فهرست کتاب


زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

ایمان در قرآن و روایات

قرآن مجید ایمان را مركّب از : « باور داشتن خدا و قیامت و فرشتگان و قرآن و پیامبران ، و پرداخت مال ـ در عین عشق ورزی به آن ـ به خویشاوندان و یتیمان و از كار افتادگان و در راه ماندگان و سائلان و در راه آزادی بردگان ، و برپا داشتن نماز ، و هزینه كردن زكات ، و وفای به پیمان ، و استقامت و صبر در كارزار ،
﴿صفحه 44﴾
و هنگام مصیبت و رنج و بلا و درد و تهیدستی و فقر »(19) می داند .
قرآن مجید مؤمنان را چه در حال قیام ، چه در حال نشستن ، چه در حال خفتن ، غرق یاد خدا ، و در مقام اندیشه ی صحیح در مورد آفرینش آسمان ها و زمین و درك این حقیقت كه مجموعه ی آفرینش بر اساس حق و درستی است معرفی می كند ، و می گوید : « مؤمنان درخواستشان از مولایشان این است كه آنان را از آتش دوزخ حفظ كند . به پروردگارشان می گویند : هركس را تو در آتش اندازی او را به خفت و خواری دچار كرده ای و برای ستمكاران به آیات تو هیچ یار و یاوری نخواهد بود .
و نیز به پروردگارشان می گویند : « صدای نداكننده ای كه انسان ها را به ایمان آوردنشان به پروردگارشان دعوت می كرد شنیدیم ، پس ما ایمان آوردیم ، در نتیجه گناهانمان را بیامرز و بدی هایمان را بپوشان و ما را در زمره ی نیكان قبض روح كن »(20) .
قرآن مجید مؤمنان را « خاشع در نماز ، روی گردان از كارها و سخنان بیهوده ، و پرداخت كننده ی زكات ، و حافظ عفت و پاكدامنی ، و امین و وفادار به پیمان ، و محافظت كننده ی بر نمازهای واجب »(21) معرفی می كند .
امیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرماید :
﴿صفحه 45﴾
المُؤمِنُ وَقورٌ عِنْدَ الهَزَاهِزِ ، ثَبوتٌ عِنْدَ المَكَارِهِ ، صَبُورٌ عِنْدَ البَلاءِ ، شَكُورٌ عِنْدَ الرَّخَاءِ ، قَانِعٌ بِمَا رَزَقَهُ اللهُ ، لاَ یَظْلِمُ الأعداءَ وَلاَ یَتَحامَلُ لِلأصدِقاءَ ، النَّاسُ مِنْهُ فِی راحة ، وَنَفْسُهُ فِی تَعَب(22) .
مؤمن در برابر حوادث و مصایب و فتنه ها و آشوب ها بردبار و باوقار است ، و در برابر امور ناخوشایند پابرجا و شجاع است ، شكیبایی در بلا ، و سپاسگزار در فراخی و گشایش و قانع به روزی خداست ، به دشمنان ستم نمیورزد ، و بار سنگینی بر دوستان نیست ، مردم از او در راحتند ، و خود او برای راحت مردم در سختی و مشقت است .
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
المُؤمِنُ مَنْفَعةٌ ، اِنْ ماشَیْتَهُ نَفَعَكَ ، وَاِنْ شَاوَرْتَهُ نَفَعَكَ ، وَاِنْ شَارَكْتَهُ نَفَعَكَ ، وَكُلُّ شَیء مِن أمْرِهِ مَنْفَعَةٌ(23) .
مؤمن سود محض است ، اگر به سوی او قدم برداری تو را سود رساند ، و اگر با او مشورت كنی تو را سود دهد ، و اگر با او مشاركت نمایی تو را سود بخشد ، و هر چیزی از كار مؤمن سود محض است .
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در توصیف مؤمن فرموده است :
حركاتش لطیف و نرم و محضرش شیرین است ، از میان امور ، برترینش را می طلبد ، و از اخلاق رفیع ترینش را می جوید ، بر كسی كه با او دشمن است ستم نمیورزد ، و به خاطر كسی كه به او عشق دارد گناه نمی كند ، هزینه ی زندگیش اندك ، و یاریش به مردم بسیار است ، عملش را نیكو انجام می دهد چنان كه گویی ناظری بر او نظارت دارد ، از حرام چشم فرو می پوشد ، دارای
﴿صفحه 46﴾
جود و سخاوت است ، سائلی را محروم نمی كند ، كلامش را سنجیده می گوید ، زبانش از باطل گویی لال است ، باطل را از دوستش نمی پذیرد ، و حق را بر ضد دشمنش برنمی گرداند ، جز برای دانا شدن نمی آموزد ، وجز برای عمل كردن دانا نمی شود ، اگر با اهل دنیا قرار گیرد ، زیرك ترین آنان است و اگر با اهل آخرت سلوك كند پرهیزكارترین آنان است(24) .
امام صادق (علیه السلام) در وصف مؤمن فرمود :
المُؤمِنُ حَلیمٌ لاَ یَجْهَلُ ، وَاِن جُهِلَ عَلَیْهِ یَحْلُمُ وَلاَ یَظْلِمُ ، وَاِنْ ظُلِمَ غَفَرَ وَلاَ یَبْخَلُ ، وَاِنْ بُخِلَ عَلَیْهِ صَبَرَ(25) .
مؤمن بردباری است كه جهل نمیورزد ، و اگر بر او جهل ورزند بردباری نشان می دهد و ستم نمی كند ، و اگر بر او ستم شود گذشت می كند و بخل نمیورزد ، و اگر بر او بخل ورزند شكیبایی پیشه می كند .
با توجه به این گونه آیات و روایاتی كه گفته شد تردیدی نمی ماند كه ایمان حقیقتی مركّب از عقیده ، عمل و اخلاق است ; و مؤمن كسی است كه از این سه حقیقت به اندازه ی طاقت و وسعش برخوردار باشد .
این سه حقیقت به طور واضح در آیات و روایات تفسیر شده است و مردم را به دقایق و لطایفش آگاهی داده اند ، تا جایی كه برای تحصیل سعادت و خوشبختی چیزی را فروگذار نكرده اند ، و اسلامی كامل و دینی جامع و مكتبی انسان ساز و قوانینی فراگیر نسبت به تمام شؤون زندگی ارائه نموده اند .
انسان با آراسته شدن به حقایق دینی ، موجودی برتر از همه ی موجودات(26) ،
﴿صفحه 47﴾
وخلیفة الله(27) ، و مظهر اسما و صفات حق(28) ، و امین الله(29) می شود ، و لایق بزم ملكوت و همنشینی با فرشتگان و رفاقت و دوستی با پیامبران و صدیقان و شهیدان و شایستگان است(30) .

تفسیر دین در كلام پیامبر اسلام

پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) در كلامی حكیمانه دین را چنین معرفی نموده است :
عَنِ النَّبِیّ (صلی الله علیه وآله وسلم) أنَّهُ قَالَ : أَلاَ اِنَّ مَثَلَ هَذَا الدّینِ كَمَثَلِ شَجَرَة نَابِتَة ثابِتَة ، الاِیمَانُ اَصْلُهَا ، وَالزَّكَاةُ فَرْعُهَا ، وَالصَّلاَةُ مَاءُهَا ، وَالصِّیَامُ عُرُوقُهَا ، وَحُسْنُ الخُلْقِ وَرَقُهَا ، وَالاِخَاءُ فِی الدِّینِ لِقَاحُهَا ، وَالحَیاءُ لِحَاؤُهَا ، وَالكَفُّ عَن مَحَارِمِ اللهِ ثَمَرَتُهَا ; فَكَما لاَ تَكمُلُ الشَّجَرَةُ اِلاّ بِثَمَرَة طَیِّبَة، كَذَلِكَ لاَ یَكمُلُ الاِیمَانُ إِلاَّ بِالكَفِّ عَن مَحَارِمِ اللهِ(31).
آگاه باشید وصف این دین مانند وصف درخت روییده ثابت و پابرجاست ، ریشه اش ایمان ، شاخه اش زكات ، آبش نماز ، رگ هایش روزه ، برگ هایش حسن خلق ، عامل ثمردهی اش برادر بودن مسلمانان بر پایه ی دین ، جلد و پوستش حیا ، و میوه اش خودداری از حرام های خداست ; پس همانگونه كه درخت جز با میوه ی پاكیزه كامل نمی شود ، هم چنین ایمان جز با خودداری از حرام های خدا كامل نمی گردد .
شاخه ی وجود انسان هنگامی كه از راه تفكّر و معرفت و مطالعه و بصیرت
﴿صفحه 48﴾
و نشست و برخاست با علمای ربّانی و اراده و اختیار و عشق و علاقه با دین خدا ـ كه همان اسلام قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) است ـ پیوند بخورد ، این هشت حقیقتی كه در كلام پیامبر آمده است از انسان ظهور می كند .
به عبارت دیگر وقتی افق وجود انسان در برابر خورشید دین قرار گیرد این هشت نور از این افق طلوع می كند ، و انسان منبعی از خیرات و بركات برای خود و دیگران می شود .

ایمان

در كلام نورانی رسول خدا از ایمان تعبیر به ریشه و پایه و اصل شده است ; زیرا اگر ایمان نباشد بنای دین استوار و مستحكم نخواهد بود ، و یقیناً فتنه ها و فتنه گران میان انسان و دین جدایی خواهند انداخت .
قرآن ، انسان را در دین داری هم چون اولیای خدا می خواهد كه دین و عمل و اخلاقشان بر ریشه و بنیانی چون ایمان و باور و یقین قرار داشت ، و به این سبب در برابر فتنه ها و آشوب ها و اغواگری ها و وسوسه ها سالم ماندند ، و استواری و ثابت قدمی نشان دادند . و اگر به جایی می رسیدند كه حفظ دینشان در گرو نثار جانشان بود هم چون آسیه ، حبیب نجار ، یاسر ، سمیّه ، میثم تمار ، رشید هجری ، عمر بن حمق خزاعی ، حجر بن عدی ، و از همه برتر و والاتر اصحاب و اهل بیت حضرت حسین (علیهم السلام) ، جانشان را نثار رضای دوست می كردند ; و این نثار جان كه عاشقانه انجام می گرفت نبود مگر به سبب ایمانی كه به حقایق داشتند .
دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماست *** پرده بردار ز رخساره كه جان بر لب ماست
﴿صفحه 49﴾
بت روی تو پرستیم و ملامت شنویم *** بت پرستی اگر این است كه این مذهب ماست
گرچه در مكتب عشقیم همه ابجد خوان *** شیخ را پیر خرد طفل ره مكتب ماست
نیست جز وصف رخ و زلف تو ما را سخنی *** در همه سال و مه این قصه ی روز و شب ماست
چرخ عشقیم و تو ما را چو مهی زیب كنار *** خون دل چون شفق و اشك روان كوكب ماست
این كه نامش به فلك مهر جهان افروز است *** روشن است این كه یكی ذرّه ز تاب و تب ماست
خواستم تا كه شوم بسته ی فتراكش گفت *** فرصت این بس كه سرت خاك سم مركب ماست(32)
ایمان یعنی : باور داشتن خدا و صفات جلال و جمال او .
كسی كه خدا را باور دارد ، به فرامین و قوانین و خواسته هایش گردن می نهد .
كسی كه خدا را باور دارد ، در خلوت و آشكار از زشتی و بدكاری می پرهیزد .
كسی كه خدا را باور دارد، وجود خود را مطلع الفجر اسما وصفات او قرار می دهد.
كسی كه خدا را باور دارد ، از كسب نامشروع و لقمه ی حرام و ظلم و ستم ، و دغل و خیانت می پرهیزد .
كسی كه باور دارد خدا رزاق است ، به رزق پاك او قناعت می كند و سهم دیگران را به غارت نمی برد .
كسی كه خدا را باور دارد ، در مدار عبادت و طاعت به سر می برد ، و از این كه سر به خاك درگاه محبوب می ساید لذّت می برد .
﴿صفحه 50﴾
كسی كه خدا را باور دارد ، به مراقبت و نظارت او نسبت به خویش در همه ی حالات توجه دارد .
كسی كه قیامت را باور دارد ، از گناهان مربوط به چشم و زبان و گوش و دست و شكم و پا و شهوت می پرهیزد .
كسی كه قیامت را باور دارد ، از ترازوهایی كه برای سنجش اعمال ـ گرچه به وزن ذره باشد ـ می نهند هراس دارد .
كسی كه قیامت را باور دارد ، خود را در این دنیا مسافر می بیند و هم چون مسافر از مسیر دنیا به آخرت سبك بار ادامه ی سفر می دهد .
كسی كه قیامت را باور دارد ، در پر كردن پرونده اش از عبادات و طاعات و خیرات می كوشد و سعی می كند شرّی در پرونده اش ثبت نشود .
كسی كه قیامت را باور دارد ، وزین و مواظب و مراقب و سالم زندگی می كند و از این كه از جانب او به دیگران حتی به حیوانات زیانی وارد شود به شدت می پرهیزد .
كسی كه قیامت را باور دارد ، از شهوات حرام و لذت های نابه جا و نگاه های آلوده و اعمال ناهنجار و رفتار ناپسند ـ گرچه به قیمت از دست دادن جانش تمام شود ـ خودداری می كند .