فهرست کتاب


زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

هدف بعثت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم)

پیامبر اسلام هدف بعثت خود را كامل كردن ارزش های اخلاقی اعلام كردند :
إنَّما بُعِثْتُ لاُِتَمِّمَ مَكارِمَ الأخلاَقِ(111) .
من فقط برای كامل كردن مكرمت ها و ارزش های اخلاقی به پیامبری برانگیخته شده ام .
﴿صفحه 98﴾
آری ، او اصلی ترین وظیفه اش درمان مردم از بیماری های اخلاقی و آراسته نمودن آنان به مكارم اخلاق بود ; زیرا اگر مردم از بیماری های اخلاقی درمان نمی شدند و به حسنات اخلاقی آراسته نمی گشتند دعوت پیامبر را برای اجرای فرمان های حق و رعایت حقوق مردم در زمینه های مختلف نمی پذیرفتند .
دعوت كردن متكبّران به نماز ، و بخیلان به خمس و زكات و انفاق ، و حسودان به رعایت حال مردم ، و ریاكاران به اخلاص ، و طمع كاران به قناعت ، و هواپرستان به تقوا ، دعوتی بیهوده و بی نتیجه است .

اخلاق عامل اجرای احكام

هنگامی كه زمینه های مكارم اخلاقی فراهم شود به راحتی می توان مردم را به اجرای احكام حق ـ چه در مرحله ی عبادت و چه در مرحله ی خدمت به خلق ـ وادار كرد .
زمانی كه متكبّر را از بیماری كبر علاج كنند و باطنش را به تواضع بیارایند چون دعوت به نماز و روزه و حج و دیگر عبادات شود ، به خاطر تواضع و خاكساری و فروتنی اش در مدار نماز و روزه و حج و دیگر عبادات قرار می گیرد .
نیز اگر دعوت شود كه حقوق پدر و مادر و زن و فرزند و اقوام و خویشان و دیگر مردم را رعایت كند ، قطعاً رعایت خواهد كرد . دیگر جهات مثبت و منفی اخلاق هم به این صورت است . بر مربیان جامعه و معلمان نیك سیرت و اندیشمندان و دانشمندان و علمای ربانی باید معلوم و روشن باشد كه بدون تزكیه ی نفس مردم ، نمی توان آنان را به اجرای حقایق و عمل به فرایض و رعایت حقوق واجب وادار كرد .
آنان كه آراسته به مكارم اخلاقی نیستند نمی توانند با حق و با قیامت و با
﴿صفحه 99﴾
پیامبران و با امامان و نهایتاً با بهشت پروردگار و خشنودی و رضای حق پیوند داشته باشند . پیوند با همه ی این حقایق در سایه ی تواضع و خشوع و انصاف میسّر است .
پیامبر بزرگ اسلام و اهل بیت گرامیش رذایل اخلاقی را ریشه ی كفر می دانند . چگونه می توان كسی را كه آلوده به ریشه های كفر است در مدار عبادت حق و خدمت به خلق قرار داد ؟!
قَال أبوعَبدالله (علیه السلام) أصولُ الكُفرِ ثَلاثَةٌ : الحِرصُ وَالإستكبارُ وَالحَسَدُ .
فَأمَّا الحِرصُ فَإنّ آدَمَ حینَ نُهِیَ عَن الشَّجَرةِ حَمَلَهُ الحِرصُ عَلی أنْ أكَلَ مِنهَا ; وَأمّا الاِستِكبارُ فَإبلِیسُ حَیثُ أُمِرَ بِالسُّجودِ لآدَمَ فَأبَی ; وَأمَّا الحَسَدُ فَابْنَا آدَمَ حَیثُ قتلَ أحدُهُما صَاحِبَهُ(112) .
امام صادق (علیه السلام) فرمود : ریشه های كفر سه چیز است : حرص و كبر و حسد ;
و اما حرص ، آدم با این كه از خوردن میوه ی درخت ممنوعه نهی شده بود ولی حرص او را به خوردن آن وادار كرد ;
و اما كبر ، ابلیس با این كه به سجده بر آدم دعوت شده بود ولی كبر باعث خودداری او از سجده شد ;
و اما حسد ، قابیل به خاطر حسد خون برادرش هابیل را ریخت .
اگر آدم دچار حرص نبود یقیناً به آن درخت نزدیك نمی شد ; واگر ابلیس برخوردار از فروتنی بود بی تردید همراه فرشتگان به آدم سجده می كرد ; و اگر قابیل آلوده به حسد نبود قطعاً برادرش را نمی كشت .
من گمان نمی كنم بتوان اسلام و حقایق نورانی اش را در فرد و خانواده و جامعه ای كه دچار رذایل اخلاقی است پیاده كرد.
﴿صفحه 100﴾
دلسوزان ابتدا باید نفوس مردم را به مكارم و ارزش های اخلاقی بیارایند تا گوهر احكام الهی و حقایق اسلامی بر صفحه ی نفوسشان جای گیرد و از بركت مكارم اخلاقی ثبات و دوام یابد .
سعدی در این زمینه چه زیبا می گوید :
زمین شوره سنبل برنیارد *** در آن تخم عمل ضایع مگردان
آری ، در شوره زار رذایل اخلاقی دانه های پرقیمت و پرمحصول عبادات و حالات ملكوتی فاسد می شود و از قابلیت رشد ساقط می گردد .
چه بسیار اتفاق افتاده كه كسانی در ابتدای كار ، نفسی سالم و باطنی درست و قلبی پاك داشتند ، و به خاطر سلامت نفس و باطن درست و قلب پاكشان به همه ی احكام الهی و حقوق انسانی توجه عملی نمودند ، و ساختمانی از حقایق اسلامی را در سرزمین وجود خود ساختند ; ولی در پایان كار به برخی از رذایل اخلاقی دچار شدند و آن رذایل سبب شد كه همه ی محصولات عبادتی و خدمتی خود را از دست بدهند و ساختمان حقایق را به دست تخریب بسپارند و به زیان دنیا و آخرت دچار شوند كه از بارزترین نمونه های این گونه مردم طلحه و زبیرند !!

برترین حقیقت در میزان عمل

از مطالب بسیار مهمی كه در قرآن مجید و روایات مطرح است ترازوی سنجش اعمال در قیامت است .
كیفیت این ترازو چنان كه باید بر ما معلوم نیست ، ولی آنچه كه مسلّم و یقینی است ، این است كه همه ی اعمال انسان را ـ گرچه به وزن یك ذرّه باشد ـ در ترازوی قیامت می سنجند و در برابر آن اگر عمل نیك باشد به انسان پاداش
﴿صفحه 101﴾
می دهند ، و اگر عمل زشتی باشد كیفر آن را به انسان می چشانند .
( وَنَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ فَلاَ تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّة مِنْ خَرْدَل أَتَیْنَا بِهَا وَكَفَی بِنَا حَاسِبِینَ )(113) .
و ترازوی عدالت را برای قیامت می نهیم و به هیچ كس ذره ای ستم نمی شود ، و اگر عمل هم وزن دانه ی خردل باشد آن را برای سنجیدن می آوریم و كافی است كه ما حسابگر باشیم .
( یَا بُنَیَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّة مِنْ خَرْدَل فَتَكُن فِی صَخْرَة أَوْ فِی السَّماوَاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ )(114) .
ای پسر من اگر عمل هم وزن دانه ی خردلی باشد ، پس در دل سنگی یا در آسمان ها یا در زمین باشد خدا آن را برای سنجیدن می آورد ، كه خدا لطیف و داناست .
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) كه آگاه به همه ی حقایق است برترین حقیقت را در ترازوی عمل در روز قیامت حسن خلق اعلام كرده اند :
مَا یُوضَعُ فِی مِیزانِ امْرِئ یَومَ القِیامَةِ أفضلُ مِن حُسْنِ الخُلْقِ(115) .
چیزی در روز قیامت در ترازوی سنجش اعمال انسان برتر از حسن خلق نمی نهند .
راستی شگفت آور است كه پیامبر عزیز اسلام نماز و روزه و حج و سایر اعمال را در ترازوی سنجش به عنوان برتر قلمداد نكرده اند ، بلكه حسن خلق را برترین حقیقتی كه در ترازوی عمل می نهند به حساب آورده است .
﴿صفحه 102﴾
اخلاق نیكو از حقایق عظیم است
از هیچ حكمی از احكام فقهی در قرآن مجید با وصف عظیم یاد نشده است . در قرآن صوم عظیم ، صلاة عظیم ، جهاد عظیم و حج عظیم نیامده است ، ولی صفت عظیم همراه اخلاق ذكر شده است :
( وَإِنَّكَ لَعَلَی خُلُق عَظِیم )(116) .
و راستی كه تو را خویی والاست .
خدای متعال اخلاق پیامبر را عظیم خوانده ; زیرا آن حضرت همه ی حسنات اخلاقی را در عالی ترین درجه و مرتبه اش دارا بود و در برخورد و دیدار و ملاقات با مردم همه ی آن ها را به كار می گرفت ; و حتی در مورد دشمنانش تمام زوایای حسنات اخلاقی را رعایت می كرد ; و همین روش و منش سبب شد كه مردم سنگدل و بی رحم و بداخلاق و زنده به گور كنندگان دختران ، و پایمال كنندگان حقوق حق و خلق ، پروانهوار به گرد شمع وجودش گرد آیند و خود را به ایمان و اعمال شایسته آراسته نمایند و مطلع الفجر حسنات اخلاقی شوند .
قرآن در زمینه ی اخلاق پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) و نیروی جاذبه ای كه در منش آن حضرت وجود داشت می فرماید :
( وَلَوْ كُنتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ )(117) .
و اگر بداخلاق و سنگدل و خالی از رأفت و رحمت و رفق و مدارا بودی ، هر آینه از پیرامونت پراكنده می شدند .
﴿صفحه 103﴾