فهرست کتاب


زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

حوزه ی ایمان و حوزه ی فسق

از تفاوت های بسیار مهمی كه در آیات و روایات درباره ی مؤمن و فاسق مطرح است این است كه : مؤمن هنگامی كه به عبادت و طاعت و انجام كار نیك و عمل صالح برمی خیزد ، برای او ـ به تناسب معرفت و عمل و ایمان و خلوصش ـ اجر و پاداشی مقرر است ، و اگر به علّتی دچار لغزش و خطا شود ، قابل آمرزش و مغفرت است . از حضرت امام صادق (علیه السلام) روایتی به این مضمون نقل شده است :
هرگاه مؤمن قصد گناه كند ولی آن را انجام ندهد ، در پرونده اش ثبت نمی شود ; ولی اگر آن را انجام دهد هفت ساعت به او مهلت می دهند تا در آن هفت ساعت توبه كند یا عمل خیری چون نماز به جا آورد ، كه در صورت توبه یا انجام عمل خیر گناهش آمرزیده می شود ، و خطایش مورد مغفرت و آمرزش قرار می گیرد(2) .
امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید : از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) شنیدم كه می فرمود :
یا علی ! سوگند به خدایی كه مرا به درستی و راستی بشیر و نذیر فرستاد ، یقیناً هر یك از شما برای وضو برخیزد ، گناهان از اعضایش می ریزد و هنگامی كه برای نماز به ظاهر و باطنش و به روی و به قلبش به سوی خدا می رود ، از
﴿صفحه 24﴾
نماز فارغ نمی شود مگر مانند روزی كه مادر او را زاییده از همه ی گناهان پاك می شود . و اگر میان دو نماز واجب خطایی به او برسد ، پس از ادای نماز دیگر به همان صورت گناهش بر او آمرزیده می شود . . .
جایگاه پنج نماز واجب برای امت من همانند نهری است كه بر در خانه ی یكی از شما جاری است ، اگر بر بدن یكی از شما چركی باشد آن گاه در روز پنج بار در آن نهر غسل كند ، آیا در بدنش چركی می ماند ؟ به خدا سوگند نمازهای پنج گانه برای امت من در پاك نمودن آنان مانند همان نهر است(3) .
ولی فاسق كه از دایره ی ایمان و انسانیت بیرون است ، اگر كار نیك و عمل صالحی انجام دهد مورد قبول و پذیرش حق قرار نمی گیرد و اگر گناهی مرتكب شود به مغفرت و آمرزش نمی رسد ; زیرا او با خدا معامله نكرده است . او خدا را باور ندارد و طلب آمرزش و مغفرت از خدا نكرده است ، پس مؤمن و فاسق در هیچ زمینه ای با هم برابر و یكسان نیستند .
اینان اگرچه در دنیا بر سر یك سفره اند ـ سفره ی طبیعت و نعمت ها ـ ولی در آخرت میان آنان جدایی ابدی خواهد بود . اهل ایمان همیشه در نعمت های جاوید بهشت و اهل فسق تا ابد در دوزخ جای دارند .

سرنوشت مؤمنان در قیامت

قرآن مجید در بسیاری از آیات و روایات به بیان سرنوشت مؤمنان در قیامت
﴿صفحه 25﴾
پرداخته است و اگرچه لازم است انسان از همه ی آنها آگاه شود ، ولی این نوشتار چون گنجایش همه ی آن حقایق را ندارد به ذكر نمونه ای از آن آیات و روایات اكتفا می شود .
قرآن مجید پس از پرسش و پاسخ درباره ی مؤمنان و فاسقان و این كه در هیچ موردی با هم یكسان و برابر نیستند در آیه ی بعد به سرنوشت مؤمنان در قیامت اشاره می كند :
( أَمَّا الَّذِینَ ءَامَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَی نُزُلا بِمَا كَانُوا یَعْمَلُونَ )(4).
اما كسانی كه ایمان آوردند و كارهای شایسته انجام دادند ; به سبب این كه همواره در كار مثبت بودند جایگاهشان برای پذیرایی به وسیله ی هر نوع خوراكی و آشامیدنی ، بهشت هاست .
آیه ی شریفه به سه حقیقت بسیار باارزش اشاره دارد :
1 ـ ایمان و باور داشتن حقایق به تنهایی سبب نجات نیست . آنان كه به نجات خود در سایه ی ایمانِ تنها امید بسته اند ، امیدشان بی پایه است . عاشق نجات و مشتاق پاداش نباید به ایمان بدون عمل قناعت كند ، بلكه لازم است ایمان خود را به كارهای شایسته چون واجبات و ترك محرمّات و خدمت به بندگان حق بیاراید تا زمینه ی جلب رحمت و ـ اگر خدای ناخواسته به گناهی آلوده باشد ـ زمینه ی جلب مغفرت برای او فراهم آید .
2 ـ جنات مأوی با تمام نعمت هایش در سیطره ی مالكیت آنان قرار می گیرد . ( فلهم ) مالكیتی كه قابل سلب شدن و از دست رفتن نیست ، مالكیتی است ابدی و همیشگی و جاوید و دایمی و در حقیقت ظهور مالكیت حق نسبت به آن
﴿صفحه 26﴾
بزرگواران است ; این مالكیت به خاطر آن است كه از ابتدای بلوغ تا هنگام مرگ به طور پیوسته اهل ایمان و عمل صالح بودند .
3 ـ مهماندار و پذیرایی كننده از آنان خداست . چنان كه در سوره ی انسان به این حقیقت والا اشاره شده است :
( عَالِیَهُمْ ثِیَابُ سُنْدُس خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّة وَسَقَاهُم رَبُّهُم شَرَاباً طَهُوراً )(5) .
بالا پوششان دیبای سبز نازك و ضخیم ، و آرایششان دستبندهایی از نقره است ، و پروردگارشان به آنان شراب پاك كه نه مستی و بیخودی و نه سر درد و رنج ایجاد می كند به آنان می نوشاند .
راستی چه بزم خوشی است ، بزمی دایمی و ابدی ، همراه با انواع لباس های زیبا وخوش منظره ، و آرایشی از دستبندهای پر جلوه در جایگاهی چون بهشت و در كنار مهمانداری چون حضرت دوست ، كه خود با رحمت ویژه و محبت و عشق بی نهایتش ، از میهمانانِ باكرامتش ، پذیرایی می كند . این پذیرایی كه با نعمت های ملموس انجام می گیرد تا حدودی قابل درك است .
نوعی دیگر از پذیرایی جنبه ی معنوی دارد ، كه تا انسان به آن نرسد به هیچ صورت برای او قابل درك نیست . پیامبر بزرگ اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) ـ كه در دنیا هم از این نوع پذیرایی معنوی به طور كامل بهره مند بوده ـ در روایتی به این حقیقت اشاره فرموده است .
إنَّ النَّبِیَّ لَمَّا وَاصَلَ فِی صَوْمِهِ ، وَاصَلَ أصحَابُهُ اقْتِدَاءً بِهِ ، فَنَهَاهُم عَن صَومِ الوِصَالِ . فَقَالُوا : « فَمَا بَالُكَ أَنتَ یَا رَسوُل الله ؟ » فَقَالَ : « إنّی لَسْتُ كَأحَدِكُم ، إنّی اظَل
﴿صفحه 27﴾
عِندَ رَبّی یُطعِمُنی وَیسقِینِی »(6) .
هنگامی كه پیامبر روزه اش را بدون انقطاع و پی در پی قرار داد ، اصحاب هم به او اقتدا كردند ، پیامبر آنان را از روزه ی وصال نهی كرد . گفتند : « موقعیت و شأن تو چگونه است كه به چنین روزه ای متوسل شده ای ؟! » فرمود : « من مانند شما نیستم ، من پیوسته نزد پروردگارم به سر می برم در حالی كه مرا اطعام می كند و از آشامیدنی ویژه ای می نوشاند » .
آری ! كسی كه اعلام كرده است :
أَدَّبَنِی رَبّی فَأحسَنَ تَأدِیبِی(7) .
پروردگارم مرا به ادب آراست و نیكو مرا به ادب آراست .
باید به پاداش این كه همه ی موارد ادب را عاشقانه پذیرفت و به مرحله ی اجرا گذاشت ، و در این زمینه برای همه ی انسان ها اسوه و سرمشق شد ، از سوی محبوبش خوراكی و آشامیدنی ویژه ، كه جز خود او از كیفیتش خبر نداشت دریافت كند .
او انسان والا و عاشق و عارفی بود كه با همه ی وجودش به زبان حال به محبوبش می گفت :
من نه آنم كه روم از پی یاری دیگر *** یا به غیر از تو دهم دل به نگاری دیگر
رهسپار غم عشق توام ای راحت جان *** زان نیارم كه روم از پی كاری دیگر
آتش روی تو بر دل زده یك باره شرار *** عشق تو سوخته جانم به شراری دیگر
به خیال گل روی تو بهاری دل راست *** در وصال تو خود او را ست بهاری دیگر
﴿صفحه 28﴾
امشب از دست روم گر كه تویی باده گسار *** لب میگون توام باده گساری دیگر
حسن عهدت نگذارد كه گذارم پس از این *** سر تسلیم و رضا بر خط یاری دیگر
* * *

ارزش مؤمن

همه ی عنایات و الطاف خدا به مؤمن در دنیا و آخرت به خاطر ایمان و عمل و اخلاق اوست . ایمان و عمل و اخلاق كه از ارزش های ذاتی است به او ارزش بخشیده ، تا جایی كه وجود مؤمن فوق همه ی ارزش هاست ، و به خاطر این ارزش والاست كه مورد رحمت و مغفرت است ، و در قیامت جایگاهش بهشت و پذیرایی اش نعمت های ابدی است .
ارزش مؤمن در روایات اهل بیت (علیهم السلام) به صورتی اعجاب انگیز بیان شده است:
روایت شده پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) به كعبه نظر كرد و گفت :
مرحبا به بیت ، چه بزرگ و عظیمی ، و چه بزرگ است حرمتت نزد خدا ، سوگند به خدا حرمت مؤمن از تو عظیم تر است ; زیرا برای تو یك حرمت است و برای مؤمن سه حرمت : حرمت در مال ، حرمت در خون ، و حرمت در شأن و اعتبار ، چون كسی حق ندارد به مؤمن گمان بد بورزد(8) .
و نیز آن حضرت فرمود :
إنَ اللهَ جَلَّ ثَناؤُهُ یَقولُ : « وَعِزَّتِی وَجَلاَلِی مَا خَلَقْتُ مِن خَلْقِی خَلْقاً أحَبُّ اِلَیَّ مِن عَبْدِیَ المُؤمِنِ »(9).
﴿صفحه 29﴾
خدا كه ثنایش بزرگ است می فرماید : « سوگند به عزت و جلالم آفریده ای را در میان همه ی آفریدگانم محبوب تر از مؤمن نزد خود نیافریده ام » .
و نیز فرمود :
اَلمُؤمِنُ أكْرَمُ عَلَی اللهِ مِن مَلاَئِكَتِهِ المُقَرَّبِینَ(10) .
مؤمن نزد خدا از فرشتگان مقرب گرامی تر است .
امام صادق (علیه السلام) فرمود :
مخلوقات ، توان رسیدن به حقیقت صفات خدای عزّ و جل را ندارند ، و چنان كه توان رسیدن به حقیقت صفات خدا را ندارند توان رسیدن به حقیقت صفات پیامبر خدا را ندارند ، و چنان كه توان رسیدن به حقیقت صفات پیامبر خدا را ندارند توان رسیدن به صفات امام را ندارند ، و چنان كه توان رسیدن به صفات امام را ندارند توان رسیدن به حقیقت صفات مؤمن را ندارند !! (11)
حضرت رضا (علیه السلام) از پدرانش از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت می كند كه رسول اكرم (صلی الله علیه وآله وسلم)فرمود :
مَثَلُ المُؤمِنِ عِنْدَ اللهِ تَعَالَی كَمَثَلِ مَلَك مُقَرَّب ، وَاِنَّ المُؤمِنَ عِنْدَ اللهِ لاََعْظَمُ مِن ذَلِكَ . . .(12) .
مؤمن نزد خدای عز و جل مانند فرشته ی مقرب است ، و در حقیقت مؤمن نزد خدا از فرشته ی مقرب هم بالاتر است .
﴿صفحه 30﴾