زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

روزه سپر آتش

در حدیث معراج است كه :
پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) از حضرت حق پرسید : میراث روزه چیست ؟ فرمود : میراث روزه حكمت و میراث حكمت معرفت ، و میراث معرفت یقین است . زمانی كه عبد یقین كند باكی ندارد كه چگونه صبح كند ، به سختی و مشقت یا به آسانی و راحت ؟(75)
چنین روزه ای به گفته ی پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) سپری در برابر آتش دوزخ است :
﴿صفحه 76﴾
الصوم جنّة من النار(76) .
روزه سپر آتش جهنم است .
چنین روزه داری بویژه هنگام افطار دعایش به پیشگاه حق مورد پذیرش و قابل اجابت است .

استجابت دعای چهار گروه

چنان كه حضرت صادق (علیه السلام) از پدرانش از امیرالمؤمنین(علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت می كند :
اَربَعةٌ لاَ تُرَدُّ لَهُم دَعوةٌ وَتُفَتَّحُ لَهَا أَبوابُ السَّماءِ وَتَصِیرُ إلی العَرشِ : دُعاءُ الوَالِدِ لِوَلَدِهِ ، وَالمَظلومِ عَلی مَن ظَلَمَهُ ، وَالمُعتَمرِ حَتّی یَرجِعَ ، وَالصّائِمِ حَتّی یُفْطِرَ(77) .
چهار نفر دعایشان رد نمی شود ، و درهای آسمان به روی دعایشان باز است و دعایشان تا عرش انتقال می یابد :
دعای پدر برای فرزندش ، دعای ستمدیده بر ضد ستمكارش ، دعای عمره دار تا به وطنش باز گردد ، دعای روزه دار تا افطار كند .
1 ـ دعای پدر به فرزند
داستانی عجیب از دعای پدر به فرزند
امیرالمؤمنین با حضرت مجتبی (علیهما السلام) در مسجد الحرام نشسته بودند كه ناگاه زمزمه ای سوزنده و مناجاتی جگرسوز شنیدند كه می گفت :
﴿صفحه 77﴾
ای خدایی كه كلید حل همه ی مشكلات به دست قدرت تو است !
ای خدایی كه رنج ها را برطرف می كنی !
ای خدایی كه بیچاره و درمانده جز تو یاری ندارد !
ای خدایی كه مالكیت دنیا و آخرت در سیطره ی تو است !
آیا هنوز نمی خواهی به دعای من كه همه ی راه ها به رویم بسته شده است توجه كنی ؟ اینجا مسجد الحرام است ، اینجا اگر دعا به اجابت نرسد كجا به اجابت خواهد رسید ؟
امیرالمؤمنین (علیه السلام) به حضرت مجتبی فرمود : صاحب این ناله و مناجات را نزد من آور ! حضرت نزد صاحب ناله رفتند ، دیدند جوانی است صورت بر خاك نهاده و به پیشگاه حق تضرّع و زاری می كند در حالی كه یك طرف بدنش خشك و بی حركت و لمس است .
فرمود : جوان نزد امیرالمؤمنین بیا ! جوان به محضر مولای عارفان و امیر مناجاتیان آمد .
امام فرمود : چرا این گونه ناله می كنی ؟ عرض كرد : بدنم را ببینید كه نیمی از آن از كار افتاده ، زندگی برای من بسیار سخت شده است .
حضرت فرمود : چه شده كه به این بلا دچار شده ای ؟ گفت : در اوج جوانی آلوده به هر گناهی بودم ، پدرم از من بسیار رنجیده بود . بارها مرا نصیحت كرد و من توجهی به نصایح او نكردم . یك بار در این شهر به من گفت : یا دست از گناهان بشوی یا به مسجد الحرام می روم و تو را نفرین می كنم . گفتم : آنچه از دستت برآید كوتاهی مكن . و چوبی هم بر سرش كوبیدم كه نقش بر زمین شد ! به مسجد الحرام رفت و با اشك چشم به من نفرین كرد ، ناگهان بدنم از كار افتاد و به این صورت كه می بینید درآمدم .
روزی به محضر پدر شتافتم ، سر به زانویش نهادم و گفتم : اشتباه كردم ، بد
﴿صفحه 78﴾
كردم ، نفهمیدم ، كلید حل مشكلم به دست تو است ; زیرا پیامبر فرموده : دعای پدر درباره ی فرزند مستجاب است .
پدرم نگاهی به من كرد و گفت : پسرم بیا به مسجد الحرام برویم ، آنجا كه تو را نفرین كردم همانجا به تو دعا كنم . پدرم را بر شتری سوار كردم و به سوی مسجد الحرام راندم ، در راه پرنده ای از پشت سنگی پر كشید ، شتر رم كرد و پدرم از پشت شتر افتاد و مرد و من او را در همان ناحیه دفن كردم !
حضرت فرمود : از این كه پدرت حاضر شد به مسجد الحرام آید و برای تو دعا كند معلوم می شود از تو راضی شده بود ، من به خاطر رضایت پدرت برایت دعا می كنم ، آن گاه سر به سوی حق برداشت و با اشاره به جوان گفت :
یَا أكرَمَ الأكْرَمِینَ ، یَا مَنْ یُجیبُ دَعوَةَ المُضْطَرّین . . .
هنوز دعای حضرت به پایان نرسیده بود كه جوان سلامتش را بازیافت !
2 ـ دعای ستمدیده بر ضد ستمكار
گاهی ستمدیده در برابر ستمكار قدرت دفاع از خود را دارد و می تواند از ستمكار انتقام بگیرد ، كه دفاع از خود در برابر ستمكار ، و انتقام گرفتن از او ، علاوه بر این كه حقیقتی فطری و وجدانی است ، كار شایسته و مناسبی است كه آیین مقدس اسلام از پیروانش خواسته است . و از این كه انسان در برابر ستمكار ضعف و زبونی نشان دهد به شدت نهی كرده است .
گاهی ستمدیده در برابر ستمكار توانایی دفاع از خود را ندارد و برای دفع ستم یا انتقام از ستمكار ، پشتوانه و پشتیبانی جز خدا برای او نیست ، و سلاحی جز دعا و تضرّع و زاری به درگاه خدا در اختیار ندارد ، و بر این اساس اگر دعا كند به فرموده ی پیامبر دعایش از دعاهایی است كه یقیناً به اجابت می رسد .
﴿صفحه 79﴾
روایات اهل بیت (علیهم السلام) مردم را از ستم كردن به دیگران نهی می كند و از این كه بر كسی كه جز خدا یار و یاوری ندارد ستم ورزند برحذر می دارد .
پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید :
اشتَدَّ غَضَبُ اللهِ عَلی مَن ظَلَمَ مَن لاَ یَجِدُ نَاصِراً غَیرَ اللهِ(78) .
خشم خدا بر ستمكار ، بر كسی كه یاوری جز خدا ندارد ، بسیار شدید است .
امام باقر (علیه السلام) می فرماید : هنگامی كه لحظه ی وفات حضرت علی بن الحسین (علیهما السلام) رسید مرا به سینه گرفت ، سپس فرمود : فرزندم ! تو را به آنچه كه پدرم لحظه ی وفاتش به من وصیت كرد وصیت می كنم ، به من گفت : فرزندم ! از ستم كردن بر كسی كه بر ضد تو یاوری جز خدا ندارد بپرهیز(79) .
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
اِنَّ العَبدَ اِذَا ظُلِمَ فَلَمْ یَنْتَصِرْ وَلَمْ یَكُن لَهُ مَن یَنْصُرُهُ وَرَفَعَ طَرْفَهُ إلی السَّماءِ فَدَعَا اللهَ قالَ اللهُ : لَبَّیكَ أنَا أنْصُرُكَ عَاجِلا وَآجِلا(80) .
هنگامی كه به كسی ستم شود و یاری نگردد و به سود او كسی هم نباشد كه یاری اش دهد ، و چشم به عالم بالا بدوزد و دعا كند خدا می فرماید : دعایت را مستجاب كردم ، من تو را در دنیا و آخرت یاری می دهم .
این كه ستمدیده ی ناتوان و بی یاوری به درگاه خدا برای دفع ستم و انتقام از ستمكار بنالد و ناله اش برای او مفید افتد و دعا كند و دعایش مستجاب شود ، حقیقتی است كه تاریخ بشر آن را ثابت كرده و واقعیتی است كه بارها به وقوع پیوسته است .
﴿صفحه 80﴾

با سلاح دعا ستمكار را مغلوب كرد

چند سالی در ایام ماه شعبان برای تبلیغ به شهر همدان می رفتم . در آنجا با تعدادی از علمای بزرگ و اولیای خدا به لطف خدا محشور و مأنوس شدم و از انفاس قدسیه و بركات وجودی آنان بهره ی بسیار بردم .
یكی از چهره های برجسته ی علمی ، كه عمری با قرآن مجید و روایات سر و كار داشت و بسیار اهل حال بود و از نفسی پاك و سازنده بهره داشت ، مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد حسن بهاری فرزند مرجع مجاهد آیت الله العظمی حاج شیخ محمد باقر بهاری بود .
من در اوّلین دیدار مشتاق و عاشق او شدم و در همه ی سفرهای تبلیغی ام به همدان خدمت آن مرد بزرگ كه در آن شهر در میان مردم چهره ای ناشناخته بود برای بهره بردن معنوی زانوی شاگردی به زمین زدم . و هنگامی كه خبر فوتش را شنیدم ، چون سرمایه داری كه همه ی سرمایه اش را از دست داده باشد ، متأثر و ناراحت شدم .
در یكی از روزهایی كه خدمت آن عارف عاشق بودم داستانی را از زندگی خود به این شرح برای من بیان كرد :
به اشاره و خواست پیر استعمار و گرگ خونخوار یعنی حكومت انگلیس بی سوادی قلدر ، ستمگری نابكار ، كافری لجوج به نام رضا خان میر پنج كه پس از مدتی به رضا شاه پهلوی معروف شد زمام حكومت ایران را به دست گرفت .
او از هیچ ستم و ظلمی به مردم امتناع نداشت . بسیاری از اموال و املاك مردم را به زور از دست آنان گرفت ، با مجالس مذهبی مخالفت ورزید ، با عالمان دینی هم چون بنی امیه برخورد كرد ، و پرده ی حجاب را ـ كه از ضروریات دین است به اشاره ی ارباب كافرش انگلیس ـ درید ، و جوانان مردم را برای حفظ حكومت
﴿صفحه 81﴾
ظالمانه اش به اجبار به سربازخانه گسیل داشت .
من كه از یك خانواده ی برجسته ی روحانی بودم و سنین جوانی را می گذراندم ، از این كه به سربازخانه بروم و دستیار حكومت ظلم باشم بسیار در ترس و وحشت بودم .
روزی عمویم به خانه ی ما آمد و به من گفت : برای گرفتن شناسنامه اقدام مكن ; زیرا من برای تو شناسنامه گرفتم . گفتم در چه حدود سنی برایم شناسنامه گرفتی ؟ پاسخ داد : سن هیجده سالگی . گفتم : عمو جان بی توجه باعث گرفتاری من شدی . گفت : چرا ؟ گفتم : در این موقعیت سنی افراد را به دستور قلدری چون رضا خان به سربازخانه می برند .
چون آدرس منزلم را اداره ی ثبت احوال به ارتش داده بود و من می دانستم دیر یا زود دنبالم خواهند آمد ، نسبت به سنّ خود كه در شناسنامه قید شده بود اعتراض دادم ولی اعتراضم پذیرفته نشد . روزی به سربازخانه نزد رئیس سربازگیری كه هم چون اربابش رضا خان به شدت با روحانیان مخالف بود رفتم ، گفتم : مرا از خدمت معاف دارید . گفت : امكان ندارد ، باید لباس سربازی بپوشی و دو سال كامل در خدمت دولت باشی .
هرچه اصرار كردم كه مرا از خدمت ـ آن هم خدمت به دولتی ظالم و ستمكار و مخالف با اسلام ـ معاف بدارد نپذیرفت . از اداره ی سربازگیری بیرون آمدم و به منطقه ی بهار در چند فرسخی همدان برای استمداد از روح عارف بزرگ مرحوم حاج شیخ محمد بهاری كه در آن ناحیه دفن است رفتم . كنار قبر به پیشگاه خدا نالیدم و گفتم : خدایا ! به خاطر نفس صاحب این قبر از هشتاد حاجتم هفتاد و نه حاجت را برای قیامت می گذارم و یك حاجت را برای دنیا ، آن حاجت هم این كه وسیله ی خلاص شدنم را از بلایی چون سربازی برای حكومت رضا خان فراهم آور .
﴿صفحه 82﴾
از بهار به همدان برگشتم در حالی كه گسیل داشتن جوانان به سربازخانه بسیار شدت یافته بود و كسی هم جرأت فرار یا نرفتن به سربازی را نداشت ، من كه می دانستم رئیس مربوطه به دنبالم خواهد فرستاد و ممكن است خانواده ام دچار مشقت شوند ، آماده ی رفتن به سربازخانه شدم .
به مرد بزرگواری از آشنایان برخورد كردم ، گفت : قصد كجا را داری ؟ گفتم : سربازخانه . گفت : برگرد خانه زیرا از سربازی معافی . گفتم : مشكل به نظر می رسد كه از چنگ این ستمكاران آزاد شوم . گفت : شب گذشته خواب دیدم به سامرا رفتم ، جلسه ی مهم و باارزشی بود ، پدرت در آن جلسه حضور داشت ، به من گفت : به پسرم بگو ناراحت نباش ، با امام عصر (علیه السلام) درباره ی او صحبت كردم ، مشكل وی حلّ شد ، نه این كه او را به سربازی نمی برند بلكه ورقه ی معافیت او را نیز خواهند داد .
من با اطمینان به این واقعه به سربازخانه رفتم . مأمور اطاق رئیس گفت : شما معافی ، پیش فلان عطار برو ، رئیس برای ملاقات با شما به آنجا می آید . از سربازخانه بیرون آمدم و به مغازه ی آن عطار رفتم . رئیس به آنجا آمد و ضمن احترام فوق العاده نسبت به من ، معافی مرا به دست من داد ، و من از آن رنج روحی سخت به خاطر دعا و درخواست یاری از خدا رها شدم .
3 ـ دعای معتمر
عمره در كلام ائمه ی اطهار (علیهم السلام)
حج و عمره از اعمالی است كه قرآن مجید و اهل بیت عصمت (علیهم السلام) به انجام دادنش سفارشات مهم و تأكیدهای فراوان و وصیت های باارزشی دارند .
حضرت علی (علیه السلام) در روایاتی فرموده است :
﴿صفحه 83﴾
نَفَقةُ دِرهَم فِی الحَجِّ تَعْدِلُ ألفَ دِرهَم(81) .
هزینه كردن یك درهم در زیارت خانه ی خدا برابر با هزار درهم است .
الحاجُّ وَالمُعْتَمِرُ وفدُ اللهِ ، وَیَحبُوهُ بِالمَغْفِرَةِ (82) .
حاجی و كسی كه به عمره رفته وارد بر خدایند و با آمرزش و مغفرت از آنان پشتیبانی می شود .
اَلله اَلله ! فِی بَیتِ رَبِّكُم لاَ تُخَلُّوهُ مَا بَقِیتُم(83) .
خدا را خدا را نسبت به خانه ی پروردگارتان ، تا زنده هستید آنجا را خالی مگذارید .
امام چهارم (علیه السلام) فرموده است :
حِجُّوا وَاعْتَمِرُوا تَصِحَّ اَجْسَامُكُم ، وَتَتّسِعْ أرزَاقُكُم وَیَصْلُحُ اِیمانُكُم وَتُكْفَوا مؤنَةَ النّاسِ وَمَؤنَةَ عِیالاَتِكُم(84) .
حج و عمره به جا آورید ( كه با به جا آوردن این دو عمل ) بدنهایتان سالم می شود ، و رزق و روزی هایتان فراوان می گردد ، و ایمانتان اصلاح می شود ، و از مؤنه ی مردم و مؤنه ی زن و فرزندانتان كفایت می شوید .
حضرت علی (علیه السلام) می فرماید :
وَحجّ البَیتِ والعُمرةِ ، فَإنّهما یَنفِیانِ الفَقرَ ، وَیُكفّرانِ الذَّنبَ ، وَیُوجِبانِ الجَنَّة(85) .
و حج خانه ی خدا و عمره ، كه این دو عمل تهیدستی را از بین می برند ،
﴿صفحه 84﴾
و گناهان را می پوشانند ، و بهشت را بر انسان واجب می كنند .
حضرت صادق (علیه السلام) فرمود :
مَن مَاتَ فِی طَرِیقِ مَكَّةَ ذَاهِباً أو جَائِیاً ، أمِنَ مِنَ الفَزَعِ الأكبَرِ یَومَ القِیامةِ(86) .
كسی كه در راه مكه چه در حال رفتن ، چه در حال بازگشت بمیرد از فزع و ترس اكبر در روز قیامت ایمن می شود .
از آنجا كه در روایات آمده : حاجی و عمره گزار وارد بر خدایند و مهمان حضرت حقند ، آن هم مهمان میزبانی كریم و رحیم و غفور و شكور و رزّاق و ودود ، پس دعایشان به طور یقین مستجاب است .