زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

ارزش مؤمن

همه ی عنایات و الطاف خدا به مؤمن در دنیا و آخرت به خاطر ایمان و عمل و اخلاق اوست . ایمان و عمل و اخلاق كه از ارزش های ذاتی است به او ارزش بخشیده ، تا جایی كه وجود مؤمن فوق همه ی ارزش هاست ، و به خاطر این ارزش والاست كه مورد رحمت و مغفرت است ، و در قیامت جایگاهش بهشت و پذیرایی اش نعمت های ابدی است .
ارزش مؤمن در روایات اهل بیت (علیهم السلام) به صورتی اعجاب انگیز بیان شده است:
روایت شده پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) به كعبه نظر كرد و گفت :
مرحبا به بیت ، چه بزرگ و عظیمی ، و چه بزرگ است حرمتت نزد خدا ، سوگند به خدا حرمت مؤمن از تو عظیم تر است ; زیرا برای تو یك حرمت است و برای مؤمن سه حرمت : حرمت در مال ، حرمت در خون ، و حرمت در شأن و اعتبار ، چون كسی حق ندارد به مؤمن گمان بد بورزد(8) .
و نیز آن حضرت فرمود :
إنَ اللهَ جَلَّ ثَناؤُهُ یَقولُ : « وَعِزَّتِی وَجَلاَلِی مَا خَلَقْتُ مِن خَلْقِی خَلْقاً أحَبُّ اِلَیَّ مِن عَبْدِیَ المُؤمِنِ »(9).
﴿صفحه 29﴾
خدا كه ثنایش بزرگ است می فرماید : « سوگند به عزت و جلالم آفریده ای را در میان همه ی آفریدگانم محبوب تر از مؤمن نزد خود نیافریده ام » .
و نیز فرمود :
اَلمُؤمِنُ أكْرَمُ عَلَی اللهِ مِن مَلاَئِكَتِهِ المُقَرَّبِینَ(10) .
مؤمن نزد خدا از فرشتگان مقرب گرامی تر است .
امام صادق (علیه السلام) فرمود :
مخلوقات ، توان رسیدن به حقیقت صفات خدای عزّ و جل را ندارند ، و چنان كه توان رسیدن به حقیقت صفات خدا را ندارند توان رسیدن به حقیقت صفات پیامبر خدا را ندارند ، و چنان كه توان رسیدن به حقیقت صفات پیامبر خدا را ندارند توان رسیدن به صفات امام را ندارند ، و چنان كه توان رسیدن به صفات امام را ندارند توان رسیدن به حقیقت صفات مؤمن را ندارند !! (11)
حضرت رضا (علیه السلام) از پدرانش از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت می كند كه رسول اكرم (صلی الله علیه وآله وسلم)فرمود :
مَثَلُ المُؤمِنِ عِنْدَ اللهِ تَعَالَی كَمَثَلِ مَلَك مُقَرَّب ، وَاِنَّ المُؤمِنَ عِنْدَ اللهِ لاََعْظَمُ مِن ذَلِكَ . . .(12) .
مؤمن نزد خدای عز و جل مانند فرشته ی مقرب است ، و در حقیقت مؤمن نزد خدا از فرشته ی مقرب هم بالاتر است .
﴿صفحه 30﴾

سرنوشت فاسقان در قیامت

قرآن كریم در بسیاری از آیات و نیز روایات فراوان ، به بیان سرنوشت فاسقان در قیامت پرداخته است ، كه نمونه هایی از آن را می آوریم .
( وَأَمَّا الَّذِینَ فَسَقُواْ فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَآ أَرَادُوا أَن یَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِیدُواْ فِیهَا وَقِیلَ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِی كُنْتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ * وَلَنُذِیقَنَّهُم مِنَ العَذَابِ الاَْدْنَی دُونَ العَذَابِ الاَْكْبَرِ لَعَلَّهُم یَرْجِعُونَ )(13) .
و اما كسانی كه فاسق بودند جایگاهشان آتش است ، هرگاه بخواهند از آن درآیند ، آنان را در آن برمی گردانند و به آنان گویند : عذاب آتشی كه همواره آن را انكار می كردید بچشید .
و هر آینه عذاب نزدیك تر را ( كه عذاب دنیاست ) ، و غیر از عذاب بزرگتر است به آنان می چشانیم ، باشد كه از فسق خود باز گردند .

نكات مورد توجه در آیه ی شریفه

این دو آیه ی شریفه دارای نكات بسیار مهمی است كه به آنها اشاره می شود .
1 ـ أمّا الذین فسقوا
عرب ، خروج خرما را از پوستش فسق می گوید ، و قرآن به همین مناسبت انسانی را كه از مدار طاعت و عبادت و حدود انسانیت و آدمیت خارج شده فاسق می نامد .
فاسق در همه ی امور باطنی ، و اعمال و حركات ظاهری ضد مؤمن است .
﴿صفحه 31﴾
مؤمن در دایره ی اطاعت و عبادت ، اخلاص و ایمان ، درستی و راستی و كرامت و فضیلت قرار دارد ، و بر این عقاید استقامت میورزد . او در این دایره بدون این كه تحت تأثیر حوادث شیرین و تلخ قرار گیرد ثبات قدم دارد ، و دست در دست كسانی كه بیرون از این دایره هستند نمی گذارد .
مؤمن با حقّ و حقّ با مؤمن است ، و مؤمن همیشه در آن جهتی است كه حق است .
مصداق اتم و اكمل این معیت و گردش ، وجود مبارك امیرالمؤمنین (علیه السلام) است . چنان كه پیامبر اسلام درباره ی او فرمود :
عَلیٌ مَعَ الحَق وَالحَقُّ مَعَ عَلی یَدُورُ حَیثَما دَار عَلی(14) .
پیروان امیرالمؤمنین (علیه السلام) كه مؤمن حقیقی هستند مانند امام بزرگوارشان همه جا و در همه ی شرایط با حق هستند ، و حق هم با آنان است و در آن جهتی حركت می كنند كه حق حركت می كند .
ولی فاسق بیرون از حوزه ی ایمان و خارج از دایره ی طاعت و عبادت و درستی و راستی به سر می برد ، و دست در دست هر ابلیس و شیطان و مفسد و اغواگری می گذارد ، و بدون توجه و آگاهی ، دنیا و آخرتش را بر باد می دهد ، و سرمایه ی وجودش را ضایع و تباه می كند . از انجام واجبات و ترك محرمات روی می گرداند و گامی به سوی انبیا و امامان و قرآن برنمی دارد . از آشنایی با حقایق می گریزد و جز شكم و لذت خواهی هم چون شكم پرستی و لذت خواهی چارپایان نمی شناسد و با این روش و منش فاسقانه ـ كه تا لحظه ی مرگش ادامه می دهد ـ زمینه ی ورود به آتش دوزخ را برای خود به دست خود فراهم می آورد .
﴿صفحه 32﴾
چون به قیامت وارد شود جایگاهی جز آتش نخواهد یافت ، به ناچار به آتش كشیده می شود . و چنان كه در دنیا هرگاه از گناهی فارغ می شد دوباره با فراهم شدن شرایط به آن گناه باز می گشت ، در قیامت هم هربار كه بخواهد از دوزخ درآید به آن بازش می گردانند و به او می گویند :
( ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِی كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ )(15) .
عذاب آتشی را كه همواره انكار می كردی بچش !!
2 ـ كُلّما أرادوا أن یخرجوا منها . . .
جاذبه ی درون و كشش باطن نسبت به حق كه گاهی از آن به عنوان فطرت یاد می شود ، وقتی تقویت شود عشق به كمال در سراسر وجود انسان جلوه می كند ، و زمینه ی رسیدن به كمال را به كمك عبادت و طاعت و ایمان و اخلاص فراهم می آورد . جلوه ی كامل این كشش در قیامت ظهور می كند و آنجاست كه میل مؤمن به لقای حق و بهشت عنبر سرشت او را به دیدار وجه ربّ و رسیدن به بهشت یاری می دهد .
ولی شخص فاسق چون فطرت و جاذبه ی باطنی خود را در دنیا با لبه ی تیز شمشیر گناه نابود كرده ، در قیامت نمی تواند او را برای رسیدن به لقای معنوی و بهشت ابدی كمك دهد . می خواهد كه از دوزخ درآید ، ولی قدرت و توانی در باطن و ظاهر او نیست كه به او كمك دهد تا از عذاب رهایی یابد .
3 ـ فمأواهم النار
اینان سزاوار آتش دوزخند ; زیرا سخن حق و وعده ی الهی را نسبت به قیامت
﴿صفحه 33﴾
و عذاب بدكاران با آن كه همراه با دلیل و برهان بود از روی تكبر و خودپسندی انكار كردند ، و در برابر حقایق از عقل خدادادی استفاده نكردند ، بلكه همواره هوا و هوس خود را میدان دار زندگی قرار دادند و بلا و مصیبتی غیر قابل درمان به سر خود آوردند .
اینان از ماه مبارك رمضان و محرم و صفر و ایام فاطمیه كه بهترین كلاس پرورش و آموزش بود بهره نگرفتند ، سخن پیامبر و امام و حكیم و عارف و مؤمنی را نسبت به هیچ امری نپذیرفتند تا مرگ گریبانشان را گرفت و به جایی بدون داشتن راه نجات ، رهسپارشان كرد .