فهرست کتاب


زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

هدف آفرینش انسان

قرآن مجید و روایات اهل بیت (علیهم السلام) در زمینه ی هدف آفرینش انسان نكات و لطایف و اشارات و حكمت هایی دارند كه انسان از درك و فهم آن ها لذت می برد و علاقه مند می شود كه خود را با آن حقایق ملكوتی و واقعیات معنوی كه همه ی ارزش انسان به آنهاست هماهنگ كند .
قرآن مجید تبدیل شدن خاك مرده را به اراده و قدرت خدا به صورت انسان كه كارگاهی عظیم و كارخانه ای كم نظیر و منبع انواع استعدادها و مستعد اشرف موجودات شدن و گل سرسبد آفرینش گردیدن است برای چهار هدف مقدس و والا می داند :
1 ـ كسب معرفت و دانشی گسترده به گستردگی آسمان ها و زمین و ایام و اوقات(91) .
2 ـ تحصیل عبادت و بندگی ، برای رسیدن به رضایت حق و رضوان الهی و حیات جاوید و پرنعمت آخرت(92) .
3 ـ آراسته شدن به نیكوترین و زیباترین عمل در همه ی زمینه های زندگی
﴿صفحه 90﴾
فردی و خانوادگی و اجتماعی(93) .
4 ـ رسیدن به رحمت الهیه و غرق شدن در الطاف و عنایات حضرت حق و آرمیدن در سایه ی توجه پروردگار مهربان(94) .
روایات هم بعد از قرآن به زیباترین صورت به این معنا اشاره كرده اند ; از جمله روایتی است كه صدوق از امام به حق ناطق حضرت جعفر صادق (علیه السلام) در كتاب باارزش علل الشرایع نقل می كند :
جعفر بن محمد بن عمارة عن أبیه قال : « سألتُ الصادقَ جعفرَ بن محمد (علیه السلام)فَقُلتُ له : لِمَ خلقَ اللهُ الخَلق » ؟ فقال : « إنّ اللهَ تبارَكَ وتَعالی لَم یَخلُقْ خَلقَه عَبَثاًوَلم یَترُكهُم سُدیً ، بَل خَلَقَهُم لاِظهار قُدرَتِهِ وَلَیكَلّفَهُم طاعَتَه ، فَیَستَوْجِبوا بِذلك رِضوانَه ; وَما خَلَقَهُم لِیَجلِبَ مِنهم مَنفَعةً ، وَلا لِیَدفَع بِهِم مَضرّةً ، بل خَلَقَهُم لِینفَعَهُم وَیوصِلَهم إلی نعیمِ الأبد »(95) .
جعفر بن عماره از پدرش روایت می كند كه گفت : « از حضرت صادق (علیه السلام)پرسیدم خدا انسان ها را برای چه هدفی آفرید » ؟ امام فرمود : « خدای بزرگ انسان را بیهوده نیافرید و باطل و بی جهت وا نگذاشت ، بلكه برای اظهار قدرتش آفرید و برای این كه طاعتش را به آنان تكلیف كند ، در نتیجه به خاطر طاعتش مستوجب رضایتش شوند ; و آنان را نیافرید تا از جانب آنان منفعتی جلب كند و زیان و خسارتی دفع نماید ، بلكه آنان را آفرید تا سودی به آنان رساند و ایشان را به نعمت های ابد برساند » .
آری ، وجود مقدسی كه جامع همه ی كمالات است ، بیهوده كاری و عمل باطل و عبث در پیشگاهش راه ندارد . ما هر موجودی را كه به دقت و تأمّل مورد
﴿صفحه 91﴾
مطالعه قرار دهیم او را جلوه ای از صفات حضرت حق می بینیم .
شما به دقت خود را بنگرید ، می یابید كه همه ی وجود شما ظهور قدرت وحكمت وعدالت و رحمت و بارئیت و مصوریت و خالقیت و بصیرت و علم خداست.
آری ، در تمام زوایای وجود ما اسما و صفات خدا دیده می شود ، و اگر غیر از این بود ، یا نبودیم و یا به صورتی ناقص و عیب دار قدم به عرصه ی هستی می گذاشتیم .
بر ما واجب است كه پرده ی غفلت از چشم دل به یكسو زنیم و هر حجاب شیطانی را از جان و قلب خود كنار نهیم و با كمك عقل و آیات حق و راهنمایی پیامبران و امامان به خود نظر كنیم تا بیابیم كه ما خلیفه ی حق و نایب مناب خدا و افق طلوع صفات و اسماییم .

انسان مطلع الفجر اسمای حق

اگر پوشش گناه هم چون خیمه ای سیاه ما را فرا نگرفته بود ، اگر هوای نفس در وجود ما جا خوش نكرده بود ، اگر ما دچار خواب غفلت و بی خبری نبودیم ، اگر فطرت و وجدان ما از اسارت شهوات آزاد بود ، اگر همه ی استعدادهای خود را در طاعت ربّ و خدمت به خلق به كار گرفته بودیم ، هر صاحب بصیرت و صاحب نفسی ما را مطلع الفجر صفات و اسمای محبوب می دید ، چنان كه پیامبر بزرگ فرمود :
مَن رَآنی فَقَد رَأَی الحقّ(96)
هركس مرا دید به تحقیق حق را دیده است .
آری ، كسی كه وجودش از هر عیب و نقصی مبرّاست و از هر گناهی پاك
﴿صفحه 92﴾
و پاكیزه است و كمترین نشانه ای از نشانه های شیطان و هوای نفس در او نیست ، خلیفه ی واقعی حق است و چون به او بنگرند گویا به حق نگریسته اند .
( وَفِی أَنفُسِكُمْ أَفَلاَ تُبْصِرُونَ )(97) .
( همه ی آیات و نشانه های حق ) در خود شماست ، آیا با چشم بصیرت نمی نگرید ؟
او از هركسی به انسان نزدیك تر است . او به انسان از همه ی آشنایان آشناتر است . او لحظه ای از انسان غایب و غافل نیست . او در همه ی زمینه ها به انسان توجه دارد و مواظب و مراقب انسان است ، چنان كه به همه ی این حقایق در قرآن اشاره فرموده است :
( وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ )(98) .
و ما از رگ گردن به او نزدیك تریم .
ای قوم به حج رفته كجایید كجایید *** معشوق همین جاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه ی دیوار به دیوار *** در بادیه سرگشته شما در چه هوایید
گر صورت بی صورت معشوق ببینید *** هم خواجه و هم خانه و هم كعبه شمایید
ده بار از آن راه بدان خانه برفتید *** یك بار از این خانه بر این بام برآیید
آن خانه لطیف است نشان هاش بگفتید *** از خواجه ی آن خانه نشانی بنمایید(99)
جان جانان با شماست ، معشوق عاشقان با شماست ، محبوب محبان ، انیس شاكران ، جلیس ذاكران ، آشناترین آشنایان با شماست ، شما كجا می گردید و دنبال كه هستید و می خواهید دل ناآرام با چه كسی ، و با چه چیزی آرام گیرد ؟!
﴿صفحه 93﴾
سالها دل طلب جام جم از ما می كرد *** آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می كرد
بی دلی در همه احوال خدا با او بود *** او نمی دیدش و از دور خدایا می كرد(100)
حیات ما و قیام ما و روزی ما و تداوم زندگی ما و دنیا و آخرت ما همه و همه از اوست .
( اللهُ لاَ إلَهَ إلاّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیّوم . . . )(101) .
الله خدایی است كه هیچ خدایی جز او نیست ، زنده و پاینده است . . .
در هر صورت ما مجموعه ای از صفات حق و جلوه ی اسمای اوییم ، و عبث كاری و بازی گری در آفرینش ما وجود ندارد . سراسر وجود ما و همه ی ذرات هستی ما حق است و هر جزئی از اجزای ما جلوه ای از قدرت و دانش و بصیرت و عدالت و حكمت است . و به همین خاطر در قرآن مجید از وجود ما تعبیر به احسن تقویم(102) شده و پس از خلقت ما حضرت حق به خودش گفت :
( فَتَبَارَكَ اللهُ اَحْسَنَ الخَالِقِینَ )(103) .
در این بخش لازم است یك بار دیگر به كلام ملكوتی و سخن عرشی حضرت صادق (علیه السلام) دقت كنیم :
خدای متعال انسان ها را به بازی گری نیافریده و باطل و بی جهت وانگذاشته ; بلكه آنان را برای نمایان كردن قدرتش آفرید ، و برای این كه طاعتش را به آنان تكلیف كند ، و به این خاطر مستوجب رضای او شوند . آنان را نیافرید تا از سویشان سودی نصیب خود كند و زیانی را دفع نماید ، بلكه آفریدشان تا به
﴿صفحه 94﴾
آنان سود رساند و به نعیم ابد برساند(104) .
تكلیف نمودن طاعت و ارائه كردن عبادت به انسان برای این بوده كه انسان علاوه بر جمال ظاهر به جمال باطن آرایش یابد ، و همه ی زیبایی های معنوی در او پدیدار گردد ، و در باطن خود چهره ای چون چهره ی فرشتگان پیدا كند ، و بلكه از هر زیبایی زیباتر گردد ، تا دیده ی هر صاحب دیده ای را از تماشای زیبایی اش خیره نماید .
قلم طاعت و عبادت كه از جانب زیبای مطلق به انسان داده شده برای این است كه انسان با اراده و اختیار خودش به وسیله ی آن قلم خود را مشاطه گری نماید ، و چهره ی باطن را بیاراید و آن چنان به آراسته نمودن خود بپردازد كه ملكوتیان را نه با یك دل ، بلكه با صد دل عاشق و شیفته و شیوای خود كند .
از بركت این آراستگی و زیبایی لایق مقام قرب زیبای مطلق شود . به پیشگاه رضای محبوب راه یابد و در سایه ی رحمت و لطف او سر سفره ی نعیم ابد بنشیند و از لذت های مادی و معنوی آخرت بهره مند گردد .
آری ، خاك مرده را به اراده ی خود تبدیل به انسانی زنده كرد تا این گونه به او سود بخشد و وی را به نعمت های ابد خود برساند .
كسی كه آفرینش خود را عبث و بیهوده بداند ، خدا را از بچه ای كه در كوچه ها با دیگر بچه ها خاك بازی می كند و با بازی با خاك ، آن را به شكل های گوناگون در می آورد نپخته تر و بی دانش تر به حساب آورده ، و از این طریق مُهر كفر و ناسپاسی بر قلب خود زده و درونش را به اغواگری و وسوسه های شیطانی آلوده و نجس كرده است .
﴿صفحه 95﴾

حسن خلق

از علل بسیار مهم و پرارزشی كه در زیبایی باطن نقش بسزایی دارد و در سالم سازی حالات و حركات سهم قابل توجهی را داراست ، حسن خلق است ، كه پیامبر بزرگ اسلام از آن تعبیر به برگ درخت دین كرده است .
درخت ظاهری در صحرا و باغ در پایان فصل خزان و در دل زمستان به خاطر این كه عریان از لباس سبز رنگ خود است ، نه این كه زیبایی ندارد بلكه به هر نظری و به هر چشمی زشت می نماید . بخش عمده ای از زیبایی درختان در ارتباط با برگ های سبز رنگ آنهاست. برگ هایی كه با شكل های گوناگونش نظرها را جلب می كند و در دل هر بیننده ای شادی می آفریند و به باغ و صحرا نشاط می دهد و چهره ی طبیعت را در فصل بهار و تابستان به زیباترین مرحله می آراید .
انسان اگر از حسنات اخلاقی عریان باشد باطنش در نظر ملكوتیان و در چشم صاحبان بصیرت بسیار زشت می نماید . بویژه اگر شكل های مهیب و زشتی مانند حسد ، بخل ، كینه ، حرص ، كبر ، غرور ، ریا و . . . چهره ی باطن را پوشانده باشد كه در این صورت قیافه ی باطن از قیافه ی هر جن و دیوی و از چهره ی هر حیوانی زشت تر و بدنماتر خواهد بود !
این كه در قرآن آمده گروهی را به صورت بوزینه و خوك درآوردیم(105) ، و در روایات آمده كه بعضی از مردم در قیامت به صورت حیوانات محشور می شوند ، و در گفتاری از حضرت سجّاد (علیه السلام) آمده كه مردم در زمان ما شش طایفه اند : شیر ، گرگ ، روباه ، سگ ، خوك ، گوسفند(106) . بیان همین واقعیت و توضیحی از زشتی
﴿صفحه 96﴾
باطن آنهاست .
تواضع ، خشوع ، خضوع ، مهرورزی ، قناعت ، كرامت ، صدق ، فرو خوردن خشم ، انفاق ، جود ، سخاوت و . . . حقایقی هستند كه چون در باطن جلوه كنند و از افق قلب طلوع نمایند ، آنچنان باطن را می آرایند كه بهشت با همه ی زیبایی اش مشتاق دیدار انسان می شود ; چنان كه پیامبر در روایتی فرموده است :
اشتاقَتِ الجَنَّةُ إلی أربَع مِن النِساءِ : مریمُ بِنتَ عِمران ، وآسِیةَ بِنت مُزاحم زوجةُ فِرعَون وَهِی زوجةُ النَّبیّ فی الجَنّةِ ، وَخدیجةَ بنتَ خُویلدِ زوجةُ النَّبیِّ فِی الدُّنیا وَالآخِرةِ وَفاطِمةَ بنت محمّد(107) .
بهشت مشتاق چهار زن است : مریم دختر عمران ، آسیه دختر مزاحم همسر فرعون و او همسر پیامبر در بهشت است ، خدیجه دختر خویلد همسر پیامبر در دنیا و آخرت و فاطمه دختر محمد .
دارندگان محاسن اخلاقی و حسنات باطنی كه در قرآن مجید از آنان تعبیر به محسنین(108) شده است به خاطر این كه حركات و اعمالشان از باطن زیبایشان كسب زیبایی می كند ، محبوب خدا و خلق خدایند .
( واللهُ یُحِبُّ الُْمحْسِنِینَ )(109) .
و خدا نیكوكاران را دوست دارد .
﴿صفحه 97﴾
پیامبر و امامان معصوم نسبت به دارندگان حسنات اخلاقی اعلام محبت كرده اند.