زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

زكات

ایمان به معنایی كه در سطور گذشته توضیح داده شد عامل نقش بستن جود و سخا در وجود انسان است .
انسان هنگامی كه در پرتو ایمان و باور ، خود و همه چیز را مال خدا بداند
﴿صفحه 53﴾
و برای خویش ذره ای مالكیت قائل نباشد و فقط خدا را مالك بداند و بس ، از پرداخت زكاتی كه به منزله ی شاخه ی درخت دین است و فرمان اكید خداست امتناع نخواهد كرد ، بلكه با طیب خاطر و رضامندی كامل و عشق و علاقه موارد زكات را از مالش جدا می كند و به محلهایی كه خدا به آن دستور داده است می رساند(35) و از این كه با این عمل به عبادت و اطاعت برخاسته خوشحال می گردد .
مؤمن نه فقط از ثروت مادی ، بلكه از هر نوع ثروتی كه در اختیار دارد ـ چه مادی و چه معنوی ـ زكات می پردازد : زكات گندم و جو ، گاو و گوسفند و شتر ، طلا و نقره ، خرما و مویز ; زكات علم ، زكات قدرت ، زكات آبرو ، زكات قلم ، زكات قدم و . . . .
( وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ )(36) .
و از آنچه روزی آنان كرده ایم انفاق می كنند .
زكات امور مادی ، پرداختنش در محل های تعیین شده است و زكات علم تعلیم آن به امت است ، زكات قدرت عدالت ورزی و انصاف است ، زكات آبرو حلّ مشكلات مردم با كمك گرفتن از دیگران است ، زكات قلم نوشتن كتاب و مقالات بیدار كننده است ، زكات قدم دنبال كار خیر رفتن و عیادت بیمار و تشییع جنازه ی مؤمن و رفتن نزد دانشمندان و اندیشمندان پاك نهاد است .
اقرار قلبی و زبانی نسبت به حقایق ایمانی وفای عملی می طلبد . كسی كه با قلب و زبان می گوید : لا إله إلاّ الله كه تفصیلش این است كه من اقرار دارم الله كه مستجمع جمیع صفات كمال است آفریننده ی جهان هستی و ربّ و مالك آن
﴿صفحه 54﴾
است ، و رحیم و غفور و ودود و قدیر و عظیم و كریم و رزاق و . . . است ، باید این اقرار با وفای كامل عملی توأم شود و وفای به آن در مرحله ی قلبی این است كه :
لاَ یَبْقَی لِلمُوَحِّدِ مَحبُوبٌ سِوَی الفَرد الوَاحِد(37) .
برای اقرار كننده به توحید محبوبی جز خدای یگانه نماند .
و همه ی محبت ها ـ محبت به پدر و مادر و زن و فرزند و مال و ثروت ـ شعاع آن محبت باشد . یعنی همه را به خاطر خدا بخواهد و همه را برای خدا دوست داشته باشد ، و محبت آنان در قلب به گونه ای نباشد كه میان انسان و محبوب حقیقی اش ـ حضرت حق ـ حائل شود .
و وفای آن در مرحله ی عملی این است كه مال و ثروت و وجود خود را برای حضرت حق هزینه كند ، و به تعبیر قرآن مجید خود را فروشنده ، و مال و وجودِ خویش را جنس ، و خدا را خریدار ، و بها و قیمت را بهشت بداند :
( إِنَّ اللّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ . . . )(38) .
یقیناً خدا جان و اموال مؤمنین را در برابر این كه بهشت برای آنان باشد از آنان می خرد .
كسی كه در این داد و ستد وارد نشود ، و از پرداخت مال و جانش به خدا دریغ ورزد ، ملتزم به شؤون ایمان نشده و قدم در حوزه ی وفای عملی نگذاشته و از نظر ایمان و دین فردی ناقص است .
اگر بگوید : به پروردگار محبت دارم و به آن ذات یگانه عشق میورزم ، در گفتارش صادق نیست ; زیرا چون محبت به جان و مالش از محبت به خدا زیادتر است ، میان او و اجرای فرامین خدا مانع و حجاب شده ; پس به معنای واقعی
﴿صفحه 55﴾
محبّ خدا نیست و وفای عملی ندارد ، و علاوه بر این آلوده به بخل است و از نعمت سخا در محرومیت است .

سخاوت در روایات

قرآن و روایات در برابر مذمّتی كه از بخل و بخیل دارند ، از سخاوت و سخی ستایش و مدح می كنند .
از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت شده است :
السَّخَا خُلُقُ اللهِ الاَْعظَمُ(39) .
سخاوت عظیم ترین منش خداست .
و نیز آن حضرت فرموده :
اِنَّ السَّخاءَ شَجَرَةٌ مِنْ اَشْجارِ الجَنَّة لَها اَغصَانٌ مُتَدَلِّیَةٌ فِی الدُّنیَا ، فَمَن كَانَ سَخِیّاً تَعَلَّقَ بِغُصْن مِن اَغْصَانِهَا فَسَاقَةُ ذَلِكَ الغُصنَ اِلَی الجَنَّةِ(40) .
همانا سخاوت درختی از درختان بهشت است ، شاخه هایی آویخته در دنیا دارد ، كسی كه سخی است به شاخه ای از شاخه هایش بسته است ، پس آن شاخه او را به بهشت می كشاند .
و از آن حضرت روایت شده است :
السَّخِیُّ قَریبٌ مِنَ اللهِ ، قَریبٌ مِنَ النَّاسِ ، قَریبٌ مِنَ الجَنَّةِ(41) .
انسان سخی به خدا و به مردم و بهشت نزدیك است .
﴿صفحه 56﴾
و در روایتی عجیب آمده است :
اَوحَی اللهُ عَزَّ وَجَلَّ اِلی مُوسی (علیه السلام) : اَن لاَ تَقْتُلِ السّامِرِیَّ ; فَاِنَّهُ سَخِیٌّ(42) .
خدا به موسی وحی كرد : سامری را به قتل نرسان ; زیرا او انسانی باسخاوت است .
امام صادق (علیه السلام) فرموده است :
السَّخاءُ مِن اَخلاَقِ الاَنبِیاءِ وَهُوَ عِمادُ الإِیمَانِ . وَلاَ یَكونُ مُؤمِنٌ إلاَّ سَخِیّاً ، وَلاَ یَكونُ سَخِیّاً إلاَّ ذُو یَقِینٌ وَهِمَّة عَالِیَة ; لاِنَّ السَّخاءَ شُعاعُ نورِ الیَقِینِ وَمَن عَرَفَ مَا قَصَدَ هَانَ عَلَیهِ مَا بَذَلَ(43) .
سخاوت از منش و اخلاق پیامبران است ، و ستون ایمان است . و مؤمنی نیست مگر این كه سخی است ، و سخاوتمندی نیست مگر این كه دارای یقین و همت بلند است ; زیرا سخاوت شعاع نور یقین است و كسی كه نسبت به آنچه قصد دارد انجام دهد آگاهی و شناخت داشته باشد ، آنچه را كه به دیگران می بخشد بر او آسان است .
پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) درباره ی سخی ترین مردم فرموده است :
اَسْخَی النَّاسِ مَن اَدَّی زَكاةَ مَالِهِ(44) .
سخی ترین مردم كسی است كه زكات مالش را می پردازد .
و در روایتی فرموده است :
﴿صفحه 57﴾
اِنَّمَا البَخِیلُ حَقَّ البَخِیلِ الَّذِی یَمْنَعُ الزَّكَاةَ المَفْرُوضَةَ فِی مَالِهِ . . .(45) .
بخیل واقعی كسی است كه از پرداخت زكات واجبی كه در مالش قرار دارد خودداری می كند .

نماز یا آب دین

یكی از شگفت انگیزترین تعبیراتی كه در گفته های پیامبر اسلام است همین تعبیر است : نماز آب دین است و دین به منزله ی یك درخت است .
آب ، زیر بنای حیات موجودات زنده است ; و این حقیقتی است كه قرآن مجید به آن اشاره دارد :
( . . . وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَیْء حَیٍّ . . . )(46) .
و هر چیز زنده ای را از آب آفریدیم .
آب طراوت بخش زندگی ، پاك كننده ، شست و شوگر ، سبب خرمی و زیبایی دشت و دمن و كوه و صحرا ، عامل رفع تشنگی ، رشد دهنده ی نباتات ، برطرف كننده ی آلودگی ها ، وسیله ی پدید شدن ابر و باران ، و آباد كننده ی سرزمین های خشك است .
كسی كه مزرعه یا باغ یا زمین قابل زراعت را می خواهد بخرد ، یكی از اصولی ترین سخنانش با فروشنده درباره ی آبی است كه مزرعه یا باغ یا زمین قابل زراعت را مشروب می كند ، اگر آب فراوانی داشته باشد آن را با اشتیاق می خرد وگرنه با ناخشنودی از این كه كم آب است از خریدن آن خودداری می كند .
﴿صفحه 58﴾
نماز ، در عرصه گاه دین انسان به تعبیر پیامبر آب دین است ، اگر در فضای حیات معنوی انسان نماز وجود نداشته باشد باید به انتظار خشك شدن شاخه ی دین یعنی زكات ، و رگ های دین یعنی روزه ، و برگ دین یعنی حسن خلق ، و عامل ثمر دهی اش یعنی برادری در دین ، و جلد و پوستش یعنی حیا ، و میوه اش یعنی خودداری از محارم ، بود !
آری ، باغی كه از آب محروم می شود همه ی درختانش خشك می شود ، گلستانی كه بی آب بماند همه ی گلهایش پژمرده می گردد ، چمن زاری كه از آب محروم شود تبدیل به علف خشك می شود ، مزرعه ای كه بی آب باشد رو به خرابی می رود ، شهر و دیاری كه دچار قحطی آب شود ساكنانش فراری می شوند ، انسانی كه بی نماز باشد یا بی نماز شود سرسبزی فضایل و ارزش هایش تهدید به نابودی می شود .
این دو ركعت نماز واقعی است كه اگر مكلّفی بخواهد آن را تحقّق دهد چاره ای ندارد جز این كه از زمین غصبی ، فرش حرام ، لباس حرام ، آب غصبی ، و نجاسات ظاهری ، و برای قبولی نمازش از نجاسات باطنی ، بپرهیزد . و این نماز واقعی است كه به فرموده ی قرآن مجید انسان را از فحشا و منكرات باز می دارد .
نمازگزاری كه از فحشا و منكرات اجتناب ندارد باید بداند كه نمازش نماز نیست .
علامه ی خبیر ، محدث بی نظیر ، علامه ی مجلسی می فرماید :
نماز كامل و حقیقی این خاصیت و ویژگی را دارد كه نمازگزار را از فحشا و منكرات باز می دارد ، و اگر نمازِ نمازگزار او را از فحشا و منكرات باز
﴿صفحه 59﴾
ندارد گویی نماز نیست(47) .
بنابراین اگر نماز ، نمازِ واقعی باشد هم چون آب حیات بخش ، سرسبزی ارزش هایی را كه انسان كسب كرده حفظ می كند ، و نمی گذارد آتش فحشا و منكرات به گلستان و باغ دین برسد و نباتات و گل های معنوی این گلستان و باغ را بسوزاند .