فهرست کتاب


زیباییهای اخلاق

استاد حسین انصاریان

پرسش و پاسخی از حضرت حق

وجود مبارك حضرت حق در یكی از آیات سوره ی مباركه ی سجده پرسش زیر را مطرح كرده و به آن پاسخ می دهد .
أَفَمَن كَانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كَانَ فَاسِقاً لاَ یَسْتَوُونَ )(1) .
آیا كسی كه مؤمن است همچون كسی است كه از فرمانِ ] خدای [ بیرون رفته ؟! هرگز برابر نیستند .
سبب این كه خود به آن پاسخ می دهد این است كه : غیر او به حقایقی كه در این پرسش نهفته است آگاهی ندارد . و پس از آن در آیات دیگر ، تفسیر و توضیحی نسبت به آیه ای كه حاوی پرسش و پاسخ است می آورد .
حضرت حق در این آیه ی شریفه می پرسد : آیا كسی كه مؤمن است ، یعنی اعتقاد به خدا و قیامت دارد و دارای فضایل اخلاقی است و كارهای پسندیده انجام می دهد ، با كسی كه از مدار طاعت حق بیرون افتاده ، و از فضای پاك انسانیت خارج شده ، و از حوزه ی امن خدا گریخته و به ناچار اسیر شیطان ها و دیوان و غولان و هوا و هوس شده ، و از اعتقاد به خدا و قیامت تهی گشته ، و به رذایل اخلاقی دچار آمده و به كارهای ناپسند روی آورده مساوی ویكسان است؟
پاسخ می دهد : هرگز این دو نفر برابر و مساوی نیستند ; زیرا :
مؤمن در اوج ارزش و فاسق در نهایت پستی است .
مؤمن مقرب حضرت حق و فاسق در دوری از درگاه دوست است .
مؤمن سزاوار پاداش و فاسق مستحق كیفر و عذاب است .
مؤمن اهل نجات و فاسق محروم از نجات است .
﴿صفحه 23﴾

حوزه ی ایمان و حوزه ی فسق

از تفاوت های بسیار مهمی كه در آیات و روایات درباره ی مؤمن و فاسق مطرح است این است كه : مؤمن هنگامی كه به عبادت و طاعت و انجام كار نیك و عمل صالح برمی خیزد ، برای او ـ به تناسب معرفت و عمل و ایمان و خلوصش ـ اجر و پاداشی مقرر است ، و اگر به علّتی دچار لغزش و خطا شود ، قابل آمرزش و مغفرت است . از حضرت امام صادق (علیه السلام) روایتی به این مضمون نقل شده است :
هرگاه مؤمن قصد گناه كند ولی آن را انجام ندهد ، در پرونده اش ثبت نمی شود ; ولی اگر آن را انجام دهد هفت ساعت به او مهلت می دهند تا در آن هفت ساعت توبه كند یا عمل خیری چون نماز به جا آورد ، كه در صورت توبه یا انجام عمل خیر گناهش آمرزیده می شود ، و خطایش مورد مغفرت و آمرزش قرار می گیرد(2) .
امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید : از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) شنیدم كه می فرمود :
یا علی ! سوگند به خدایی كه مرا به درستی و راستی بشیر و نذیر فرستاد ، یقیناً هر یك از شما برای وضو برخیزد ، گناهان از اعضایش می ریزد و هنگامی كه برای نماز به ظاهر و باطنش و به روی و به قلبش به سوی خدا می رود ، از
﴿صفحه 24﴾
نماز فارغ نمی شود مگر مانند روزی كه مادر او را زاییده از همه ی گناهان پاك می شود . و اگر میان دو نماز واجب خطایی به او برسد ، پس از ادای نماز دیگر به همان صورت گناهش بر او آمرزیده می شود . . .
جایگاه پنج نماز واجب برای امت من همانند نهری است كه بر در خانه ی یكی از شما جاری است ، اگر بر بدن یكی از شما چركی باشد آن گاه در روز پنج بار در آن نهر غسل كند ، آیا در بدنش چركی می ماند ؟ به خدا سوگند نمازهای پنج گانه برای امت من در پاك نمودن آنان مانند همان نهر است(3) .
ولی فاسق كه از دایره ی ایمان و انسانیت بیرون است ، اگر كار نیك و عمل صالحی انجام دهد مورد قبول و پذیرش حق قرار نمی گیرد و اگر گناهی مرتكب شود به مغفرت و آمرزش نمی رسد ; زیرا او با خدا معامله نكرده است . او خدا را باور ندارد و طلب آمرزش و مغفرت از خدا نكرده است ، پس مؤمن و فاسق در هیچ زمینه ای با هم برابر و یكسان نیستند .
اینان اگرچه در دنیا بر سر یك سفره اند ـ سفره ی طبیعت و نعمت ها ـ ولی در آخرت میان آنان جدایی ابدی خواهد بود . اهل ایمان همیشه در نعمت های جاوید بهشت و اهل فسق تا ابد در دوزخ جای دارند .

سرنوشت مؤمنان در قیامت

قرآن مجید در بسیاری از آیات و روایات به بیان سرنوشت مؤمنان در قیامت
﴿صفحه 25﴾
پرداخته است و اگرچه لازم است انسان از همه ی آنها آگاه شود ، ولی این نوشتار چون گنجایش همه ی آن حقایق را ندارد به ذكر نمونه ای از آن آیات و روایات اكتفا می شود .
قرآن مجید پس از پرسش و پاسخ درباره ی مؤمنان و فاسقان و این كه در هیچ موردی با هم یكسان و برابر نیستند در آیه ی بعد به سرنوشت مؤمنان در قیامت اشاره می كند :
( أَمَّا الَّذِینَ ءَامَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَی نُزُلا بِمَا كَانُوا یَعْمَلُونَ )(4).
اما كسانی كه ایمان آوردند و كارهای شایسته انجام دادند ; به سبب این كه همواره در كار مثبت بودند جایگاهشان برای پذیرایی به وسیله ی هر نوع خوراكی و آشامیدنی ، بهشت هاست .
آیه ی شریفه به سه حقیقت بسیار باارزش اشاره دارد :
1 ـ ایمان و باور داشتن حقایق به تنهایی سبب نجات نیست . آنان كه به نجات خود در سایه ی ایمانِ تنها امید بسته اند ، امیدشان بی پایه است . عاشق نجات و مشتاق پاداش نباید به ایمان بدون عمل قناعت كند ، بلكه لازم است ایمان خود را به كارهای شایسته چون واجبات و ترك محرمّات و خدمت به بندگان حق بیاراید تا زمینه ی جلب رحمت و ـ اگر خدای ناخواسته به گناهی آلوده باشد ـ زمینه ی جلب مغفرت برای او فراهم آید .
2 ـ جنات مأوی با تمام نعمت هایش در سیطره ی مالكیت آنان قرار می گیرد . ( فلهم ) مالكیتی كه قابل سلب شدن و از دست رفتن نیست ، مالكیتی است ابدی و همیشگی و جاوید و دایمی و در حقیقت ظهور مالكیت حق نسبت به آن
﴿صفحه 26﴾
بزرگواران است ; این مالكیت به خاطر آن است كه از ابتدای بلوغ تا هنگام مرگ به طور پیوسته اهل ایمان و عمل صالح بودند .
3 ـ مهماندار و پذیرایی كننده از آنان خداست . چنان كه در سوره ی انسان به این حقیقت والا اشاره شده است :
( عَالِیَهُمْ ثِیَابُ سُنْدُس خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّة وَسَقَاهُم رَبُّهُم شَرَاباً طَهُوراً )(5) .
بالا پوششان دیبای سبز نازك و ضخیم ، و آرایششان دستبندهایی از نقره است ، و پروردگارشان به آنان شراب پاك كه نه مستی و بیخودی و نه سر درد و رنج ایجاد می كند به آنان می نوشاند .
راستی چه بزم خوشی است ، بزمی دایمی و ابدی ، همراه با انواع لباس های زیبا وخوش منظره ، و آرایشی از دستبندهای پر جلوه در جایگاهی چون بهشت و در كنار مهمانداری چون حضرت دوست ، كه خود با رحمت ویژه و محبت و عشق بی نهایتش ، از میهمانانِ باكرامتش ، پذیرایی می كند . این پذیرایی كه با نعمت های ملموس انجام می گیرد تا حدودی قابل درك است .
نوعی دیگر از پذیرایی جنبه ی معنوی دارد ، كه تا انسان به آن نرسد به هیچ صورت برای او قابل درك نیست . پیامبر بزرگ اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) ـ كه در دنیا هم از این نوع پذیرایی معنوی به طور كامل بهره مند بوده ـ در روایتی به این حقیقت اشاره فرموده است .
إنَّ النَّبِیَّ لَمَّا وَاصَلَ فِی صَوْمِهِ ، وَاصَلَ أصحَابُهُ اقْتِدَاءً بِهِ ، فَنَهَاهُم عَن صَومِ الوِصَالِ . فَقَالُوا : « فَمَا بَالُكَ أَنتَ یَا رَسوُل الله ؟ » فَقَالَ : « إنّی لَسْتُ كَأحَدِكُم ، إنّی اظَل
﴿صفحه 27﴾
عِندَ رَبّی یُطعِمُنی وَیسقِینِی »(6) .
هنگامی كه پیامبر روزه اش را بدون انقطاع و پی در پی قرار داد ، اصحاب هم به او اقتدا كردند ، پیامبر آنان را از روزه ی وصال نهی كرد . گفتند : « موقعیت و شأن تو چگونه است كه به چنین روزه ای متوسل شده ای ؟! » فرمود : « من مانند شما نیستم ، من پیوسته نزد پروردگارم به سر می برم در حالی كه مرا اطعام می كند و از آشامیدنی ویژه ای می نوشاند » .
آری ! كسی كه اعلام كرده است :
أَدَّبَنِی رَبّی فَأحسَنَ تَأدِیبِی(7) .
پروردگارم مرا به ادب آراست و نیكو مرا به ادب آراست .
باید به پاداش این كه همه ی موارد ادب را عاشقانه پذیرفت و به مرحله ی اجرا گذاشت ، و در این زمینه برای همه ی انسان ها اسوه و سرمشق شد ، از سوی محبوبش خوراكی و آشامیدنی ویژه ، كه جز خود او از كیفیتش خبر نداشت دریافت كند .
او انسان والا و عاشق و عارفی بود كه با همه ی وجودش به زبان حال به محبوبش می گفت :
من نه آنم كه روم از پی یاری دیگر *** یا به غیر از تو دهم دل به نگاری دیگر
رهسپار غم عشق توام ای راحت جان *** زان نیارم كه روم از پی كاری دیگر
آتش روی تو بر دل زده یك باره شرار *** عشق تو سوخته جانم به شراری دیگر
به خیال گل روی تو بهاری دل راست *** در وصال تو خود او را ست بهاری دیگر
﴿صفحه 28﴾
امشب از دست روم گر كه تویی باده گسار *** لب میگون توام باده گساری دیگر
حسن عهدت نگذارد كه گذارم پس از این *** سر تسلیم و رضا بر خط یاری دیگر
* * *