فهرست کتاب


زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

سرنوشت فاسقان در قیامت

قرآن كریم در بسیاری از آیات و نیز روایات فراوان ، به بیان سرنوشت فاسقان در قیامت پرداخته است ، كه نمونه هایی از آن را می آوریم .
( وَأَمَّا الَّذِینَ فَسَقُواْ فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَآ أَرَادُوا أَن یَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِیدُواْ فِیهَا وَقِیلَ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِی كُنْتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ * وَلَنُذِیقَنَّهُم مِنَ العَذَابِ الاَْدْنَی دُونَ العَذَابِ الاَْكْبَرِ لَعَلَّهُم یَرْجِعُونَ )(13) .
و اما كسانی كه فاسق بودند جایگاهشان آتش است ، هرگاه بخواهند از آن درآیند ، آنان را در آن برمی گردانند و به آنان گویند : عذاب آتشی كه همواره آن را انكار می كردید بچشید .
و هر آینه عذاب نزدیك تر را ( كه عذاب دنیاست ) ، و غیر از عذاب بزرگتر است به آنان می چشانیم ، باشد كه از فسق خود باز گردند .

نكات مورد توجه در آیه ی شریفه

این دو آیه ی شریفه دارای نكات بسیار مهمی است كه به آنها اشاره می شود .
1 ـ أمّا الذین فسقوا
عرب ، خروج خرما را از پوستش فسق می گوید ، و قرآن به همین مناسبت انسانی را كه از مدار طاعت و عبادت و حدود انسانیت و آدمیت خارج شده فاسق می نامد .
فاسق در همه ی امور باطنی ، و اعمال و حركات ظاهری ضد مؤمن است .
﴿صفحه 31﴾
مؤمن در دایره ی اطاعت و عبادت ، اخلاص و ایمان ، درستی و راستی و كرامت و فضیلت قرار دارد ، و بر این عقاید استقامت میورزد . او در این دایره بدون این كه تحت تأثیر حوادث شیرین و تلخ قرار گیرد ثبات قدم دارد ، و دست در دست كسانی كه بیرون از این دایره هستند نمی گذارد .
مؤمن با حقّ و حقّ با مؤمن است ، و مؤمن همیشه در آن جهتی است كه حق است .
مصداق اتم و اكمل این معیت و گردش ، وجود مبارك امیرالمؤمنین (علیه السلام) است . چنان كه پیامبر اسلام درباره ی او فرمود :
عَلیٌ مَعَ الحَق وَالحَقُّ مَعَ عَلی یَدُورُ حَیثَما دَار عَلی(14) .
پیروان امیرالمؤمنین (علیه السلام) كه مؤمن حقیقی هستند مانند امام بزرگوارشان همه جا و در همه ی شرایط با حق هستند ، و حق هم با آنان است و در آن جهتی حركت می كنند كه حق حركت می كند .
ولی فاسق بیرون از حوزه ی ایمان و خارج از دایره ی طاعت و عبادت و درستی و راستی به سر می برد ، و دست در دست هر ابلیس و شیطان و مفسد و اغواگری می گذارد ، و بدون توجه و آگاهی ، دنیا و آخرتش را بر باد می دهد ، و سرمایه ی وجودش را ضایع و تباه می كند . از انجام واجبات و ترك محرمات روی می گرداند و گامی به سوی انبیا و امامان و قرآن برنمی دارد . از آشنایی با حقایق می گریزد و جز شكم و لذت خواهی هم چون شكم پرستی و لذت خواهی چارپایان نمی شناسد و با این روش و منش فاسقانه ـ كه تا لحظه ی مرگش ادامه می دهد ـ زمینه ی ورود به آتش دوزخ را برای خود به دست خود فراهم می آورد .
﴿صفحه 32﴾
چون به قیامت وارد شود جایگاهی جز آتش نخواهد یافت ، به ناچار به آتش كشیده می شود . و چنان كه در دنیا هرگاه از گناهی فارغ می شد دوباره با فراهم شدن شرایط به آن گناه باز می گشت ، در قیامت هم هربار كه بخواهد از دوزخ درآید به آن بازش می گردانند و به او می گویند :
( ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِی كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ )(15) .
عذاب آتشی را كه همواره انكار می كردی بچش !!
2 ـ كُلّما أرادوا أن یخرجوا منها . . .
جاذبه ی درون و كشش باطن نسبت به حق كه گاهی از آن به عنوان فطرت یاد می شود ، وقتی تقویت شود عشق به كمال در سراسر وجود انسان جلوه می كند ، و زمینه ی رسیدن به كمال را به كمك عبادت و طاعت و ایمان و اخلاص فراهم می آورد . جلوه ی كامل این كشش در قیامت ظهور می كند و آنجاست كه میل مؤمن به لقای حق و بهشت عنبر سرشت او را به دیدار وجه ربّ و رسیدن به بهشت یاری می دهد .
ولی شخص فاسق چون فطرت و جاذبه ی باطنی خود را در دنیا با لبه ی تیز شمشیر گناه نابود كرده ، در قیامت نمی تواند او را برای رسیدن به لقای معنوی و بهشت ابدی كمك دهد . می خواهد كه از دوزخ درآید ، ولی قدرت و توانی در باطن و ظاهر او نیست كه به او كمك دهد تا از عذاب رهایی یابد .
3 ـ فمأواهم النار
اینان سزاوار آتش دوزخند ; زیرا سخن حق و وعده ی الهی را نسبت به قیامت
﴿صفحه 33﴾
و عذاب بدكاران با آن كه همراه با دلیل و برهان بود از روی تكبر و خودپسندی انكار كردند ، و در برابر حقایق از عقل خدادادی استفاده نكردند ، بلكه همواره هوا و هوس خود را میدان دار زندگی قرار دادند و بلا و مصیبتی غیر قابل درمان به سر خود آوردند .
اینان از ماه مبارك رمضان و محرم و صفر و ایام فاطمیه كه بهترین كلاس پرورش و آموزش بود بهره نگرفتند ، سخن پیامبر و امام و حكیم و عارف و مؤمنی را نسبت به هیچ امری نپذیرفتند تا مرگ گریبانشان را گرفت و به جایی بدون داشتن راه نجات ، رهسپارشان كرد .

فاصله ای زیاد بین مؤمن و فاسق

با توجه به این آیات شریفه و نكات دقیق آن به این نكته دست می یابیم كه : چه فرقی عمیقی و تفاوتی سنگین میان فاسقان و مؤمنان وجود دارد ؟ وقتی با تأمّل نظر می شود و با دقت بررسی می گردد این نتیجه را نشان می دهد كه میان مؤمن و فاسق در هیچ زمینه ای برابری وجود ندارد !
فاسقان چنان خود را پای بند امور مادی می كنند و به شؤون ظاهری و بی پایه روی می آورند كه گویی جز آنچه آنان می بینند چیزی وجود ندارد . بر اساس این دید غلط و اندیشه ی نادرست است كه با هر حقیقتی به جنگ برمی خیزند ، و در برابر دعوت پیامبران می ایستند و از پذیرفتن حق تكبّر می كنند و علاوه بر این به مسخره كردن حقایق می پردازند .
( أَفَمَن كَانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كَانَ فَاسِقاً لاَ یَسْتَوُونَ )(16) .
﴿صفحه 34﴾