها و شدّادها و احزابی چون حزب اموی و عباسی و امثال آنان در هر عصر و زمانی شرك است .
شرك كه از مصادیق باارزش اطاعت از بت های جاندار و سردمداران كفر و متولیان بت خانه و بت هاست گناهی خطرناك و مهلك است كه آلوده به آن در صورتی كه موفق به توبه نشود برای ابد محروم از رحمت و مغفرت حق
خواهد بود .
قرآن در این زمینه می فرماید :
( وَمَن یُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِیداً )(139) .
و كسی كه به خدا شرك ورزد بی تردید به گمراهی دور و درازی دچار شده است .
( إِنَّهُ مَن یُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَیْهِ الْجَنَّةَ )(140) .
بی تردید كسی كه به خدا شرك ورزد خدا بهشت را بر او حرام می كند .
﴿صفحه 116﴾
( إِنَّ اللّهَ لاَ یَغْفِرُ أَن یُشْرَكَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذلِكَ لِمَن یَشَاءُ )(141) .
یقیناً خدا شرك را مورد آمرزش قرار نمی دهد و غیر آن را برای هر كه بخواهد می آمرزد .
پیامبر به عبدالله بن مسعود فرمود :
إیّاكَ أن تُشرِكَ بِاللهِ طَرفَةَ عَین ، وإن نُشِّرت بِالمِنشار ، أو قُطِّعتَ ، أو صُلِّبْتَ ، أو احتَرَقْتَ بِالنّار(142) .
از شرك آوردن به خدا حتی به اندازه ی چشم بر هم زدنی بپرهیز ، اگرچه با ارّه پاره پاره گردی ، یا قطعه قطعه شوی ، یا به دارت آویزند ، یا به آتشت بسوزانند ! ))
حر بن یزید كه دچار چنین گناه عظیمی بود ، به خاطر حسن خلق و ادبش از این گناه نجات یافت و با همه ی وجود در آغوش توحید قرار گرفت و به بهشت لقاء رسید .
حر بن یزید دارای خشوع ، یعنی تواضع و فروتنی باطنی در برابر حق و حقیقت بود ، و این تواضع باطنی و صفت عالی نفسانی در برخوردی با حضرت حسین (علیه السلام) تبدیل به عملی صالح و شایسته شد و روزنه ای را برای نجات وی فراهم كرد .
(( آراستگان به صفات عالی باطنی ، صفات عالی و باارزششان در برخوردها تحقق عملی می یابد ، و این گونه اعمال هم در عالم ملكوت مقبول می افتد و تبدیل به نور هدایت در دنیا و نور نجات بخش در آخرت می شود .
امام صادق (علیه السلام) قلب را منبع حالات و صفات مثبت و منفی می داند و اعضا
﴿صفحه 117﴾
و جوارح را مصرف كنندگان آن حالات و صفات قلمداد می كند . قلبی كه منبع ریاست است ، صاحبش هر عبادتی را كه با اعضا و جوارحش انجام می دهد به ریا و تظاهر و خودنمایی انجام می دهد ; امّا قلبی كه جای خشوع و تواضع است ، صاحبش در برابر دیگران ادب و فروتنی و انكسار به خرج می دهد . ))
حر بن یزید از چنین قلبی برخوردار بود كه در برابر حضرت حسین (علیه السلام)تواضع به خرج داد ، و كاری كرد كه از یك فرمانده ی نیرومند دشمن به هیچ صورت انتظار نمی رفت !
حر بن یزید در راه مكه به كوفه در گرما گرم ظهر با لشكرش به حضرت حسین (علیه السلام) رسید . امام به جوانانش فرمان داد مردم را آب دهید و آب را كنار دهان اسبان نگه دارید كه اندك اندك آب نوشند تا سیراب شوند . هنگامی كه اسبان را سیراب كردند و از این عمل خیر فراغت جستند وقت نماز ظهر رسید .
امام به حجاج بن مسروق فرمان داد اذان بگوید . حجاج اذان گفت . امام پیش از اقامه به نطق ایستاد و پس از نطق به مؤذن فرمود اقامه بگو . آن گاه به حر بن یزید فرمود : آیا نمازت را به همراه اصحاب و لشكریانت خواهی خواند ؟ حر گفت : نه بلكه نماز را با تو می خوانم !
(( این ادب از یك تن فرمانده نشان می دهد كه قُوّه ی اراده ی او حیثیت افراد را در حیطه ی خود داشته است .
به هر حال با هزار گونه ملاحظات و حیثیات مبارزه می باید تا خود و هزار نفر را به این گونه تواضع توان وا داشت .
این ادب كه تحقق تواضع باطنی در برابر حق است ، بارقه ای است از توفیق كه منشأ توفیق نیز خواهد شد . چیرگی بر نفس توانایی هایی تازه به او خواهد داد ، و به اندازه ای او را نیرومند می دارد كه هنگامی كه در بحران انقلاب است و سی هزار برابر قُوّه ی خود را برتر از خود و در مافوق خود می بیند ، توانا باشد ،
﴿صفحه 118﴾
حیثیت خود را نبازد و به توانایی اراده چیره بر قوای خارج و ثقل و فشار آنها گردد .
گویی در وجود حر دو حوزه ، یكی از قدرت ادب و دیگری از توانایی قُوّه فراهم است ، كه هر یك جامع جهان خود ، و هر یك به تنهایی صاحب خود را مجتمع و خداوندگار آن جهان می كند و از اجتماع مجموع محیطی قهار و زورمند به نظر می آید . ))
پس امام نماز را به هر دو لشكر امامت كرد و سپس داخل سراپرده اش شد و اصحاب نزدش جمع آمدند . حر نیز داخل خیمه ای شد كه برایش برپا شده بود . اصحاب ویژه اش بر او گرد آمدند و باقی لشكر به محل صف خود برگشته در سایه ی مركب های خود نشستند تا هنگام عصر شد .
امام برای آن كه تا از نماز عصر فراغت می یابند آماده ی حركت باشند فرمان داد برای كوچ آماده و مهیا باشند ، سپس منادی به نماز عصر صدا بلند كرد ، نماز عصر را نیز امام بر دو لشكر امامت كرد و پس از نماز كنار كشیده رو به جانب مردم كرد و پس از حمد و ثنای الهی فرمود :
ای مردم ! شما اگر خدا ترس باشید و حق را برای خدا حق بشناسید خدا از شما بهتر خشنود خواهد بود . ما كه اهل بیت محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) هستیم به ولایت این امر از مردم دیگر كه آنچه را حق ندارند ادعا می كنند و در میان شما به گناه و جور و تعدی رفتار می نمایند اولی می باشیم ، ولی اگر جز به كراهت و بی میلی از ما و به جهالت حق ما حاضر نیستید و رأیتان اكنون غیر از آن است كه فرستادگان شما به من رساندند و نامه ها و مراسلات شما برای من آمد ، من منصرف می شوم و از نزد شما برمی گردم .
حر بن یزید گفت : به خدا ما نمی دانیم این مراسلات كه ذكر می كنی چیست ؟ حسین فرمود : ای عقبة بن سمعان ! آن خورجین را كه نامه ها و مراسلاتشان میان
﴿صفحه 119﴾
آن است بیرون آر . او رفت و خورجین را بیرون آورد ، خورجینی كه انباشته از نامه ها بود ، پس آن نامه ها را جلوی رویشان ریخت .
حر گفت : ما از آنان نیستیم كه نامه به تو نوشته اند ، ما فرمان داریم كه تا تو را ملاقات كنیم و از تو مفارقت ننماییم تا تو را به كوفه برده نزد عبیدالله بن زیادوارد كنیم .
امام فرمود : مرگ از این آرزو به تو نزدیك تر است . سپس رو به اصحاب كرد و فرمود : سوار شوید . آنان سوار شدند و منتظر ماندند تا اهل حرم هم سوار شدند . فرمود : مركب ها را از مسیر كوفه برگردانید . رفتند كه برگردند سپاه حر جلو آمد و مانع از برگشتن آنان شد .
حضرت حسین (علیه السلام) به حرّ گفت : مادرت به عزایت بنشیند چه می خواهی ؟
حرّ گفت : هان به خدا اگر دیگری از عرب این كلمه را به من می گفت و او در چنین گرفتاری بود كه تو هستی من واگذار نمی كردم و مادرش را به شیون و فرزند مردگی نام می بردم و حتماً به او پاسخ می دادم هرچه باداباد ، ولی به خدا من حق ندارم كه مادر تو را ذكر كنم مگر به نیكوترین صورتی كه مقدور باشد !(143)
در یك مرحله تواضع قلبی حرّ او را وادار كرد كه با بودن امام حسین (علیه السلام) به امامت نماز نایستد ، بلكه علی رغم خواسته ی كوفه و شام به حضرت حسین (علیه السلام)اقتدا كند و روزنه ای از توفیق با این صفت اخلاقی به روی خود باز نماید ، و در مرحله ی دیگر ادب او ، او را وادار كرد كه نسبت به شخصیت حضرت زهرا (علیها السلام)با همه ی وجود ادای احترام نماید ، و با این عمل كه برخاسته از ادب درونی او بود تمام درهای توفیق را به روی خود بگشاید ، و در نتیجه قدم به قدم با سرعتی بیش از سرعت نور از دوزخ دور و به بهشت نزدیك گردد ، و از طاغوت و بتی چون یزید دور و به امام هدایت نزدیك شود ، و از شرك رهایی یافته به اعماق
﴿صفحه 120﴾
توحید اعتقادی و عملی برسد !
در روایتی بسیار باارزش كه از روایات قدسی است می خوانیم :
مَن تَقَرَّبَ إلیَّ شِبْراً تَقرَّبْتُ إلیهِ ذِراعاً ، ومَن تقرَّبَ إلیَّ ذِراعاً تَقَرَّبْتُ إلیهِ بَاعاً ، وَمَن أتانِی مَشْیاً أتَیْتُهُ هَروَلَةً . . .(144) .
كسی كه با عمل صالح و اخلاق حسنه یك وجب به من نزدیك شود من یك ذراع به او نزیك می شوم و كسی كه یك ذراع به من تقرب جوید من یك باع به او نزدیك می گردم و كسی كه یك قدم به سوی من آید من هروله كنان به سویش می آیم .

حسن خلق ، قوی ترین جاذبه

از آیات قرآن و روایات اهل بیت (علیهم السلام) چنین می فهمیم كه حسن خلق برای جذب فیوضات الهی و رحمت واسعه ، قوی ترین جاذبه است .
آیا عبادت انسان پاك دامن و باتقوا و دارای خلوص و حضور قلب ، با عبادت انسانی كه آلوده دامن و خالی از تقوا و اخلاص و حضور قلب است برابر است ؟ یقیناً برابر نیست . آیا انسانی كه با سینه ای پر از صفا و مهر و محبت و نیت خیر عبادت می كند ، با انسانی كه سینه اش جنگل زندگی درندگانی چون حسد و حرص و كبر و كینه است مساوی است ؟ بی تردید مساوی نیست .
عبادتی كه زلفش به حسن خلق گره خورده ، جذب كننده ی رحمت و كرامت و فیض و قبولی است ; و عبادتی كه آمیخته با آلودگی های نفسانی است توان و قدرتی برای جذب فیوضات الهی ندارد .
آیه ی شریفه ی « وای بر نمازگزاران »(145) درباره ی همین آلودگان به رذایل
﴿صفحه 121﴾
اخلاقی كه بویژه آلوده به ریا و بخلند نازل شده است ، و نشان می دهد كه نمازِ آلودگان به رذایل نمی تواند قبولی حق و رحمت پروردگار را جذب كند ، بلكه چنین نمازی با نمازگزارش مورد خشم و نفرت خداست .
تواضع اصحاب كهف نسبت به حق سبب اضافه شدن هدایت خاص به آنان شد ; هدایتی كه آنان را از دقیانوس و قومش جدا كرد و در غاری دوردست به پناه خدا برد و در رحمت واسعه ی حق درآورد و وجودشان را اسوه و سرمشق آیندگان قرار داد .
( إِنَّهمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدیً )(146) .
اینان جوانمردانی بودند كه به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم .
ارزش حسنات اخلاقی در حدّی است كه پیامبر و امامان معصوم (علیهم السلام) در هر فرصتی مردم را به آراسته شدن به آنها سفارش می كردند و به آراستگان به حسنات اخلاقی احترام ویژه ای می گذاشتند .

عبادات و اخلاق

قیمت و اهمیت مكارم اخلاق و حسنات نفسانی به اندازه ای است كه رسول خدا و اهل بیت در كنار هر عبادتی به رعایت آنها وصیت كرده اند ، و عبادت را بدون مكارم اخلاقی و حسنات نفسانی بی ارزش دانسته و فقط موجب سقوط تكلیف قلمداد كرده اند .
حضرت رضا (علیه السلام) از پدران بزرگوارش از امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایت می كند كه پیامبر اسلام درباره ی ماه رمضان برای ما سخنرانی كرد .
﴿صفحه 122﴾
در ضمن آن سخنرانی سفارشات مهمی به مسائل اخلاقی شده ، از جمله :
به تهیدستان و از كار افتادگان صدقه دهید ، بزرگانتان را احترام كنید ، به خردسالانتان رحم نمایید ، به خویشاوندانتان رسیدگی كنید ، زبانتان را حفظ نمایید و چشم از آنچه بر شما حلال نیست بپوشید و گوش از آنچه شنیدنش بر شما حلال نیست ببندید و به ایتام عطا كنید تا به یتیمانتان عطا كنند ، از گناهانتان به درگاه خدا توبه كنید .
ای مردم ! هركس در این ماه اخلاقش را نیكو كند برای او مجوز عبور از صراط خواهد بود ، روزی كه قدم ها در آن بلغزد ; و هركس در این ماه بر خدم و حشم خود و بر كلفت و كارگر خویش آسان بگیرد ، خدا حسابش را بر او آسان خواهد گرفت ; و هركس در این ماه شرّش را نگهدارد خدا خشمش را روز قیامت از او نگه خواهد داشت ; و هركس در این ماه یتیمی را اكرام كند خدا روز قیامت او را اكرام خواهد كرد و هركس در این ماه صله ی رحم كند خدا در قیامت او را به رحمتش متصل خواهد كرد و هركس در این ماه قطع رحم كند خدا در قیامت رحمتش را از او قطع خواهد كرد(147) .
پیامبر اسلام هرگاه ماه رمضان می رسید هر اسیری را آزاد می كرد و به هر سائل و تهیدستی انفاق می نمود(148) .
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید :
به مرد یا زنی كه نماز شب را روزی داده اند ، و او با رعایت خلوص نیت برای خدا برخیزد و وضویی كامل بسازد و با نیتی صادقانه و قلبی پاك از هر آلودگی و بدنی فروتن و اشكی ریزان برای خدا نماز بخواند ، خدا نه صف از
﴿صفحه 123﴾
فرشتگان را پشت سر او قرار می دهد كه در هر صفی عدد آنان را جز خدا نمی داند ، یك سر صف وصل به مشرق و دیگر صف وصل به مغرب است ، هنگامی كه از نماز فارغ شود به عدد آن فرشتگان برای او درجه و مقام نوشته خواهد شد(149) .
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در ایام حكومتش هر روز به بازار كوفه می رفت و فریاد می زد :
ای گروه تاجران ! تقوای الهی پیشه كنید ; درخواست خیر را پیش اندازید و به سهولت و آسان گرفتن ، بركت جویید . به خریداران نزدیك شوید ، و به بردباری و حلم آراسته گردید ، و از سوگند خوردن بپرهیزید ، و از دروغ دوری كنید ، و از ستم ورزیدن كناره گیری نمایید ، و به ستمدیدگان انصاف دهید ، و به ربا نزدیك نشوید ، و ترازو و كیل را كامل و تمام بدهید ، و از اجناس مردم مكاهید ، و تبهكارانه در زمین فساد مكنید(150) .
پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
مَن بَاعَ وَاشْتَرَی فَلْیَحْفَظْ خَمسَ خصال وَإلاَّ فَلا یَشْتَرِیَنَّ وَلاَ یَبِیعَنَّ : الرِّبا
﴿صفحه 124﴾
وَالحَلْفَ وَكِتمانَ العَیبِ وَالحَمدَ إذا بَاعَ وَالذَّمَّ إذَا اشتَری(151) .
كسی كه می فروشد و می خرد باید پنج خصلت را حفظ كند و اگر جز این باشد نخرد و نفروشد : پرهیز از ربا ، خودداری از سوگند ، دوری از پنهان كردن عیب جنس ، اجتناب از تعریف و مدح جنس هنگامی كه می فروشد و دوری گزیدن از مذمت جنس هنگامی كه می خرد .
پیامبر اسلام به حكیم بن حزام اجازه ی تجارت نداد مگر این كه با او عهد كرد سه برنامه را در تجارت رعایت كند : پس گرفتن جنس از خریداری كه از خریدش پشیمان شده است ; مهلت دادن به كسی كه در پرداخت پول دچار مشكل شده است ; و گرفتن حق از دیگران چه این كه كامل باشد یا نباشد(152) .